TGViewer
Channel Public Channel
جامعه شناسی عمومی

جامعه شناسی عمومی

@taslimi_tehrani

در اینجا سعی می شود مبانی، اصول و نظریه های جامعه شناسی به دور از هر گونه پیچیدگی مورد توجه قرار گیرند و پدیده های اجتماعی و فرهنگی ایران و جهان معاصر به زبان ساده تحلیل شوند.


رضا تسلیمی طهرانی
دکتری جامعه شناسی

@Reza_Taslimi_Tehrani
Subscribers
847
Photos
172
Videos
3
Links
92
Recent Posts 19 shown
Post #1014 315
Post #1011 1.3K
مدتی پیش در مترو جای خالی پیدا شد و فرصتی دست داد تا بر روی صندلی بنشینم. کیفم را باز کردم و کتاب «سوگ و مالیخولیا» (اثر کرامت موللی و سوسن حاجی زاده شاهسوار از نشر نی) را که به تازگی به دستم رسیده بود از آن بیرون آوردم و مشغول تورق شدم.

هنوز چند کلمه ای بیشتر از کتاب را نخوانده بودم که صدای مرد جوانی به گوشم رسید که می گفت «آقا این چیزا هیچ کدوم فایده نداره! فقط دیازپام و آلپرازولام و لورازپام جوابه!» صورتم را از روی کتاب برداشتم و به جوان نشسته در سمت چپم نگاه کردم. پسری بود حدودا ۳۵ ساله با قدی تقریبا بلند که تی شرت قرمزی به تن داشت و موهایش را از پشت بسته بود. ادامه داد: «من همه اینها رو امتحان کردم، کتاب و فیلم و مشاور و ... هیچ کدوم تاثیری نداره. الان از صبح می رم سرکار و شب بر می گردم خونه، از هر کدوم از این قرص ها یدونه می خورم و می خوابم تا صبح». بعد زیپ جلویی کیفش را باز کرد و در حالی که قرص هایش را نشانم می داد گفت: «ایناهاش، اینا خوب جواب می دن، دیگه به هیچی فکر نمی کنی». دوباره به او نگاه کردم و با کمی مکث و با کلمات بریده بریده پرسیدم شما هم سوگی را تجربه کردی؟ با سر تایید کرد. دوباره پرسیدم، کسی از نزدیکانتان فوت شده است؟ سرش را بالا انداخت و گفت «نه! دو سه سالی میشه که ازم جدا شده و من رو گذاشته و رفته». موقع پیاده شدنش از قطار بود. زیپ کیفش را بست و خداحافظی کرد و رفت.

به شیشه قطار خیره شدم و رفتنش را نگاه کردم. او یکی از میلیون ها سوگواری بود که در این شهر زندگی می کنند. در شهری افسرده، ماتم زده، آلوده و سیاه.

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #1009 472

Forwarded from اتچ بات

‍ انتشار مقاله علمی با عنوان:

«تحلیل انتقادی اسناد بالادستی کشور پیرامون رابطه کودک و طبیعت»

در شماره 8 «پژوهشنامه فرهنگی و اجتماعی کودک و نوجوان»

نویسندگان:

سعیده علی زمان ابیانه (پژوهشگر مطالعات کودکی و فعال حوزه کودک و طبیعت)

رضا تسلیمی طهرانی (استادیار جامعه شناسی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)

https://cssca.ricac.ac.ir/article_234510.html

@taslimi_tehrani
Telegram attach 📎
Post #1007 1.23K

Forwarded from اتچ بات

‍ سخنرانی در نشست «فهم جهان های دیگر: علوم اجتماعی و صداهای خاموش»

عنوان سخنرانی:
«گروه های سنی طرد شده: کودکان و سالمندان؛ فراموش شدگان جامعه»

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴

پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

@taslimi_tehrani
Telegram attach 📎
Post #1006 421

Forwarded from انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

فهم جهان‌های دیگر؛ علوم اجتماعی و صداهای خاموش


💠نشست تخصصی︎ علوم اجتماعی و صداهای خاموش💠

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵ تا ۱۷ | پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

با حضور:
🔹علی ربیعی (رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)
مسئولیت اجتماعی در برابر صداهای خاموش


🔹آصفه کامرانی (رییس هیات مدیره ارفک)
آینده کودکان کار نیازمند توانمندسازی روانی


🔹ابراهیم صادقی‌فر (پژوهشگر و تحلیل‌گر روابط کار)
چندجانبه‌گرایی برای حمایت از طبقه کارگر


🔹رضا تسلیمی‌طهرانی (عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)
گروه‌های سنی طرد شده: کودکان و سالمندان؛ فراموش‌شدگان جامعه


🔹اعظم صوفیانی (پژوهشگر ارتباطات و مطالعات فرهنگی)
فرودستان و پیچیدگی‌های نظری و عملی


🔸دبیر نشست: مصطفی اسدزاده (عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)

🔺ورود برای عموم آزاد است.
🔺خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، خیابان دمشق، شماره ۹ ، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

نشانی برخط برنامه:
https://www.skyroom.online/ch/ricac/research

🇮🇷
🆔 @irancsca
Post #1002 658

Forwarded from اتچ بات

‍ سخنرانی در نشست نقد کتاب «افیون زدگان» اثر دکتر اصغر ایزدی جیران

با حضور:

اصغر ایزدی جیران
مهرداد عربستانی
شیوا علینقیان
رضا تسلیمی طهرانی
فرزاد نعمتی

دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴
نشر نی

@taslimi_tehrani
Telegram attach 📎
Post #1001 813

Forwarded from عکس نگار

‍ برآمدن طبقه متوسط جدید در ایران ۱۳۲۰-۱۳۰۰ (ظهور سبک زندگی، ارزش ها و جهان بینی جدید)
رضا تسلیمی طهرانی
انتشارات پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات
چاپ اول، ۱۴۰۴
۲۱۰ صفحه

طبقه متوسط جدید یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین طبقات اجتماعی در جامعه ایران است که شناخت سبک زندگی و ارزش های اعضای آن می تواند به شناخت تحولات اجتماعی و تغییرات فرهنگی این جامعه یاری رساند. در اینجا تاکید بر آن است که شناخت موقعیت امروزی طبقه متوسط جدید در گروی بررسی تاریخی پیشینه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن قرار دارد.

از لحاظ تاریخی، می‌توان زمینه‌ های ظهور طبقه متوسط جدید را به دوران قاجار نسبت داد؛ با این‌حال، تنها در دوران پهلوی اول بود که طبقه متوسط جدید به‌عنوان طبقه‌ای مشخص و متمایز به ظهور رسید و نقش آن در ایجاد تحولات اجتماعی تثبیت شد. در کتاب حاضر، تلاش شده تا با تمرکز بر حوزه‌های معماری و شهرسازی، ادبیات (رمان) و نشریات به توصیف و تحلیل سبک زندگی اعضای طبقه متوسط جدید در فاصله سال های 1300 تا 1320 ه. ش پرداخته شود و مولفه های جهان‌بینی و ارزش‌های آنها ارائه گردد.

این اثر در ۵ فصل به توضیح چارچوب مفهومی و ملاحظات روشی، زمینه های ظهور طبقه متوسط جدید در ایران، ظهور طبقه متوسط جدید در معماری، شهرسازی و ادبیات دوره پهلوی اول، ظهور طبقه متوسط جدید در نشریات دوره پهلوی اول و ارائه مولفه های سبک زندگی، جهان بینی و ارزش های اعضای طبقه متوسط جدید در آن دوره می پردازد.

@taslimi_tehrani
Post #999 704
‍ چند وقت پیش در یکی از بیمارستان های معروف پایتخت با پدیده جالبی مواجه شدم، اتاقی شیشه ای با کاغذی که بر روی آن نوشته شده بود: اتاق سوگواری. این اتاق به چه کار می آید؟!  و چرا باید برای سوگواران اتاق مجزایی در نظر گرفته شود؟! آیا قرار است بازماندگان و سوگواران از سایرین جدا شوند؟ و نوعی انزوای مضاعف را تجربه کنند؟ بازماندگان نمی توانند در کنار دیگر مراجعین به بیمارستان و کادر درمان به سوگواری بپردازند؟!

هنگامی را به یاد آوردم که پدرم را در اورژانس یکی دیگر از بیمارستان های تهران از دست دادم. من و مادرم و همسرم یکدیگر را سخت در آغوش گرفته بودیم و در گوشه ای از سالن اورژانس گریه می کردیم. بیماران و همراهان آنها و پرستاران و ... هم در آنجا بودند و سوگواری ما را نظاره می کردند. آیا ما مخل آرامش آنها  بودیم؟ آیا ما آنها را به یاد مردن انداخته بودیم و با واقعیت عریان مرگ مواجه ساخته بودیم؟

این اتاق شیشه ای محقر که در گوشه ای از حیاط بیمارستان واقع شده بود چیزی نداشت جز چهار مبل کوچک که رو در روی یکدیگر قرار گرفته بودند. کارکرد این اتاق چیست؟ مثلا وقتی خانواده ای عزیزی را از دست می‌دهد اعضای خانواده باید احساسات خود را کنترل کنند، دنبال این اتاق بگردند، بیایند در اینجا بنشینند و سوگواری کنند؟! سوگواری و عزاداری در داخل ساختمان بیمارستان یا در حیاط آن چه مشکلی ایجاد می کند که باید اتاق خاصی به آن اختصاص پیدا کند؟! 

به دنبال پاسخ به سئوالاتم با یکی از مسئولان بیمارستان هم صحبت شدم و فهمیدم که مراجعین در عمل از این اتاق  به عنوان اتاق سیگار و نه اتاق سوگواری استفاده می کنند! این موضوع نشان می دهد که خوشبختانه جامعه ایران هنوز از این تفکیک ها و جداسازی های فضایی که حاصلی جز طرد و انزوای بیش از پیش بازماندگان و سوگواران ندارد استقبال نمی کند. امیدوارم تا سالهای سال از این اتاق تنها سیگاری ها استفاده کنند نه سوگواران و عزاداران!

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #996 988
چند وقت پیش با دوستان به یکی از کافی شاپ های شناخته شده تهران رفتیم. بر سر میزی نشستیم و بر طبق معمول این روزهای اغلب کافی شاپ ها منوی نوشیدنی ها و خوراکی ها را اسکن کردیم و از جوانی که در آنجا مشغول به کار بود خواستیم که سفارشات ما را ثبت کند. در اینجا بود که متوجه شدیم در این کافی شاپ باید خودمان سفارشاتمان را به صورت آنلاین ثبت کنیم و حتی هزینه آن را هم در همانجا به شیوه الکترونیک پرداخت نماییم. به اجبار، هر کدام از دوستان مشغول ثبت سفارشات و پرداخت هزینه ها شدیم و جالب آنکه در قسمت پرداخت هزینه ها بخشی نیز برای پرداخت انعام در نظر گرفته شده بود و درصدی نیز به صورت پیش فرض در آنجا انتخاب شده بود. همچنین پس از پرداخت وجه، سایت مربوطه با نشان دادن این جمله که: «بازی کن تا سفارشت آماده بشه» به ما پیشنهاد انجام بازی آنلاین می داد تا گوشی موبایل را رها نکنیم و به سراغ دوستانمان نرویم.

در واقع می توان گفت در این کافی شاپ امکان دریافت خدمات فارغ از برقراری هر نوع ارتباطات انسانی و اجتماعی فراهم شده بود. شما می توانستید وارد کافی شاپ شوید، در پشت میزی بنشینید، سفارش خود را ثبت کنید، هزینه آن را بپردازید، مشغول بازی آنلاین پیشنهاد داده شده شوید، سفارش خود را دریافت کنید و پس از خوردن و نوشیدن خوراکی ها و نوشیدنی ها بی آنکه حتی یک کلمه با کسی صحبت کرده باشید آنجا را ترک نمایید.

اینگونه است که کافی شاپ ها که زمانی از مهمترین گره های اجتماعی و واسطه ای در برقراری روابط اجتماعی بین افراد و شکل گیری شبکه های اجتماعی بودند از ماهیت خود خالی می شوند.

چنین کافی شاپ هایی روح فکری خود را از دست می دهند و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی خود را به فراموشی می سپارند. کافی شاپ ها می توانند از مهمترین نهادهای حوزه ای باشند که هابرماس آن را «حوزه عمومی» می نامد. آنها می توانند مکانی برای شکل گیری و گسترش گفتگو، تبادل نظر و تولید فکر و ایده و آنچه او «محافل بحث» و امکانی برای شکل گیری «گفتگوهای انتقادی» می نامد باشند. این در حالی است که چنین کافی شاپ هایی نه تنها ایجاد حوزه عمومی و برقراری روابط فرهنگی و اجتماعی را تشویق نمی کنند بلکه گسترش آنها را محدود و ممتنع می سازند.

ظهور چنین کافی شاپ هایی در علل و عوامل مختلفی ریشه دارند. با وجود این، به نظر می رسد نمونه های اولیه آنها در دوره همه گیری کرونا ایجاد شدند دوره ای که تنهایی و انزوای اجتماعی را تشدید کرد و سنگ بنای شیوه هایی جدید در تعاملات اجتماعی بود.

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #994 1.38K
سالها پیش که با شاخه ای از جامعه شناسی با عنوان «جامعه شناسی مرگ و مردن» آشنا شدم و در این حوزه به مطالعه و پژوهش پرداختم، گمان نمی کردم این حوزه تا این حد با شرایط اجتماعی جامعه ایران مرتبط باشد. اکنون شاید بتوان گفت مرگ پررنگ ترین واقعیت اجتماعی جامعه ایران است که در جای جای زندگی روزمره ایرانیان مشاهده می شود. گزارش های مرتبط با فراوانی خودکشی، سرطان، سکته های قلبی و مغزی، تصادفات رانندگی، سوانح طبیعی، قتل و انحرافات اجتماعی و شاخص های متنوع آنها نشان دهنده حضور قدرتمند مرگ در جامعه ما است اما فراتر از آن مرگ از حضوری قدرتمند در ذهن، فکر و رفتار ایرانیان برخوردار است و خود را در افکار و روحیات آدمیان به رخ می کشد. اخبار نگران کننده و هول انگیز در مورد تخریب محیط زیست، کمبود منابع انرژی، شیوع بیماری ها، احتمال وقوع جنگ، افزایش بیشتر قیمت ارز و کالاها و ... زندگی روزمره را به تسخیر خود درآورده و امید به آینده را به نابودی کشانده است. در حقیقت آنچه بیش از همه آزار دهنده است مرگ «امید به آینده» است که انگیزه و توانایی های انسان ها را تباه کرده و به ویرانی می کشاند.

اکنون زندگی در کلانشهرهایی مانند تهران لحظه ای انسان را از  یاد مرگ غافل نمی گذارد. کافی است در یک روز آلوده وارد شهر شوید و در حالی که منظره ای تیره و تار و ناامید کننده در پیش رو دارید انجام چرخه ای تکراری از کارهای روزمره را آغاز کنید و در این میان با شاخص های فراوان مرگ (آیین های عزاداری، آگهی های ترحیم، تصاویر درگذشتگان و ...) و اخباری ناگوار در مورد مرگ، بیماری، تصادف و جنگ مواجه شوید.

در جامعه ایران رسانه های اجتماعی، برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، سریال ها، موسیقی ها و ... مملو از مرگ و نمادهای آن است و نمایش آثار مرتبط با مرگ هر چند وقت یکبار خبرساز می شود. در بیلبوردهای تبلیغاتی، تصاویر و نمادهای مرتبط با جنگ و مرگ به کرات به چشم می خورد و موسسات برگزار کننده مراسم ترحیم به تبلیغ خدمات خود می پردازند.

همچنین، مرگ بر وضعیت حاکم بر تولید، فرهنگ، هنر، صنایع، بازار، دانشگاه ها و پژوهشگاه ها سایه انداخته به نحوی که در سالهای اخیر خروجی قابل ذکری در این حوزه ها به چشم نمی خورد.

شاید اگر روزی بخواهند وضعیت فعلی جامعه ایران را با یک کلید واژه مشخص کنند «مرگ» بهترین انتخاب باشد.

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #991 1.25K
هر ساله، در جریان برگزاری مراسم سال نو میلادی گزارش هایی از آشوب، قتل و غارت و جرم و جنایت در جوامع به اصطلاح متمدن مانند امریکا، فرانسه، آلمان و ... مخابره می شود. به عنوان نمونه امسال «وزارت کشور فرانسه اعلام کرد که در جریان آشوب‌های شب سال نو میلادی تقریبا هزار خودرو به آتش کشیده شدند. این وزارتخانه اعلام کرد که مجموعا ۴۲۰ نفر به دلیل هرج و مرج در سراسر این کشور بازداشت شدند که از این تعداد ۳۱۰ نفر به جرم آسیب‌زدن به اموال عمومی دستگیر شدند». خبر آنلاین

چگونه می توان چنین پدیده هایی را در جوامع غربی و در قلب جهان به اصطلاح توسعه یافته فهم و تحلیل کرد؟ اگر اعضای جوامع غربی افرادی متمدن و مبادی آداب هستند چرا در برهه هایی مشخص دست به آشوب و ایجاد هرج و مرج می زنند؟

شاید بتوان این پدیده را با استفاده از اصطلاح «فرآیند متمدن شدن» نوربرت الیاس توضیح داد. الیاس مانند فروید معتقد است که بشر امروز به هیچ وجه در معنای واقعی متمدن نشده است. آنچه امروز از آن به عنوان تمدن یاد می شود پیروی از گونه خاصی از آداب و رسوم و فرآیندی از سرکوب غرایز و تمایلات زیستی است که در زندگی روزمره تثبیت و متداول شده و به شکل هنجار درآمده است. در این راستا، فردی که از چنین قواعد و هنجارهایی پیروی نکند «بی تمدن» نامیده می شود و به این سبب در حضور دیگران احساس شرم خواهد کرد. 

به بیان دیگر، در جریان زندگی روزمره، فشار هنجاری موجود که از قواعد و آداب و رسوم متمدنانه حمایت می کند و ناقضان آن را با الصاق برچسب «بی تمدن» شرمگین می سازد، تداوم رفتارهای متمدنانه را تضمین می کند اما در هنگامی که به هر دلیل مانند برگزاری جشن های سال نو، وقوع بلایای طبیعی (مانند سیل یا زلزله)، یا جنبش های سیاسی و اجتماعی نظم موجود ترک بردارد و از فشار هنجاری معمول کاسته شود زمینه برای بروز رفتارهای هنجارشکنانه و خارج از قواعد تمدن ایجاد می شود. در چنین مواقعی رفتارهای زیستی و غریزی مانند بروز خشم و خشونت که در متن زندگی روزمره و تحت تاثیر فشار فرهنگ متمدنانه سرکوب شده بودند سرباز می کنند و به ظهور می رسند.

در چارچوب چنین درکی از «تمدن جدید» بروز رفتارهای آشوبگرانه در برهه های زمانی خاص محل سوال نخواهد بود بلکه پرسش اصلی چگونگی تداوم رفتارهای «متمدنانه» در متن زندگی روزمره است!

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #988 2.04K
انسانها در مواقع سرخوشی و بی خود شدن از خویش حرف هایی می زنند و رفتارهایی انجام می دهند که در اغلب اوقات و در متن زندگی روزمره کمتر نشانی از آنها دیده می شود. درست به همان نحو که مصرف مواد مخدر می تواند ناخودآگاه را بر خودآگاه مسلط کند و حرف ها و رفتارهایی را از عمق روان فرد بیرون آورد و به نمایش بگذارد، بودن در جمع های دوستانه و انتخابی و حل شدن در آنها نیز می تواند موجب بروز سخنان و رفتارهایی شود که در حالت عادی کمتر مجالی برای بروز دارند.

وضعیت حاضر در دنیای فردگرای امروز با جوامع جمع گرای گذشته متفاوت است. در جوامع جمع گرای گذشته، انسانها عضوی از جمع بودند و در اغلب اوقات فردیت خویش را فدای جمع می کردند. این در حالی است که اکنون انسانها غالبا بر ویژگی ها و خصوصیات فردی خویش تاکید می کنند و در راه دستیابی به موفقیت فردی خود در تلاشند. با وجود این، انسانهای فردگرای امروز هنگامی که در جمع های دوستانه، غیر رسمی و انتخابی حاضر می شوند به یکباره عنان اختیار از دست می دهند و آثاری از خویش بروز می دهند که موجب حیرت و شگفتی خود و اطرافیان می شود.

به عنوان مثال، یک دوست در مورد ویژگی های دوست قدیمی اش به نحوی صحبت می کند که گویی در حال بازگو کردن آنچه سالها در دل داشته به زبان طعنه و کنایه و در قالب شوخی و طنز است. زوج های جوان یا قدیمی نیز در چنین موقعیتی هایی، در حالتی از خود بی خود شده و در قالب طنز و شوخی از یکدیگر انتقاد می کنند. شدت این انتقادها و طعنه و کنایه ها بعضاً به حدی است که بعد از خروج از جمع عذرخواهی و دلجویی از دیگری ضرورت دارد.

اکنون «بودن در جمع های دوستانه و غیر رسمی» همچون نیرویی است که فرد را از فشارهای انباشت شده خالی می کند و این امکان را در اختیار او می گذارد تا افکار و احساسات سرکوب شده و پنهان خویش را بروز دهد و آشکار کند.

در دنیایی که افکار و احساسات حقیقی سرکوب شده اند و انسانها در متن زندگی روزمره، در نقش «انسانهای متمدن» فرو رفته اند، «در جمع بودن» می تواند به آشکار شدن تدریجی «حقیقت سرکوب شده» یاری رساند.

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #982 1.88K
دوره های سنی در جامعه امروز به کلی تغییر کرده اند. در جوامع پیشامدرن دوره کودکی دوره ای کاملا کوتاه بود و نهایتا از بدو تولد تا سنین ۴ یا ۵ سالگی را شامل می شد. هنگامی که کودک به این سنین می رسید همانند فردی بزرگسال در نظر گرفته می شد و وارد فضای کسب و کار می شد. در آن زمان حتی در بین لباس کودکان و بزرگسالان نیز تفاوتی وجود نداشت و لباسی که مخصوص کودکان باشد به چشم نمی خورد. در گذشته مفاهیمی مانند نوجوانی و جوانی تعاریف مشخصی نداشت. افراد پس از پشت سر گذاشتن کودکی نقش های مختلفی را عهده دار می شدند که مخصوص بزرگسالان بود. آنها در مکتب خانه ها درس می خواندند، پیشه خویش را به پیش می بردند، ازدواج می کردند و در جامعه از جایگاهی مانند بزرگسالان برخوردار بودند. در این جامعه سالمندی به عنوان مهمترین و با ارزش ترین دوره زندگی در نظر گرفته می شد. میانگین امید به زندگی پایین بود و سالمندی دوره ای بود که بسیاری از افراد به دلیل مرگ زودرس بر اثر بیماری یا کشته شدن در جنگ ها و نزاع ها هیچ گاه به آن نمی رسیدند.

در برابر، در جوامع امروزی، بر اساس تعاریف جهانی فرد از بدو تولد تا ۱۸ سالگی کودک دانسته می شود. نوجوانی و جوانی به عنوان دوره هایی مشخص تعریف می شوند. جوانی دوره ای بسیار طولانی است که اکنون شاید تا ۴۰ سالگی نیز ادامه دارد! میانسالی دوره ای مشخص است و آغاز دوره سالمندی هر چه بیشتر به عقب رانده شده است. اکنون میانگین امید به زندگی به نحو قابل توجهی افزایش یافته و به عنوان نمونه رهبران و روسای جمهور بسیاری از جوامع جهان در دهه ۸۰ زندگی خود به سر می برند، هر چند سالمندی برای بسیاری از افراد به معنای دوران فراغت است.

به منظور وضوح بیشتر بحث می توان در نظر گرفت که در جامعه ما بخش قابل توجهی از رزمندگان و شهدای جنگ هشت ساله در دهه ۶۰ در بازه سنی ۱۵ تا ۲۵ سال قرار داشتند و بسیاری از آنها جنگ را فرماندهی می کردند. واقعیتی که امروز و تنها با گذشت نزدیک به سه دهه با شگفتی و تعجب به آن نگاه می شود.

تغییرات و تحولات ذکر شده از دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است اما شاید از مهمترین دلایل آن افزایش طول عمر بر اثر پیشرفت های پزشکی و کنترل خشونت، وفور منابع، ثروت و امکانات و افزایش کیفیت و سطح زندگی در دهه های پس از انقلاب صنعتی است. اکنون پرسش اینجا است که ممکن است بار دیگر بر اثر شیوع بیماری های همه گیر و جنگ ها در کنار افزایش فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و تقلیل امکانات دوره های زندگی به دوران پیشامدرن شبیه شود؟

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #979 1.63K
شب انتخابات است. با یکی از دوستان قدیمی و صمیمی ام رفته ایم به کافه ای در باغ موزه نگارستان. همان جایی که قتل گاه قائم مقام فراهانی است و مکان سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

در مورد شرایط زندگی و جامعه صحبت می کنیم و طبیعتاً در مورد انتخابات. یکی از ما فردا رای می دهد و آن یکی رای نخواهد داد. هیچ یک سعی در راضی کردن دیگری به رای دادن یا رای ندادن نداریم. هر دو هم‌عقیده ایم که اوضاع از هر جهت خوب نیست و نگران کننده است. هر دو معتقدیم که کنش هایمان از روی استیصال است و نمی دانیم که آیا واقعا در تغییر شرایط تاثیری دارد یا نه! نشسته ایم و نگاه می کنیم که چگونه میانسالی مان از پس گذشته ها سر رسیده است. دیروزها چگونه ما را به امروز رسانده اند و امروزها چگونه به فرداها ختم می شوند. احساس می کنیم که در دل یک ساختار سخت و متصلب گرفتار شده ایم و عاملیت هایمان توان چندانی برای مقابله با این ساختار و تغییر آن را ندارند.
با اینکه هر یک تصمیم متفاوتی در مورد مواجهه با صندوق رای گرفته ایم اما به خوبی می دانیم که در دل یک برهه تاریخی خاص قرار داریم که خواه ناخواه نتایج و پیامدهای مشخصی را بر زندگی ما تحمیل خواهد کرد.

سالهای گذشته را به یاد می آوریم که چگونه در شب ها و روزهای منتهی به انتخابات پرشور و پر هیجان بودیم. جوان بودیم و شرایط جامعه نیز به گونه ای بود که اندیشه تأثیرگذاری و تغییر شرایط را در ما ایجاد می کرد. یاد سالهای دهه های ۸۰ و ۹۰ افتادیم. پرانرژی بودیم و امیدوار! بر خلاف امروز که بی رمقیم و ناامید! گویی همه چیز تغییر کرده است و رویاهای ما هیچ یک به تحقق نپیوسته اند! چه می توان کرد؟! باید صبور بود و بار سنگین هستی را به دوش کشید. فردا روز انتخابات است. فردا یکی از ما رای می دهد و آن یکی رای نخواهد داد! اما آیا رای دادن یا رای ندادن ما چیزی را تغییر می دهد؟! من فکر نمی کنم، اما می توان همچنان منتظر ماند و به معجزه ها دل بست!

رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
Post #973 1.82K

Forwarded from Reza Taslimi

‍ ‍ سخنرانی در جلسه نقد رمان «کتاب عشق ممنوع راز مرگ شاعر کولی ها فدریکو گارسیا لورکا» اثر دکتر علیرضا حسن زاده

سید احمد محیط طباطبایی
علیرضا حسن زاده
محد رضا مهراندیش
نگار داوری اردکانی
رضا تسلیمی طهرانی

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت 1403
ایکوم- خانه پروین اعتصامی

@taslimi_tehrani
Telegram attach 📎
Older posts →

About this channel

How can I read @taslimi_tehrani without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for جامعه شناسی عمومی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does جامعه شناسی عمومی have?
جامعه شناسی عمومی (@taslimi_tehrani) has 847 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does جامعه شناسی عمومی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →