TGViewer
Channel Public Channel
پراکسیس πρᾶξις

پراکسیس πρᾶξις

@praxis1878

@Praxis1878

«پراگماتیسم فلسفه‌ای است برای عمل، برای انجام دادن، برای تبدیل کردن و برای خلق کردن»
جیوانی پاپینی

آزادی، کنش، شکوفایی🌱✌🏻


لینک گروه:
https://t.me/tekhne22
انبار کتاب هایم:
https://t.me/anbaricapital
Subscribers
697
Photos
488
Videos
30
Links
470
Recent Posts 16 shown
Post #1563 80

Forwarded from در مسیر پراگماتیسم

کار و بازی
مایکل اوکشات
ترجمه‌ی متین دولت‌خواه

«انسان‌ها به عنوان موجوداتی «خواسته‌مند» متمایز می‌شوند. به عنوان موجودی خواسته‌مند است که انسان نه تنها دیگر ویژگی‌های متمایزکننده خود را (مانند گرایش به ساختن چیزها، تولید کردن، و ابداع و به کارگیری ابزارها) به دست آورده، بلکه به نگرش خاص خود نسبت به جهان پیرامونش نیز دست یافته است: نگرشی که هم ایجابی است و هم هوشمندانه.
او تمایل دارد به این جهان، به تمامیِ آن، به همه اجزای آن بدون استثناء، به چشم ماده‌ای برای برآوردن خواسته‌های خود بنگرد. جهان چیزی است که باید به کار گرفته شود؛ چیزی است که انسان می‌تواند اهداف خود را بر آن تحمیل کند. جهان چیزی است که باید توسط او مال خود شود؛ گویی دشمنی است که باید فتح گردد و پس از فتح، استثمار شود.»
.
.
.

«من اشاره کردم که این تکاپو به قدمت نسل بشر است، به قدمت ظهور ما به عنوان موجوداتی صاحبِ خواسته و نه صرفاً صاحبِ نیاز. آنچه نسبتاً جدید است، ایمان و شوری است که با آن دنبال می‌شود و شیوه‌ای است که در آن تمایل وجود دارد تا هر چیز دیگری، تابع آن سعادتی انگاشته شود که از ارضای خواسته‌ها به دست می‌آید.
و با این حال، چیزی در این سعادت کم است و چیزی ناخشنودکننده برای انسان‌ها در این ارضا شدن وجود دارد. موجودی که سراسر از خواسته‌ها ترکیب یافته، جهان را صرفاً به عنوان وسیله ارضای آن خواسته‌ها می‌فهمد و ارضاشدن‌هایش خواسته‌های جدیدی را به طور بی‌پایان پدید می‌آورند، موجودی است گرفتارِ اضطراب‌های ناگزیر. اگر او به طور موقت موفق شود، ممکن است این اضطراب‌ها را فراموش کند؛ اما او در موقعیت فردی است که آینده خود را در گرو یک بدهی عظیم برای خریدِ اقساطی گذاشته است. و این نکته بارها مورد پذیرش قرار گرفته، و نه تنها در طول چهار قرن اخیر از تاریخ ما که این امر در آن به طور خاصی نمایان شده است.»
برای خواندن کامل جستار، این‌جا را بفشارید یا روی instant view کلیک کنید.

@youngconservative
@Americanpragmatism
Telegraph کار و بازی بی‌آنکه قصد داشته باشیم نگاهی کاملاً علمی به موضوع بیندازیم، می‌توان جهان را مجموعه‌ای کران‌ناپذیر از موجودات تصور کرد؛ اشیاء و موادی با ترکیبات و انواع گوناگون، که هر یک همان است که هست، و حرکت می‌کند، تغییر می‌یابد، رشد می‌کند یا رو به زوال می‌رود، و همگی…
  • ❤ 4
Post #1562 158

Forwarded from مهرپویا علا

چرا محکومیم به فهم بیشتر؟

چپ و راست در کشورهایی که امکان رقابت دمکراتیک تا حدی در آنجاها وجود دارد، بر سر نفهمیدن مسائل رقابت داغی دارند. AfD آلمان را نگاه کنید. از یک طرف می‌گویند ما مهاجر نمی‌خواهیم که این شامل مهاجر اوکراینی هم می‌شود؛ یعنی اگر مشکل فقط این بود که مسلمان می‌خواهد فرهنگ و عقیده‌اش را به جامعهٔ میزبان زورچپان کند*، قاعدتاً دیگر با مهاجر اوکراینی نباید مشکل می‌داشتند. آن‌ها اما مشکل‌شان این است که مهاجر نرخ دستمزد کارگر بومی را پایین می‌آورد**.

از طرف دیگر می‌گویند آلمان و اروپا «صنعتی‌زدایی» شده‌اند و چین صنایع ما را ربوده است. درواقع می‌خواهند بگویند که کالاهای چینی بهتر نظر مشتری را جلب می‌کنند و کارخانه‌های ما توان رقابت را ندارند؛ و چون مشتری شعورش به این چیزها نمی‌رسد، دولت باید بیاید و به زورِ تعرفه، جلوی واردات کالاهایی را که از کشورهای با نرخ دستمزد پایین‌تر وارد می‌شوند، بگیرد. آیا حرف‌شان معنی دیگری می‌دهد؟ چون چین که به اروپا حملهٔ نظامی نکرده و نگفته است که باید کالاهای ما را به زور بخرید. او ارزان‌تر و بهتر تولید می‌کند و کارخانه‌های شما نمی‌توانند. راست غربی اما موبه‌مو حرف سوسیالیست‌های قرن بیستم (پیش از آنکه «ووک» بشوند) را تکرار می‌کند.

از یک طرف می‌خواهند نرخ دستمزد را بالا بیاورند، از طرف دیگر خط تولیدها را به کشورهای خودشان منتقل کنند؛ یعنی کالا با قیمت بالاتر در داخل کشورهای خودشان تولید شود و مشتری مجبور باشد همان را بخرد. آیا چین و هند ضرر می‌کنند؟ حتماً بله؛ ولی صنعت چین و هند با این کار تعطیل نمی‌شود. چین و هند خودشان بازار نزدیک به ۳ میلیارد نفری دارند. اتفاقی که می‌افتد این است که مشتری اروپایی و آمریکایی مجبور می‌شود گران‌تر بخر‌د، درحالی‌که صنعتش در بازار بین‌المللی توان رقابت با صنعت چینی و هندی را ندارد. چه کسی نفع می‌برد؟ رانت‌خوارهایی که قرار است این صنایع منتقل‌شده به اروپا و آمریکا را صاحب شوند. چه کسی ضرر می‌کند؟ همان کارگری که این‌ها می‌خواهند از او حمایت کنند. ما ایرانی‌ها این مسیر را در صنعت خودروسازی و خیلی از بخش‌های دیگر تولید تا تهِ تهش رفتیم و رسیدیم به همین سیاهچالهٔ رانت و فساد و تبعیض و ناکارآمدی که می‌بینید. آن‌ها ولی این تجربه را نمی‌بینند، شاید چون ایران کشور چندان مهمی نیست که تجربه‌اش برای دیگران جالب‌توجه باشد؛ ولی آیا پایه‌ترین مباحث نظریهٔ اقتصادی را نمی‌توانستند بخوانند که این‌طور حرف «چپ‌ها» را تکرار نکنند؟

تا آنجایی‌که من از تاریخ این کشورها می‌دانم، شما باید ذره‌بین بردارید و دنبال یک سیاستمدار در این کشورها بگردید که این چیزها را فهمیده بوده باشد. بسیار به‌ندرت رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیری در تاریخ کشورهای اروپایی و حتی آمریکا می‌توانید پیدا کنید که تا حد بسیار زیادی یک «دولت‌گرا» نبود. اما چرا آن‌ها به اینجایی که ما رسیدیم نرسیدند؟ چرا علی‌رغم این نفهمیدن‌ها اقتصاد آلمان باید ۵ تریلیون دلار باشد و اقتصاد آمریکا ۳۰ تریلیون دلار، ولی اقتصاد ما به زور نفت و گاز ۳۰۰ میلیارد دلار؟ دلیلش نهادهایی است که آنان در گذر تاریخ به ارث بردند و ما نبردیم. نهادهای آنان جهالت ظاهراً ذاتی آدم‌ها را مهار می‌کنند. آلمان این نهادها را از خودش نداشت و در دو جنگ جهانی به آن کشور تحمیل شدند. آمریکا یک نمونهٔ استثنایی از نهادهای مهار قدرت در جهان است. همین امروز یک قاضی در آمریکا حکم رئیس‌جمهور را معلق کرد. ما چنین نهادهایی نداریم و اینکه چرا نداریم، از لحاظ پژوهش تاریخی می‌تواند پرسش جالبی باشد، ولی فوریت سیاسی ندارد. فعلاً آنچه مهم است این است که محکومیم به فهمیدن مسائل بیشتر از حد معمول آدم‌ها در دنیا، چون ما نهادهایی را به ارث نبرده‌ایم که نفهمی‌های معمول انسان‌ها را مهار می‌کنند.


* فرض کنیم در همین موضوع هم زیاد از حد اغراق نمی‌کنند که چون من آنجا زندگی نمی‌کنم، نمی‌توانم در این مورد قضاوت کنم.

** طبعاً به‌عنوان کشوری با تولید ناخالص داخلی ۵ هزار میلیارد دلار تعریف‌شان از «پایین و بالا» بودن دستمزد با کشور ما با تولید ناخالص داخلی ۳۰۰ میلیارد دلار متفاوت است.
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #1561 263

Forwarded from شب‌های عربی

جهان عرب و جنبش مهسا

پارلمان لبنان، ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲، کمتر از ۲ هفته پس از قتل مهسا امینی، جلسه رای‌گیری برای رئیس جمهور جدید. آراء ماخوذه: ۶۳ رای سفید، ۳۶ رای برای میشل معوض، چند رای پراکنده دیگر و یک رای هم به نام مهسا امینی!


این حرکت نمادین، تنها یکی از اپیزودهای داستان مهسا در جهان عرب است.

چهار سال از کشته‌شدن دختر ایران، مهسا امینی و جنبش مبارک زن زندگی آزادی می‌گذرد. حوادث این جنبش و پیامدهای دراز دامنش مانند دگرگونی چهره شهرها و عقب‌نشینی نسبی گروه‌های تندرو از سنگر حجاب را همه شاهد بوده‌ایم.

اما چند سوال مهم جالب در این‌جا مطرح است. آیا «واقعه مهسا» نمونه مشابهی در جهان عرب دارد؟ سپس این‌که: واکنش جهان عرب به این واقعه چه بود؟ و مبارزات مدنی زنان ایرانی چه بازتابی در کشورهای عربی داشت؟

بخش اول: واقعه مهسا بی‌مانند است!

صریح و سریع بگویم: چیزی مانند جنبش مهسا در جهان عرب رخ نداده. به دو علت:

اول این‌که حجاب در جوامع عرب با اکثریت قاطع مسلمان، مثل نوروز برای ایرانی‌هاست. ریشه فرهنگی خیلی عمیقی دارد و مخالفت گسترده‌ای میان عموم زنان با آن وجود ندارد. اما تحمیل قانونی حجاب اسلامی بر زنان ایرانی، تلاشی بوده برای به زور جا دادن ایران در میان کشورهای اسلامی، تا کشوری که سودای رهبری جهان اسلام را داشته، ویترین اسلامی هم داشته باشد.

در این کشورهای یکپارچه‌ مسلمان‌تر مثل کشورهای خلیج و عراق، اساسا زن‌ها با حجاب خو گرفته‌اند و بیش از این‌که به حق مالکیت بر بدن بیندیشند، به گرفتن گواهینامه دل‌مشغول بوده‌اند. این را هم مدنظر داشته باشید که پوشش تابع اقلیم است و در اقلیمی با آفتاب سوزان و همیشگی، پوشش سراسری بدن یک ضرورت است.

علت دومی که جنبش مهسا در جهان عرب نمونه مشابهی ندارد این است که در کشورهای متکثرتر از لحاظ فرهنگی و مذهبی مانند لبنان و سوریه و مصر، اولا حجاب از دیرباز آزاد بوده و چالشی میان جامعه و دولت نبوده. دولت‌ها نیز مستقیما بر سر قدرت تقلا می‌کردند؛ نه دست‌وپا زدن برای ارضای عطش هویتی. از طرف دیگر تحمیل قانونی حجاب شرعی اساسا یک آرزوی اخوانی است و بسیاری از دولت‌های عربی دشمن اخوان المسلمین بودند.

شاید نزدیک‌ترین موارد به مهسا در جهان عرب این دو باشند:

۱: کشته‌شدن شیما صباغ در مصر در سال ۲۰۱۵ بود؛ که نیروهای ضد شورش در یک تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه دولت، به او شلیک کردند و او در راه بیمارستان جان داد و بعدا پزشکی قانونی مصر گفت: گلوله‌ای که به شیما خورد چندان کشنده بود؛ شیما چون نحیف و ظریف بود کشته شد!

۲: مرگ بسیار مشکوک روانپزشک اهل بصره «بان زیاد طارق» در سال ۲۰۲۵ که علیرغم نشانه‌های واضح قتل، توسط پزشکی قانونی خودکشی اعلام شد. گویا قتلی ناموسی بوده که مقامات تصمیم گرفتند سرپوش بر آن بگذارند. اما در افکار عمومی عراق تا مدت‌ها محل بحث و جدل بود ولی به خشم و طغیان خیابانی منجر نشد. بعضی نویسندگان عرب، بان زیاد را مهسا امینیِ عراق دانستند؛ اما اصلا تشبیه دقیقی نیست.

بخش دوم: واکنش جهان عرب به ماجرای مهسا چه بود؟

لبنان، سوریه، عراق و تونس بیشترین کشورهایی بودند که در آن‌ها تظاهراتی در حمایت از زنان ایرانی و جنبش مهسا شکل گرفت. کردهای شمال سوریه و شمال عراق و همچنین دیاسپورای کرد در بیروت، واضحا بخاطر کرد بودن مهسا واکنش دادند؛ اما در بیروت و بغداد و تونس تظاهرات دیگری هم از سوی فعالان حقوق زنان سازماندهی شد.

🔹در تجمع زنان در برابر موزه بیروت در سال ۲۰۲۲، عباس یزبک، روحانی شیعه مخالف جمهوری اسلامی، برای اعلام حمایت حاضر شد؛ اما تعدادی از زنان معترض با حضور او مخالفت کردند و گفتند مسئله آنها صرفاً مخالفت با جمهوری اسلامی نیست، بلکه اعتراض به اصل «سلطه دینی» بر بدن و زندگی زنان است. یزبک در نهایت تجمع را ترک کرد.

🔹در اکتبر ۲۰۲۲، ده‌ها نویسنده، روزنامه‌نگار، هنرمند و روشنفکر لبنانی بیانیه‌ای در حمایت از خیزش زنان ایرانی منتشر کردند. بین امضاکنندگان این بیانیه، نام چهره‌های فرهنگی هنری مهمی دیده می‌شود. مانند «هدی برکات» از مهم‌ترین رمان‌نویسان معاصر لبنان و برنده بوکر عربی؛ و «حنان الشیخ» از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان زن عرب. این بیانیه، جنبش زنان ایران را ادامه مسیری می‌دانست که با انقلاب‌های بهار عربی آغاز شده بود و صراحتاً می‌گفت تجربه ایران می‌تواند بر لبنان و دیگر کشورهای عربی اثر بگذارد.

🔹همچنین در اکتبر ۲۰۲۲ آمال مثلوثی خواننده تونسی، در حمایت از زنان ایران، قطعه‌ای را با ملودی «سلطان قلب‌ها» اجرا کرد و به فارسی با زنان ایرانی سخن گفت.

🔹در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ گروهی از فعالان حقوق زنان و فمینیست‌های تونسی مقابل مرکز فرهنگی ایران در تونس تجمع کردند. شعارشان «تونسیات نساند الإيرانيات» بود. کارکنان سفارت ایران تلاش کردند با فرستادن شیرینی برای معترضان فضای تجمع را کنترل یا آرام کنند؛ معترضان شیرینی‌ها را نپذیرفتند. همچنین سفیر ایران خواستار دیدار با نائلة الزغلامی، رئیس انجمن زنان دموکرات تونس، شد؛ اما او نپذیرفت و سپس یک دسته از موهایش را به نشانه همراهی با زنان ایرانی برید.

بوقچی‌های گمراه‌کننده و مرتجعین کینه‌توز


از سوی دیگر، واکنش‌های منفی ضد جنبش مهسا کم نبودند. بعضی شخصیت‌ها و رسانه‌های عربی که خط و ربطشان معلوم آشکار است، شروع به تکرار روایت حکومتی از ماجرای مهسا کردند و جنبش زنان ایرانی را توطئه آمریکایی/صهیونی خواندند.

بسیاری از مردم عادی در جهان عرب که این روایت‌ها را می‌پذیرفتند کسانی بودند که چه همسو با حکومت ایران چه نا همسو، وضعیت زن ایرانی برایشان شوکه‌کننده و ناخوشایند است. بسیاری از شهروندان و حکومت‌های عربی دوست ندارند الگوی پوشش زن ایرانی و ایده «مالکیت بر بدن» به جوامع عربی سرایت کند.

مسلمانان متعصب اعم از شیعه و سنی، با دیدن زن ایرانی سکته می‌کنند. گاهی در سوشال مدیا افرادی که حتی خودشان را روشنفکر و منتقد فرهنگی و سیاسی می‌پندارند، زن ایرانی را که نمی‌خواهد در این شرایط ایران بچه‌دار شود، متهم به بی‌بندوباری جنسی می‌کنند.

برای این گروه‌ها (که از قضا عمدتا از عراق و کشورهای خلیج هستند!) آزادی اجتماعی چنان بی‌معنا و غریبه است، که دیگر حقوق زنان ایرانی مانند حق رانندگی و رای‌دادن و خیابان رفتن را نشانه‌ای بر وجود آزادی بیش از حد در ایران می‌دانند و نتیجه می‌گیرند که جنبش زنان ایرانی حتما یک توطئه خارجی بوده است.

بررسی واکنش جهان عرب به جنبش مهسا، یکی از بهترین راه‌ها برای فهم سطح توسعه‌یافتگی انسانی در این جوامع است.

این یادداشت تحقیقی برای گرامیداشت چهارمین سالگرد جنبش مبارک #زن_زندگی_آزادی و طبق مشاهدات و تحقیقات محدود خودم تهیه شده. جامع نیست؛ اما سعی شده دورنمایی نسبتا شفاف باشد.


#مصر #بغداد #بيروت #تونس #سوريه
#آمال_مثلوثي #هدى_بركات #حنان_الشيخ #نائلة_الزغلامي
#مهسا_اميني #شيماء_الصباغ #بان_زياد

@arabian_nights_101
  • 👍 4
  • 🕊 2
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #1560 300

Forwarded from دکترین لیبرالیسم

آزمودن اندیشه

یک ایده زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که بتواند در مواجهه با مسائل زندگی به انسان برای فهم بهتر و حل مؤثرتر مشکلات کمک کند.

از این منظر، هیچ اصل اجتماعی نباید صرفاً به دلیل قدمت یا تقدس خود از پرسش و بازبینی مصون بماند.

نهادهای سیاسی و اجتماعی نیز باید بتوانند در برابر تجربه، نتایج واقعی و نیازهای متغیر جامعه مورد ارزیابی قرار گیرند.

این رویکرد، سیاست را از جست‌وجوی نسخه‌های ابدی دور می‌کند و آن را به فرآیندی مستمر برای یادگیری، اصلاح و پیشرفت تبدیل می‌سازد.

🔷 جان دیویی.

#جان_دیویی
  • ❤ 3
  • 💯 2
Post #1559 303

Forwarded from اشتباه میمون | عارف عبادی

باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه

«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالی‌ترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»

محمود صناعی


کم‌کم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک می‌شویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرت‌انگیز و عذاب‌آور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سال‌ها، دائماً این‌طور القا می‌شد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیین‌شده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی می‌خوانم، این پرسش برایم جدی‌تر می‌شود که آیا آنچه ما «آموزش» می‌نامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟

از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روان‌شناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخه‌ای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری می‌خوانم، این‌بار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایده‌ها و استدلال‌های او با صحبت‌هایی که آقای عبدالحسین وهاب‌زاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کرده‌اند، توجهم را جلب کرد.

در اینجا می‌خواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهاب‌زاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچه‌ای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار می‌کند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاه‌های جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری هم‌گرا به یکدیگر می‌پیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارت‌بار مدارس جدید و ضرورت بازپس‌گیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.

یکی از بنیادی‌ترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورت‌بندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلب‌کنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روان‌شناسی حیات‌وحش (wildlife psychology)، استدلال می‌کند که مدارس اجباری تمام مؤلفه‌های یک محیط اسارت‌بار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود می‌شود، نیازهای اولیه بقا مدیریت می‌گردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رام‌سازی مستهلک می‌شود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموخته‌شده» را به کودکان دیکته می‌کنند. وهاب‌زاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغ‌وحش» تشبیه می‌کند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کرده‌اند.

این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیب‌شناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصت‌های بازی آزاد و بحران‌های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم می‌کند. او با استناد به شواهد آماری نشان می‌دهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش می‌یابد و «مدرسه‌گریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه می‌داند. او حتی برچسب‌هایی چون بیش‌فعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیک‌سازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار می‌داند. وهاب‌زاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تست‌زدن، المپیادها و رقابت‌های نفس‌گیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید می‌داند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریل‌سازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژی‌ها و بیماری‌های خودایمنی هموار ساخته است.

تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار می‌شود. گری، بر پایۀ روان‌شناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازی‌گوشی و جامعه‌خواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجه‌محور» تقلیل می‌دهد. وهاب‌زاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» می‌داند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بی‌آنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلب‌ترین پاسخ‌ها را به او تحمیل می‌کند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه می‌گذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربی‌اند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب می‌کند.

این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریه‌پرداز و در بستر بازی آزاد تحقق می‌یابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور می‌داند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد می‌کند. او به ویژه از بازی‌های پرخطر دفاع می‌کند و آن‌ها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات می‌داند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه می‌شود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترس‌های خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهاب‌زاده بازی را «شغل اصلی کودک» می‌داند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطن‌دوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتاب‌های درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمی‌شوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل می‌گیرد که کودک در خرابه‌های باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگ‌های درختان بشنود. این تجربه‌های حسی و لمسی، مبنای آگاهی‌های بعدی خواهند بود.

یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیده‌ای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح می‌دهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروه‌هایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربست‌بندی» را فراهم می‌سازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگ‌تر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچک‌تر را بالا می‌کشند و خود نیز مهارت‌های رهبری و مراقبت را تمرین می‌کنند. در مقابل، کلاس‌های هم‌سن به تشدید رقابت سمی و قلدری می‌انجامند. وهاب‌زاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در رده‌های سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا می‌کند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش می‌یابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار می‌کند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل می‌شوند.

در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان می‌انجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بی‌مداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجات‌غریق» تشبیه می‌کند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمی‌کند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهاب‌زاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیل‌گر» جایگزین می‌کند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیل‌گر درس نمی‌دهد، سخنرانی نمی‌کند و بازی را مدیریت نمی‌کند؛ بلکه بستر امن را فراهم می‌سازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیل‌گر باید واجد ویژگی «کودک‌بودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.

تبیین هم‌زمان این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالوده‌ای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامی‌خوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سال‌ها «آموزش» و «تربیت» نامیده‌ایم، لحظه‌ای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی می‌پنداریم، تنها یکی از شیوه‌های ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟

✍️ عارف عبادی

📱 اشتباهِ میمون
  • ❤ 3
  • 👍 1
  • 💯 1
Post #1558 298

Forwarded from بچه‌های زمین

💡⁉️ چرا بچه‌ها اینقدر زیاد یاد می‌گیرن؟ و چطور ممكنه كه بتونن در یک دوره زماني کوتاه انقدر زياد ياد بگيرن؟

❇️ آلیسون گوپنیک (انگلیسی: Alison Gopnik؛ زادهٔ june ۱۶, ۱۹۵۵ ) دانشمند در زمینه روان‌شناسی رشد اهل ایالات متحده آمریکا است. وی استاد روان‌شناسی و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.
گوپنیک در سخنرانی #تدتاک با عنوان " بچه ها به چی فکر میکنن " به این پرسش و پرسشهای دیگری راجع به یادگیری در کودکان و ویژگی های دوران کودکی میپردازد.

او در بخشی از سخنرانی دوران کودکی را به بخش تحقیق و توسعه در شرکتهای بزرگ تشبیه میکند و میگوید : " بچه‌ها مانند بخش تحقیق و توسعه گونه‌ انسان خردمند هستند. در نتیجه اونا افراد محافظت شده آسمان آبی هستند که فقط بايد برن بیرون و یاد بگیرند و ایده های خوب داشته باشند، و ما بخش تولید و بازاریابی هستیم. ما بايد اون ایده‌هايي رو که وقتي بچه بوديم یاد گرفتیم در عمل به‌کار بگيريم. "

https://t.me/BachehayeZamin
  • ❤ 1
Post #1556 310

Forwarded from دکترین لیبرالیسم

جامعه‌ غیردموکراتیک

دموکراسی یک وضعیت سیاسی ثابت نیست که صرفاً با برگزاری انتخابات تحقق پیدا کند. دموکراسی به کیفیت ارتباط میان انسان‌ها وابسته است؛ به اینکه آیا افراد می‌توانند تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، دیدگاه‌های متفاوت را بشنوند و در پرتو تجربه، باورهای خود را اصلاح کنند یا نه.

در چنین وضعیتی، «تجربه» و «گفت‌وگو» ابزارهای اساسی زندگی دموکراتیک‌اند.

جامعه‌ای که شهروندانش توانایی یادگیری از یکدیگر را از دست بدهند، حتی اگر نهادهای انتخاباتی داشته باشد، از روح دموکراسی فاصله خواهد گرفت.

🔷 جان دیویی.

#جان_دیویی
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1555 392

Forwarded from نوبانگ اندیشه

دست از سر کودکان برداریم، آرزوهای خودمان را در کودکان متجلی نبینیم.

#بازی_آزاد
#یادگیری_آزاد

@NobangAndisheh
  • ❤ 2
  • ❤‍🔥 1
  • 👍 1
Post #1554 404
فراخوان همکاری تسهیلگر کودک و طبیعت در دامون

دامون از سال ۱۳۹۴ در حوزه کودک و طبیعت فعالیت می‌کند و در این سال‌ها تلاش کرده تجربه‌ای متفاوت از بودن، بازی و یادگیری کودکان در طبیعت شکل دهد، رویکرد مدرسه طبیعت را تحقق بخشد و آن را ترویج کند؛ رویکردی که کودک را صاحب تجربه و انتخاب می‌داند و طبیعت را بستری غنی برای بازی، کشف و یادگیری می‌بیند.

تسهیلگری در دامون، همراهی آگاهانه با کودک در این مسیر است؛ نقشی که نیازمند مشاهده دقیق، حضور و مداخله سنجیده، خودآگاهی، هوشیاری نسبت به محیط و فعالیت، مسئولیت‌پذیری در حفظ ایمنی و مدیریت موقعیت‌های دشوار، مستندسازی تجربه و رعایت روابط و مرزهای حرفه‌ای است.

برای همکاری با دامون، لزوماً انتظار نداریم از ابتدا تسهیلگری حرفه‌ای باشید. برای ما مهم است که همسو با رویکرد، مسئولیت‌پذیر و یادگیرنده باشید و بخواهید در مسیری تجربه‌محور، همراه با تیم دامون رشد کنید.

محل کار: تهران،پونک، شمال شهرک نفت
ساعت کار:۸.۳۰- ۱۶

اگر کودکان، طبیعت و تجربه برای شما جدی و ارزشمندند و دوست دارید در ساختن و گسترش این نگاه سهمی داشته باشید، خوشحال می‌شویم شما را بیشتر بشناسیم.
@DamounNS
۰۹۰۳۵۶۱۳۰۱۴
  • ❤ 2
Post #1553 459
در مدرسه طبیعت چه می‌گذرد: ویدیویی کوتاه از فضای کلّی یک مدرسه طبیعت.

@Praxis1878

#مدرسه_طبیعت
Post #1552 307

Forwarded from A New Liberty

🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان


✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده

این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است.

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
قسمت شانزدهم
قسمت هفدهم

@Mehrannotes
  • ❤ 1
Post #1550 331
اهمیت بازی در رشد و یادگیری کودکان انسان طبق نظریه کارل گروس و پیتر گری
#برگی_از_کتاب

@Praxis1878
  • ❤ 1
Post #1549 398
پراکسیس πρᾶξις ۲) مدارس سادبری‌ولی
فیلم کوتاه معرّفی مدارس سادبری‌ولی
کارگردان: دنیل گرینبرگ و میمسی سادوفسکی

@Praxis1878
Post #1547 396

Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی

قابل توجه دوستان عزیز ساکن شیراز

سخنرانی: نگاهی به آینده‌های نزدیک در سایه‌ی گسترش هوش مصنوعی

سخنران: هادی صمدی

توضیح: در این سخنرانی به این موضوع که آیا هوش مصنوعی به آگاهی یا خودمختاری می‌رسد نمی‌پردازیم. بلکه به این پرسش می‌پردازیم که با تغییرات عمده در عادات رفتاری ما چگونه سرشت انسان در حال تغییر است و این تغییرات در چه جنبه‌هایی ممکن است با بهزیستی بیشتر همراه باشد و در چه جنبه‌هایی خیر. آگاهی از تغییرات کمک می‌کند حداقل در سطح زندگی فردی و زندگی اطرافیان با آگاهی بیشتر برنامه‌ریزی کنیم. چگونه به تربیت کودکان بیاندیشیم؟ برای تغییرات در شغل‌ها نیاز به چه آمادگی‌هایی داریم؟ برای مقابله با سونامی افسردگی و اضطراب چه می‌شود کرد؟
راهکارهایی ساده، وام‌گرفته از زیست‌شناسی تکاملی، پیشنهاد خواهد شد.

در عین حال توضیح داده می‌شود که چرا هر فرد مستقلاً باید تصمیم بگیرد که این پیشنهادات برای او مناسب هستند یا خیر.

آنچه مهم است آگاهی از جنس تغییراتی است که کمتر به آنها اشاره‌ می‌شود.

زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد، ساعت ۱۸
مکان: پردیس سینما پلازا

حضور رایگان اما نیازمند ثبت نام است:
09121952947

@evophilosophy
Post #1543 373
تصاویری از دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده و مدرسه کاوی کنج

@Praxis1878

#مدرسه_طبیعت
Older posts →

About this channel

How can I read @praxis1878 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پراکسیس πρᾶξις: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پراکسیس πρᾶξις have?
پراکسیس πρᾶξις (@praxis1878) has 697 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پراکسیس πρᾶξις know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →