📜 روزی که فروغی نقشآفرینی کرد
🔹 به مناسبت ۲۵ شهریور ۱۳۲۰
🔸️امروز ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، هشتاد و پنجمین سالروز یکی از سرنوشتسازترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که رضاشاه از سلطنت کناره گرفت و محمدرضای ۲۱ ساله جانشین او شد؛ در حالی که نیروهای شوروی و بریتانیا ایران را در اشغال داشتند.
🔸️ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بیطرفی کرده بود، اما پس از حمله آلمان به شوروی در خرداد ۱۳۲۰، موقعیت ایران برای متفقین اهمیت تازهای پیدا کرد. حضور اتباع و کارشناسان آلمانی، منابع نفتی و مهمتر از همه موقعیت جغرافیایی ایران برای رساندن تجهیزات به شوروی، نگرانی متفقین را افزایش داد. سرانجام در ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب وارد ایران شدند. مقاومت ارتش ایران خیلی زود فروپاشید و اقتدار دولت مرکزی بهشدت آسیب دید.
🔸️در چنین شرایطی محمدعلی فروغی، سیاستمدار و ادیب سالخورده و بیمار، که چند سال پیشتر مغضوب رضاشاه شده و از سیاست کنار گذاشته شده بود، دوباره به نخستوزیری رسید.
🔸️فروغی در برابر مسئلهای بسیار دشوار قرار داشت: کشور اشغال شده بود، ارتش عملاً از هم پاشیده بود و نیروهای شوروی به سوی تهران پیش میآمدند. رضاشاه نیز دیگر امکان حفظ قدرت را نداشت. درباره علت دقیق کنارهگیری او روایتهای مختلفی وجود دارد و پژوهشهای تاریخی نیز آن را صرفاً نتیجه یک «نقشه از پیش طراحیشده بریتانیا» نمیدانند؛ هرچند رفتن رضاشاه با منافع بریتانیا و برخی مقامات آن کشور سازگار بود و آنان نیز در نهایت با انتقال سلطنت به ولیعهد موافقت کردند.
🔸️در این میان، فروغی نقشی اساسی در انتقال سریع و منظم سلطنت به محمدرضا ایفا کرد. او با رفتن رضاشاه موافق بود و از ماندن او بیم داشت؛ زیرا معتقد بود رضاشاه حتی پس از کنارهگیری ممکن است همچنان در حکومت مداخله کند. در عین حال، برای آنکه خلأ سیاسی دیگری پدید نیاید، انتقال سلطنت به ولیعهد را دنبال کرد. پژوهش ایرانیکا این اقدام را از عواملی میداند که طرحهای جایگزین را خنثی کرد و به بقای سلطنت پهلوی انجامید.
🔸️پس ۲۵ شهریور را نمیتوان فقط روز رفتن رضاشاه یا آمدن محمدرضا دانست؛ روزی بود که در میانه اشغال کشور، مسئله انتقال قدرت نیز باید حل میشد.
🔸️رضاشاه هنگام ترک قدرت از فروغی اطمینان میخواست که محمدرضا بر تخت بنشیند و طرح دیگری در کار نباشد. استعفانامه نوشته شد، مجلس آن را پذیرفت و ولیعهد جوان جانشین پدر شد.
🔸️این اقدام البته به معنای پایان اشغال ایران نبود. برعکس، ایران همچنان زیر حضور نظامی متفقین بود و اقتدار دولت مرکزی، بهخصوص در شمال کشور، محدود شده بود.
اما انتقال منظم قدرت یک پیام مهم داشت: دولت ایران همچنان وجود داشت و میتوانست با متفقین وارد مذاکره شود.
🔸️چند ماه بعد، پیمان سهجانبه ایران، شوروی و بریتانیا در ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ منعقد شد. در ماده نخست، دو قدرت متفق تعهد کردند تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم بشمارند و در ماده پنجم، خروج نیروهای خود را پس از پایان جنگ تعهد کردند.
🔸️البته تاریخ نشان داد که اجرای این تعهدات نیز ساده نبود و حضور شوروی در شمال ایران تا ۱۳۲۵ ادامه یافت.
🔸️بنابراین اگر بخواهیم نقش فروغی را منصفانه بررسی کنیم، شاید نباید پرسید:
«فروغی طرفدار ایران بود یا طرفدار سلطنت پهلوی؟»
پرسش تاریخی دقیقتر این است:
در آن شرایط، آیا انتقال سلطنت به محمدرضا، همزمان راهی برای حفظ ساختار دولت ایران و جلوگیری از خلأ سیاسی بود و در عین حال به بقای سلطنت پهلوی نیز کمک کرد؟
پاسخ تاریخ ظاهراً این است: هر دو نتیجه از یک تصمیم حاصل شد.
🔸️و همینجاست که نقش فروغی اهمیت پیدا میکند؛ نه به عنوان قهرمان و نه به عنوان خائن، بلکه به عنوان سیاستمداری که در یکی از سختترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران، میان چند انتخاب نامطلوب، راهی را برگزید که به نظر خودش و دولت وقت، امکان عبور از بحران را فراهم میکرد.
🔻 ادامه دارد...
✍️ نوراحمد بلنداختر
https://telegram.me/blakhtar
Post #714
354
- 👍 5
- 👌 3
- ❤ 1