🌱بررسی یک مغالطه در ایده آل گرایی جوامع توتالیتر:
حکومت های توتالیتر، عموما ایده آل گرا هستند. یعنی یک جامعه ی آرمانی را، توصیف می کنند که همه ی افراد در آن شاد و خوشبخت هستند.
استدلال حکومت های توتالیتر در طرح یک جامعه ی آرمانی، برخاسته از یک ویژگی انسانی است؛ و آن چیزی نیست جز اینکه انسان ها، عموما برای زندگی خود، ایده آل دلخواه و کمال مطلوبی را، در نظر می گیرد.
بانیان حکومت های توتالیتر استدلال می کنند؛ که چون همه ی انسان ها، ایده آل دلخواه و کمال مطلوبی دارند؛ پس می توان گفت که یک ایده آل دلخواه و کمال مشترک برای همه ی انسان ها موجود است. به نظر سردمداران حکومت های توتالیتر، می توان این ایده آل مشترک انسانی را شناخت و می توان آن را در قالب یک جامعه ی آرمانی توصیف کرد؛ و سپس برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرد.
اما این استدلال از نظر منطقی یک استدلال معتبر، شناخته نمی شود. یعنی نمی توان از این مقدمه که هر فردی، کمال و ایده آلی دارد نتیجه گرفت که پس همه ی افراد، کمال مشترک و ایده آل واحدی دارند.
توضیح بیشتر آنکه، فرض کنید هر فردی وزن ایده آل و مطلوبی دارد که با توجه سن، جنسیت، شغل و... تعریف می شود. هر فردی هم احتمالا دوست دارد که نهایتا به وزن مطلوب و ایده آل خود برسد؛ اما بایستی دقت کرد از اینکه هر فردی وزن ایده آل خود را دارد؛ نمی توان نتیجه گرفت که همه ی افراد یک وزن ایده آل واحد دارند.
وزن ایده آل برای A، شصت کیلو، برای B، هشتاد کیلو و برای C، هفتاد کیلو است. لذا ضمن قبول اینکه Aو Bو C، هر یک وزن ایده آل مخصوص به خود را دارند نمی توان گفت وزن ایده آل برای هر سه مثلا 70 کیلو گرم است.
در مسئله ی داشتن کمال و ایده آل هم همینطور است؛ می توان پذیرفت که هر فردی کمال دلخواه و ایده آل مطلوب به خود را دارد؛ اما نمی توان بر این اساس استدلال کرد که پس کمال مطلوب مشترک و ایده آل دلخواه یکسانی وجود دارد که بایستی همه ی افراد را به سمت آن سوق داد.
تقریبا همه ی حکومت های توتالیتر، خود را عاملانی برای رسیدن به جامعه ی آرمانی تلقی می کنند؛ جامعه ای که در آن همه خوشبخت و شادند، و عدالت در آن به نهایت درجه تحقق دارد! و حتی به این واسطه از خود، چهره هایی خیرخواه نیز، معرفی می کنند.
✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ مزایا و معایب دموکراسی
کانال تفکر انتقادی:
https://telegram.me/Theoryofcriticalthinking