TGViewer
Channel Public Channel
تفکر انتقادی

تفکر انتقادی

@theoryofcriticalthinking

Subscribers
176
Photos
1
Videos
3
Links
10
Recent Posts 20 shown
Post #120 3.94K
آزمون ناپذیری 4:

پ) موجودات غیر مادی را علت رخدادهای مادی دانستن:

تمام آنچه که علوم تجربی به ما می گویند اینست که رخداد مادیA، دارای علت مادی B، است. بدین معنا که وقوع رخداد B موجب بوجود آمدن رخداد A شده است.
لذا در علوم تجربی، هرگاه پدیده ای در حیطه ی جهان مادی رخ دهد؛ دانشمندان صرفا به دنبال یک علت مادی برای آن می گردند.

حال اگر کسی برای پدیده ای مادی، علتی غیر مادی ذکر کرد؛ آن پدیده از نظر تجربی، آزمون ناپذیر می گرد؛ زیرا علوم تجربی به علل غیرمادی دسترسی ندارند.

مثال ها:
* ارواح، زندگی های انسانی را تحت تاثیر قرار می دهند.
*فرشتگان در دل لشگر دشمن ترس بوجود آوردند.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درسگفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #119 3.29K
آزمون ناپذیری 3:

ب) کیفی و غیر کمی سخن گفتن:

یکی از دیگر عواملی که گزاره ها را، آزمون ناپذیر می سازد؛ به صورت کیفی(در مقابل کمی) سخن گفتن است.

مثال:
هر کس زیاد سخن بگوید؛ عقلش کم می شود.


این سنخ از گزاره ها به این دلیل که معلوم نمی کنند چه تعداد از رویداد A( فی المثل حرف زدن) بايستي رخ دهد که موجب وقوع رویداد B(مثلا کاهش عقل) گردد؛ لذا به صورت تجربی قابل آزمودن نیستند.

بایستی دقت کرد که همه گزاره های کیفی، فاقد ارزش نیستند؛ بلکه اگر بخواهیم گزاره ای را بیازماییم بایستی به صورت کمی معلوم کنیم که چه میزان از A موجب وقوع B می شوند. زیرا با تعیین دقیق کمیت، جمله را از ابهامی که در آن موجود است؛ نجات می دهیم.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درسگفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #118 2.68K
آزمون ناپذیری 2:

الف) در مورد آینده ای مبهم و نامعلوم سخن گفتن:

اگر گزاره ای در مورد آینده ای نامعلوم سخن بگوید؛ به صورت تجربی قابل آزمودن نیست.

مثال :
روزی بالاخره عدالت بر ظلم پیروز خواهد شد.

جملاتی که در مورد آینده ای نامعلوم سخن می گویند؛ به دلیل ابهامی که در تعبیر زمانی آن ها موجود است نمی توانند آزموده شوند.

اگر جمله ای بخواهد آزمون پذیر باشد که بتوان صدق یا کذب آن را تشخیص داد؛ بایستی از نظر زمانی معین باشند یعنی معلوم کنند که در چه زمانی، اتفاقی که از آن خبر می دهند به وقوع خواهد پیوست. تا در صورت عدم اتفاق آن رویداد در آن زمان خاص، گزاره را کاذب دانست.

✍#محمدمهدی_حاتمی؛ درسگفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #117 2.62K
آزمون ناپذیری1:

🌱چه عواملی یک گزاره را آزمون ناپذیر می سازد؟

وقتی با یک گزاره روبرو می شویم؛ بایستی دقت کنیم که آن گزاره، یک جزء از یک ساختار معرفتی بزرگ تر است؛ یا گزاره ای است که فی نفسه و به تنهایی، ادعای معرفتی دارد.

اگر گزاره جزیی از یک کل معرفتی بزرگ تر بود؛ آزمون ناپذیری، به تنهایی یک نقص تلقی نمی گردد؛ اما اگر گزاره به تنهایی ادعای معرفتی داشت و ما با بررسی آن گزاره فهمیدیم که آن گزاره، آزمون پذیر نیست: می توان آن را رد کرد. یعنی برای گزاره های منفرد، آزمون ناپذیری یک نقص اساسی تلقی می گرد.

برای توضیح بیشتر دقت کنید که وقتی با یک گزاره از یک نظریه ی علم فیزیک روبرو شدیم؛ اگر آن گزاره فی نفسه آزمون پذیر نبود نمی توان آن گزاره را رد کرد؛ زیرا آن گزاره، جزیی از یک نظریه ی بزرگ تر است و نه آن گزاره ی جزیی، بلکه کل آن نظریه است که بایستی در معرض آزمون تجربی قرار بگیرد.

اما وقتی یک طالع بین، یک گزاره در مورد سرنوشت شما بیان می کند؛ چون با یک تئوری دارای ساختار روبرو نیستید؛ می توانید آزمون پذیری را ملاکی برای آن گزاره تلقی کنید و اگر گزاره به نحوی بیان شده بود که آزمون پذیر نیست؛ می توانید براحتی گزاره را طرد کنید.

چون ما در زندگی روزمره، و در بخش بزرگی از مراودات سیاسی و اجتماعی یا حتی در بخشی از کارهای تحقیق علمی خود، نه با ساختارهای معرفتی بلکه با گزاره های منفرد سر و کار داریم؛ لذا می توان آزمون پذیری را ملاکی برای رد یا قبول یک گزاره تلقی کرد.

برای این کار بایستی گام های زیر را برداشت:
1. عواملی که یک گزاره را آزمون ناپذیر می سازد شناسایی کنید (ما در پست های بعدی ده عامل را اشاره خواهیم کرد)
2. اگر گزاره طوری بیان شده بود که آزمون ناپذیر بود؛ در طرد آن شک نکنید زیرا این گزاره فاقد شان معرفتی است.
3. اگر گزاره آزمون پذیر بود؛ آن گاه ممکن است که گزاره ی آزمون پذیر صادق یا گزاره ی آزمون پذیر کاذب باشد.
4. با آگاهی از صرف آزمون پذیر بودن گزاره ای، نمی توان حکم به صدق آن داد؛ بلکه بایستی پس از آن که گزاره ای، آزمون پذیر تشخیص داده شد؛ آن گزاره را به صورت تجربی و تحت شرایطی مورد آزمایش قرار داد.
5. اگر گزاره ای، آزمون پذیر بود؛ و پس از آزمودن آن، گزاره ایی صادق از کار در نیامد می توان آن گزاره را رد کرد.


خلاصه آنکه می توان دو دسته از گزاره ها را به راحتی طرد کرد و برایش شأنی قائل نشد:
الف) گزاره های آزمون ناپذیر
ب) گزاره های آزمون پذیر غیر صادق

در ادامه برخی از عواملی را که یک گزاره را آزمون ناپذیر می سازند؛ بیان می کنیم.

✍#محمدمهدی_حاتمی؛ درسگفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #116 2.22K
درباره ی تعریف و شرایط آن 4:

تعریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی (operational definition) نخستین بار توسط پ. د. بریجمن، فیزیک دان و برنده ی جایزه ی نوبل، در کتاب منطق فیزیک مدرن در سال 1927 مطرح گردید.
در تعریف عملیاتی، تعریف یک واژه بر اجرای یک آزمون یا یک آزمایش منوط می گردد.

شکل کلی تعریف عملیاتی به صورت زیر است:

"الف" چیزی است که با اجرای آزمون "ب" نتیجه ی "پ" را به دست دهد.

بریجمن تاکید می کرد که اگر نتوان هیچ تعریف عملیاتی، برای یک مفهوم علمی و تجربی یافت؛ بایستی آن مفهوم را از حوزه ی علوم تجربی طرد کرد. لذا مفاهیمی همانند "زمان مطلق" یا "مکان مطلق" بایستی به نظر بریجمن از حوزه ی علم طرد شوند.

مثال:
اسید: محلولی که اگر کاغذ تونسل در آن قرار بگیرد؛ به رنگ قرمز در می آید.
Post #115 2.78K
مرکز آموزش علوم انسانی "افق دیگر" برگزار می کند:

دوره ی مطالعات فلسفه

سلسله جلسات #تفکر_نقادانه و #روش_شناسی_علم

مدرس: #محمدمهدی_حاتمی

زمان دوره: پنجشنبه ها 9 تا 12
مکان: اصفهان- خیابان جامی- پاتوق کتاب ابومسعود رازی

شماره ی تماس مرکز: 09363233085



🌱کانال تفکر انتقادی:

"تفکر انتقادی" کانالی است برای معرفی شیوه های تفکر، استدلال، روش شناسی علمی و أقسام مغالطات و روش های جدل.
اگر مایل بودید آن را به دوستان خود معرفی کنید👇

https://telegram.me/Theoryofcriticalthinking
Post #114 2.21K
مغالطه ی شخص انگاری:

این مغالطه عمدتا در دو حالت رخ می دهد:

1. در حالتی که برای اشیاء یا امور بی جان، قائل به رفتار آگاهانه شویم؛ و آن ها را به مثابه یک فاعل آگاه در نظر آوریم.
2. در حالتی که امور وابسته به فاعل آگاه را، دارای فاعلیتی جدا از آن فاعل تلقی کنیم.

برای نمونه کسی که بیان می کند که "تاریخ برای رسیدن به منزل نهایی اش، از راه های پر پیچ و خمی عبور می کند"؛ دچار مغالطه ی شخص انگاری شده است. به این دلیل که برای تاریخ، فارغ از افرادی که تاریخ را رقم می زنند، قائل به فاعلیت شده است. یعنی تاریخ را به مثابه یک فرد آگاه در نظر گرفته که هدفی را دنبال می کند و برای رسیدن به آن هدف، مسیرهایی را نیز طی می کند.

یا کسی که بیان می کند "روح تمدن غرب لجام گسیختگی خود را آشکار کرده و زوالی بزرگ را رقم می زند"؛ نیز با قائل شدن به روح که صرفا می تواند یک ویژگی فرد آگاه باشد؛ دچار مغالطه ی شخص انگاری شده است. بایستی دقت کرد که تمدن، فارغ از افرادی که با رفتارهای خود، سرنوشت آن را رقم می زنند؛ داری فاعلیت جدا و آگاهانه نیست.

یک نمونه ی مشهور از مغالطه ی شخص انگاری، در کتاب "پدیدارشناسی روح" نوشته فیلسوف معروف آلمانی، هگل مشاهده می شود. هگل در این کتاب به ماجرای سفر آگاهی، برای رسیدن به آزادی می پردازد. هرچند هگل در این کتاب نشان می دهد که بصیرت های زیادی نسبت به تاریخ تحول فکر بشری دارد؛ اما با قائل شدن به فاعلیت برای آگاهی، دچار مغالطه ی شخص انگاری شده است.

✍#محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #112 2.25K
🌱تفاوت بین زمینه ی کشف و زمینه ی توجیه:

جان هرشل، فرزند ویلیام هرشل ستاره شناس معروف، نخستین کسی بود که تمایز بین زمینه ی کشف(context of discovery) و زمینه ی توجیه(context of justification) را در نظریات علمی مطرح ساخت.

تمایز ذکر شده، بیان می کند که شیوه ی کشف یک نظریه، اساسا ربطی به شیوه ی توجیه و مقبولیت آن ندارد.

برای کشف یک نظریه، راه های بسیار متعدد و متنوعی وجود دارد. ممکن است کسی یک نظریه را از یافته های تجربی به دست آورده باشد. یا حتی ممکن است آن را از کتاب های مقدس ادیان، الهام گرفته باشد و یا آن را در خواب، دیده باشد. و هر راه متفاوت دیگری از این دست!

اما زمینه ی کشف، کاملا با زمینه ی توجیه متفاوت است. پس از آنکه یک دانشمند، نظریه اش را کشف کرد و به صورت بندی آن پرداخت؛ بایستی بتواند صادق بودن نظریه اش را، برای جامعه ی علمی نشان دهد. و یا اصطلاحا صدق نظریه اش را توجیه کند.

از جمله زمینه های توجیه یک نظریه ی علمی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. نشان دادن سازگاری درونی نظریه
2. نشان دادن قابل آزمایش بودن نظریه
3. نشان دادن موافقت نظریه با مشاهدات
4. نشان دادن نتایج غیر منتظره ای که یک نظریه پیش بینی می کند
5. نشان دادن قدرت نظریه در تبیین حوداث تجربی نسبت به نظریه های رقیب

کارل ریموند پوپر، فیلسوف علم اتریشی الاصل، بعدها نشان داد که چیزی به نام "منطق اکتشاف علمی" وجود ندارد. یعنی یک روش منطقی که بتواند نحوه ی کشف نظریه های علمی را نشان داد؛ ممکن نیست. به نظر پوپر، ما تنها می توانیم از منطق توجیه نظریه های علمی سخن بگوییم.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #111 1.96K
🌱بررسی یک مغالطه در ایده آل گرایی جوامع توتالیتر:

حکومت های توتالیتر، عموما ایده آل گرا هستند. یعنی یک جامعه ی آرمانی را، توصیف می کنند که همه ی افراد در آن شاد و خوشبخت هستند.

استدلال حکومت های توتالیتر در طرح یک جامعه ی آرمانی، برخاسته از یک ویژگی انسانی است؛ و آن چیزی نیست جز اینکه انسان ها، عموما برای زندگی خود، ایده آل دلخواه و کمال مطلوبی را، در نظر می گیرد.

بانیان حکومت های توتالیتر استدلال می کنند؛ که چون همه ی انسان ها، ایده آل دلخواه و کمال مطلوبی دارند؛ پس می توان گفت که یک ایده آل دلخواه و کمال مشترک برای همه ی انسان ها موجود است. به نظر سردمداران حکومت های توتالیتر، می توان این ایده آل مشترک انسانی را شناخت و می توان آن را در قالب یک جامعه ی آرمانی توصیف کرد؛ و سپس برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرد.

اما این استدلال از نظر منطقی یک استدلال معتبر، شناخته نمی شود. یعنی نمی توان از این مقدمه که هر فردی، کمال و ایده آلی دارد نتیجه گرفت که پس همه ی افراد، کمال مشترک و ایده آل واحدی دارند.

توضیح بیشتر آنکه، فرض کنید هر فردی وزن ایده آل و مطلوبی دارد که با توجه سن، جنسیت، شغل و... تعریف می شود. هر فردی هم احتمالا دوست دارد که نهایتا به وزن مطلوب و ایده آل خود برسد؛ اما بایستی دقت کرد از اینکه هر فردی وزن ایده آل خود را دارد؛ نمی توان نتیجه گرفت که همه ی افراد یک وزن ایده آل واحد دارند.

وزن ایده آل برای A، شصت کیلو، برای B، هشتاد کیلو و برای C، هفتاد کیلو است. لذا ضمن قبول اینکه Aو Bو C، هر یک وزن ایده آل مخصوص به خود را دارند نمی توان گفت وزن ایده آل برای هر سه مثلا 70 کیلو گرم است.

در مسئله ی داشتن کمال و ایده آل هم همینطور است؛ می توان پذیرفت که هر فردی کمال دلخواه و ایده آل مطلوب به خود را دارد؛ اما نمی توان بر این اساس استدلال کرد که پس کمال مطلوب مشترک و ایده آل دلخواه یکسانی وجود دارد که بایستی همه ی افراد را به سمت آن سوق داد.

تقریبا همه ی حکومت های توتالیتر، خود را عاملانی برای رسیدن به جامعه ی آرمانی تلقی می کنند؛ جامعه ای که در آن همه خوشبخت و شادند، و عدالت در آن به نهایت درجه تحقق دارد! و حتی به این واسطه از خود، چهره هایی خیرخواه نیز، معرفی می کنند.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ مزایا و معایب دموکراسی

کانال تفکر انتقادی:
https://telegram.me/Theoryofcriticalthinking
Post #109 2.13K
"اگر کوسه ها آدم بودند"
بر اساس نوشته ای از برتولت برشت👇
Post #108 1.84K
🌱خلط "امکان" و "وقوع"

یکی از جاهایی که ذهن ممکن است خطا کند؛ خلط بین "امکان" و "وقوع" است. برخی از مغالطه کاران نیز از این خلط استفاده می کنند و ذهن را به خطا می اندازند.

وقتی می گوییم چیزی "امکان" دارد؛ گاها به این معناست که آن چیز مشتمل بر تناقض نیست. اما وقتی می گوییم چیزی "وقوع" یافته منظورمان اینست که آن چیز تحقق پیدا کرده است.

اما نکته ی قابل تامل در اینجاست که از "امکان" داشتن چیزی نمی توان به "وقوع" آن چیز پل زد. برای نمونه موجودات فضایی، امکان دارند؛ یعنی اگر موجود فضایی وجود داشته باشد؛ أمر خلاف عقلی اتفاق نیفتاد است. اما این به آن معنا نیست که حتما موجودات فضایی وجود هم دارند. وجود موجود فضایی بایستی به صورت تجربی مشاهده شود تا بتوان به وقوع آن، حکم کرد.

اما ذهن گاها، وقتی به مشمول تناقض نبودن چیزی حکم کرد و آن را "ممکن" دانست؛ تمایل دارد که وجود آن چیز را مفروض بگیرد. برخی از مغالطه گران، از این تمایل ذهنی، استفاده می کنند و با تعاریف داستان ها و سناریوهایی که مشمول تناقض نیست؛ ذهن مخاطبان را به خطا می اندازند تا آن ها گمان کنند که داستان اشخاص مغالطه گر، واقعی است.

برای جلوگیری از این سنخ اشتباهات، بایستی پس از اینکه فهمیدم گزاره ای مشتمل بر تناقض نیست و اصطلاحا "امکان" دارد؛ برای اثبات "وقوع" آن نیز به صورت جدا، طلب دلیل کنیم.

مثال1:
فراماسون ها، در چند قرن پیش پیمان بستند که با حذف همه ی نشانه های توحیدی، زمینه را برای سیطره ی شیطان بر روی کره ی زمین فراهم کنند. از آن روز به بعد فراماسون ها، سرنوشت امور مهم جهان را به دست گرفته اند.

مثال 2:
برخی از کشورهای غربی و سرویس های جاسوسی آن ها، باتربیت روشنفکران سعی کرده اند که در اذهان جوانان آن ممالک، نفوذ خود را گسترش دهند و نسلی وابسته را تربیت کنند.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #105 1.83K
آشنایی با مغالطات 51:

مغالطه ی وضع تالی:
این مغالطه می تواند در یک گزاره ی شرطی رخ دهد. یک گزاره ی شرطی به صورت زیر است:

اگر الف آن گاه ب

"اگر الف" را (مقدم) و "آن گاه ب" را (تالی) می نامند.

یک گزاره ی شرطی، اگر به صورت زیر بیاید یک استدلال معتبر است:

1) اگر الف آن گاه ب
2) الف
پس: ب

برای نمونه:
1) اگر باران ببارد؛ آن گاه زمین خیس می شود
2) باران می بارد
پس: زمین خیس می شود.

استدلال معتبر فوق را "وضع مقدم" می نامند.

حال اگر کسی به جای (وضع مقدم) در سطر 2، به (وضع تالی) بپردازد دچار مغالطه شده است. یعنی اگر بگوید:

1) اگر باران ببارد؛ زمین خیس می شود
2) زمین خیس است
پس: باران باریده است.

این استدلال مغالطی را "وضع تالی" می گویند.

علت مغالطه بودن این استدلال، در اینجا آن است که شاید علت خیس شدن زمین، بارش باران نبوده باشد بلکه مثلا آب پاشی باغبان، زمین را خیس کرده است.

مثال 1:
1) اگر حکومتی دموکراتیک باشد؛ مردم با آن همراه خواهند شد.
2) مردم با حکومت هیتلر همراه اند.
پس: حکومت هیتلر دموکراتیک است!!!

مثال 2)
1) اگر فیلمی حرفه ای و هنری باشد، پرفروش خواهد بود.
2) فیلم اخراجی ها، پرفروش بوده است.
پس: فیلم اخراجی ها، فیلمی هنری و حرفه ای است!!!
Post #103 2.13K
اعتماد به خرد جمعی، یکی از مبانی دفاع از دموکراسی است. اما این سؤال که "آیا خرد جمعی، یک مبنای معرفتی قابل اعتماد است و یا خیر؟" خود سوالی مهم و پرچالش تلقی می گردد.
در زیر یک فکت تجربی، در دفاع از خرد جمعی را مشاهده می کنید:👇
Post #100 1.61K
چون اصالت قریحه، جزء اساسی (اما نه یگانه جزء) ویژگی نبوغ را تشکیل می دهد؛ تهی مغزان چنین می پندارند که بهترین راه، برای نشان دادن خود به نابغه، رها ساختن خود از قید و بند مدرسی همه ی قواعد است. و تصور می کنند انسان با اسبی لگام گسیخته، بهتر از اسبی که تربیت شده، نمایش رژه می دهد.
(ایمانوئل کانت؛ نقد قوه ی داوری)


"تفکر انتقادی" کانالی است برای معرفی شیوه های تفکر، استدلال، روش شناسی علمی و أقسام مغالطات و روش های جدل.
اگر مایل بودید آن را به دوستان خود معرفی کنید👇

https://telegram.me/joinchat/Csgg9D1zetpoXTd5eFOaHQ
Post #99 1.53K
درباره ی تعریف و شرایط آن 3:

تعریف های لغت نامه ای:
یکی از اقسام تعاریف، تعریف لغت نامه ای است. هدف از تعریف لغت نامه ای، بازگرداندن یک واژه ی نامانوس به کاربردهای مانوس تر آن واژه است.

برای نمونه در تعریف لغت نامه ای واژه ی "بیدق" می توان گفت: یکی از مهره های شطرنج که به آن پیاده یا سرباز هم می گویند.

در تعریف لغت نامه ای، بایستی به دو نکته توجه داشت:

1. تعریف کننده بایستی از تعریف شونده آشکارتر باشد. یعنی به روشن تر شدن واژه ی مورد بحث کمک کند.
فی المثل در تعریف "پوست" نبایستی گفت : "سلف" ( با سین مفتوح و لام مکسور) زیرا معنی "پوست" از معنای "سلف" آشکار تر است. بلکه بایستی، "سلف" را به "پوست" تعریف کرد.

2. تعاریف نبایستی دوری باشند.
برای نمونه نباید "غرور" را به "تکبر" تعریف کرد. و سپس در مقام تعریف "تکبر" واژه ی "غرور" را نوشت.
متاسفانه در بسیاری از لغت نامه های معتبر فارسی همانند معین و دهخدا نیز، این شرط دوم رعایت نشده. و تعاریف دوری زیاد در آن ها دیده می شود.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن.
Post #98 1.52K
درباره ی تعریف و شرایط آن 2:

تعریف های تصریحی یا اصطلاحی:
وقتی که در یک نظریه ی علمی، یا یک متن حقوقی و سیاسی، اصطلاحی که برای فهم نظریه یا متن دارای اهمیت است را برای نخستین بار به کار می بریم؛ لازم است که به معنای آن تصریح کنیم و معلوم سازیم که منظور ما از این واژه چیست.

برای نمونه وقتی که واژه ی "اتم" در فیزیک را استعمال می کنیم باید دقیقا معین کنیم که منظور از این واژه در علم فیزیک چیست. فی المثل تعریف کنیم که اتم ذره ای شامل الکترون، پروتون و نوترون است.

واضح است که "تعریف تصریحی" به اصول کلی نظریه بستگی دارد و معنای آن با معنای مستعمل در لغت نامه یا "تعریف لغت نامه ای" فرق دارد.

در لغت نامه ها ممکن است اتم را به جزء تجزیه ناپذیر یا به معنای ذره ی منفرد استعمال کنند. أما در فیزیک، اتم نه تنها جزء تجزیه ناپذیر نیست بلکه دارای جزء است و اتفاقا بر اساس همین اجزاء که از نظر فیزیکی تجزیه پذیرند نیز تعریف می شود.

لذا بایستی در برخورد با چنین تعاریفی همیشه دو نکته را مد نظر داشت:
1. در طرح یک نظریه و یا فهم آن، بایستی به تعریف واژه های اساسی و بنیادی، توجه داشت و به معنای مورد نظر تصریح کرد. یعنی دقت کرد که واژه به چه معنایی در نظریه مورد استفاده قرار می گیرد.
2. بایستی دقت کرد که بین تعاریف اصطلاحی و تصریحی یک نظریه با تعاریف تصریحی سایر نظریه ها، و نیز بین تعاریف تصریحی و تعاریف لغت نامه ای آن واژه ها، خلط صورت نگیرد.

برخی از اشتباهات در فهم نظریه ها، و برخی از مقایسه های عجیب و غریب بین نظریه ها، به این دو نکته باز می گردد که یا کسانی تعاریف اصطلاحی یک نظریه را به درستی نمی دانند یا آن تعاریف را با معانی لغت نامه ای آن واژه ها اشتباه می گیرند.


مثال 1:
تعریف اصلاحی الکل در فقه با تعریف اصطلاحی الکل در علم شیمی متفاوت است.

مثلا 2:
تعریفی اصطلاحی "نیرو" در علم فیزیک با تعریف لغت نامه ای "نیرو" به معنای قدرت متفاوت است.

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #97 1.54K
درباره ی تعریف و شرایط آن 1:

یکی از شرایط تعریف آن است که "معرفی کننده" بایستی از معرفی شونده، آشکار تر و روشن تر باشد.

در اصطلاح منطقی می گویند معرف (با "ر" کسره دار بایستی اجلی(روش تر) از معرف با "ر" فتحه دار باشد)

یعنی هنگامی که به یک عبارت نامفهوم یا نامانوس رسیدیم؛ تعریف بایستی به گونه ای بیان شده باشد که ذهن ما را درباره ی عبارت نامانوس، روشن تر کند. نه آن را گنگ تر و مبهم تر سازد.

متاسفانه در بسیاری از کتاب ها، نوشته ها و مقالات رایج در کشور ما، این شرط تعریف رعایت نشده و عموما تعاریف به جای اینکه خواننده را به مقصود نزدیک تر سازند او را سرگردان تر می کنند.

مثال 1:
در کتاب های فلسفه ی اسلامی آمده است که: "حرکت" یعنی "خروج تدریجی شیء از قوه به سوی فعلیت"
(آشکار است که واژه های "تدریج"، "قوه" و "فعل" که در مقام تعریف کننده، قرار داده شده اند از واژه ی "حرکت" که در مقام تعریف شونده قرار دارد؛ مبهم تر هستند. لذا این تعریف از حرکت، به روشن تر موضوع کمکی نخواهد کرد.)

مثال 2:
"شعر" یعنی قرار گرفتن در پرتو شعور نبوت در لحظات ناب اشراق

✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Older posts →

About this channel

How can I read @theoryofcriticalthinking without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for تفکر انتقادی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does تفکر انتقادی have?
تفکر انتقادی (@theoryofcriticalthinking) has 176 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does تفکر انتقادی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →