Post #2359
171
Channel Public Channel
آک آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو
@biddle_academy
این کانال به صورت شخصی اداره میشود. راه ارتباطی: mehrdadmehrjoo78@gmail.com
- Subscribers
- 851
- Photos
- 57
- Videos
- 3
- Links
- 153
Recent Posts 20 shown
Post #2358
170

تقی پورنامداریان در کتاب «حنجرهٔ زخمی جویبار»(۱۴۰۳) به یکی از نوشتههای من در خصوص ارتباط شعر سپهری با بیدل اشاره کرده است؛ اما نامم را به اشتباه مستعار دانسته و ظاهرا به متن اصلی و کامل مقالهام نیز دسترسی نداشته است. ایشان بر آن بوده است که مواضعم نسبت به قرابتهای شعر سپهری و بیدل قابل قبول نیست. نوشتهٔ زیر دربردارندهٔ برخی از نقدهایم به این اثر و نیز پاسخی است به نقدهایی که ایشان به نوشتهام وارد دانستهاند:👇👇
- 👍 3
Post #2357
204

پرسش از تأثیرپذیری و قرابت شعر سهراب سپهری با بیدل دهلوی دستکم از نیمۀ دوم دهۀ ۱۳۶۰ بهصورت جدی وارد پژوهشهای ادبی شده است. سیدحسن حسینی در کتاب «بیدل، سپهری و سبک هندی»(۱۳۶۹) از نخستین کسانی بود که با مقایسۀ مستقیم هشت کتاب و شعر بیدل، شباهتهای فکری و سبکی این دو شاعر را بررسی کرد. پس از او صالح حسینی در کتاب «نیلوفر خاموش»(۱۳۷۹)، فائزه جنیدی در مقالۀ «بیدلانههای سپهری»(۱۳۸۵) و سپس مهرداد مهرجو در کتاب «اشارههای خوشایند»(۱۴۰۱) به این موضوع پرداختهاند. نیاز به ذکر است اشارههای پراکندهای از پژوهشگرانی چون سیدمهدی طباطبایی نیز در این زمینه به چشم میخورد. با این همه میزان و چند و چون ارتباط شعر سپهری و بیدل همچنان مورد بحث و گاها جنجالهای ادبی به نظر میآید. چنانکه تقی پورنامداریان در کتاب «حنجرهٔ زخمی جویبار»(۱۴۰۳) مواضع مهرداد مهرجو را به چالش میکشد و سپهری را در برخی از موارد گسسته از بیدل میداند. در پست بعدی نوشتاری چند صفحهای دربارهٔ این موضوع و پاسخ مهرجو به ملاحظات پورنامداریان منتشر میشود.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 8
Post #2356
355
Forwarded from مؤسسه فرهنگیهنری سروش مولانا

..
با مهرداد مهرجو در یکی از حلقههای گفتوگو آشنا شدم. در حلقه گفتوگو با موضوع سفر. حضور و مشارکت مهرداد همه ما را شگفت زده کرد. به محمد گفتم این جوان بسیار قابل است و آینده روشنی دارد. کاملا میتوانم حس کنم. از همدان در آن برنامه به صورت برخط به ما پیوسته بود. چند هفتهای گذشت و هنوز در دفترچه کاری من هر روز تماس با مهرداد مهرجو تکرار میشد. تا این که تماس گرفتم و گپی کوتاه زدیم و بعد قراری گذاشتیم. لطف کرد و از همدان آمد تهران. دو کتاب اشارههای خوشایند؛ جستارهایی درباره شعر و اندیشه سهراب سپهری (که گفت این کتاب را دیگر خودش دوست نمیدارد) و مجموعه شعری با نام از برف و پروانه. و از علاقهاش به بیدل گفت و پروژه جدی فکریاش.
و این که بر موضوع بیدل ایستاده است و سالهاست مطالعه و پژوهش میکند. من که رویش دو پسر را در زندگیام تجربه میکنم، میدانم ایستادن پای تعهدی که ذهن و قلب و روح و روان تو را با خود میبرد یعنی چه؟
برای معرفی مهرداد مهرجو به جامعه ایران تلاش میکنم، همانگونه که پیش از این در مسیر معرفی بسیاری از اساتید ناشناخته، عمرم، عشقم، امید و اعتمادم را کنار اندکی پول که میرود و میآید، صرف کردم . اما از این پس از این جوانان میخواهم قولی بگیرم. و آن این که شهرت را پسِ پشتِ گامهایشان رها کنند و مستقیم به هدفشان چشم بدوزند که ما به فتح قلههای درون بیش از قلههای اجتماعی و اقتصادی و علمی نیازمندیم. و چون که صد آمد نود هم پیش ما خواهد بود.
قلبم گفت مهرداد مهرجو شنیدن را و دریافتن را آموخته است.
و حالا نخستین گام ما برای هم پیمان شدن برای ایران و فرزندانش این است که سفری یک روزه با مهرداد مهرجو به سوی کاشان برویم. به بهانه زیارت سهراب.
میرویم کاشان و مشهد اردهال. به جایی که سهراب در آن زیسته، سروده و سرانجام به خاک سپرده شده است. اما راستش را بخواهید این سفر درباره سهراب نیست. در این سفر ضمن معرفی باباافضل کاشانی با بخشی از سنت فکری و عرفانی این سرزمین روبهرو میشویم. انسانی که قرنها پیش از سهراب، پرسشهایی جدی درباره انسان، حقیقت و شیوه زیستن داشته است.
و از امیرکبیر هم حرف میزنیم. از انسانی که مسئلهاش جور دیگری شدن جامعه و ساختن امکان تازهای برای زندگی جمعی بود.
سه آدم از سه زمان و سه جهان متفاوت:
باباافضل؛ چگونه انسان دیگری شوی؟
امیرکبیر؛ چگونه جامعه دیگری بسازیم؟
سهراب؛ چگونه جهان را دیگر ببینیم؟
«ما» امروز چه چیزی را میخواهیم دیگرگونه کنیم؟
سفرهای سروش مولانا قرار نیست کلاسهایی باشند که فقط مکانشان عوض شده است. میخواهیم از کتاب بیرون بیاییم؛ راه برویم؛ ببینیم؛ حرف بزنیم؛ سکوت کنیم و ببینیم آیا ممکن است یک مکان، یک شعر، یک آدم، یک تاریخ، یا یک گفتوگو چیزی را در ما کمی جابهجا کند؟
اما اسم این سفر را به بهانه گذاشتیم:
« یک روز با سهراب»
یک روز برای دیدن و شنیدن سهراب، کاشان، مشهد اردهال، گلستانه، باباافضل، امیرکبیر و شاید هم کمی برای دیدن خودمان.
سهراب گویا راست میگفت گاهی برای جور دیگر دیدن باید راه بیفتیم.
این سفر بیشتر برای 15 تا 25 سالههاست. اگر در این بازه سنی هستید یا در اطراف خود عزیزانی در این گروه سنی دارید بهترین هدیه به خودتان و آنان در این روزهای سخت و تنگ و تار و دشوار، سفر است. فرصتی برای بودن با انسانهایی که به راستی میکوشند انسانیت را فارغ از قفل و قفس و کلیشهها، جستجو و زندگی کنند.
یک روز پنجشنبه میشود از قفسِ تنگ و کهنه نظام آموزشی و نمره و مسابقه جدا شد و در فضایی رهاتر هوایی پاکیزه را نفس کشید تا فراموش نکنیم زندگی در من و در اینجا و اکنون جریان دارد نه در کلیشهها و روزمرگیها.
فرزندانمان را جستجوگر و اندیشهورز بخواهیم.
برای دریافت جزئیات سفر به شناسه @derangcafe پیام دهید.
#سروش_مولانا
@sorooshemewlana
با مهرداد مهرجو در یکی از حلقههای گفتوگو آشنا شدم. در حلقه گفتوگو با موضوع سفر. حضور و مشارکت مهرداد همه ما را شگفت زده کرد. به محمد گفتم این جوان بسیار قابل است و آینده روشنی دارد. کاملا میتوانم حس کنم. از همدان در آن برنامه به صورت برخط به ما پیوسته بود. چند هفتهای گذشت و هنوز در دفترچه کاری من هر روز تماس با مهرداد مهرجو تکرار میشد. تا این که تماس گرفتم و گپی کوتاه زدیم و بعد قراری گذاشتیم. لطف کرد و از همدان آمد تهران. دو کتاب اشارههای خوشایند؛ جستارهایی درباره شعر و اندیشه سهراب سپهری (که گفت این کتاب را دیگر خودش دوست نمیدارد) و مجموعه شعری با نام از برف و پروانه. و از علاقهاش به بیدل گفت و پروژه جدی فکریاش.
و این که بر موضوع بیدل ایستاده است و سالهاست مطالعه و پژوهش میکند. من که رویش دو پسر را در زندگیام تجربه میکنم، میدانم ایستادن پای تعهدی که ذهن و قلب و روح و روان تو را با خود میبرد یعنی چه؟
برای معرفی مهرداد مهرجو به جامعه ایران تلاش میکنم، همانگونه که پیش از این در مسیر معرفی بسیاری از اساتید ناشناخته، عمرم، عشقم، امید و اعتمادم را کنار اندکی پول که میرود و میآید، صرف کردم . اما از این پس از این جوانان میخواهم قولی بگیرم. و آن این که شهرت را پسِ پشتِ گامهایشان رها کنند و مستقیم به هدفشان چشم بدوزند که ما به فتح قلههای درون بیش از قلههای اجتماعی و اقتصادی و علمی نیازمندیم. و چون که صد آمد نود هم پیش ما خواهد بود.
قلبم گفت مهرداد مهرجو شنیدن را و دریافتن را آموخته است.
و حالا نخستین گام ما برای هم پیمان شدن برای ایران و فرزندانش این است که سفری یک روزه با مهرداد مهرجو به سوی کاشان برویم. به بهانه زیارت سهراب.
میرویم کاشان و مشهد اردهال. به جایی که سهراب در آن زیسته، سروده و سرانجام به خاک سپرده شده است. اما راستش را بخواهید این سفر درباره سهراب نیست. در این سفر ضمن معرفی باباافضل کاشانی با بخشی از سنت فکری و عرفانی این سرزمین روبهرو میشویم. انسانی که قرنها پیش از سهراب، پرسشهایی جدی درباره انسان، حقیقت و شیوه زیستن داشته است.
و از امیرکبیر هم حرف میزنیم. از انسانی که مسئلهاش جور دیگری شدن جامعه و ساختن امکان تازهای برای زندگی جمعی بود.
سه آدم از سه زمان و سه جهان متفاوت:
باباافضل؛ چگونه انسان دیگری شوی؟
امیرکبیر؛ چگونه جامعه دیگری بسازیم؟
سهراب؛ چگونه جهان را دیگر ببینیم؟
«ما» امروز چه چیزی را میخواهیم دیگرگونه کنیم؟
سفرهای سروش مولانا قرار نیست کلاسهایی باشند که فقط مکانشان عوض شده است. میخواهیم از کتاب بیرون بیاییم؛ راه برویم؛ ببینیم؛ حرف بزنیم؛ سکوت کنیم و ببینیم آیا ممکن است یک مکان، یک شعر، یک آدم، یک تاریخ، یا یک گفتوگو چیزی را در ما کمی جابهجا کند؟
اما اسم این سفر را به بهانه گذاشتیم:
« یک روز با سهراب»
یک روز برای دیدن و شنیدن سهراب، کاشان، مشهد اردهال، گلستانه، باباافضل، امیرکبیر و شاید هم کمی برای دیدن خودمان.
سهراب گویا راست میگفت گاهی برای جور دیگر دیدن باید راه بیفتیم.
این سفر بیشتر برای 15 تا 25 سالههاست. اگر در این بازه سنی هستید یا در اطراف خود عزیزانی در این گروه سنی دارید بهترین هدیه به خودتان و آنان در این روزهای سخت و تنگ و تار و دشوار، سفر است. فرصتی برای بودن با انسانهایی که به راستی میکوشند انسانیت را فارغ از قفل و قفس و کلیشهها، جستجو و زندگی کنند.
یک روز پنجشنبه میشود از قفسِ تنگ و کهنه نظام آموزشی و نمره و مسابقه جدا شد و در فضایی رهاتر هوایی پاکیزه را نفس کشید تا فراموش نکنیم زندگی در من و در اینجا و اکنون جریان دارد نه در کلیشهها و روزمرگیها.
فرزندانمان را جستجوگر و اندیشهورز بخواهیم.
برای دریافت جزئیات سفر به شناسه @derangcafe پیام دهید.
#سروش_مولانا
@sorooshemewlana
- 👍 4
- 🤔 1
Post #2355
374

نواب شکرالله خان یکی از حامیان بیدل دهلوی بوده است. بیدل در یکی از نامههای خود از شکرالله خان بابت ارسال شیشههای گلاب، با بیانی هنری قدردانی کرده است:
«پژمردگیهای گل انتظار را ارسال شیشههای گلاب، شبنمیها نمود و غنودگیهای دیدهٔ بیخواب را فیض این رشحات بر روی دولت بیدار گشود. تا مینای افلاک قطرهپیمای چشمک ثوابت و سیار تواند بود، طراوت بهارستان الطاف، غبار آلود توهم بیآبی مباد.»(نقل از رقعات بیدل)
پینبشت:
مکتوب بیدل را میتوان چنین معنا کرد:
«ارسال شیشههای گلاب از سوی شما، پژمردگی گلهای انتظار را همچون شبنم طراوت بخشید و خوابآلودگی چشم بیخواب مرا با فیض و برکت این قطرههای گلاب، به بیداری و کامیابی بدل کرد. تا هنگامی که آسمان، پیمانهٔ قطرههای چشمکزن ستارگان ثابت و سیار باشد، مبادا طراوت بهارستان لطف و محبت شما گرفتار غبار گمان بیآبی شود.»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
«پژمردگیهای گل انتظار را ارسال شیشههای گلاب، شبنمیها نمود و غنودگیهای دیدهٔ بیخواب را فیض این رشحات بر روی دولت بیدار گشود. تا مینای افلاک قطرهپیمای چشمک ثوابت و سیار تواند بود، طراوت بهارستان الطاف، غبار آلود توهم بیآبی مباد.»(نقل از رقعات بیدل)
پینبشت:
مکتوب بیدل را میتوان چنین معنا کرد:
«ارسال شیشههای گلاب از سوی شما، پژمردگی گلهای انتظار را همچون شبنم طراوت بخشید و خوابآلودگی چشم بیخواب مرا با فیض و برکت این قطرههای گلاب، به بیداری و کامیابی بدل کرد. تا هنگامی که آسمان، پیمانهٔ قطرههای چشمکزن ستارگان ثابت و سیار باشد، مبادا طراوت بهارستان لطف و محبت شما گرفتار غبار گمان بیآبی شود.»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 6
Post #2353
406

من مهرداد مهرجو متولد ۱۳۷۸، دانشجوی مقطع دکتری در رشتهٔ ادبیات فارسی هستم. از بنده تاکنون دو کتاب «اشارههای خوشایند؛ جستارهایی دربارهٔ شعر و اندیشهٔ سهراب سپهری» و «از برف و پروانه؛ ۱۱۸ شعر کوتاه» منتشر شده است. پایاننامهٔ کارشناسی ارشدم نیز با عنوان «واژهنامهٔ تحلیلی شعر بیدل دهلوی» در سال ۱۴۰۲ به انجام رسید. غرض از نوشتن این سطور تأکید بر این نکته است که دو یا سه تن عزیزِ اهل قلم همنام بندهاند و کتابهایی در عرصهٔ شعر، تحقیقات ادبی و مقالاتی در شهرسازی منتشر کردهاند. لازم است مخاطبان گرامی به این نکته عنایت کنند که هر کتابی جز دو کتاب ذکر شده که با نام «مهرداد مهرجو» موجود میباشد، متعلق به بنده نیست.
https://t.me/Biddle_Academy
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 12
Post #2352
320
Forwarded from آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو

به اطلاع مخاطبان گرامی کانال تلگرامی آکادمی بیدل میرسانیم بخشی از مطالب منتشر شده در این کانال، گزینشها و بریدههاییاند از کتابی که مدتهاست باتفاق یکی از اساتید بیدلشناس در دست نگارش داریم. امیدواریم این کتاب طی ماههای پیش رو آمادهٔ انتشار شود. بدیهی است که هر گونه اشاره به مطالب کانال صرفا با درج ارجاع مجاز است.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 4
Post #2351
503

چارهٔ سودای من بیدل ز چشم یار پرس
عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا
بیدل
بیراه نیست اگر بیدل را شاعر تناقضها بخوانیم. چشم معشوق همانند بادام است. با یک تفاوت: بادام برای درمان سودا خاصیت دارویی دارد؛ اما چشم معشوق بر سودا و جنون عاشق میافزاید! بیدل درست بر این تفاوت دست میگذارد و میگوید عشق راه درمان جنون و سودای مرا، درست در «مغز جنون» یعنی در چشمان جنونافزا و بادام مانند او تعبیه کرده است، مصرع بسیار زیبایی است:«عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا
بیدل
بیراه نیست اگر بیدل را شاعر تناقضها بخوانیم. چشم معشوق همانند بادام است. با یک تفاوت: بادام برای درمان سودا خاصیت دارویی دارد؛ اما چشم معشوق بر سودا و جنون عاشق میافزاید! بیدل درست بر این تفاوت دست میگذارد و میگوید عشق راه درمان جنون و سودای مرا، درست در «مغز جنون» یعنی در چشمان جنونافزا و بادام مانند او تعبیه کرده است، مصرع بسیار زیبایی است:«عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 11
Post #2350
739
تاجایی که حافظهام یاری میکند در دیوان بیدل بیتی را به اندازهٔ این بیت برای تحمل زندگی کارآمد نمیدانم:
با جنون کن صلح و از تشویش پیراهن برآ
ور نه در پیش است با هر خار دامنگیر جنگ
میگوید مثل دیوانهها عریان شو و اگر نه لباست به خارهای بیشماری که در طول راه قرار دارند گیر میکند و مجبوری با آنها بجنگی! در زندگی ما هم خارهای بیشماری قرار دارند که نباید با آنها دعوا کرد بلکه باید از کنارشان گذشت و نگران خلیدن آنها به جامهٔ خود نبود.
مهرداد مهرجو
واپسین روزهای شهریور ۱۴۰۵
https://t.me/Biddle_Academy
با جنون کن صلح و از تشویش پیراهن برآ
ور نه در پیش است با هر خار دامنگیر جنگ
میگوید مثل دیوانهها عریان شو و اگر نه لباست به خارهای بیشماری که در طول راه قرار دارند گیر میکند و مجبوری با آنها بجنگی! در زندگی ما هم خارهای بیشماری قرار دارند که نباید با آنها دعوا کرد بلکه باید از کنارشان گذشت و نگران خلیدن آنها به جامهٔ خود نبود.
مهرداد مهرجو
واپسین روزهای شهریور ۱۴۰۵
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 11
Post #2349
502

از بزرگی پرسیدند: چه مصلحت است که درویشان در هیچ حالتی با نیک و بد خلق کار ندارند؟ و زهاد با وجود ریاضات، دامن آزار مردم از دست نمیگذارند؟ فرمود: موم را به گرمی نفس از هم گداختن است و آهن را در آتش نیز با نرمی نپرداختن.
بیدل، چهارعنصر
https://t.me/Biddle_Academy
بیدل، چهارعنصر
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 4
Post #2346
579

مولانا میگفت:«اگر از خاک من گندم بروید با آن گندم نان درست کنند، نه تنها خمیر و تنور بیت مستانه خواهند سرود؛ بلکه نانوا و خورندگان آن نان نیز مست میشوند» بیدل اما میگوید:
«بزم از دل گداخته لبریز میشود
مینا اگر کنند ز سنگ مزار ما»
این اندوه بر سراسر غزلیات بیدل سایه انداخته است. اگر حافظ بیشتر از غم زمانه میگوید؛ اینکه یاری اندر کس نمیبیند، زر و سیم ندارد، زاهدان ریایی بر تخت قدرت نشستهاند و... بیدل بیشتر از رنج بودن میسراید و برآنست که «زندگی عالم آسایش نیست». حافظ اغلب بر آن سر است که اگر محتسبها(عوامل بیرونی) اجازه دهند زندگی غمناک نخواهد گذشت؛ اما از نظر بیدل نفس زندگی و وجود داشتن غمآور است:
ما همه بیچارهایم، چاره ما مردنست
نیاز به تأکید است اندوه بیدل اصلا و ابدا نسبتی با نهیلیسم ندارد و جهانبینی بیدل به هیچ رو جهانبینی تراژیک نیست. دربارهٔ تفاوت اندوه بیدل با اندوه نهیلیستی در پستهای آتی بیشتر خواهم نوشت.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
«بزم از دل گداخته لبریز میشود
مینا اگر کنند ز سنگ مزار ما»
این اندوه بر سراسر غزلیات بیدل سایه انداخته است. اگر حافظ بیشتر از غم زمانه میگوید؛ اینکه یاری اندر کس نمیبیند، زر و سیم ندارد، زاهدان ریایی بر تخت قدرت نشستهاند و... بیدل بیشتر از رنج بودن میسراید و برآنست که «زندگی عالم آسایش نیست». حافظ اغلب بر آن سر است که اگر محتسبها(عوامل بیرونی) اجازه دهند زندگی غمناک نخواهد گذشت؛ اما از نظر بیدل نفس زندگی و وجود داشتن غمآور است:
ما همه بیچارهایم، چاره ما مردنست
نیاز به تأکید است اندوه بیدل اصلا و ابدا نسبتی با نهیلیسم ندارد و جهانبینی بیدل به هیچ رو جهانبینی تراژیک نیست. دربارهٔ تفاوت اندوه بیدل با اندوه نهیلیستی در پستهای آتی بیشتر خواهم نوشت.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 12
Post #2345
723

بینشئه زندگانی چندان نمک ندارد
حیف است از این خرابات می ناکشیده رفتن
بیدل
در این بیت زیبا بیدل جهان را به خرابات مانند میکند و میگوید حیف است از این خرابات لبی به می تر نکنیم و بینصیب از جهان درگذریم. حافظ هم جهان را خراباتی میدانست که هیچ هشیاری در آن نمیتوان یافت:
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
تعبیر «نقش خرابی»، خراب شدن یا نابود شدن جسم خاکی و سراسر کائنات را نیز به ذهن متبادر میکند؛ یعنی همهٔ ما روزی خواهیم مرد. باری؛ بیتی که از بیدل آوردم متعلق به یکی از زیباترین غزلهای اوست:
از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
زین دردمند حرفی باید شنیده رفتن
بی نشئه زندگانی چندان نمک ندارد
حیف ست از این خرابات می ناکشیده رفتن
چون شعلهای که آخر پامال داغ گردد
در زیر پا نشستیم از سر کشیده رفتن
زین باغ محمل ما بر دوش ناامیدیست
بر آمدن نبندد رنگ پریده رفتن
بر خلق بیبصیرت تا چند عرض جوهر
باید ز شهر کوران چون نور دیده رفتن
قد دو تای پیریست ابروی این اشارت
کز تنگنای هستی باید خمیده رفتن
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
حیف است از این خرابات می ناکشیده رفتن
بیدل
در این بیت زیبا بیدل جهان را به خرابات مانند میکند و میگوید حیف است از این خرابات لبی به می تر نکنیم و بینصیب از جهان درگذریم. حافظ هم جهان را خراباتی میدانست که هیچ هشیاری در آن نمیتوان یافت:
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
تعبیر «نقش خرابی»، خراب شدن یا نابود شدن جسم خاکی و سراسر کائنات را نیز به ذهن متبادر میکند؛ یعنی همهٔ ما روزی خواهیم مرد. باری؛ بیتی که از بیدل آوردم متعلق به یکی از زیباترین غزلهای اوست:
از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
زین دردمند حرفی باید شنیده رفتن
بی نشئه زندگانی چندان نمک ندارد
حیف ست از این خرابات می ناکشیده رفتن
چون شعلهای که آخر پامال داغ گردد
در زیر پا نشستیم از سر کشیده رفتن
زین باغ محمل ما بر دوش ناامیدیست
بر آمدن نبندد رنگ پریده رفتن
بر خلق بیبصیرت تا چند عرض جوهر
باید ز شهر کوران چون نور دیده رفتن
قد دو تای پیریست ابروی این اشارت
کز تنگنای هستی باید خمیده رفتن
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 7
Post #2344
605
Post #2343
680

هر کجا گل کرد داغی، بر دل دیوانه سوخت
این چراغِ بیکسی تا سوخت در ویرانه سوخت
عالم از خاکستر ما موجِ ساغر میزند
چشم مخمور که ما را اینقدَر مستانه سوخت؟
مژده وصل تو شد غارتگرِ آسایشم
خواب در چشمم همان شیرینی افسانه سوخت
وضع دنیا هیچ بر دیوانه تاثیری نکرد
بیشتر، این برقِ عبرت خرمن فرزانه سوخت
داغِ دل شد رهنمای کوه و هامون لاله را
سر به صحرا میزند هرکس متاع خانه سوخت
برق ناموس محبت را چو داغ، آیینهام
من به خاکستر نشستم گر دل بیگانه سوخت
مستیِ چشم تو را نازم که برقِ حیرتش
موجِ می را چون نگه در دیدهٔ پیمانه سوخت
بس که خوبان را ز رشکِ جلوهات داغ است دل
میتوان از آتش سنگ صنم، بتخانه سوخت
دور چشمِ بد! زیانکارِ زمین اُلفتام
مزرعی دارم که باید چون سپندم دانه سوخت
آرزوها در نفَس خون کرد استغنای دل
ناله در زنجیر از تمکین این دیوانه سوخت
بسملِ آن طایرم، بیدل! که درگلزار شوق
چون شرار از گرمیِ پرواز بیتابانه سوخت
شعر: بیدل
آواز: علیرضا افتخاری👇
این چراغِ بیکسی تا سوخت در ویرانه سوخت
عالم از خاکستر ما موجِ ساغر میزند
چشم مخمور که ما را اینقدَر مستانه سوخت؟
مژده وصل تو شد غارتگرِ آسایشم
خواب در چشمم همان شیرینی افسانه سوخت
وضع دنیا هیچ بر دیوانه تاثیری نکرد
بیشتر، این برقِ عبرت خرمن فرزانه سوخت
داغِ دل شد رهنمای کوه و هامون لاله را
سر به صحرا میزند هرکس متاع خانه سوخت
برق ناموس محبت را چو داغ، آیینهام
من به خاکستر نشستم گر دل بیگانه سوخت
مستیِ چشم تو را نازم که برقِ حیرتش
موجِ می را چون نگه در دیدهٔ پیمانه سوخت
بس که خوبان را ز رشکِ جلوهات داغ است دل
میتوان از آتش سنگ صنم، بتخانه سوخت
دور چشمِ بد! زیانکارِ زمین اُلفتام
مزرعی دارم که باید چون سپندم دانه سوخت
آرزوها در نفَس خون کرد استغنای دل
ناله در زنجیر از تمکین این دیوانه سوخت
بسملِ آن طایرم، بیدل! که درگلزار شوق
چون شرار از گرمیِ پرواز بیتابانه سوخت
شعر: بیدل
آواز: علیرضا افتخاری👇
Post #2341
538

بیدل قرآن را از مهمترین سرچشمههای کسب معرفت میداند؛ اما تأکید میکند که هر کسی توان فهم آن را ندارد. عدهای اگر چه قرآن در بغل دارند و ظاهرا مسلماناند؛ اما ظاهر و باطنشان یکی نیست:
«باطن این خلق کافر کیش با ظاهر مسنج
جمله قرآن در کنارند و صنم در آستین»
بیدل در یک رباعی نیز به مدعیان فضل و کمال و مسلمانی چنین میتازد:
«جمعی که غرور جاه در سر دارند
ذوق فضل و کمال کمتر دارند
این بیخردان را ز معانی چه رسد
کز قرآن سیر جدول زر دارند»
جدول زر به تزئیناتی که برای زیبا شدن ظاهر کتابها روی صفحه کاغذ پیاده میکردند اشارت دارد. بیدل میگوید عدهای به جای پرداختن به متن قرآن، به حواشی و عوامل زینتبخش کاغذ میپردازند!
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
«باطن این خلق کافر کیش با ظاهر مسنج
جمله قرآن در کنارند و صنم در آستین»
بیدل در یک رباعی نیز به مدعیان فضل و کمال و مسلمانی چنین میتازد:
«جمعی که غرور جاه در سر دارند
ذوق فضل و کمال کمتر دارند
این بیخردان را ز معانی چه رسد
کز قرآن سیر جدول زر دارند»
جدول زر به تزئیناتی که برای زیبا شدن ظاهر کتابها روی صفحه کاغذ پیاده میکردند اشارت دارد. بیدل میگوید عدهای به جای پرداختن به متن قرآن، به حواشی و عوامل زینتبخش کاغذ میپردازند!
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 9
Post #2340
492

مضمون خاک بر سر ریختن در شعر بیدل:
خاکم به سر که بی تو به گلشن نسوختم
گل شعله زد ز شش جهت و من نسوختم
•
دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم
خاکم به سر ای وای که جان رفت و نمردم
•
ما را چو سیل خاک به سر کردن است و بس
تا آن زمان که دست به دریا نمی رسد
•
چو سایه خاک به سر داغم از غمی که ندارم
سیاه پوشم از اندوه ماتمی که ندارم
•
عمرها شد خاک بر سر میکند اجزای من
یارب این گرد پریشان از چه دامن باز ماند
•
دل از ندامت هستی، مکدر افتادهست
دگر ز یأس مگو خاک بر سر افتادهست
•
بیدل از طور جنون غافل مباش
خاک بر سر کردن آداب فنا است
•
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
خاکم به سر که بی تو به گلشن نسوختم
گل شعله زد ز شش جهت و من نسوختم
•
دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم
خاکم به سر ای وای که جان رفت و نمردم
•
ما را چو سیل خاک به سر کردن است و بس
تا آن زمان که دست به دریا نمی رسد
•
چو سایه خاک به سر داغم از غمی که ندارم
سیاه پوشم از اندوه ماتمی که ندارم
•
عمرها شد خاک بر سر میکند اجزای من
یارب این گرد پریشان از چه دامن باز ماند
•
دل از ندامت هستی، مکدر افتادهست
دگر ز یأس مگو خاک بر سر افتادهست
•
بیدل از طور جنون غافل مباش
خاک بر سر کردن آداب فنا است
•
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 9
Post #2339
530

«شگفتترین آموزهٔ شنکره، آموزهٔ مایا است. این آموزه نهالی است که ظاهرا فقط در خاک هندوستان میتواند رشد کند، در عین حال لااقل مشابه نیرومندی برای آن، در اکهارت، در تلقی عجیب اکهارت از مخلوق و ماهیت مخلوق، وجود دارد. اینکه مخلوق، از خود هیچ ندارد، نه ماهیت/ذات دارد، نه وجود[...] همهٔ تأکید بر این است که چون مخلوق، آن چیزی است که خدا آن نیست، غیر از خداست، بنابراین بیهوده، غیر واقعی، غیر ذاتی/ غیر اساسی، است. از این لحاظ شبیه است به وجود_عالم از نظر شنکره، که با این عبارت که عالم مایا و اویدیا، غیر واقعی، بیهوده و غیر حقیقی است، بیان شده است.»(رودولف اوتو)
به تعبیر بیدل:
عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
عالم همه افسانهٔ ما دارد و ما هیچ
دی قطرهٔ من در طلب بحر جنون کرد
گفتند بر این مایه برو پوچ و بیا هیچ
ما را چه خیال است به آن جلوه رسیدن
او هستی و ما نیستی او جمله و ما هیچ
موهومی من چون دهنش نام ندارد
گر از تو بپرسند بگو نام خدا هیچ
آبم ز خجالت چه غرور و چه تعین
بیدل مطلب جز عرق از شخص حیا هیچ
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
به تعبیر بیدل:
عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
عالم همه افسانهٔ ما دارد و ما هیچ
دی قطرهٔ من در طلب بحر جنون کرد
گفتند بر این مایه برو پوچ و بیا هیچ
ما را چه خیال است به آن جلوه رسیدن
او هستی و ما نیستی او جمله و ما هیچ
موهومی من چون دهنش نام ندارد
گر از تو بپرسند بگو نام خدا هیچ
آبم ز خجالت چه غرور و چه تعین
بیدل مطلب جز عرق از شخص حیا هیچ
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 8
Post #2338
675

تا نَفَس باقی است...
تا نَفَس باقی است دل را از تپیدن چاره نیست...
*
تا نَفَس باقی است باید چون نَفَس آواره زیست...
*
تا نَفَس باقی است از گَرد من و ما چاره نیست...
*
تا نَفَس باقی است جسم خسته را آرام نیست...
*
تا نَفَس باقی است عمر از پیچ و تاب آسوده نیست...
*
این تا نَفَس باقی است گفتنهای بیدل چه مایه غمناک و چه مایه زیباست!
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
تا نَفَس باقی است دل را از تپیدن چاره نیست...
*
تا نَفَس باقی است باید چون نَفَس آواره زیست...
*
تا نَفَس باقی است از گَرد من و ما چاره نیست...
*
تا نَفَس باقی است جسم خسته را آرام نیست...
*
تا نَفَس باقی است عمر از پیچ و تاب آسوده نیست...
*
این تا نَفَس باقی است گفتنهای بیدل چه مایه غمناک و چه مایه زیباست!
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 14
Post #2337
617

زین گذرگه به کجا دل بندم
هرچه را مینگرم، میگذرد
بیدل
میگوید:«هر چه هست، موقتی و رو به نیستی است؛ پس من به چه چیزی دل ببندم!؟» از نظر بیدل«جهان صحنۀ گذران پدیدههای بیبود» است، هستندههایی که به یک اعتبار نیستند. بیدل جهان را رو به فنا و به اعتبار مهلت اندک حیات، نیستگونه میداند. در چنین جهانی به چه میتوان دل بست که بقول سعدی«آنچه نپاید، دلبستگی را نشاید.» این مقولات بزرگانی چون بودا را ترغیب میکرد تا در پی«حقیقتی ثابت»برآیند. حقیقتی که مانند جهان مادی، دستخوش تغییر و تحول یا زوال نمیشود. عشق راستین از نظر ایشان، معطوف به همین حقیقت پابرجاست.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
هرچه را مینگرم، میگذرد
بیدل
میگوید:«هر چه هست، موقتی و رو به نیستی است؛ پس من به چه چیزی دل ببندم!؟» از نظر بیدل«جهان صحنۀ گذران پدیدههای بیبود» است، هستندههایی که به یک اعتبار نیستند. بیدل جهان را رو به فنا و به اعتبار مهلت اندک حیات، نیستگونه میداند. در چنین جهانی به چه میتوان دل بست که بقول سعدی«آنچه نپاید، دلبستگی را نشاید.» این مقولات بزرگانی چون بودا را ترغیب میکرد تا در پی«حقیقتی ثابت»برآیند. حقیقتی که مانند جهان مادی، دستخوش تغییر و تحول یا زوال نمیشود. عشق راستین از نظر ایشان، معطوف به همین حقیقت پابرجاست.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 10
Post #2336
571

«آتش» و متعلقات آن نظیر «شرر» در شعر بیدل اهمیت بسیار بالایی دارد. شمعی که میسوزد و آب میشود و کاغذی که آتش گرفته است تنها بخشی از تصاویری است که بیدل در شعر خود به کار برده است. شعلهٔ شمع از تصاویر مورد علاقه بیدل است و در شعر خود بسیار به آن پرداخته است. به تعبیر باشلار:
«فیلسوف می تواند با مشاهده شمع، خیال بندد که آن شمع گواه جهانی در حال سوختن است. شعله در نظر وی، جهانی در حال شدن و صیرورت است. اما خیالباف در شعله ذات خود و صیرورت خویش را میبیند. در شعله فضا یا مکان تکان میخورد و زمان میجنبد و با لرزش نور همه چیز میلرزد. آیا آینده و تقدیر آتش نمایشیترین و چالاکترین تقدیر و صیرورت نیست؟ جهان به شتاب میگذرد، اگر آن را از منظر آتش تخیّل کنیم. اینچنین است که حکیم چون در برابر شمع، به خیالبافی در باب جهان بپردازد میتواند هرگونه که بخواهد آنرا در عالم خواب و خیال مجسم کند، در جنگ و خونریزی یا در صلح وصفا.»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
«فیلسوف می تواند با مشاهده شمع، خیال بندد که آن شمع گواه جهانی در حال سوختن است. شعله در نظر وی، جهانی در حال شدن و صیرورت است. اما خیالباف در شعله ذات خود و صیرورت خویش را میبیند. در شعله فضا یا مکان تکان میخورد و زمان میجنبد و با لرزش نور همه چیز میلرزد. آیا آینده و تقدیر آتش نمایشیترین و چالاکترین تقدیر و صیرورت نیست؟ جهان به شتاب میگذرد، اگر آن را از منظر آتش تخیّل کنیم. اینچنین است که حکیم چون در برابر شمع، به خیالبافی در باب جهان بپردازد میتواند هرگونه که بخواهد آنرا در عالم خواب و خیال مجسم کند، در جنگ و خونریزی یا در صلح وصفا.»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
- 👍 8
About this channel
- How can I read @biddle_academy without a Telegram account?
- TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
- How many subscribers does آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو have?
- آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو (@biddle_academy) has 851 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
- Does آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو know I viewed it here?
- No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.