TGViewer
A New Liberty A New Liberty @mehrannotes · 1.12K subscribers
Post #964 450
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان

قسمت سیزدهم

✍مهران خسروزاده

شمار تحریفات تاریخی آثار اسلوبودیان، محدود به موارد یادشده نیست و به میزس و هایک محدود نمی‌شود.

فیلیپ مگنس، مورخ مورد استناد در این یادداشت‌ها، بررسی تحریفات تاریخی اسلوبودیان را به آثار میزس و هایک محدود محدود می‌کند و به دلایل شخصی سراغ روتبارد یا هوپه نمی‌رود.

با این حال برای من سوال بود که آیا می‌توان همین الگو از تحریف را در استناد به آراء روتبارد یا هوپه نیز پیدا کرد؟

پاسخ مثبت است. اسلوبودیان در صفحه 54 کتاب می‌نویسد:

روتبارد Gstaad به روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ریچارد جی. هرنشتاین که درباره مبنای ژنتیکی تفاوت‌های بهره هوشی (IQ) پژوهش کرده بود، استناد کرده بود. هرنستاین چند دهه بعد، درست پیش از مرگش، زمانی به شهرت بسیار بیشتری رسید که همراه با چارلز موری، که بعدها به عضویت انجمن مون پلرن درآمد، کتاب «منحنی زنگوله‌ای: هوش و ساختار طبقاتی در زندگی آمریکایی» را تألیف کرد.

این کتاب، که در فصل چهارم به‌تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد، در محافل JRC به‌منزله نوعی نماد یا نشانه‌ای تلقی شد؛ نشانه‌ای مبنی بر اینکه علم سلسله‌مراتب نژادی بار دیگر امکان طرح در بحث‌های عمومی را پیدا کرده است.

او در این بخش به یک شماره از نشریه «روتبارد-راکول ریپورت» ارجاع می‌دهد و می‌نویسد که روتبارد:

نویسندگان کتاب را به دلیل طرح دوباره موضوع علم نژاد ستود و نوشت:

«تا اواسط اکتبر ۱۹۹۴ (یعنی زمانی که منحنی زنگوله‌ای منتشر شد) صحبت کردن یا نوشتن عمومی درباره موضوعاتی که همه، و منظورم واقعا همه، در اعماق وجود خود و در خلوت می‌دانستند، شرم‌آور و تابو محسوب می‌شد؛ یعنی حقایقی تقریبا بدیهی درباره نژاد، هوش و وراثت‌پذیری.»

در حالی که اسلوبودیان تلاش می‌کند با بیان «این کتاب نماد یا نشانه‌ای تلقی شد؛ نشانه‌ای مبنی بر اینکه علم سلسله‌مراتب نژادی بار دیگر امکان طرح در بحث‌های عمومی را پیدا کرده است.» و ستایش روتبارد از کتاب نشان دهد که او گرایش‌های نژادپرستانه دارد، بررسی دقیق‌تر سند مورد استناد پرده از حقیقت دیگری بر می‌دارد؛ حقیقتی که نشان می‌دهد تقطیع و تحریف در اثر جدید اسلوبودیان، نه یک اشتباه سهوی، بلکه به ابزاری آگاهانه انتخاب‌شده جهت تهیه قطعات بی‌ارتباط اما ظاهرا پیوسته در جهت تأیید روایت اسلوبودیان است.

روتبارد در یادداشت «نژاد! آن کتاب موری» بحث را این‌گونه آغاز می‌کند که کتاب منحنی زنگوله‌ای، پایانی بر تابوی چند دهه‌ای است که به «درست‌گویی سیاسی» پایان داده است:

آنچه زمانی در میان نویسندگان، روزنامه‌نگاران و پژوهشگران، دانشی عمومی و پذیرفته‌شده درباره نژاد و قومیت محسوب می‌شد، در دهه ۱۹۳۰، به‌واسطه انسان‌شناس کمونیست «فرانتز باز» و همکارانش، ناگهان از عرصه عمومی کنار زده شد و از آن زمان تاکنون به موضوعی ممنوعه تبدیل شده است.

روتبارد، این اتفاق را شکستی برای پروژه درست‌گویی سیاسی یا «پالیتکال کارکتنس» معرفی کرده و از ناکامی جناح چپ در بهره‌گیری موفق از سانسور دولتی ابراز خرسندی می‌کند:

در ایالات متحده، برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، چپِ حرفه‌ای برابری‌طلب نتوانست از سانسور دولتی به‌عنوان ابزار حذف مخالفان استفاده کند؛ اما تقریباً از هر شیوه دیگری، از برچسب‌زنی و تخریب شخصیت گرفته تا ارعاب در سطوح مختلف، بهره گرفت تا چنین دیدگاه‌هایی را از عرصه عمومی بیرون براند، بحث و پژوهش درباره آنها را سرکوب کند و آزادی واقعی تحقیق و پژوهش را در حوزه‌ای که زمانی از زمینه‌های پررونق مطالعاتی بود، از میان ببرد.

به یک معنا، این روند را می‌توان یکی از نخستین نمودهای پدیده‌ای دانست که بعدها با عنوان «درست‌گویی سیاسی» (Political Correctness) شناخته شد.

روتبارد در ادامه تکنیک‌های درست‌گویی سیاسی در جناح چپ و پیامدهای آن را توصیف می‌کند:

در سطح جامعه نیز، «پلیس اندیشه نژادی» توانست روزنامه‌نگاری را سرکوب کند و نه‌تنها هرگونه اظهار نظر «از نظر نژادی نادرست» (Racially Incorrect)، بلکه حتی شوخی‌های مرتبط با تفاوت‌های قومی و نژادی را نیز از رسانه‌ها حذف کند. به این ترتیب، بخش بزرگی از سنت دیرینه طنز قومی در فرهنگ آمریکایی تقریباً از میان رفت.

رهبران چپ برابری‌طلب، تاکتیک اصلی خود را بر این بنا نهاده بودند که به کتاب‌هایی که صریح و بی‌پرده به بررسی مسئله نژاد می‌پرداختند، اساساً با پاسخ علنی اعتباری نبخشند.

تاکتیک حاکم چپ آن بود بدعت‌گذار را بی‌وقفه با همان برچسب‌های رایج «درست‌گویی سیاسی» که امروز به‌خوبی می‌شناسیم، تخریب کند: «نژادپرست»، «فاشیست»، «نازی»، «جنسیت‌زده»، «دگرجنس‌گراسالار» و مانند آنها. بهتر آن بود که با سکوت و انگ‌زنی، بدعت‌گذار را به حاشیه رانده و به ورطه شرمساری و فراموشی سوق دهند.


@Mehrannotes
  • ❤ 3
More from @mehrannotes
  1. Sep 22, 2026ترجمه این کتاب با کمی تأخیر به پایان رسید. @Mehrannotes
  2. Aug 20, 2026برای مطالعه بیشتر، این منبع هم قابل توجه است: https://www.researchgate.net/publication/394…
  3. Aug 20, 2026برخی منابع مورد اشاره در متن
  4. Aug 20, 2026منابع اصلی مورد استفاده در این متن به شرح زیر است: Magness, Phillip W., and Amelia Janaski…
  5. Aug 14, 2026🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان ✍️ ترجمه، تنظیم و…
  6. Aug 13, 2026🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان قسمت هفدهم ✍مهران…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →