🏘️ نشتیفان؛ روزگاری که هر حرفه، بخشی از زندگی بود
در نشتیفان قدیم، هر حرفه و پیشهای بخشی از زندگی مردم بود؛ از داشگری و آهنگری و نجاری گرفته تا آسیابانی، خیاطی، قصابی، سلمانی و قنادی.
مرحومان قربانعلی اشتیاقی، مصطفی و دوستمحمد سازگار و شیرمحمد پربسته از داشگران نشتیفان بودند و افزون بر نیاز روستا، ظروف سفالی تولیدی خود را به روستاهای اطراف میفرستادند. مرحومان استاد یوسف و استاد یعقوب آهنگر بودند و نجاران نشتیفان نیز آنقدر فعال بودند که در و پنجره ساختهشده را تا تایباد و بیرجند میفرستادند.
🌾 اما نشتیفان را بیش از همه با آسبادهایش میشناختند؛ آسبادهایی که بخش مهمی از آرد منطقه را تأمین میکردند. حدود سال ۱۳۴۰، مرحوم حاج عبدالمجید شرافتی آسیای دیزلی راه انداخت؛ اما گویا مردم تفاوت مزه نانِ آرد آسبادی و آرد آسیای جدید را بهخوبی احساس میکردند و این آسیاب سرانجام برچیده شد.
🍬 در میان قنادان آن روزگار، مرحومان دوستمحمد، عبدالرسول، رمضان بهشتی و گلمحمد زرنگ آبنبات تختهای تولید میکردند و مرحوم امرالله مختاری، معروف به امرالله قناد، علاوه بر قنادی، سهمیه قند و شکر روستا را نیز دریافت میکرد.
🧺 در تجارت عمده، نام مرحومان حاجی آقای نوبهار و حاجی آقای علیزاده برجسته بود؛ تاجران عمدهفروشی که نیاز بخش بزرگی از منطقه، حتی تا قاینات، را تأمین میکردند. در کنار آنان، خردهفروشان بسیاری چون حاج عبدالغنی سالکی، ملاعصمتالله بیانی، حاج ندایی، حاج غلامرسول مقسوم، حاج شیرمحمد همیشهبهار، حاج غلامرضا مرادی، حاج آخوند فیضمحمد، ملا یارمحمد تاجبخش، و حاجی محمد قرین معروف، به مردم خدمت میکردند.
🔨 مکتبداران، خیاطان و قصابان نیز هرکدام جای خود را داشتند. مرحومان ملا درویش محمد مسلمان و آخوند خوجنظر مکتبدار بودند و مرحومان محمدحسین شبخیز، حسینعلی منصورزاده، ملا حسین بلیغ و عبدالکریم عابدی به خیاطی اشتغال داشتند.
در قصابی، مردم با قصاب قرارداد داشتند؛ مثلاً خانوادهای مقدار معینی گوشت را در هر نوبت سفارش میداد و مقدار آن با چوبخط ثبت میشد. در پایان دوره، گوسفندی به قصاب داده میشد و حساب گوشت مصرفشده با آن تسویه میگردید.
🎶 در کنار این پیشهها، استاد ابراهیم دایرهزن و استاد غلامرسول بوقزن نیز از نوازندگان شناختهشده بودند. مرحوم حبیبالله مختاری قهوهخانه داشت و به مسافران خدمت میکرد و مرحوم حاج محمودی علاوه بر طبابت و آمپولزنی، توزیع نفت را نیز بر عهده داشت.
🐴 گروهی نیز با الاغ و بار، محصولات و کالاهای نشتیفان را به روستاهای دور و نزدیک میبردند و در برابر، محصولات آن روستاها را میآوردند؛ پدر راوی نیز از همین معاملهگران دورهگرد بود و پایگاه اصلی کارش قاسمآباد بود.
📏 و سرانجام، گزگران؛ مرحومان مقری احد و آخوند عبدالعزیز حمیدی که با نیِ بلند و مدرج، هنگام اختلاف مالکین یا وراث بر سر حدود زمین، به تعیین مرزها میپرداختند. هر گز نیز، بنا بر روایت راوی، یک متر و چهار صدم متر محاسبه میشد.
و در کنار همه اینها، تنها یک نفر به خراسگری یا روغنگیری اشتغال داشت و بیشتر روغن منداب میگرفت.
اینها نامها و پیشههایی هستند که شاید امروز بسیاری از آنها دیگر در نشتیفان دیده نشوند؛ اما زمانی، چرخ زندگی روستا با دست همین آدمها میچرخید.
✍️ محمدحسین کاووسی
فرزند مرحوم آخوند ملا دینمحمد کاووسی و مرحومه فاطمه شرافتی، متولد ۱۳۳۱
آنچه خواندید، حاصل خاطرات و مشاهدات شخصی نویسنده از نشتیفان آن روزگار است.
https://telegram.me/blakhtar
Post #709
325
- 👍 6
- ❤ 3
- 👏 1