درباره ی تعریف و شرایط آن 2:
تعریف های تصریحی یا اصطلاحی:
وقتی که در یک نظریه ی علمی، یا یک متن حقوقی و سیاسی، اصطلاحی که برای فهم نظریه یا متن دارای اهمیت است را برای نخستین بار به کار می بریم؛ لازم است که به معنای آن تصریح کنیم و معلوم سازیم که منظور ما از این واژه چیست.
برای نمونه وقتی که واژه ی "اتم" در فیزیک را استعمال می کنیم باید دقیقا معین کنیم که منظور از این واژه در علم فیزیک چیست. فی المثل تعریف کنیم که اتم ذره ای شامل الکترون، پروتون و نوترون است.
واضح است که "تعریف تصریحی" به اصول کلی نظریه بستگی دارد و معنای آن با معنای مستعمل در لغت نامه یا "تعریف لغت نامه ای" فرق دارد.
در لغت نامه ها ممکن است اتم را به جزء تجزیه ناپذیر یا به معنای ذره ی منفرد استعمال کنند. أما در فیزیک، اتم نه تنها جزء تجزیه ناپذیر نیست بلکه دارای جزء است و اتفاقا بر اساس همین اجزاء که از نظر فیزیکی تجزیه پذیرند نیز تعریف می شود.
لذا بایستی در برخورد با چنین تعاریفی همیشه دو نکته را مد نظر داشت:
1. در طرح یک نظریه و یا فهم آن، بایستی به تعریف واژه های اساسی و بنیادی، توجه داشت و به معنای مورد نظر تصریح کرد. یعنی دقت کرد که واژه به چه معنایی در نظریه مورد استفاده قرار می گیرد.
2. بایستی دقت کرد که بین تعاریف اصطلاحی و تصریحی یک نظریه با تعاریف تصریحی سایر نظریه ها، و نیز بین تعاریف تصریحی و تعاریف لغت نامه ای آن واژه ها، خلط صورت نگیرد.
برخی از اشتباهات در فهم نظریه ها، و برخی از مقایسه های عجیب و غریب بین نظریه ها، به این دو نکته باز می گردد که یا کسانی تعاریف اصطلاحی یک نظریه را به درستی نمی دانند یا آن تعاریف را با معانی لغت نامه ای آن واژه ها اشتباه می گیرند.
مثال 1:
تعریف اصلاحی الکل در فقه با تعریف اصطلاحی الکل در علم شیمی متفاوت است.
مثلا 2:
تعریفی اصطلاحی "نیرو" در علم فیزیک با تعریف لغت نامه ای "نیرو" به معنای قدرت متفاوت است.
✍ #محمدمهدی_حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن
Post #98
1.52K