📜 آیا تاریخ تکرار میشود؟
از ابوطاهر قرمطی تا حوثیان
🔸️گاهی تاریخ نه عیناً تکرار میشود و نه کاملاً از میان میرود؛ بلکه الگوهایی از گذشته در شرایطی تازه دوباره ظاهر میشوند.
🔸️در روزهای اخیر، خبر رهگیری یک پهپاد حوثی در جنوب مکه، پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه این شهر، بار دیگر خاطره حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۷ق را زنده کرده است. عربستان این پهپاد را حوثی دانسته، اما حوثیها هدف قرار دادن مکه و اماکن مقدس را انکار کردهاند.
🔸️در همین فضای ملتهب، سخنان یکی از روحانیون وابسته به جریان حوثی درباره «حرمین» نیز منتشر شده که بحثهای فراوانی برانگیخته است.
🔸️حمله معروف سال ۳۱۷ق به مکه کار ابوطاهر سلیمان، برادر و جانشین ابوسعید جنّابی، بود.
🔸️ابوطاهر در موسم حج سال ۳۱۷ق وارد مکه شد. قرمطیان شمار زیادی از زائران و ساکنان را کشتند و حجرالاسود را از کعبه جدا کرده و به احساء بردند؛ حجرالاسود نزدیک به دو دهه در اختیار آنان باقی ماند.
✅ از اینجا شباهت امروز با آن واقعه آغاز میشود:
🔹 هر دو ماجرا در بستر یک منازعه سیاسی ـ نظامی گستردهتر با قدرت مسلط بر حجاز رخ دادهاند.
🔹 در هر دو، مکه فقط یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه نماد قدرت و مشروعیت دینی است.
🔹 و مهمتر از همه، در هر دو مورد میتوان دید که چگونه یک منازعه سیاسی ممکن است با زبان و استدلال دینی توجیه شود.
⚖️ اما تفاوتها بسیار بزرگتر از شباهتهاست.
قرمطیان در ۳۱۷ق مکه را تصرف کردند، کشتار گسترده انجام دادند و حجرالاسود را ربودند. اما در حادثه کنونی، سخن از رهگیری یک پهپاد در جنوب مکه است و درباره هدف واقعی آن نیز میان طرفین اختلاف وجود دارد.
بنابراین از نظر تاریخی، نمیتوان این دو واقعه را یکسان دانست.
🇮🇷 یک تفاوت جالب: نقش ایرانیان
🔸️در ماجرای قرمطیان، عنصر ایرانی در درون خود جنبش حضور داشت؛ خاندان جنّابی، که ابوسعید و ابوطاهر از آن برخاستند، از ناحیه فارس بود و دعوت قرمطی نیز در بخشهایی از سرزمینهای ایرانی گسترش داشت.
🔸️اما درباره حوثیان، وضعیت متفاوت است. آنان جنبشی یمنی با ریشههای زیدی هستند و همواره بر استقلال خود تأکید کردهاند؛ درباره میزان و ماهیت ارتباط آنان با ایران نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
🕌 و یک تفاوت مهم دیگر: «زیدی» با «قرمطی» یکی نیست
اینجا نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، بسیار جالب است.
🔸️حوثیها از سنت زیدی یمن برخاستهاند؛ در حالی که قرمطیان بحرین بخشی از جریان اسماعیلی ـ قرمطی بودند. این دو را صرفاً به دلیل شیعه بودن نمیتوان در یک ردیف قرار داد.
🔸️اتفاقاً تاریخ زیدیه در قرون چهارم و پنجم هجری نشاندهنده تعامل علمی با جهان اهل سنت، بهویژه حنفیان است.
برای نمونه، دو امام مهم زیدی، مؤید بالله احمد بن حسین هارونی و برادرش ناطق بالحق یحیی بن حسین، در بغداد نزد ابوعبدالله بصری تحصیل کردند. از همینرو، در برخی منابع درباره نزدیکی فقه زیدی به فقه حنفی سخن گفته شده است.
🔸️البته این نکته نباید به معنای «حنفی بودن زیدیه» فهمیده شود.
🔸️این موضوع نشان میدهد که در جهان اسلام قرون میانه، مرزهای مذهبی همیشه آنقدر سخت و بسته نبود که امروز گاهی تصور میکنیم؛ یک عالم زیدی میتوانست در بغداد نزد استادی از مکتب حنفی تحصیل کند و از میراث فقهی او بهره ببرد.
🔎 پس شباهت اصلی کجاست؟
از این جهت، مقایسه حوثیان با قرمطیان اگر قرار باشد تاریخی باشد، باید بسیار محتاطانه صورت گیرد.
🔸️شباهت را نباید در «شیعه بودن» یا حتی «مخالفت با حکومت سعودی» جستوجو کرد؛ بلکه باید در یک الگوی گستردهتر جستوجو کرد: اینکه چگونه یک جنبش سیاسی ـ نظامی میتواند در شرایطی خاص، اقدام خود را با زبان دینی و در نسبت با مکانهای مقدس توجیه کند.
🔸️اما میان ابوطاهر قرمطیِ قرن چهارم هجری و حوثیان قرن بیستویکم، فاصله تاریخی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی بسیار زیاد است.
پس شاید دقیقتر باشد بگوییم:
تاریخ تکرار نمیشود؛ اما گاهی پرسشهای قدیمی را در لباسهای جدید پیش روی ما میگذارد.
و پرسش امروز شاید این باشد:
❓وقتی امر مقدس وارد میدان منازعه سیاسی میشود، مرز میان «دفاع از عقیده» و «استفاده سیاسی از مقدسات» کجاست؟
🔸️این پرسش، برخلاف مقایسه ساده حوثی و قرمطی، هنوز هم برای فهم تاریخ و سیاست امروز قابل تأمل است.
✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
Post #720
185
- 👍 12