🌱خلط "امکان" و "وقوع"
یکی از جاهایی که ذهن ممکن است خطا کند؛ خلط بین "امکان" و "وقوع" است. برخی از مغالطه کاران نیز از این خلط استفاده می کنند و ذهن را به خطا می اندازند.
وقتی می گوییم چیزی "امکان" دارد؛ گاها به این معناست که آن چیز مشتمل بر تناقض نیست. اما وقتی می گوییم چیزی "وقوع" یافته منظورمان اینست که آن چیز تحقق پیدا کرده است.
اما نکته ی قابل تامل در اینجاست که از "امکان" داشتن چیزی نمی توان به "وقوع" آن چیز پل زد. برای نمونه موجودات فضایی، امکان دارند؛ یعنی اگر موجود فضایی وجود داشته باشد؛ أمر خلاف عقلی اتفاق نیفتاد است. اما این به آن معنا نیست که حتما موجودات فضایی وجود هم دارند. وجود موجود فضایی بایستی به صورت تجربی مشاهده شود تا بتوان به وقوع آن، حکم کرد.
اما ذهن گاها، وقتی به مشمول تناقض نبودن چیزی حکم کرد و آن را "ممکن" دانست؛ تمایل دارد که وجود آن چیز را مفروض بگیرد. برخی از مغالطه گران، از این تمایل ذهنی، استفاده می کنند و با تعاریف داستان ها و سناریوهایی که مشمول تناقض نیست؛ ذهن مخاطبان را به خطا می اندازند تا آن ها گمان کنند که داستان اشخاص مغالطه گر، واقعی است.
برای جلوگیری از این سنخ اشتباهات، بایستی پس از اینکه فهمیدم گزاره ای مشتمل بر تناقض نیست و اصطلاحا "امکان" دارد؛ برای اثبات "وقوع" آن نیز به صورت جدا، طلب دلیل کنیم.
مثال1:
فراماسون ها، در چند قرن پیش پیمان بستند که با حذف همه ی نشانه های توحیدی، زمینه را برای سیطره ی شیطان بر روی کره ی زمین فراهم کنند. از آن روز به بعد فراماسون ها، سرنوشت امور مهم جهان را به دست گرفته اند.
مثال 2:
برخی از کشورهای غربی و سرویس های جاسوسی آن ها، باتربیت روشنفکران سعی کرده اند که در اذهان جوانان آن ممالک، نفوذ خود را گسترش دهند و نسلی وابسته را تربیت کنند.
✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #108
1.84K