TGViewer
Channel Public Channel
نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر)

نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر)

@blakhtar

Subscribers
448
Photos
112
Videos
43
Links
516
Recent Posts 20 shown
Post #728 99
🟢 طبیعت پاییزی آبشار ویسادار
# گیلان، رضوانشهر
  • ❤ 3
Post #727 115
💢 تغییر معنای سانسور از گذشته تا حال؛ از نگاه نوح هراری
  • 👍 5
Post #726 532
🔴 ثروتمند روی کاغذ، فقیر در زندگی!


▪️یکی از تناقض‌های تلخ زندگی حقوق‌بگیران و طبقه متوسط امروز همین است:

🏠 خانه‌ات میلیاردی است؛
🚗 ماشینت میلیاردی؛
🧊 یخچالت بالای صد میلیون تومان؛
اما حقوقت ماهی ۳۵ تا ۴۰ میلیون!

▪️حالا اگر یخچال از کار بیفتد، با چند ماه صرفه‌جویی می‌توانی عوضش کنی؟
اگر گیربکس ماشینت یا سلامتی خود و افراد تحت تکفلت دچار خسارت و هزینه شود، از کدام مخارج باید بزنی؟

▪️اینجا دیگر مسئله کم‌کردن هزینه‌ها نیست؛ بعضی چیزها اساساً با درآمد ماهانه قابل جایگزین‌کردن نیستند.

🔴 تلخی ماجرا اینجاست:
ممکن است میلیاردها تومان دارایی داشته باشی، اما توان نگهداری و جایگزینی همان دارایی‌های ضروری را نداشته باشی.تصور کن بخوای ایزوگام بام همان منزل میلیاردی (و نه دکوراسیون و مبل و وسایل آشپزخانه) را عوض کنی.
یعنی ثروتت روی کاغذ زیاد شده،
اما قدرت زندگی‌کردنت نه.

🟢 سعدی چه زیبا گفته است:
به احوال آن کس بباید گریست
که دخلش بود نوزده، خرجش بیست

حکایت امروز شاید این باشد:
دخلت ۳۵ تا ۴۰ میلیون در ماه است،
اما یک خرابی یا مریضی می‌تواند صدها میلیون خرج روی دستت بگذارد!


#طبقه_متوسط #تورم #حقوق_بگیران #قدرت_خرید


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👏 9
  • 👍 4
  • ❤ 2
  • 👌 2
  • 🔥 1
Post #725 218
🧩 تُپُلی؛ وقتی بقا اخلاق را به آزمون می‌کشد


🔸️گی دو موپاسان، نویسنده فرانسوی، در داستان کوتاه معروفش «تُپُلی» (Boule de Suif) ماجرای گروهی از فرانسویان را در جریان جنگ فرانسه و پروس روایت می‌کند.

🔸️گروهی از اشراف، ثروتمندان، تاجران و دو راهبه، همراه زنی به نام الیزابت روسه که روسپی است، با کالسکه از منطقه اشغال‌شده می‌گریزند. افسر پروسی کالسکه را متوقف می‌کند و می‌گوید تنها در صورتی اجازه رفتن دارند که الیزابت یک شب با او باشد.

🔸️الیزابت مقاومت می‌کند. اما همان کسانی که ابتدا از درخواست افسر خشمگین بودند، وقتی می‌بینند آزادی خودشان به تصمیم او وابسته است، با توجیهات اخلاقی و مذهبی، او را تحت فشار می‌گذارند تا تسلیم شود.

🔸️الیزابت سرانجام برای رهایی جمع تسلیم می‌شود؛ اما پس از حرکت کالسکه، همان آدم‌ها دوباره او را طرد می‌کنند و حتی غذایشان را با او قسمت نمی‌کنند؛ در حالی که او در آغاز سفر غذایش را با همه تقسیم کرده بود.

🎯 اما مسئله عمیق‌تر داستان چیست؟
بقا و اخلاق الزاماً دشمن یکدیگر نیستند. اتفاقاً بسیاری از قواعد اخلاقی برای آن شکل گرفته‌اند که زندگی و امنیت انسان و جامعه حفظ شود. مشکل از جایی آغاز می‌شود که «حفظ خود» چنان به اولویت مطلق تبدیل شود که دیگر ارزش‌ها فقط تا جایی محترم بمانند که هزینه‌ای برای بقا نداشته باشند.

🔸️در چنین شرایطی، انسان ممکن است نه فقط اخلاق را کنار بگذارد، بلکه برای کنار گذاشتن آن، اخلاق تازه‌ای بسازد:
🔸️آنچه دیروز نادرست بود، امروز «ضرورت» نام می‌گیرد؛ آنچه «خیانت» بود، «مصلحت» می‌شود و آنچه «ظلم» بود، «اجبار شرایط» خوانده می‌شود.

🔸️و اینجاست که داستان موپاسان از یک روایت قرن نوزدهمی فراتر می‌رود:
آزمون واقعی اخلاق، زمانی نیست که اخلاق هیچ هزینه‌ای ندارد؛ زمانی است که حفظ آن، برای انسان یا یک جامعه هزینه دارد.

🔸️شاید این همان پرسشی باشد که «تُپُلی» پس از نزدیک به یک‌ونیم قرن همچنان پیش روی ما می‌گذارد:
وقتی بقا به خطر می‌افتد، تا کجا حاضریم برای حفظ آن از اخلاق فاصله بگیریم؟


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 12
  • ❤ 2
Post #723 247
📚 مدرسه؛ ساختمان یا نتیجه؟


🔸️گاهی انتشار فهرست مدارس ساخته‌شده، کلاس‌های جدید، چمن‌های درون‌مدرسه‌ای، آسفالت و دیوارکشی، ظاهراً قرار است نشانه‌ای از «توسعه آموزش» باشد.

🔸️اما یک پرسش ساده‌تر و مهم‌تر وجود دارد:
از این همه پروژه، چه نتیجه‌ای برای دانش‌آموز حاصل شده است؟
فضای مناسب آموزشی، کلاس استاندارد، حیاط و امکانات ورزشی، البته لازم‌اند و مستوجب قدردانی هستند؛ اما اینها مقدمات آموزش‌اند، نه خودِ آموزش و نه نتیجه آن. پیش از هر چیز چنین امکاناتی، از حقوق اساسی کودک برای درس خواندن، محسوب می گردد ؛ همان‌گونه که سال‌ها پیش در کنار مدرسه، موضوعاتی مانند شیر و تغذیه دانش‌آموزان نیز مورد توجه بود.

معیار اصلی اما باید جای دیگری باشد:
آیا بچه‌ها با شوق به مدرسه می‌روند؟
آیا از یادگیری لذت می‌برند؟
آیا خانواده‌ها از کیفیت آموزش رضایت دارند؟
آیا دانش‌آموز پس از دوازده سال مدرسه، توانایی فکر کردن، پرسیدن، تحلیل کردن و حل مسئله پیدا کرده است؟
آیا مدرسه او را برای زندگی واقعی آماده کرده است؟
آیا فاصله میان آموزش رسمی و نیازهای جامعه و بازار کار کمتر شده است؟
و مهم‌تر از همه، آیا آن همه سخن از «علم» و «دانش»، در کیفیت واقعی آموزش و حل مسائل جامعه خود را نشان داده است؟

🔸️در قرن بیست‌ویکم، ساختن مدرسه نباید با ساختن آموزش اشتباه گرفته شود.

🔸️از سوی دیگر، گسترش امکانات آموزشی و رعایت عدالت در دسترسی به آموزش، لطف و امتیاز یک مسئول به مردم نیست؛ از اصول و تکالیف نظام آموزشی و مورد تأکید قانون اساسی و اسناد بالادستی آموزش‌وپرورش است. بنابراین بهتر است اجرای این وظایف عمومی، بیش از آنکه به نام و تبلیغ افراد گره بخورد، به‌عنوان حق مردم و مسئولیت حکومت دیده شود.

🔸️مدرسه و دانش‌آموز نباید به ابزار تبلیغاتی سیاستمداران تبدیل شوند. ساخت مدرسه، تجهیز کلاس یا ایجاد زمین ورزشی، هرقدر هم ارزشمند باشد، زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که در خدمت کیفیت آموزش و آینده کودک قرار گیرد، نه در خدمت کارنامه‌سازی سیاسی.
🔸️پس به‌جای شمردن تعداد پروژه‌ها، بهتر است روزی از نتایج بپرسیم:
از این همه هزینه و تلاش، چند کودک بیشتر کتاب می‌خوانند؟
چند دانش‌آموز بهتر فکر می‌کنند؟
چند نفر مهارت و تخصص پیدا کرده‌اند؟
چند خانواده به آموزش فرزندانشان اعتماد بیشتری پیدا کرده‌اند؟
و چند نفر با امید و توانایی، آینده خود را در همین جامعه می‌سازند؟

🌱 توسعه آموزش را باید در کیفیت انسانِ تربیت‌شده سنجید، نه در تعداد ساختمان‌های ساخته‌شده.

✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 8
  • 👏 7
Post #722 138
🍂 مهر؛ وقتی پاییز با زنگ مدرسه آغاز می‌شود


برای بسیاری از ما، پاییز فقط فصل زردشدن برگ‌ها نیست؛ با اول مهر آغاز می‌شود؛ با بوی کتاب و دفتر نو، کیف‌های تازه، روپوش مدرسه، دیدن دوباره دوستان و صدای زنگی که کودکی‌مان را به کلاس درس فرا می‌خواند.
نسل ما هنوز شعری را از کتاب فارسی به یاد دارد:
«فصل پاییز چو آغاز شود
همه جا مدرسه‌ها باز شود»

این شعر، بیش از آنکه صرفاً یک تصویر شاعرانه باشد، بازتاب یک واقعیت آشنا در زندگی چندین نسل ایرانی است: پاییز و مدرسه، سال‌هاست در ذهن ایرانیان به هم گره خورده‌اند.
اما آیا «اول مهر» همیشه آغاز مدرسه‌ها بوده است؟

🔸 تاریخ، کمی پیچیده‌تر از خاطره ماست.
در سال‌های نخست شکل‌گیری آموزش نوین، تقویم مدارس یکسان و ثابت نبود. در سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸، آغاز سال تحصیلی با توجه به شرایط جغرافیایی، از نیمه شهریور تا نیمه مهر متفاوت بود. در سال ۱۳۱۳ نیز آغاز سال تحصیلی ۱۵ شهریور تعیین شد.
اما چند سال بعد، «اول مهر» به‌طور صریح وارد مقررات رسمی مدارس شد.

در آیین‌نامه دبستان مصوب ۱۳۱۹، ماده چهارم مقرر می‌کرد که پذیرش دانش‌آموزان از ۲۱ شهریور تا پایان شهریور انجام شود، «به طوری که در اول مهر ماه هر سال دبستان باز و کلاس‌ها دایر گردد.» برای نقاط گرمسیر نیز استثناهایی پیش‌بینی شده بود.

پس اول مهر، برخلاف تصور گاه رایج، نه محصول سال‌های پس از انقلاب است و نه حتی ساخته قانون سال ۱۳۷۶؛ این تاریخ دست‌کم از دهه ۱۳۱۰ در مقررات رسمی آموزش کشور حضور داشته است.

🔸 در ۱۳۳۸، آغاز سال تحصیلی بار دیگر اول مهر تعیین شد و برای مناطق گرمسیری آغاز دیرتری، از ۱۶ مهر، در نظر گرفته شد. در ۱۳۴۷ نیز آغاز سال تحصیلی دبستان‌ها، مدارس راهنمایی و دبیرستان‌ها اول مهر تعیین شد. در ۱۳۶۲، شورای عالی آموزش و پرورش نیز اول مهر را به عنوان آغاز سال تحصیلی همه پایه‌ها تعیین کرد.
اما در میانه این مسیر، یک تجربه متفاوت هم رخ داد.

در سال ۱۳۷۴ مقرر شد مدارس از ۱۵ شهریور آغاز شوند و در مقابل، بخشی از تعطیلات به زمستان منتقل شود. این طرح، بنا بر گزارش مسئولان سابق آموزش و پرورش، تنها حدود یک تا دو سال دوام آورد و حتی در برخی مناطق اجرا نشد.

شاید همین تجربه کوتاه همان چیزی باشد که بعضی از ما از سال‌های مدرسه به یاد داریم: مدرسه‌ای که قرار بود زودتر شروع شود و در میانه زمستان چند روزی تعطیل باشد.

سرانجام در ۲۶ مهر ۱۳۷۶، مجلس شورای اسلامی با تصویب «قانون بازگشایی مدارس در اول مهرماه هر سال»، این موضوع را صریحاً در قالب قانون تثبیت کرد:
«زمان بازگشایی مدارس در سراسر کشور همه‌ساله اول مهرماه بوده...»

این قانون، آغاز آموزش را اول مهر، پایان آموزش را پایان اردیبهشت و برگزاری امتحانات را در خرداد تعیین کرد و برای مناطق گرمسیری نیز امکان استثنا در نظر گرفت.

در آیین‌نامه اجرایی مدارس مصوب ۱۳۷۹ نیز همین ساختار تثبیت شد: اول مهر تا پایان شهریور سال بعد یک سال تحصیلی محسوب می‌شود و دوره آموزش رسمی و امتحانات از اول مهر تا پایان خرداد ادامه دارد.

🍁 اما چرا مهر این‌چنین با مدرسه در ذهن ما پیوند خورده است؟
شاید بخشی از پاسخ را باید در خود طبیعت جست‌وجو کرد.

مهر، فصل تغییر است؛ نه گرمای سنگین تابستان را دارد و نه سرمای زمستان را. برگ‌ها آرام‌آرام رنگ عوض می‌کنند، هوا خنک‌تر می‌شود و طبیعت، پس از جنب‌وجوش تابستان، به سوی فصل تازه‌ای می‌رود.

و درست در همین هنگام، کودک نیز وارد فصل تازه‌ای از زندگی می‌شود.

مدرسه فقط آغاز درس خواندن نیست؛ آغاز دوستی‌ها، پرسش‌ها، کشف جهان، آموختن نظم، تجربه شکست و موفقیت و پیدا کردن جای خود در میان دیگران است.

برای کودک کلاس اولی، اول مهر شاید نخستین قدم جدی به بیرون از خانه باشد؛ برای دانش‌آموز قدیمی‌تر، دیدار دوباره دوستان و معلمانی که چند ماه از آنها دور بوده است.

برای معلم نیز مهر، آغاز دوباره است؛
باز کردن در کلاس، دیدن چهره‌های تازه، شنیدن صدای همهمه کودکان و امید بستن به اینکه شاید در میان همین نیمکت‌ها، انسانی کنجکاو، آزاداندیش و دانا پرورش یابد.

شاید به همین دلیل است که مهر در فرهنگ عمومی ما فقط یک ماه تقویمی نیست؛ خاطره مشترک چندین نسل است.

از کودکی که با کیف نو راهی مدرسه می‌شود تا معلمی که ماژیک را روی وایت برد می‌گذارد؛ از حیاط مدرسه و صف صبحگاهی تا نخستین صفحه دفتر مشق...

🍂 پاییز برای ما با برگ‌ریزان آغاز نمی‌شود؛ با زنگ مدرسه آغاز می‌شود.
و چه زیبا که فصل فرو ریختن برگ‌ها، فصل روییدن اندیشه‌ها باشد.

📚 مهر مبارک؛
بر کودکان، نوجوانان، معلمان و همه کسانی که هنوز به معجزه آموزش و یادگیری باور دارند.


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 7
  • 🙏 2
Post #721 145
📚 بیست درس تربیتی از جان لاک


جان لاک، فیلسوف انگلیسی سدهٔ هفدهم، در رسالهٔ معروف خود اندیشه‌هایی درباره تعلیم و تربیت (۱۶۹۳)، #تربیت را بسیار فراتر از آموزش مدرسه می‌داند؛ یعنی ساختن شخصیت، عادت، اخلاق و قدرت فکر کردن.
✅ چند نکته از نگاه او که هنوز خواندنی‌اند:
🔹 ۱. تربیت بسیار تعیین‌کننده است.
لاک می‌گوید از هر ده نفر، نه نفر آنچه هستند ـ خوب یا بد ـ تا حد زیادی محصول تربیت خویش‌اند.
🔹 ۲. کودک را بیش از اندازه نازپرورده نکنیم.
عادت دادن کودک به نظم، تحرک، هوای آزاد و تحمل سختی‌های معمول زندگی، او را مقاوم‌تر می‌کند.
🔹 ۳. مهم‌ترین فضیلت، توانایی «نه گفتن» به خواسته‌های خود است.
کودک باید بیاموزد هر خواسته‌ای را فوراً دنبال نکند و عقل را بر میل مقدم بدارد.
🔹 ۴. برای هر کار خوب، رشوهٔ مادی ندهیم.
شیرینی، پول و هدیه اگر ابزار دائمی تربیت شوند، ممکن است کودک را بیشتر به پاداش بیرونی وابسته کنند.
🔹 ۵. تنبیه بدنی، راه اصلی تربیت نیست.
لاک با تنبیه مکرر مخالف است و آن را کم‌اثر می‌داند؛ هرچند در نگاه تاریخی خودش، برای سرکشی عمدی آخرین راه را کاملاً منتفی نمی‌کرد.
🔹 ۶. تشویق و اعتبار اجتماعی اثر زیادی دارد.
کودک باید یاد بگیرد که درستکاری، شایستهٔ احترام و خطا، مایهٔ شرمندگی اخلاقی است؛ نه اینکه فقط از تنبیه بترسد.
🔹 ۷. عادت از نصیحت مؤثرتر است.
نظم، ادب و مسئولیت‌پذیری با تکرار رفتار درست به بخشی از شخصیت کودک تبدیل می‌شوند.
🔹 ۸. قانون کمتر، اما روشن و ثابت.
اگر برای هر چیز کوچک «بکن و نکن» بسازیم، هم کودک سردرگم می‌شود و هم ارزش قانون پایین می‌آید.
🔹 ۹. کنجکاوی کودک را خاموش نکنیم.
پرسش‌های کودک را مسخره نکنیم؛ با صداقت و متناسب با سن او پاسخ دهیم. کنجکاوی، راه طبیعی ورود به دانش است.
🔹 ۱۰. بی‌رحمی با حیوانات را جدی بگیریم.
لاک هشدار می‌دهد عادت کردن کودک به آزار حیوانات می‌تواند دل او را نسبت به رنج موجودات دیگر سخت کند.
🔹 ۱۱. کودک را از خودخواهی و انحصارطلبی دور کنیم.
بخشش، سخاوت و رعایت حق دیگران باید از کودکی تمرین شود.
🔹 ۱۲. ادب یعنی کاری نکنیم دیگری احساس تحقیر کند.
نزاکت واقعی فقط سلام و تعارف نیست؛ احترام گذاشتن به شأن و احساس دیگران است.
🔹 ۱۳. چهار دشمن ادب: تحقیر، عیب‌جویی، مخالفت‌جویی و تمسخر.
کودکی که دائماً دیگران را کوچک می‌کند، عیب می‌گیرد یا به آنان می‌خندد، در معاشرت اجتماعی آسیب می‌بیند.
🔹 ۱۴. اخلاق و خرد از محفوظات مهم‌ترند.
از نگاه لاک، دانش اگر با فضیلت و خرد همراه نباشد، حتی ممکن است انسان را باسواد اما بدتر کند.
🔹 ۱۵. یادگیری را تا حد امکان با بازی همراه کنیم.
لاک پیشنهاد می‌کند آموزش خواندن و نوشتن برای کودک به کاری لذت‌بخش تبدیل شود، نه تجربه‌ای آزاردهنده.
🔹 ۱۶. رابطهٔ والد و فرزند باید با رشد کودک تغییر کند.
اقتدار در سال‌های نخست ضروری است؛ اما با رشد عقل و شخصیت فرزند، گفت‌وگو، مشورت و اعتماد باید جای فاصله و فرمان‌برداری صرف را بگیرد.
🔹 ۱۷. آموزش زبان فقط حفظ قواعد نیست.
لاک حتی دربارهٔ لاتین معتقد است زبان باید تا حد امکان با کاربرد و گفت‌وگو آموخته شود، نه صرفاً با حفظ قواعد خشک.
🔹 ۱۸. یک مهارت عملی هم یاد بگیریم.
او برای جوان حتی در طبقات مرفه، یادگیری یک کار دستی مانند باغبانی، نجاری یا کار فنی را مفید می‌داند.
🔹 ۱۹. سفر زمانی سودمند است که آمادگی فکری وجود داشته باشد.
سفر باید فرصتی برای شناخت مردم، فرهنگ‌ها و شیوه‌های زندگی دیگر باشد؛ نه صرفاً تفریح یا نمایش تجمل.
🔹 ۲۰. طبیعی باشیم، نه متظاهر.
لاک «تظاهر» را دشمن رفتار طبیعی می‌داند. شخصیت واقعی، صداقت و سادگی معمولاً از تلاش برای نشان دادن چیزی که نیستیم، جذاب‌تر است.
🌱 شاید خلاصهٔ اندیشهٔ تربیتی لاک این باشد:
کودک را فقط برای امتحان و مدرسه آماده نکنیم؛ او را برای زندگی، فکر کردن، خویشتن‌داری، احترام به دیگران و مسئولیت‌پذیری تربیت کنیم.

📖 برگرفته و بازنویسی‌شده بر اساس:
John Locke, Some Thoughts Concerning Education, 1693.

✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 7
  • ❤ 1
  • 🙏 1
Post #720 185
📜 آیا تاریخ تکرار می‌شود؟
از ابوطاهر قرمطی تا حوثیان



🔸️گاهی تاریخ نه عیناً تکرار می‌شود و نه کاملاً از میان می‌رود؛ بلکه الگوهایی از گذشته در شرایطی تازه دوباره ظاهر می‌شوند.

🔸️در روزهای اخیر، خبر رهگیری یک پهپاد حوثی در جنوب مکه، پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه این شهر، بار دیگر خاطره حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۷ق را زنده کرده است. عربستان این پهپاد را حوثی دانسته، اما حوثی‌ها هدف قرار دادن مکه و اماکن مقدس را انکار کرده‌اند.

🔸️در همین فضای ملتهب، سخنان یکی از روحانیون وابسته به جریان حوثی درباره «حرمین» نیز منتشر شده که بحث‌های فراوانی برانگیخته است.

🔸️حمله معروف سال ۳۱۷ق به مکه کار ابوطاهر سلیمان، برادر و جانشین ابوسعید جنّابی، بود.

🔸️ابوطاهر در موسم حج سال ۳۱۷ق وارد مکه شد. قرمطیان شمار زیادی از زائران و ساکنان را کشتند و حجرالاسود را از کعبه جدا کرده و به احساء بردند؛ حجرالاسود نزدیک به دو دهه در اختیار آنان باقی ماند.

✅ از اینجا شباهت امروز با آن واقعه آغاز می‌شود:
🔹 هر دو ماجرا در بستر یک منازعه سیاسی ـ نظامی گسترده‌تر با قدرت مسلط بر حجاز رخ داده‌اند.
🔹 در هر دو، مکه فقط یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه نماد قدرت و مشروعیت دینی است.

🔹 و مهم‌تر از همه، در هر دو مورد می‌توان دید که چگونه یک منازعه سیاسی ممکن است با زبان و استدلال دینی توجیه شود.

⚖️ اما تفاوت‌ها بسیار بزرگ‌تر از شباهت‌هاست.
قرمطیان در ۳۱۷ق مکه را تصرف کردند، کشتار گسترده انجام دادند و حجرالاسود را ربودند. اما در حادثه کنونی، سخن از رهگیری یک پهپاد در جنوب مکه است و درباره هدف واقعی آن نیز میان طرفین اختلاف وجود دارد.
بنابراین از نظر تاریخی، نمی‌توان این دو واقعه را یکسان دانست.

🇮🇷 یک تفاوت جالب: نقش ایرانیان

🔸️در ماجرای قرمطیان، عنصر ایرانی در درون خود جنبش حضور داشت؛ خاندان جنّابی، که ابوسعید و ابوطاهر از آن برخاستند، از ناحیه فارس بود و دعوت قرمطی نیز در بخش‌هایی از سرزمین‌های ایرانی گسترش داشت.

🔸️اما درباره حوثیان، وضعیت متفاوت است. آنان جنبشی یمنی با ریشه‌های زیدی هستند و همواره بر استقلال خود تأکید کرده‌اند؛ درباره میزان و ماهیت ارتباط آنان با ایران نیز دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

🕌 و یک تفاوت مهم دیگر: «زیدی» با «قرمطی» یکی نیست
اینجا نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود، بسیار جالب است.

🔸️حوثی‌ها از سنت زیدی یمن برخاسته‌اند؛ در حالی که قرمطیان بحرین بخشی از جریان اسماعیلی ـ قرمطی بودند. این دو را صرفاً به دلیل شیعه بودن نمی‌توان در یک ردیف قرار داد.

🔸️اتفاقاً تاریخ زیدیه در قرون چهارم و پنجم هجری نشان‌دهنده تعامل علمی با جهان اهل سنت، به‌ویژه حنفیان است.
برای نمونه، دو امام مهم زیدی، مؤید بالله احمد بن حسین هارونی و برادرش ناطق بالحق یحیی بن حسین، در بغداد نزد ابوعبدالله بصری تحصیل کردند. از همین‌رو، در برخی منابع درباره نزدیکی فقه زیدی به فقه حنفی سخن گفته شده است.

🔸️البته این نکته نباید به معنای «حنفی بودن زیدیه» فهمیده شود.

🔸️این موضوع نشان می‌دهد که در جهان اسلام قرون میانه، مرزهای مذهبی همیشه آن‌قدر سخت و بسته نبود که امروز گاهی تصور می‌کنیم؛ یک عالم زیدی می‌توانست در بغداد نزد استادی از مکتب حنفی تحصیل کند و از میراث فقهی او بهره ببرد.

🔎 پس شباهت اصلی کجاست؟
از این جهت، مقایسه حوثیان با قرمطیان اگر قرار باشد تاریخی باشد، باید بسیار محتاطانه صورت گیرد.

🔸️شباهت را نباید در «شیعه بودن» یا حتی «مخالفت با حکومت سعودی» جست‌وجو کرد؛ بلکه باید در یک الگوی گسترده‌تر جست‌وجو کرد: اینکه چگونه یک جنبش سیاسی ـ نظامی می‌تواند در شرایطی خاص، اقدام خود را با زبان دینی و در نسبت با مکان‌های مقدس توجیه کند.

🔸️اما میان ابوطاهر قرمطیِ قرن چهارم هجری و حوثیان قرن بیست‌ویکم، فاصله تاریخی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی بسیار زیاد است.
پس شاید دقیق‌تر باشد بگوییم:
تاریخ تکرار نمی‌شود؛ اما گاهی پرسش‌های قدیمی را در لباس‌های جدید پیش روی ما می‌گذارد.
و پرسش امروز شاید این باشد:
❓وقتی امر مقدس وارد میدان منازعه سیاسی می‌شود، مرز میان «دفاع از عقیده» و «استفاده سیاسی از مقدسات» کجاست؟

🔸️این پرسش، برخلاف مقایسه ساده حوثی و قرمطی، هنوز هم برای فهم تاریخ و سیاست امروز قابل تأمل است.


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 12
Post #719 179
🌱اهمیت رعیت پروری در ادب فارسی


🔸️در ادبیات فارسی، سخن از حکومت فقط سخن از تاج و تخت و سپاه و خزانه نیست. شاعران و حکیمان ما بارها یادآوری کرده‌اند که قدرت سیاسی، اگر پیوند خود را با مردم از دست بدهد، در حقیقت پایه‌های خویش را سست کرده است.
حافظ چه زیبا می‌گوید:
رند عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه کار؟
کار مُلک است آن‌که تدبیر و تأمل بایدش

🔸️اما شاید سعدی روشن‌تر از هر شاعر دیگری رابطهٔ حکومت و مردم را به تصویر کشیده باشد: (که شاه از رعیت بود تاجدار)

رعیت چو بیخند و سلطان درخت
درخت، ای پسر، باشد از بیخ سخت
مکن تا توانی دل خلق ریش
وگر می‌کنی، می‌کنی بیخ خویش


🔸️اینجا یک تصویر ساده اما عمیق ساخته شده است: سلطان درخت است و رعیت ریشه.
هرچه درخت نیرومند باشد، اگر ریشه‌اش آسیب ببیند، دیر یا زود خود نیز فرو می‌افتد.

🔸️سعدی در جای دیگری همین معنا را صریح‌تر می‌کند:
رعیت درخت است اگر پروری
به کام دل دوستان بر خوری
به بی‌رحمی از بیخ و بارش مکن
که نادان کند حیف بر خویشتن

و در گلستان نیز هشدار می‌دهد:
غافلی را شنیدم که خانهٔ رعیت خراب کردی تا خزانهٔ سلطان آباد کند...


🔸️این سخن سعدی فقط اندرز اخلاقی نیست؛ نوعی شناخت سیاسی از رابطهٔ مردم و حکومت است. آباد کردن خزانه با خراب کردن خانهٔ مردم، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت درآمدی ایجاد کند، در نهایت به زیان همان حکومتی تمام می‌شود که خزانه‌اش را آباد کرده است.

🔸️از همین روست که سعدی باب نخست بوستان را با عنوان «در عدل و تدبیر و رای» آغاز می‌کند؛ گویی در نگاه او حکومت‌داری سه پایه دارد: عدل، تدبیر و خرد.

🔸️و در جای دیگری چه هشدار صریحی می‌دهد:
حرام است بر پادشه خواب خَوش
چو باشد ضعیف از قوی بارکَش


و بلافاصله:
میازار عامی به یک خردله
که سلطان شبان است و عامی گله
چو پرخاش بینند و بیداد از او
شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

🔸️از نگاه سعدی، مسئله فقط مهربانی با مردم نیست؛ امنیت و دوام حکومت نیز به نحوه رفتار آن با مردم وابسته است.

🔸️شاید بتوان تمام این اندیشه را در همان تشبیه سعدی خلاصه کرد:
رعیت ریشه است و حکومت درخت.
درخت اگر به ریشهٔ خود آب برساند، سایه و میوه خواهد داد؛ اما اگر ریشه را فرسوده کند، ممکن است مدتی همچنان ایستاده به نظر برسد، ولی درونش از استواری خالی شده است.

🔸️این یکی از درس‌های ماندگار ادب فارسی است:

🔸️کشورداری فقط حفظ قدرت نیست؛ حفظ ریشه‌های قدرت است. و یکی از مهم‌ترین آن ریشه‌ها، رضایت، امنیت و آسایش مردم است.
شاید به همین دلیل سعدی می‌گوید:
مکن تا توانی دل خلق ریش
وگر می‌کُنی، می‌کَنی بیخ خویش.

🔸️ادب فارسی، با زبان شعر و حکایت، قرن‌ها پیش یک حقیقت ساده را به حاکمان یادآوری کرده بود:
مردم فقط رعیتِ حکومت نیستند؛ ریشهٔ حکومت‌اند. 🌱


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 8
  • ❤ 1
  • 🙏 1
Post #718 313
☝☝☝☝☝☝☝☝
🎵 🇸🇾 سوریه؛ میان رنج گذشته و امید آینده


🔸️پنجشنبه‌شب، اصاله نصری پس از حدود ۱۵ سال دوری، دوباره در دمشق روی صحنه رفت؛ کنسرتی با عنوان «عودة الأصالة»؛ بازگشت اصالت.

🔸️اما شاید مهم‌تر از خودِ بازگشت اصاله، چیزهایی باشد که در این شب خوانده و گفته شد.

🔸️در آغاز، صدای او و هزاران نفر از تماشاگران بلند شد:
«ارفع راسك فوق… إنت سوري حر»
سرت را بالا بگیر… تو یک سوریِ آزادی.

🔸️در «سوريا جنة» سخن از وطن، وحدت، مردم و ساختن آینده است؛ و در ترانه‌ای که برای بازگشت اصاله ساخته شده، می‌شنویم:
«قولوا يا عالم لأمي… رجعت أصالة عالشام»
به همه بگویید به مادرم… اصاله به شام برگشت.


🔸️اصاله از آرزوی این دیدار، رنج سال‌های گذشته و امید به مرحله‌ای از ترمیم و بهبود سوریه سخن گفت. همزمان، آلبوم «السوري» او نیز ۱۴ قطعه از میراث موسیقایی مناطق گوناگون سوریه(حتی کردها) را گرد آورده است؛ گویی تأکیدی هنری بر یک سرزمین با فرهنگ‌ها و صداهای متنوع.

🔸️البته این کنسرت بدون مخالف هم نبود. پیش از برگزاری، برخی خطیبان و جریان‌های مذهبی با آن مخالفت کردند و آن را مغایر ارزش‌های دینی دانستند؛ اما در مقابل، تمام بلیت‌های کنسرت پیش از اجرا فروخته شد و هزاران نفر در سالن حضور یافتند.

🔸️شاید این دو تصویر، بیش از هر تحلیل سیاسی دیگری قابل تأمل باشد:
جامعه‌ای که از یک سو صدای مخالفت با موسیقی و هنر در آن شنیده می‌شود و از سوی دیگر، مردم برای شنیدن آواز، هنر و موسیقی صف می‌کشند.

🔸️شاید یکی از ابعاد تغییر در خاورمیانه همین باشد:
توجه بیشتر به هنر، موسیقی و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی؛ آزادی‌ای که در آن، وطن متعلق به همه باشد؛ هیچ قوم و گروهی شهروند درجه‌یک و هیچ گروهی شهروند درجه‌دو نباشد.
و در میان همه این صداها، یک پیام ساده از دمشق شنیده می‌شود:

🔸️سوریه، با همه تنوعش، یک سرزمین است؛ و آینده‌اش باید برای همه سوری‌ها باشد.
شاید بد نباشد به جای شنیدن روایت‌های دیگران درباره سوریه،
گاهی خودِ مردم سوریه را هم ببینیم و صدایشان را بشنویم. 🇸🇾

✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 10
  • 🙏 2
Post #717 255
💢 سوریه؛ میان رنج گذشته و امید آینده
👇👇👇👇👇👇👇👇
  • ❤ 1
Post #716 238
📘 سنکا برای زندگی امروز | ۲
🧠 فلسفه؛ برای زندگی، نه برای حرف زدن



🔸️سنکا با کسانی که فلسفه را فقط برای بحث، نمایش دانایی یا جمع کردن جمله‌های زیبا می‌آموختند، چندان موافق نبود.

🔸️از نگاه او، فلسفه قرار نیست فقط به ما بگوید چه چیزی درست است؛ باید کمک کند درست‌تر زندگی کنیم.

🔹 اگر سال‌ها کتاب بخوانیم، اما خشممان کمتر نشود، چه آموخته‌ایم؟

🔹 اگر درباره آرامش حرف بزنیم، اما با هر سخن دیگران آشفته شویم، دانایی ما چه فایده‌ای دارد؟

🔹 اگر از عدالت سخن بگوییم، اما در رفتار روزمره با دیگران انصاف نداشته باشیم، فلسفه کجای زندگی ماست؟

🔹 دانستنِ راه، با رفتن در راه یکی نیست.

🔸️سنکا فلسفه را نوعی تمرین زندگی می‌دانست؛ تمرینی برای اینکه انسان بر ترس، خشم، حرص، حسادت و وابستگی‌های بیهوده خود مسلط‌تر شود.

🔸️پس شاید معیار پیشرفت فکری ما تعداد کتاب‌هایی که خوانده‌ایم یا سخنانی که بلدیم نقل کنیم نباشد؛
بلکه این باشد که:
آیا امروز آرام‌تر، عادل‌تر، صبورتر و آزادتر از دیروز زندگی می‌کنیم؟
اگر پاسخ مثبت است، فلسفه از کتاب بیرون آمده و وارد زندگی ما شده است.

🌱سنکا، برای زندگی امروز
پیوند متن با زندگی امروز را تقویت کن
پرسش‌های پیاپی را کمی متنوع‌تر کن
پایان‌بندی را اثرگذارتر و کاربردی‌تر کن


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 3
  • 👌 2
Post #714 352
📜 روزی که فروغی نقش‌آفرینی کرد
🔹 به مناسبت ۲۵ شهریور ۱۳۲۰


🔸️امروز ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، هشتاد و پنجمین سالروز یکی از سرنوشت‌سازترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که رضاشاه از سلطنت کناره گرفت و محمدرضای ۲۱ ساله جانشین او شد؛ در حالی که نیروهای شوروی و بریتانیا ایران را در اشغال داشتند.

🔸️ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرده بود، اما پس از حمله آلمان به شوروی در خرداد ۱۳۲۰، موقعیت ایران برای متفقین اهمیت تازه‌ای پیدا کرد. حضور اتباع و کارشناسان آلمانی، منابع نفتی و مهم‌تر از همه موقعیت جغرافیایی ایران برای رساندن تجهیزات به شوروی، نگرانی متفقین را افزایش داد. سرانجام در ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب وارد ایران شدند. مقاومت ارتش ایران خیلی زود فروپاشید و اقتدار دولت مرکزی به‌شدت آسیب دید.

🔸️در چنین شرایطی محمدعلی فروغی، سیاستمدار و ادیب سالخورده و بیمار، که چند سال پیش‌تر مغضوب رضاشاه شده و از سیاست کنار گذاشته شده بود، دوباره به نخست‌وزیری رسید.

🔸️فروغی در برابر مسئله‌ای بسیار دشوار قرار داشت: کشور اشغال شده بود، ارتش عملاً از هم پاشیده بود و نیروهای شوروی به سوی تهران پیش می‌آمدند. رضاشاه نیز دیگر امکان حفظ قدرت را نداشت. درباره علت دقیق کناره‌گیری او روایت‌های مختلفی وجود دارد و پژوهش‌های تاریخی نیز آن را صرفاً نتیجه یک «نقشه از پیش طراحی‌شده بریتانیا» نمی‌دانند؛ هرچند رفتن رضاشاه با منافع بریتانیا و برخی مقامات آن کشور سازگار بود و آنان نیز در نهایت با انتقال سلطنت به ولیعهد موافقت کردند.

🔸️در این میان، فروغی نقشی اساسی در انتقال سریع و منظم سلطنت به محمدرضا ایفا کرد. او با رفتن رضاشاه موافق بود و از ماندن او بیم داشت؛ زیرا معتقد بود رضاشاه حتی پس از کناره‌گیری ممکن است همچنان در حکومت مداخله کند. در عین حال، برای آنکه خلأ سیاسی دیگری پدید نیاید، انتقال سلطنت به ولیعهد را دنبال کرد. پژوهش ایرانیکا این اقدام را از عواملی می‌داند که طرح‌های جایگزین را خنثی کرد و به بقای سلطنت پهلوی انجامید.

🔸️پس ۲۵ شهریور را نمی‌توان فقط روز رفتن رضاشاه یا آمدن محمدرضا دانست؛ روزی بود که در میانه اشغال کشور، مسئله انتقال قدرت نیز باید حل می‌شد.

🔸️رضاشاه هنگام ترک قدرت از فروغی اطمینان می‌خواست که محمدرضا بر تخت بنشیند و طرح دیگری در کار نباشد. استعفانامه نوشته شد، مجلس آن را پذیرفت و ولیعهد جوان جانشین پدر شد.

🔸️این اقدام البته به معنای پایان اشغال ایران نبود. برعکس، ایران همچنان زیر حضور نظامی متفقین بود و اقتدار دولت مرکزی، به‌خصوص در شمال کشور، محدود شده بود.
اما انتقال منظم قدرت یک پیام مهم داشت: دولت ایران همچنان وجود داشت و می‌توانست با متفقین وارد مذاکره شود.

🔸️چند ماه بعد، پیمان سه‌جانبه ایران، شوروی و بریتانیا در ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ منعقد شد. در ماده نخست، دو قدرت متفق تعهد کردند تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم بشمارند و در ماده پنجم، خروج نیروهای خود را پس از پایان جنگ تعهد کردند.

🔸️البته تاریخ نشان داد که اجرای این تعهدات نیز ساده نبود و حضور شوروی در شمال ایران تا ۱۳۲۵ ادامه یافت.

🔸️بنابراین اگر بخواهیم نقش فروغی را منصفانه بررسی کنیم، شاید نباید پرسید:
«فروغی طرفدار ایران بود یا طرفدار سلطنت پهلوی؟»
پرسش تاریخی دقیق‌تر این است:
در آن شرایط، آیا انتقال سلطنت به محمدرضا، هم‌زمان راهی برای حفظ ساختار دولت ایران و جلوگیری از خلأ سیاسی بود و در عین حال به بقای سلطنت پهلوی نیز کمک کرد؟
پاسخ تاریخ ظاهراً این است: هر دو نتیجه از یک تصمیم حاصل شد.
🔸️و همین‌جاست که نقش فروغی اهمیت پیدا می‌کند؛ نه به عنوان قهرمان و نه به عنوان خائن، بلکه به عنوان سیاستمداری که در یکی از سخت‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر ایران، میان چند انتخاب نامطلوب، راهی را برگزید که به نظر خودش و دولت وقت، امکان عبور از بحران را فراهم می‌کرد.

🔻 ادامه دارد...

✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 5
  • 👌 3
  • ❤ 1
Post #713 473
📜 خراسان؛ وقتی وعده عدالت به قدرت رسید


🔸️حدود هزار و دویست سال پیش، در همین خراسان، جنبشی بزرگ علیه امویان شکل گرفت؛ جنبشی که از نارضایتی مردم از تبعیض و حکومت اموی بهره برد و با شعارهایی چون رضایت خاندان پیامبر و برپایی عدالت هواداران بسیاری یافت.

🔸️ابومسلم خراسانی در سال ۱۲۹ق پرچم عباسیان را در خراسان برافراشت و نیشابور، مرو و دیگر شهرهای خراسان به صحنه دگرگونی بزرگی تبدیل شدند. سرانجام امویان سقوط کردند و ابوالعباس سفاح به خلافت رسید.

🔸️اما قدرت تازه هنوز چند سالی بیشتر نگذشته بود که اختلاف و اعتراض آغاز شد.

🔸️بلاذری در أنساب الأشراف گزارشی قابل تأمل از زیاد بن صالح، یکی از چهره‌های مهم خراسان، نقل می‌کند. او در اعتراض به ابومسلم می‌گفت مضمون بیعت و قیام آنان، برپایی عدالت و زنده کردن سنت‌ها بود؛ اما اکنون رفتار حکومت را ستمگرانه می‌دید.
یعنی فاصله میان شعار و عمل آن‌قدر آشکار شده بود که یکی از کسانی که در برآمدن قدرت تازه نقش داشت، خود به معترض آن تبدیل شد.
🔴این داستان فقط درباره عباسیان نیست.

🔸️تاریخ بارها شاهد سیاستمدارانی بوده که پیش از رسیدن به قدرت، از عدالت، آزادی، نجات مردم و ساختن آینده‌ای بهتر سخن گفته‌اند؛ اما پس از رسیدن به قدرت، میان وعده و عملشان فاصله افتاده است.

🔸️با این همه، نسل‌های بعدی دوباره همان اشتباه را تکرار کرده‌اند:
🔹 وعده را به جای برنامه گرفته‌اند؛
🔹 شعار را به جای ضمانت؛
🔹 هیجان را به جای شناخت؛
🔹 و مخالفت با وضع موجود را با شناختِ راهِ جایگزین اشتباه گرفته‌اند.


📌 یکی از آسیب‌های تکرارشونده در تاریخ جوامع، ناتوانی در ارزیابی عقلانیِ تغییرات سیاسی و اعتماد هیجانی به وعده‌های قدرت‌های تازه است.

🔸️تاریخ البته نمی‌گوید هر نظم موجودی باید حفظ شود و هر تغییری خطرناک است.
درس تاریخ چیز دیگری است:
از یک حکومت ناراضی بودن، دلیل کافی برای اعتماد به حکومت بعدی نیست.
پرسش عاقلانه این نیست که:
«چه کسی زیباتر وعده می‌دهد؟»
بلکه باید پرسید:
چه کسی برنامه روشن دارد؟ چه تضمینی برای عمل به وعده‌هایش وجود دارد؟ چه نهادی می‌تواند او را پاسخگو کند؟ و اگر وعده‌هایش را شکست، جامعه چگونه می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌ای ویرانگر، او را کنار بگذارد؟

🔸️خراسانِ هزار و دویست سال پیش، این پرسش‌ها را با هزینه‌ای سنگین تجربه کرد.
شاید یکی از درس‌های تاریخ برای همه ادوار همین باشد:
🕯️ هیچ جامعه‌ای نباید فقط به دلیل خستگی از گذشته، آینده خود را به وعده‌های اثبات‌نشده بسپارد.
#درس‌های_تاریخ_برای_جامعه_امروز #خراسان #نیشابور #تاریخ_و_جامعه

✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 💯 3
  • 👍 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
Post #712 316
📘 سنکا برای زندگی امروز | ۱
⏳ چیزی که هیچ‌کس نمی‌تواند به ما برگرداند: زمان


سنکا، فیلسوف رواقی روم، نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی می‌کرد؛ اما بسیاری از حرف‌هایش هنوز عجیب به زندگی امروز ما نزدیک است.

او درباره زمان می‌گفت:
🔹 زندگی لزوماً کوتاه نیست؛ ما بخش زیادی از آن را هدر می‌دهیم.

🔹 پول و دارایی را اگر از دست بدهی، شاید دوباره به دست بیاوری؛ اما زمانِ ازدست‌رفته بازنمی‌گردد.

🔹 همیشه منتظر «فرصت مناسب» نباش؛ گاهی زندگی همان لحظه‌ای است که در اختیار توست.

🔹 مراقب کسانی باش که وقتت را بی‌ارزش مصرف می‌کنند؛ و مهم‌تر از آن، مراقب خودت باش که وقت خودت را بی‌ارزش مصرف نکنی.

🔹 برای آینده برنامه داشته باش، اما زندگی را به آینده موکول نکن.

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های سنکا برای انسان امروز همین باشد:
ما معمولاً از کمبود وقت شکایت می‌کنیم، در حالی که مشکل اصلی، کمبود وقت نیست؛ چگونگی مصرف آن است.
⏳ زمان تنها چیزی است که وقتی گذشت، دیگر نمی‌توانی آن را پس بگیری.
سنکا، برای زندگی امروز


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 9
  • 💯 2
Post #711 492
💢 مردی از تبار کار و خیر


🔸️نشتیفان این هفته یکی از مردان پرتلاش، خوشنام و خیرخواه خود، حاجی عبدالغفور صابر، معروف به حاجی رمضان را از دست داد؛ مردی متولد ۱۳۲۵ که پس از نزدیک به هشت دهه زندگی، در سال ۱۴۰۵ چشم از جهان فروبست.

🔸️زندگی کاری او از کارگری در دشت هشتادان، کرات و باخرز آغاز شد؛ از کارگری و رانندگی تراکتور تا رانندگی ماشین سنگین و حمل‌ونقل کالا. سپس طی حدود چهار دهه، در عرصه‌های کشاورزی، پیمانکاری، حمل‌ونقل و معدن به فعالیت و تلاش ادامه داد و به یکی از چهره‌های شناخته‌شده اقتصادی استان تبدیل شد.

🔸️اما آنچه نام او را فراتر از فعالیت اقتصادی ماندگار خواهد کرد، روحیه خیرخواهی و مشارکت در امور عمومی بود؛ از کمک به نیازمندان و اشتغال‌زایی گرفته تا همکاری با شهرداری نشتیفان و مشارکت در طرح‌های عمرانی، راهسازی و کمک به ساخت و تأمین تجهیزات درمانی و آموزشی و دینی در سطح شهرستان.

🔸️میتوان زندگی حاجی عبدالغفور را در امتداد سنتی قدیمی‌تر در خراسان دید؛ سنتی که در آن، توان اقتصادی تنها وسیله‌ای برای رفاه شخصی نبود و می‌توانست به آبادانی و خیر عمومی تبدیل شود. از اهتمام به آب و آبادانی در روزگار طاهریان و دوره‌های پس از آن، تا روزگار تیموری و چهره‌هایی چون شیخ زین‌الدین خوافی برآبادی، صوفی متمول آن دوران که بخشی از دارایی خود را در راه امور عمومی و وقف به کار گرفتند، در تاریخ این سرزمین نمونه‌هایی از چنین نگاهی دیده می‌شود. حاجی صابر نیز در روزگار ما، با فاصله‌ای بسیار از آن دوران، به همین سنت نزدیک شد: سال‌ها کار کرد، ساخت و اندوخت و بخشی از توان خود را صرف آبادانی، اشتغال، یاری نیازمندان و امور عمومی کرد.

🔸️لذا ماندگاری نام چنین مردانی بیش از آنکه به میزان دارایی‌شان وابسته باشد، به این باشد که با دارایی و توان خود چه چیزی برای دیگران ساختند و چه خیری از خود به جای گذاشتند.
یاد و نام ایشان گرامی باد و برای خانواده و بازماندگان محترم ایشان صبر و شکیبایی و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی آرزومندیم.



✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • ❤ 10
  • 👍 6
Post #710 246
نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر) 🔵🔴از نسل پرنوزاد تا نسل زِد؛ شما از کدام نسل هستید؟ ✍️نسیم بنایی 🔹 شما جزو کدام نسل هستید؟ نسل زد؟ یا نسل پرنوزاد؟ شاید دلیل بسیاری از تفاوت‌هایتان در همین باشد! 🔹کسانی‌که در سال 1950 میلادی به دنیا آمده‌اند قطعا باید تفاوت‌هایی با متولدین 2005 میلادی داشته…
💢 نمونه ای از تفاوت نسلها در بهره مندی از امکانات؛ بروایت شهروند هراتی


بچه ۷ساله آیفون ۱۷ داره


خدا شاهده مه همسن ازی بودم تنها خواست مه از مادرمه ای بود که

وقتی خیار پوست میکنه مر صدا کنه که پوست ها خیاره بخورم !
😂😂




https://telegram.me/blakhtar
  • 😁 10
  • 🤣 2
  • 🤗 2
Post #709 325
🏘️ نشتیفان؛ روزگاری که هر حرفه، بخشی از زندگی بود

در نشتیفان قدیم، هر حرفه و پیشه‌ای بخشی از زندگی مردم بود؛ از داشگری و آهنگری و نجاری گرفته تا آسیابانی، خیاطی، قصابی، سلمانی و قنادی.
مرحومان قربانعلی اشتیاقی، مصطفی و دوست‌محمد سازگار و شیرمحمد پربسته از داشگران نشتیفان بودند و افزون بر نیاز روستا، ظروف سفالی تولیدی خود را به روستاهای اطراف می‌فرستادند. مرحومان استاد یوسف و استاد یعقوب آهنگر بودند و نجاران نشتیفان نیز آن‌قدر فعال بودند که در و پنجره ساخته‌شده را تا تایباد و بیرجند می‌فرستادند.

🌾 اما نشتیفان را بیش از همه با آسبادهایش می‌شناختند؛ آسبادهایی که بخش مهمی از آرد منطقه را تأمین می‌کردند. حدود سال ۱۳۴۰، مرحوم حاج عبدالمجید شرافتی آسیای دیزلی راه انداخت؛ اما گویا مردم تفاوت مزه نانِ آرد آسبادی و آرد آسیای جدید را به‌خوبی احساس می‌کردند و این آسیاب سرانجام برچیده شد.

🍬 در میان قنادان آن روزگار، مرحومان دوست‌محمد، عبدالرسول، رمضان بهشتی و گل‌محمد زرنگ آب‌نبات تخته‌ای تولید می‌کردند و مرحوم امرالله مختاری، معروف به امرالله قناد، علاوه بر قنادی، سهمیه قند و شکر روستا را نیز دریافت می‌کرد.

🧺 در تجارت عمده، نام مرحومان حاجی آقای نوبهار و حاجی آقای علیزاده برجسته بود؛ تاجران عمده‌فروشی که نیاز بخش بزرگی از منطقه، حتی تا قاینات، را تأمین می‌کردند. در کنار آنان، خرده‌فروشان بسیاری چون حاج عبدالغنی سالکی، ملاعصمت‌الله بیانی، حاج ندایی، حاج غلامرسول مقسوم، حاج شیرمحمد همیشه‌بهار، حاج غلامرضا مرادی، حاج آخوند فیض‌محمد، ملا یارمحمد تاجبخش، و حاجی محمد قرین معروف، به مردم خدمت می‌کردند.

🔨 مکتب‌داران، خیاطان و قصابان نیز هرکدام جای خود را داشتند. مرحومان ملا درویش محمد مسلمان و آخوند خوج‌نظر مکتب‌دار بودند و مرحومان محمدحسین شب‌خیز، حسینعلی منصورزاده، ملا حسین بلیغ و عبدالکریم عابدی به خیاطی اشتغال داشتند.
در قصابی، مردم با قصاب قرارداد داشتند؛ مثلاً خانواده‌ای مقدار معینی گوشت را در هر نوبت سفارش می‌داد و مقدار آن با چوب‌خط ثبت می‌شد. در پایان دوره، گوسفندی به قصاب داده می‌شد و حساب گوشت مصرف‌شده با آن تسویه می‌گردید.

🎶 در کنار این پیشه‌ها، استاد ابراهیم دایره‌زن و استاد غلامرسول بوق‌زن نیز از نوازندگان شناخته‌شده بودند. مرحوم حبیب‌الله مختاری قهوه‌خانه داشت و به مسافران خدمت می‌کرد و مرحوم حاج محمودی علاوه بر طبابت و آمپول‌زنی، توزیع نفت را نیز بر عهده داشت.

🐴 گروهی نیز با الاغ و بار، محصولات و کالاهای نشتیفان را به روستاهای دور و نزدیک می‌بردند و در برابر، محصولات آن روستاها را می‌آوردند؛ پدر راوی نیز از همین معامله‌گران دوره‌گرد بود و پایگاه اصلی کارش قاسم‌آباد بود.

📏 و سرانجام، گزگران؛ مرحومان مقری احد و آخوند عبدالعزیز حمیدی که با نیِ بلند و مدرج، هنگام اختلاف مالکین یا وراث بر سر حدود زمین، به تعیین مرزها می‌پرداختند. هر گز نیز، بنا بر روایت راوی، یک متر و چهار صدم متر محاسبه می‌شد.

و در کنار همه اینها، تنها یک نفر به خراس‌گری یا روغن‌گیری اشتغال داشت و بیشتر روغن منداب می‌گرفت.

اینها نام‌ها و پیشه‌هایی هستند که شاید امروز بسیاری از آنها دیگر در نشتیفان دیده نشوند؛ اما زمانی، چرخ زندگی روستا با دست همین آدم‌ها می‌چرخید.

✍️ محمدحسین کاووسی
فرزند مرحوم آخوند ملا دین‌محمد کاووسی و مرحومه فاطمه شرافتی، متولد ۱۳۳۱
آنچه خواندید، حاصل خاطرات و مشاهدات شخصی نویسنده از نشتیفان آن روزگار است.


https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 6
  • ❤ 3
  • 👏 1
Post #708 200
🔵🔴از نسل پرنوزاد تا نسل زِد؛ شما از کدام نسل هستید؟

✍️نسیم بنایی

🔹 شما جزو کدام نسل هستید؟ نسل زد؟ یا نسل پرنوزاد؟ شاید دلیل بسیاری از تفاوت‌هایتان در همین باشد!

🔹کسانی‌که در سال 1950 میلادی به دنیا آمده‌اند قطعا باید تفاوت‌هایی با متولدین 2005 میلادی داشته باشند. آن‌ها «اختلاف نسلی» دارند. اما نسل به چه معناست و اختلاف نسلی چطور تفاوت‌ها را ایجاد می‌کند؟

🔹در این ویدیو سفری کوتاه به تاریخ نسل‌ها داشته‌ایم و از تفاوت‌های هر کدام گفته‌ایم. شما در کدام نسل قرار می‌گیرید؟

https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 3
  • 🙏 1
Post #707 605
📚 وقتی تحصیل‌کرده‌ها، زیردستِ بی‌سوادها می‌شوند!


روزنامه‌نگار عرب، احمد الجارالله، در مطلبی منتشرشده در Arab Times، سخنانی را به جین ماریوت، دیپلمات بریتانیایی، درباره نظام آموزشی و ساختار اجتماعی کشورهای خاورمیانه نسبت می‌دهد؛ سخنانی کوتاه، تند و البته قابل تأمل.
او میگوید سبک آموزش و راه یابی به قدرت و پله های ترقی به گونه ای است که؛

🔹 دانش‌آموزان ممتاز، راهی پزشکی و مهندسی می‌شوند.

🔹 گروه بعد، مدیریت و اقتصاد می‌خوانند و بعدها بر گروه اول مدیریت می‌کنند.

🔹 گروه سوم، وارد سیاست می‌شوند؛ حاکم و وزیر و نماینده می‌شوند و بر دو گروه قبلی ریاست می‌کنند.

🔹 و ضعیف‌ترین‌ها، به سوی تشکیلات نظامی می‌روند؛ جایی که گاه می‌توانند بر سیاستمداران نیز مسلط شوند.

🔴 اما عجیب‌تر از همه، کسانی‌اند که اساساً تحصیلات رسمی چندانی ندارند؛ با این حال ممکن است به جایگاهی برسند که تحصیل‌کرده‌ها و صاحب‌منصبان در برابرشان سر فرود آورند.

🎯 فارغ از اینکه این سخن را طنز بدانیم یا یک مشاهده اجتماعی، پرسش مهمی پشت آن پنهان است:
در جامعه‌ای که دانش و شایستگی الزاماً به قدرت و تصمیم‌گیری منتهی نمی‌شود، سرنوشت آموزش چه خواهد شد؟
وقتی کودک و نوجوان ببیند که «دانستن» الزاماً به معنای «اثرگذار بودن» نیست، دیر یا زود ممکن است از خود بپرسد:
پس برای چه باید درس بخوانم؟

📌 شاید تلخی این سخن در همین باشد؛
گاهی مشکل یک جامعه، کمبود انسان‌های باسواد نیست؛
مشکل، فاصله میان «دانش» و «قدرت» است.


📰 منبع نقل: Arab Times، احمد الجارالله، با انتساب سخنان به Jane Marriott.


✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
  • 👍 8
  • 💯 4
  • ❤ 3
  • 👎 1
Older posts →

About this channel

How can I read @blakhtar without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر): recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر) have?
نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر) (@blakhtar) has 448 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نوشته هایی از ملَل، نِحل و محل (بلنداختر) know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →