درباره ی تعریف و شرایط آن 1:
یکی از شرایط تعریف آن است که "معرفی کننده" بایستی از معرفی شونده، آشکار تر و روشن تر باشد.
در اصطلاح منطقی می گویند معرف (با "ر" کسره دار بایستی اجلی(روش تر) از معرف با "ر" فتحه دار باشد)
یعنی هنگامی که به یک عبارت نامفهوم یا نامانوس رسیدیم؛ تعریف بایستی به گونه ای بیان شده باشد که ذهن ما را درباره ی عبارت نامانوس، روشن تر کند. نه آن را گنگ تر و مبهم تر سازد.
متاسفانه در بسیاری از کتاب ها، نوشته ها و مقالات رایج در کشور ما، این شرط تعریف رعایت نشده و عموما تعاریف به جای اینکه خواننده را به مقصود نزدیک تر سازند او را سرگردان تر می کنند.
مثال 1:
در کتاب های فلسفه ی اسلامی آمده است که: "حرکت" یعنی "خروج تدریجی شیء از قوه به سوی فعلیت"
(آشکار است که واژه های "تدریج"، "قوه" و "فعل" که در مقام تعریف کننده، قرار داده شده اند از واژه ی "حرکت" که در مقام تعریف شونده قرار دارد؛ مبهم تر هستند. لذا این تعریف از حرکت، به روشن تر موضوع کمکی نخواهد کرد.)
مثال 2:
"شعر" یعنی قرار گرفتن در پرتو شعور نبوت در لحظات ناب اشراق
✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #97
1.54K