TGViewer
Channel Public Channel
بچه‌های زمین

بچه‌های زمین

@bachehayezamin

در تلاشیم برای تامین تجربه طبیعت برای کودکان.

فعالیت‌های ما به صورت سیار در شهر تهران برگزار می‌شود.
با ما همراه باشید.

شماره تماس: ۰۹۱۹۹۱۵۲۱۳۴
تماس از ۱۲ تا ۱۶

ارتباط با ادمین:
@bachehayezamin_dm
Subscribers
475
Photos
288
Videos
141
Links
231
Recent Posts 20 shown
Post #850 80

Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی

به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید:
مدرسه، گریز فیشری و انسانِ مطیع


مدرسه را معمولاً نهادی برای انتقال دانش می‌دانیم؛ اما مدرسه کاری بس فراتر از آموزش اطلاعات انجام می‌دهد: رفتارها را نیز انتخاب و تقویت می‌کند. 
کودک در مدرسه به‌تدریج می‌آموزد چه چیزی موفقیت محسوب می‌شود، چه رفتاری پاداش می‌گیرد، چگونه باید با اقتدار برخورد کند و برای دریافت تأیید بزرگسالان چه رفتاری داشته باشد. کودکی که آرام‌تر، منضبط‌تر، فرمانبردارتر و سازگارتر است، معمولاً در چنین محیطی پاداش بیشتری دریافت می‌کند و یاد می‌گیرد چگونه خود را با معیارهای از پیش تعیین‌شده تطبیق دهد.
همزمان، از منظر محیط مدرسه نیز اطاعت به‌عنوان یک ویژگی مطلوب مورد تأکید قرار می‌گیرد: دانش‌آموز منضبط نمره و تأیید می‌گیرد و دانش‌آموزی که از قواعد فاصله می‌گیرد، بیشتر با اصلاح و کنترل مواجه می‌شود. این سازوکار لزوماً در ابتدا مشکل‌زا نبوده است زیرا جوامع صنعتی و بوروکراتیک به افرادی نیاز داشتند که بتوانند نظم را رعایت کنند، زمان‌بندی داشته باشند، دستورالعمل‌ها را اجرا کنند و در ساختارهای بزرگ با دیگران همکاری کنند.

بنابراین، تقویت اطاعت و انطباق احتمالاً در بسیاری از شرایط تاریخی کارکردهای واقعی داشته است. اما اگر یک ویژگی، به‌طور مداوم در محیط اجتماعی پاداش دریافت کند، مسئله از سطح یک رفتار فردی فراتر می‌رود.
در اینجا نیز می‌توان از مفهوم گریز فیشری، به‌عنوان یک استعاره یا چارچوب تحلیلی برای فهم این فرایند استفاده کرد. در گریز فیشری، یک ترجیح و یک ویژگی مطلوب می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و یک چرخه‌ی بازخوردی ایجاد کنند: هرچه یک ویژگی مطلوب‌تر شود، انتخاب برای آن بیشتر می‌شود؛ و هرچه بیشتر انتخاب شود، اهمیت و فراوانی آن نیز افزایش می‌یابد. اگر این منطق را، البته به صورت استعاری و با احتیاط، به فرهنگ و آموزش تعمیم دهیم، می‌توان فهمید که وقتی از یکسو کودکِ مطیع‌تر پاداش بیشتری دریافت کند، و از سوی دیگر مدرسه نیز اطاعت را بیشتر ارزش‌گذاری کند، نسل بعدی در محیطی رشد می‌کند که در آن اطاعت دوباره مزیت محسوب شود. طی چند دهه‌ی گذشته، چنین چرخه‌ای ویژگی‌هایی را که در ابتدا صرفاً برای سازگاری با یک محیط خاص مفید بوده‌اند، به هنجارهای عمیق فرهنگی تبدیل کردند تا جاییکه کمتر کسی حتی جرأت به پرسش گرفتن و نقد آن را داشته است.

اما اکنون محیط تغییر کرده و تغییرات بزرگتر در راهند. آیا ویژگی‌ای که در گذشته مرتباً پاداش گرفته، همچنان مطلوب است؟ امروزه دیگر همگان جرات طرح این پرسش را دارند.

امروزه همه می‌پرسند کودکی که سال‌ها آموخته پاسخ مورد انتظار بزرگسال را بدهد، خطا نکند، از چارچوب خارج نشود، و برای دریافت تأیید، خود را با معیارهای بیرونی تطبیق دهد، آیا لزوما در مسیر نیک‌زیستی‌ست؟! همه می‌پرسند حساسیت شدید به قضاوت دیگران، ترس از اشتباه، کمال‌گرایی، نیاز مداوم به تأیید, و دشواری در تصمیم‌گیری مستقل، چه مشکلاتی برای کودکان آنها در جهان مبهم پیش رو ایجاد خواهد کرد؟!

البته این به معنای آن نیست که مدرسه یا اطاعت، یگانه علت مشکلات رفتاری و روان‌شناختی‌ انسان‌اند زیرا قطعا اختلالات و مشکلات سلامت روان علل متعدد و پیچیده‌ای دارند و نمی‌توان آنها را به یک عامل تقلیل داد.
اما پرسش دقیق‌تری که عاجلانه باید درباره‌ی آن بیاندیشیم این است که به چه میزان محیط‌های آموزشی و اجتماعی طی دهه‌های اخیر برخی گرایش‌های روان‌شناختی آسیب‌زا را تقویت کرده‌اند و چگونه می‌توانیم با تغییر در ساختار مدرسه گرایش‌های رفتاری مثبت را جایگزین کنیم؟

اگر می‌خواهیم استقلال، کنجکاوی، ابتکار، تحمل خطا و توانایی تصمیم‌گیری رشد پیدا کنند باید کمتر به اطاعت محض و انطباق پاداش بدهیم. در غیر اینصورت نباید تعجب کنیم اگر نسل‌های بعدی نیز به سمت همان ویژگی‌های نامطلوب سوق پیدا کنند. بنابراین، مدرسه را می‌توان نوعی محیط انتخاب فرهنگی دانست که هم تقویت کننده‌ی مشکلات انسان است و هم می‌تواند با ایجاد تغییراتی در خود راه را برای حل مشکلات بگشاید.

از منظر بوم‌شناسی آموزش و پرورش، پیش از آنکه صرفاً رفتار کودکان را اصلاح کنیم، باید به محیطی نگاه کنیم که این رفتارها را انتخاب می‌کند.

زیرا گاهی مشکل نه در کودک است و نه در معلم؛ بلکه در چرخه‌ی بازخوردی‌ است که به ما دیکتهذمی‌کند چه چیزی را ارزشمند بدانیم.

اگر چشم به اضطراب و افسردگی فزاینده‌ای کودکان نبندیم، اگر طبیعت هراسی کودکان را کم‌اهمیت نشماریم و خود را در مقابله‌ با ضعف بدنی کودکان به جهالت نزنیم، باید سازوکار اداره‌ی مدارس را عوض کنیم.
این کار کمترین هزینه‌ها را می‌طلبد. کافیست به سرشت انسان اعتماد کنیم و به ویژه در دبستان‌ها ساعات بازی ازاد را افزایش دهیم. به واقع کار ساده‌ای است. صرفا مدیران و معلمان شجاعی را می‌طلبد که اقدام کنند.

هادی صمدی
@evophilosophy
  • 👏 3
  • ❤ 1
Post #848 258

Forwarded from ترجمان علوم انسانى

🎯 گوشی‌های هوشمند رشد کودکان زیر دو سال را مختل می‌کند

♦️ گاردین، سالی ویل — بر اساس پژوهش مهمی که اخیراً منتشر شده، استفاده از گوشی‌های هوشمند در کودکان زیر دو سال با پیامدهای منفیِ بلندمدتی برای سلامت و کیفیت زندگی آن‌ها ارتباط دارد. این مطالعه هشدار می‌دهد که استفاده از گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و دیگر دستگاه‌های دیجیتال در این سن ممکن است با مشکلات و نگرانی‌های گسترده‌ای در روند رشد کودکان همراه باشد.

♦️این پژوهش طیف وسیعی از آسیب‌های احتمالیِ مرتبط با زمانِ استفاده از صفحه‌نمایش را برای نوزادان و کودکان نوپا آشکار می‌کند. یکی از مهم‌ترین پیامدها، کاهش فرصت برقراری پیوند عاطفی با والدین و مراقبان است؛ استفاده از صفحه‌نمایش همچنین ممکن است زمان بازی‌های فیزیکی با کودکان دیگر را کاهش دهد، بازی‌هایی که برای رشد جسمی، اجتماعی و روانی کودک اهمیت ویژه‌ای دارند. آسیب دیگر، محدود شدن رشد زبانی کودک است؛ زبان عمدتاً از طریق تعامل زنده و دوسویه با والدین، مراقبان و دیگران شکل می‌گیرد، نه از طریق تماشای منفعلانهٔ محتوای دیجیتال.

♦️با وجود این هشدارها و گسترش استفاده از صفحه‌نمایش در میان کودکان، هنوز سیاست‌ها و دستورالعمل‌های روشن و بازدارنده‌ای برای محافظت از کودکان خردسال در برابر استفادۀ زودهنگام و بیش‌ازحد از گوشی‌های هوشمند و دیگر ابزارهای دیجیتال وجود ندارد.


🔗 گاردین | ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶ | Screen time can damage under-twos’ development, landmark study suggests

🔗 سالی ویل، خبرنگارِ حوزۀ آموزش در گاردین است.


@tarjomaanweb
  • ❤ 5
Post #846 169

Forwarded from مدرسه طبیعت باغ

توسعه در قامت کودکی
سخنرانان:
دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده
دکتر ثریا عزیزپناه
دکتر حسن عشایری
چهارشنبه ۱۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۰
  • ❤ 4
Post #845 156

Forwarded from اشتباه میمون | عارف عبادی

باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه

«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالی‌ترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»

محمود صناعی


کم‌کم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک می‌شویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرت‌انگیز و عذاب‌آور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سال‌ها، دائماً این‌طور القا می‌شد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیین‌شده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی می‌خوانم، این پرسش برایم جدی‌تر می‌شود که آیا آنچه ما «آموزش» می‌نامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟

از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روان‌شناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخه‌ای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری می‌خوانم، این‌بار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایده‌ها و استدلال‌های او با صحبت‌هایی که آقای عبدالحسین وهاب‌زاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کرده‌اند، توجهم را جلب کرد.

در اینجا می‌خواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهاب‌زاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچه‌ای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار می‌کند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاه‌های جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری هم‌گرا به یکدیگر می‌پیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارت‌بار مدارس جدید و ضرورت بازپس‌گیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.

یکی از بنیادی‌ترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورت‌بندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلب‌کنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روان‌شناسی حیات‌وحش (wildlife psychology)، استدلال می‌کند که مدارس اجباری تمام مؤلفه‌های یک محیط اسارت‌بار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود می‌شود، نیازهای اولیه بقا مدیریت می‌گردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رام‌سازی مستهلک می‌شود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموخته‌شده» را به کودکان دیکته می‌کنند. وهاب‌زاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغ‌وحش» تشبیه می‌کند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کرده‌اند.

این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیب‌شناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصت‌های بازی آزاد و بحران‌های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم می‌کند. او با استناد به شواهد آماری نشان می‌دهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش می‌یابد و «مدرسه‌گریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه می‌داند. او حتی برچسب‌هایی چون بیش‌فعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیک‌سازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار می‌داند. وهاب‌زاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تست‌زدن، المپیادها و رقابت‌های نفس‌گیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید می‌داند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریل‌سازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژی‌ها و بیماری‌های خودایمنی هموار ساخته است.

تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار می‌شود. گری، بر پایۀ روان‌شناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازی‌گوشی و جامعه‌خواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجه‌محور» تقلیل می‌دهد. وهاب‌زاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» می‌داند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بی‌آنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلب‌ترین پاسخ‌ها را به او تحمیل می‌کند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه می‌گذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربی‌اند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب می‌کند.

این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریه‌پرداز و در بستر بازی آزاد تحقق می‌یابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور می‌داند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد می‌کند. او به ویژه از بازی‌های پرخطر دفاع می‌کند و آن‌ها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات می‌داند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه می‌شود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترس‌های خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهاب‌زاده بازی را «شغل اصلی کودک» می‌داند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطن‌دوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتاب‌های درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمی‌شوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل می‌گیرد که کودک در خرابه‌های باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگ‌های درختان بشنود. این تجربه‌های حسی و لمسی، مبنای آگاهی‌های بعدی خواهند بود.

یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیده‌ای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح می‌دهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروه‌هایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربست‌بندی» را فراهم می‌سازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگ‌تر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچک‌تر را بالا می‌کشند و خود نیز مهارت‌های رهبری و مراقبت را تمرین می‌کنند. در مقابل، کلاس‌های هم‌سن به تشدید رقابت سمی و قلدری می‌انجامند. وهاب‌زاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در رده‌های سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا می‌کند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش می‌یابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار می‌کند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل می‌شوند.

در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان می‌انجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بی‌مداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجات‌غریق» تشبیه می‌کند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمی‌کند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهاب‌زاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیل‌گر» جایگزین می‌کند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیل‌گر درس نمی‌دهد، سخنرانی نمی‌کند و بازی را مدیریت نمی‌کند؛ بلکه بستر امن را فراهم می‌سازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیل‌گر باید واجد ویژگی «کودک‌بودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.

تبیین هم‌زمان این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالوده‌ای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامی‌خوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سال‌ها «آموزش» و «تربیت» نامیده‌ایم، لحظه‌ای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی می‌پنداریم، تنها یکی از شیوه‌های ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟

✍️ عارف عبادی

📱 اشتباهِ میمون
  • ❤ 3
  • 👌 3
Post #844 175

Forwarded from نوبانگ اندیشه

در این قسمت از مجموعه گفت‌وگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده، بوم‌شناس، مترجم و بنیان‌گذار «مدرسه طبیعت» است.
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».

در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهم‌ترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناک‌تر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم می‌توانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشه‌های دکتر وهاب‌زاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه می‌کند.

تماشای نسخه باکیفیت‌تر:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX
  • ❤ 4
Post #843 247

Forwarded from بچه‌های زمین

بچه‌های زمین Video
💡⁉️ چرا بچه‌ها اینقدر زیاد یاد می‌گیرن؟ و چطور ممكنه كه بتونن در یک دوره زماني کوتاه انقدر زياد ياد بگيرن؟

❇️ آلیسون گوپنیک (انگلیسی: Alison Gopnik؛ زادهٔ june ۱۶, ۱۹۵۵ ) دانشمند در زمینه روان‌شناسی رشد اهل ایالات متحده آمریکا است. وی استاد روان‌شناسی و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.
گوپنیک در سخنرانی #تدتاک با عنوان " بچه ها به چی فکر میکنن " به این پرسش و پرسشهای دیگری راجع به یادگیری در کودکان و ویژگی های دوران کودکی میپردازد.

او در بخشی از سخنرانی دوران کودکی را به بخش تحقیق و توسعه در شرکتهای بزرگ تشبیه میکند و میگوید : " بچه‌ها مانند بخش تحقیق و توسعه گونه‌ انسان خردمند هستند. در نتیجه اونا افراد محافظت شده آسمان آبی هستند که فقط بايد برن بیرون و یاد بگیرند و ایده های خوب داشته باشند، و ما بخش تولید و بازاریابی هستیم. ما بايد اون ایده‌هايي رو که وقتي بچه بوديم یاد گرفتیم در عمل به‌کار بگيريم. "

https://t.me/BachehayeZamin
  • ❤ 4
Post #841 184

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود هجدهم|صفحه آخر، حرف آخر
عبدالحسین وهاب‌زاده در صفحه آخر، ضمن جمع‌بندی دوره، سخن پایانی خود را با مخاطبان این دوره‌ی آموزشی در میان می‌گذارد.
  • ❤ 1
Post #840 167

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو| مستر کلاس«کودک و طبیعت»| اپیزود هفدهم|آداب شخصی
وهاب‌زاده در این صفحه از آداب و عادات شخصی خود در زندگی روزمره‌اش می‌گوید. او بخش زیادی از دستاوردهای حرفه‌ای خود را مرهون این آداب شخصی می‌داند.
  • ❤ 2
Post #839 159

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود شانزدهم|نقش نهادهای مدیریتی، آموزشی و محیط‌زیستی
در این صفحه نقش نهادهای آموزشی، آموزگاران مدارس، نهادها و کنشگران محیط‌زیستی و شهرداری‌ها برای فراهم‌کردن تجربه‌ی طبیعت برای کودکان را از استاد دوره‌ی آموزشی می‌شنویم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #838 150

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود پانزدهم|راه‌هایی برای تجربه طبیعت در زندگی شهری
«تجربه‌ی طبیعت، مهم‌تر از مدرسه طبیعت است». عبدالحسین وهاب‌زاده در این درس درباره‌ی راه‌هایی می‌گوید که با داشتن نگاه درست به فضا و نیازهای کودک، می‌توانیم تجربه‌ی طبیعت را در شهر، محله، خانه و مدرسه برای کودک فراهم کنیم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #837 140

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس «کودک و طبیعت»| اپیزود چهاردهم|نقش والدین در رشد کودک
دکتر وهاب‌زاده معتقد است کودک امروز در قفسی از مهربانی و کنترل گرفتار است، اما او به کنترل و برنامه‌ریزی نیاز ندارد. استاد این دوره آموزشی در این صفحه از باید و نبایدهایی در مورد کشف‌وشهود کودکان در طبیعت و چگونگی ایجاد تعادل بین آموزش کلاسیک و یادگیری آزاد کودکان می‌گوید.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #836 119

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود سیزدهم|رهایی و رشد کودک
مدرسه طبیعت می‌خواهد ما از بچه‌ها غافل شویم و فرصتی برای رهایی و یله‌گی آن‌ها فراهم کنیم تا در خلال آن توانایی‌هایی چون ارزیابی ریسک و خلاقیت در کودک شکل بگیرد. این رهایی تا کجا مجاز است؟ وهاب‌زاده معتقد است ما باید از واژه‌ی ولگردی اعاده‌ی حیثیت کنیم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #835 101

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو| مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود دوازدهم|بازی تمرین زندگی است
عبدالحسین وهاب‌زاده معتقد است که کودک از طریق بازی همه‌چیز را می‌آموزد، نه از طریق درس و موعظه. از او درباره‌ی محیط مناسب برای بازی کودک، نقش همبازی در دوران کودکی و این‌که آیا بزرگسالان می‌توانند همبازی خوبی باشند، می‌شنویم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #834 105

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»|اپیزود یازدهم|طبیعت خود بهترین آموزگار است
در مدرسه طبیعت به جای آموزگار، تسهیلگر وجود دارد. در این صفحه در مورد تسهیلگری، چگونگی حفاظت از کودک در طبیعت و همچنین شرایطی که زیستگاه غنی برای پرورش کودک باید داشته باشد، می‌آموزیم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #833 88

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو|مستر کلاس«کودک و طبیعت»| اپیزود دهم|مدرسه طبیعت
استاد این دوره، آموزش را وابسته به خواست کودک می‌داند. او در این درس دربار‌ه‌ی مدرسه‌ طبیعت و تفاوت آن با مدرسه کلاسیک سخن می‌گوید. همچنین ما را با دلایل خود مبنی بر برتری ساختار مدرسه طبیعت نسبت به سایر شیوه‌های آموزشی آشنا می‌کند.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Post #832 76

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy (Mohamad(Bahman)Azimi)

صفحه نو| مستر کلاس «کودک و طبیعت»| اپیزود نهم|آموزش به کودکان
درباره‌ی آموزش به کودکان چه می‌دانیم؟ تأثیر رقابت و ارزشیابی بر کودک چیست؟ رویکردهای آموزشی مناسب برای کودک چیست؟ پاسخ این پرسش‌ها را در این درس از عبدالحسین وهاب‌زاده می‌شنویم.
https://www.youtube.com/@Safheyeno
  • ❤ 2
Older posts →

About this channel

How can I read @bachehayezamin without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for بچه‌های زمین: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does بچه‌های زمین have?
بچه‌های زمین (@bachehayezamin) has 475 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does بچه‌های زمین know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →