بینشئه زندگانی چندان نمک ندارد
حیف است از این خرابات می ناکشیده رفتن
بیدل
در این بیت زیبا بیدل جهان را به خرابات مانند میکند و میگوید حیف است از این خرابات لبی به می تر نکنیم و بینصیب از جهان درگذریم. حافظ هم جهان را خراباتی میدانست که هیچ هشیاری در آن نمیتوان یافت:
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
تعبیر «نقش خرابی»، خراب شدن یا نابود شدن جسم خاکی و سراسر کائنات را نیز به ذهن متبادر میکند؛ یعنی همهٔ ما روزی خواهیم مرد. باری؛ بیتی که از بیدل آوردم متعلق به یکی از زیباترین غزلهای اوست:
از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن
زین دردمند حرفی باید شنیده رفتن
بی نشئه زندگانی چندان نمک ندارد
حیف ست از این خرابات می ناکشیده رفتن
چون شعلهای که آخر پامال داغ گردد
در زیر پا نشستیم از سر کشیده رفتن
زین باغ محمل ما بر دوش ناامیدیست
بر آمدن نبندد رنگ پریده رفتن
بر خلق بیبصیرت تا چند عرض جوهر
باید ز شهر کوران چون نور دیده رفتن
قد دو تای پیریست ابروی این اشارت
کز تنگنای هستی باید خمیده رفتن
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy
Post #2345
773

- 👍 7