TGViewer
Channel Public Channel
نوبانگ اندیشه

نوبانگ اندیشه

@nobangandisheh

بازخوانی روایتی کهن از کودکی

جهت ارتباط با ما به آدرس زیر پیام دهید:
@NobangAndishe
Subscribers
1.33K
Photos
357
Videos
131
Links
277
Recent Posts 18 shown
Post #860 89

Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh

گرچه به قول گری عامل اصلی اضطراب نوجوانان مدرسه است اما همانطور که هایت میگوید ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند نیز حتما می‌باید تا ۱۴ سالگی اجرا شود

▪️بزرگترین منبع اضطراب بچه‌ها مدرسه است، نه گوشی هوشمند

▫️وقتی در پیمایش‌ها از کودکان و نوجوانان می‌پرسند بزرگترین منبع نگرانی و اضطرابتان چیست؟ هیچ‌وقت نمی‌گویند گوشی، بلکه جوابشان همیشه «مدرسه» است. اما چون والدین و فرهنگ عمومی، عموماً با سخت‌گیری در مدارس مخالف نیستند، این موضوع را جدی نمی‌گیرند.

▫️برگرفته از مطلب «Have We Destroyed Childhood» که در مجلۀ نیویورکر منتشر شده است.

▫️تدوینگر: علی حاجی سالم
▫️گوینده: رضا مداح
▫️کاری از [ترجمان علوم انسانی ]

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
Telegram ترجمان علوم انسانى 🎯 بزرگترین منبع اضطراب بچه‌ها مدرسه است، نه گوشی هوشمند 📌 وقتی در پیمایش‌ها از کودکان و نوجوانان می‌پرسند بزرگترین منبع نگرانی و اضطرابتان چیست؟ هیچ‌وقت نمی‌گویند گوشی، بلکه جوابشان همیشه «مدرسه» است. اما چون والدین و فرهنگ عمومی، عموماً با سخت‌گیری در مدارس…
Post #859 140

Forwarded from مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy

▪️نظر پیتر گری درباره کتاب اخیرش:
اگر جسارت آن را داشته باشم که اثری را شاهکار خود بنامم، همین کتاب است. بازگرداندن کودکی همان کتابی است که تمام عمر در پی نوشتنش بوده‌ام، هرچند تا یکی دو سال اخیر ناخودآگاه. این کتاب حاصلِ دهه‌ها پژوهش من و تحلیل پژوهش‌های دیگران دربارهٔ رشد کودک، و یک عمر تجربهٔ عملی با کودکان است.
در ادامه چند پرسشی است که در این کتاب به آن‌ها می‌پردازم:
کودکیِ طبیعی چیست؟ [من از منظری تکاملی استدلال می‌کنم که چنین چیزی وجود دارد؛ طرحی طبیعی برای بزرگ شدن، برای مستقل‌تر شدنِ روزافزون.]
کودکان از تعامل با یکدیگر، دور از کنترل بزرگسالان، چه چیزی به دست می‌آورند؟
ما به‌عنوان یک جامعه، چرا و چگونه بیشتر کودکان را از کودکی طبیعی محروم می‌کنیم؟ [راهنما: «چرا»ها و «چگونه»های فراوانی وجود دارد، اما جامع‌ترینِ آن‌ها از نیت‌های خیرِ بیش‌ازحد پیش‌رفته سرچشمه می‌گیرد.]
پیامدهای غم‌انگیز محروم کردن کودکان از کودکی طبیعی چیست؟
فراز و فرود و فراز دوبارهٔ آسیب‌شناسی روانی کودکان در ۷۵ سال گذشته چگونه با محدودیت‌های اجتماعی ما بر کودکی طبیعی — یا فراهم‌آوری آن — مرتبط است؟
چرا سلامت روان جوانان آمریکا پس از دهه‌ها بدتر شدن، بین سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۱۰ بهبود یافت؟ [پاسخ من بسیاری را شگفت‌زده خواهد کرد.]
چرا سلامت روان جوانان آمریکا از حدود سال ۲۰۱۰ بار دیگر رو به افول گذاشت؟ [راهنما: پاسخ «شبکه‌های اجتماعی» یا «گوشی‌های هوشمند» نیست. چیزی است که باید بسیار آشکارتر از این‌ها باشد.]
و سرانجام و مهم‌تر از همه، ما به‌عنوان یک جامعه چگونه می‌توانیم کودکی طبیعی را بازگردانیم و بحران سلامت روان جوانان را درمان کنیم؟ [راهنما: پاسخ آسان نیست. شامل راه‌های متعددی است برای پذیرش و فراهم‌آوری بیشترِ کودکی طبیعی در جامعه‌مان؛ یعنی پذیرش کودکان همان‌گونه که مادر طبیعت طراحی‌شان کرده — موجوداتی غالباً دل‌انگیز، گاه جان‌به‌سر، مرزشکن، استقلال‌خواه و جریان‌ساز.]
این کتاب تنها یک کاوش فکری در پرسش‌های جذاب دربارهٔ کودکان و جامعه نیست. فراخوانی به عمل هم هست. امیدم این است که خوانندگان پس از خواندنش فقط کتاب را زمین نگذارند و به زندگی پیشین خود بازنگردند. امیدم این است که همهٔ خوانندگان را به این پرسش برساند: من در حیطهٔ خودم چه می‌توانم بکنم تا در بازگرداندن کودکی طبیعی سهیم باشم؟ در پایان کتاب از خوانندگان می‌خواهم بیندیشند که چه کاری می‌توانند انجام دهند و اگر انگیزه داشتند، همان‌جا درباره‌اش بنویسند.
«بازگرداندن کودکی همان کتابی است که این زمانه به آن نیاز دارد. پیتر گِرِی استدلالی ردناپذیر برای گذاشتن کودکان به حال خودشان — یعنی کودک بودنشان — ارائه می‌کند و مسیری روشن برای تحقق آن پیش پای ما می‌گذارد. این کتاب نگاهتان به فرزندانتان و نگاه آن‌ها به خودشان را برای همیشه تغییر خواهد داد.»
— جنیفر والاس، نویسندهٔ پرفروش نیویورک تایمز، صاحب هرگز کافی نیست و اهمیت داشتن
«در بازگرداندن کودکی، پیتر گِرِی با ملایمت اما استواری از ما می‌خواهد که ببینیم عشق، ترس و وسواس‌مان برای کمال چگونه ممکن است سر راه آن چیزی قرار بگیرد که فرزندانمان شدیداً به آن نیاز دارند. پیتر کنارمان می‌نشیند، شواهد را بالا می‌گیرد و ما را دعوت می‌کند آرام و صادقانه بپرسیم: چه چیزی را از کودکی گرفته‌ایم و چه چیزی لازم است تا آن را بازگردانیم؟»
— جولی لیثکات-هایمز، نویسندهٔ پرفروش نیویورک تایمز، نویسنده کتاب پرفروش چگونه یک بزرگسال تربیت کنیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

@cnstudy | مطالعات‌کودک‌وطبیعت
@cnbooks |کتابخانه‌مدرسه‌طبیعت
  • ❤ 2
Post #858 240

Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh

👇


نتایج مطالعات بین‌المللی یادگیری، از جمله تیمز، پرسش‌های جدی دربارهٔ وضعیت آموزش ریاضی و علوم دانش‌آموزان ایرانی پیش روی ما می‌گذارند. این نتایج تمام حقیقت مدرسه نیستند، اما بخشی از حقیقت‌اند که نمی‌توانیم نادیده بگیریم. البته هیچ نمره‌ای نیز به‌تنهایی نمی‌تواند کنجکاوی، مهربانی، تخیلیا احساس تعلق یک کودک را اندازه بگیرد.

ما هم به عدد نیاز داریم و هم به روایت؛ هم به پژوهشگرانی که داده‌ها را تحلیل می‌کنند و هم به معلمانی که می‌دانند چرا کودکی در ردیف آخر، چند هفته است دستش را برای پاسخ‌دادن بالا نمی‌برد.

دربارهٔ چهار مفهوم اخلاق، مسئولیت، پاسخ‌گویی و سودمندی که در یادداشتتان مطرح کرده‌اید نیز پرسش‌هایی دارم.

این‌ها افق‌های ارزشمندی برای اندیشیدن به تربیت‌اند، اما چگونه می‌توانیم آن‌ها را به تصمیم‌های واقعی مدرسه پیوند بزنیم؟ اگر میان کارآمدی و عدالت تعارض پیش آمد، کدام را باید مقدم بدانیم؟ اگر آنچه برای میانگین دانش‌آموزان مفید است، به زیان کودکانی تمام شود که بیشترین نیاز را به حمایت دارند، چه باید کرد؟

شاید پیش از جست‌وجوی تعادل میان این مفاهیم، لازم باشد تعارض‌هایشان را جدی بگیریم. مدرسه همیشه محل هماهنگی ارزش‌ها نیست؛ گاهی جایی است که ارزش‌های عزیز ما در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و تازه آنجا دشواری تربیت آغاز می‌شود.

آقای دکتر عزیز،

در یادداشتتان نوشته‌اید که باید به‌جای ترسیم نقشه‌ای تازه برای مقصدی دوردست، شجاعت کشیدن کروکی جایی را داشته باشیم که اکنون در آن ایستاده‌ایم.

این بخش از نوشته‌تان را بسیار دوست داشتم.

فقط دلم می‌خواهد هنگام کشیدن آن کروکی، از خود کودکان هم کمک بگیریم. از دختری در روستایی دورافتاده، از پسری که هر روز با اضطراب به مدرسه می‌رود، از آموزگاری که با کمترین امکانات درس می‌دهد و از خانواده‌ای که میان هزینه‌های زندگی و آیندهٔ فرزندش گرفتار است.

مدرسه برای همهٔ این آدم‌ها یک معنا ندارد. حتی دو کودک که کنار یکدیگر می‌نشینند، لزوماً تجربهٔ یکسانی از آن ندارند.

و شاید به همین دلیل، هیچ نسخهٔ واحدی نتواند تمام مشکلات مدرسه را درمان کند.

من نیز مانند شما آرزو دارم مدرسه جایی برای گفت‌وگو، یادگیری و تجربهٔ زندگی مشترک باشد. جایی که کودک در آن فقط برای امتحان آماده نشود؛ فرصت پیدا کند جهان را بشناسد، دیگران را بفهمد و گاهی حتی آنچه را ما بزرگ‌ترها بدیهی می‌دانیم، با یک پرسش ساده به تردید بیندازد.

اما برای نزدیک‌شدن به چنین مدرسه‌ای، به چیزی بیش از آرزوهای مشترک نیاز داریم: به تعریف دقیق مسئله، به شنیدن صداهای متفاوت، به شواهد قابل اعتماد و به شجاعت آزمودن و اصلاح‌کردن راه‌حل‌هایمان.

اجازه بدهیم پژوهش‌ها گاهی خلاف آرزوهایمان سخن بگویند. اجازه بدهیم معلمان از طرح‌هایی که نتیجه نداده‌اند انتقاد کنند و کودکان از مدرسه‌ای که دوستش ندارند حرف بزنند، بی‌آنکه احساس کنند کسی را ناامید کرده‌اند.

شاید یکی از نشانه‌های بلوغ یک نظام آموزشی همین باشد که بتواند حقیقت‌های ناخوشایند را بشنود، بدون آنکه امیدش را از دست بدهد.

و اما فردا، اول مهر...

دوباره درهای مدرسه باز می‌شوند. دوباره کودکانی با کیف‌هایی بزرگ‌تر از شانه‌هایشان راهی کلاس درس می‌شوند. بعضی مشتاق‌اند، بعضی نگران، بعضی خسته و بعضی هنوز نمی‌دانند چرا باید صبح به این زودی از خواب بیدار شوند.

ما بزرگ‌ترها باز هم از آیندهٔ آن‌ها سخن خواهیم گفت.

شاید امسال، پیش از آنکه زنگ اول را بزنیم، بد نباشد از خودشان بپرسیم چه آینده‌ای می‌خواهند. شاید هم بهتر باشد برای یک بار، به‌جای آنکه مدرسه را برای کودکان تعریف کنیم، از آن‌ها بخواهیم مدرسه را برای ما تعریف کنند.

چه می‌دانیم؛ شاید پاسخ یکی از همان کودکان، نقطهٔ آغاز بهسازی واقعی آموزش باشد.

با مهر و احترام،

محمدعلی شامانی
  • 👍 3
  • ❤ 1
Post #856 316
به مناسبت شروع سال تحصیلی سه دیدگاه در مورد مدرسه و کودکی در خور تامل‌اند

https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-65/1129627-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7

مدرسه را از چشم کودکان هم ببینیم

یادداشتی دوستانه در پاسخ به دکتر محمدرضا سرکارآرانی، به بهانهٔ آغاز سال تحصیلی

جناب آقای دکتر سرکارآرانی عزیز،

یادداشت مهرماه شما را خواندم. در میان سطرهایش، دغدغهٔ آشنای کسی را دیدم که هنوز به مدرسه دل بسته است؛ به معلم، به گفت‌وگو و به آن اتفاق کوچک و شگفت‌انگیزی که گاهی میان یک پرسش و یک پاسخ، در گوشه‌ای از کلاس درس رخ می‌دهد.

من هم مدرسه را دوست دارم. شاید به همین دلیل است که دلم می‌خواهد کمی بیشتر با شما گفت‌وگو کنم؛ نه برای مخالفت با آرزوهایتان، بلکه برای آنکه ببینیم چگونه می‌توانیم این آرزوهای زیبا را به زندگی واقعی کودکان نزدیک‌تر کنیم.

شما از بازگشت به معلمی، اعتماد به آموزگاران و بهسازی آموزش سخن گفته‌اید. من نیز با بسیاری از این دغدغه‌ها همراهم. اما در تمام مدتی که یادداشتتان را می‌خواندم، پرسشی کوچک رهایم نمی‌کرد: در این گفت‌وگوی بزرگ دربارهٔ مدرسه، خودِ کودک کجاست؟

ما سال‌ها دربارهٔ معلم، مدیر، کتاب درسی، امتحان، بودجه و اصلاح ساختار حرف زده‌ایم. شاید بد نباشد این بار از پشت یکی از همان نیمکت‌های چوبی به مدرسه نگاه کنیم.

کودکی که دوازده سال از زندگی‌اش را به مدرسه می‌سپاریم، در پایان این سفر چه چیزی با خود به خانه می‌برد؟ آیا بهتر می‌اندیشد؟ می‌تواند آنچه را می‌خواند بفهمد؟ جرئت پرسیدن دارد؟ می‌تواند با کسی که شبیه او فکر نمی‌کند زندگی کند؟ آیا مدرسه چیزی به کنجکاوی نخستین او افزوده، یا فقط به او آموخته است چگونه پاسخ‌هایی را به خاطر بسپارد که بزرگ‌ترها از پیش برایش آماده کرده‌اند؟

و مهم‌تر از همه، آیا از این دوازده سال، سهمی هم برای زندگی‌کردن برایش باقی گذاشته‌ایم؟

به گمانم هر طرح ملی برای بهسازی آموزش، پیش از آنکه دربارهٔ شیوهٔ تدریس سخن بگوید، باید پاسخ روشنی برای چنین پرسش‌هایی داشته باشد.

شما به‌درستی بر اهمیت آن پنجاه دقیقهٔ کلاس درس تأکید کرده‌اید. اما من کمی نگرانم که مبادا بار دیگر، تمام مسئولیت نجات مدرسه را بر شانه‌های معلم بگذاریم.

معلم مهم است، بسیار هم مهم است؛ اما معلم در خلأ زندگی نمی‌کند. آموزگاری که نگران اجارهٔ خانه است، در کلاسی شلوغ درس می‌دهد، با بخش‌نامه‌های متناقض روبه‌روست و فرصت کافی برای مطالعه و بازاندیشی ندارد، چگونه می‌تواند تمام توان و خلاقیت خود را به شاگردانش هدیه کند؟

نمی‌توانیم از معلم بخواهیم پنجره‌های کلاس را به روی جهان باز کند، اما دربارهٔ دیوارهایی که پیرامون او ساخته‌ایم سکوت کنیم.

از همین رو، با تعبیر پایانی شما دربارهٔ تغییر گفتمان معیشت معلم به بهسازی معلمی، کمی فاصله دارم. به نظرم معیشت و بهسازی حرفه‌ای دو سوی یک انتخاب نیستند. کرامت معلم، هم در احترام به اندیشه و استقلال حرفه‌ای او معنا پیدا می‌کند و هم در امنیت اقتصادی، فرصت یادگیری و شرایط انسانی کارش.

البته افزایش حقوق به‌تنهایی معلم بهتری نمی‌سازد؛ همان‌طور که هیچ دورهٔ آموزشی و هیچ کارگاه درس‌پژوهی نمی‌تواند به‌تنهایی مشکلات معیشتی و ساختاری مدرسه را حل کند.

شاید بهتر باشد به‌جای عبور از گفتمان معیشت، آن را در کنار بهسازی حرفه‌ای بنشانیم و رابطهٔ این دو را جدی‌تر بررسی کنیم.

دربارهٔ درس‌پژوهی نیز با شما همدلم. چه چیزی دلپذیرتر از آنکه چند معلم کنار هم بنشینند، از تجربه‌هایشان بگویند و بدون ترس از قضاوت، دربارهٔ اشتباهات و آموخته‌هایشان گفت‌وگو کنند؟

اما حتی این تصویر دوست‌داشتنی نیز به پرسشی دشوار نیاز دارد: از کجا می‌فهمیم چنین گفت‌وگوهایی واقعاً به یادگیری بهتر کودکان انجامیده است؟

ممکن است معلمان از یک برنامهٔ حرفه‌ای بسیار راضی باشند، بی‌آنکه تغییر معناداری در یادگیری دانش‌آموزان رخ داده باشد. پژوهش‌های آموزشی نیز نشان می‌دهند که اثربخشی برنامه‌های توسعهٔ حرفه‌ای یکسان نیست و به طراحی، کیفیت اجرا و شرایط مدرسه بستگی دارد.

این پرسش، بی‌اعتمادی به معلم نیست؛ برعکس، به رسمیت شناختن پیچیدگی کار اوست.

اصلاً گمان می‌کنم یکی از مشکلات قدیمی ما همین است که اندیشه‌های تربیتی را خیلی زود به نسخه‌های اجرایی تبدیل می‌کنیم. هنوز به‌درستی نمی‌دانیم مسئله چیست که برایش راه‌حل می‌نویسیم. هنوز نپرسیده‌ایم کودکان در کدام مهارت‌ها عقب مانده‌اند، چرا فرصت‌های یادگیری نابرابرند و کدام مداخله واقعاً مؤثر بوده است که از تحول سخن می‌گوییم.

من دوست دارم پیش از هر طرح ملی تازه‌ای، یک بار با شجاعت به وضع موجود نگاه کنیم؛ بی‌آنکه از اعداد نامطلوب بترسیم یا پشت واژه‌های امیدوارکننده پنهان شویم.
شرق ...و اما فردا فردا «اول مهر» است. آیا برای عبور از کلیشه‌های آغاز سال تحصیلی آماده شده‌اید؟ پس از زنگ اول مهر، چه چیزی در انتظار ما و فرزندان ایران است؟ و در مواجهه با چالش‌های تازه هر روز، چه می‌خواهیم یا چه می‌توانیم کرد؟
Post #855 283
به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید:
مدرسه، گریز فیشری و انسانِ مطیع


مدرسه را معمولاً نهادی برای انتقال دانش می‌دانیم؛ اما مدرسه کاری بس فراتر از آموزش اطلاعات انجام می‌دهد: رفتارها را نیز انتخاب و تقویت می‌کند. 
کودک در مدرسه به‌تدریج می‌آموزد چه چیزی موفقیت محسوب می‌شود، چه رفتاری پاداش می‌گیرد، چگونه باید با اقتدار برخورد کند و برای دریافت تأیید بزرگسالان چه رفتاری داشته باشد. کودکی که آرام‌تر، منضبط‌تر، فرمانبردارتر و سازگارتر است، معمولاً در چنین محیطی پاداش بیشتری دریافت می‌کند و یاد می‌گیرد چگونه خود را با معیارهای از پیش تعیین‌شده تطبیق دهد.
همزمان، از منظر محیط مدرسه نیز اطاعت به‌عنوان یک ویژگی مطلوب مورد تأکید قرار می‌گیرد: دانش‌آموز منضبط نمره و تأیید می‌گیرد و دانش‌آموزی که از قواعد فاصله می‌گیرد، بیشتر با اصلاح و کنترل مواجه می‌شود. این سازوکار لزوماً در ابتدا مشکل‌زا نبوده است زیرا جوامع صنعتی و بوروکراتیک به افرادی نیاز داشتند که بتوانند نظم را رعایت کنند، زمان‌بندی داشته باشند، دستورالعمل‌ها را اجرا کنند و در ساختارهای بزرگ با دیگران همکاری کنند.

بنابراین، تقویت اطاعت و انطباق احتمالاً در بسیاری از شرایط تاریخی کارکردهای واقعی داشته است. اما اگر یک ویژگی، به‌طور مداوم در محیط اجتماعی پاداش دریافت کند، مسئله از سطح یک رفتار فردی فراتر می‌رود.
در اینجا نیز می‌توان از مفهوم گریز فیشری، به‌عنوان یک استعاره یا چارچوب تحلیلی برای فهم این فرایند استفاده کرد. در گریز فیشری، یک ترجیح و یک ویژگی مطلوب می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و یک چرخه‌ی بازخوردی ایجاد کنند: هرچه یک ویژگی مطلوب‌تر شود، انتخاب برای آن بیشتر می‌شود؛ و هرچه بیشتر انتخاب شود، اهمیت و فراوانی آن نیز افزایش می‌یابد. اگر این منطق را، البته به صورت استعاری و با احتیاط، به فرهنگ و آموزش تعمیم دهیم، می‌توان فهمید که وقتی از یکسو کودکِ مطیع‌تر پاداش بیشتری دریافت کند، و از سوی دیگر مدرسه نیز اطاعت را بیشتر ارزش‌گذاری کند، نسل بعدی در محیطی رشد می‌کند که در آن اطاعت دوباره مزیت محسوب شود. طی چند دهه‌ی گذشته، چنین چرخه‌ای ویژگی‌هایی را که در ابتدا صرفاً برای سازگاری با یک محیط خاص مفید بوده‌اند، به هنجارهای عمیق فرهنگی تبدیل کردند تا جاییکه کمتر کسی حتی جرأت به پرسش گرفتن و نقد آن را داشته است.

اما اکنون محیط تغییر کرده و تغییرات بزرگتر در راهند. آیا ویژگی‌ای که در گذشته مرتباً پاداش گرفته، همچنان مطلوب است؟ امروزه دیگر همگان جرات طرح این پرسش را دارند.

امروزه همه می‌پرسند کودکی که سال‌ها آموخته پاسخ مورد انتظار بزرگسال را بدهد، خطا نکند، از چارچوب خارج نشود، و برای دریافت تأیید، خود را با معیارهای بیرونی تطبیق دهد، آیا لزوما در مسیر نیک‌زیستی‌ست؟! همه می‌پرسند حساسیت شدید به قضاوت دیگران، ترس از اشتباه، کمال‌گرایی، نیاز مداوم به تأیید, و دشواری در تصمیم‌گیری مستقل، چه مشکلاتی برای کودکان آنها در جهان مبهم پیش رو ایجاد خواهد کرد؟!

البته این به معنای آن نیست که مدرسه یا اطاعت، یگانه علت مشکلات رفتاری و روان‌شناختی‌ انسان‌اند زیرا قطعا اختلالات و مشکلات سلامت روان علل متعدد و پیچیده‌ای دارند و نمی‌توان آنها را به یک عامل تقلیل داد.
اما پرسش دقیق‌تری که عاجلانه باید درباره‌ی آن بیاندیشیم این است که به چه میزان محیط‌های آموزشی و اجتماعی طی دهه‌های اخیر برخی گرایش‌های روان‌شناختی آسیب‌زا را تقویت کرده‌اند و چگونه می‌توانیم با تغییر در ساختار مدرسه گرایش‌های رفتاری مثبت را جایگزین کنیم؟

اگر می‌خواهیم استقلال، کنجکاوی، ابتکار، تحمل خطا و توانایی تصمیم‌گیری رشد پیدا کنند باید کمتر به اطاعت محض و انطباق پاداش بدهیم. در غیر اینصورت نباید تعجب کنیم اگر نسل‌های بعدی نیز به سمت همان ویژگی‌های نامطلوب سوق پیدا کنند. بنابراین، مدرسه را می‌توان نوعی محیط انتخاب فرهنگی دانست که هم تقویت کننده‌ی مشکلات انسان است و هم می‌تواند با ایجاد تغییراتی در خود راه را برای حل مشکلات بگشاید.

از منظر بوم‌شناسی آموزش و پرورش، پیش از آنکه صرفاً رفتار کودکان را اصلاح کنیم، باید به محیطی نگاه کنیم که این رفتارها را انتخاب می‌کند.

زیرا گاهی مشکل نه در کودک است و نه در معلم؛ بلکه در چرخه‌ی بازخوردی‌ است که به ما دیکتهذمی‌کند چه چیزی را ارزشمند بدانیم.

اگر چشم به اضطراب و افسردگی فزاینده‌ای کودکان نبندیم، اگر طبیعت هراسی کودکان را کم‌اهمیت نشماریم و خود را در مقابله‌ با ضعف بدنی کودکان به جهالت نزنیم، باید سازوکار اداره‌ی مدارس را عوض کنیم.
این کار کمترین هزینه‌ها را می‌طلبد. کافیست به سرشت انسان اعتماد کنیم و به ویژه در دبستان‌ها ساعات بازی ازاد را افزایش دهیم. به واقع کار ساده‌ای است. صرفا مدیران و معلمان شجاعی را می‌طلبد که اقدام کنند.

هادی صمدی
@evophilosophy
  • ❤ 5
  • 👍 2
Post #854 759
🌱 صلح و کودکی

سرمایه‌گذاری برای صلح؛ برای همه، در همه‌جا، هر روز

اگر صلح قرار است برای همه و در همه‌جا جاری باشد، باید از جایی آغاز شود که کودکی آغاز می‌شود.

به همین مناسبت،
انجمن حمایت از حقوق کودکان و موزه صلح تهران برگزار می‌کنند:

نشست «صلح و کودکی»

دبیر نشست:
ندا مرادی

🎙 سخنرانان:

شکوه حاجی‌نصرالله
پژوهشگر و مدرس ادبیات کودک و نوجوان
«تمرین صلح با ادبیات کودک»۵

لیلا کفاش‌زاده
پژوهشگر و فعال حوزه کودک و میراث فرهنگی
«کودک، صلح و میراث فرهنگی»

مژگان دستوری
نویسنده و پژوهشگر فرهنگ صلح، مدیرمسئول انتشارات منشور صلح
«کودک، صلح و توسعه»

مژگان احمدیه
فعال حوزه حقوق کودک، طبیعت و صلح
«کودک، طبیعت و صلح»

آرش لطفی
فعال حوزه کودک و طبیعت
«کوک‌آب؛ زندگی و صلح»

🗓 دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۳
📍 موزه صلح تهران، پارک شهر، خیابان فیاض‌بخش
Post #853 442

Forwarded from moin.ngo موسسه معین

برگزیدگان دوره سوم جایزه معین؛ مستندسازی و تقدیر از پروژه‌ها و ابتکارات اجتماعی

🥇برگزیده در مستندسازی و نوآوری
🌼انجمن پیشگیری از آگفت‌های روانی و اجتماعی
برای پروژه «سامانه طعم گیلاس»

🥈برگزیده در نوآوری
🌼جمعیت خیریه حمایت دارویی قطره
برای پروژه «طرح ساماندهی داروهای تک نسخه‌ای»

🥈برگزیده در مستندسازی
🌼توسعه‌دهندگان فردای بهمان
برای پروژه «دامان»

🎖شایسته تقدیر در مستندسازی و نوآوری
🌼کانون هموفیلی ایران
برای پروژه «یک هفته کافی است»

🎖شایسته تقدیر در نوآوری
🌼موسسه سبزکاران بالان
برای پروژه «رادیو سبزکاران»

🎖شایسته تقدیر در مستندسازی
🌼موسسه کودک و طبیعت دامون
برای پروژه «مدل یکپارچه یادگیری تجربه‌محور در طبیعت برای کودکان و خانواده‌ها»

🙌از همه فعالان مدنی، پژوهشگران، داوطلبان، مشاوران، همکاران، حامیان، هنرمندان، تسهیلگران، خبرنگاران و علاقمندانی که در مراسم امروز همراه ما بودند صمیمانه سپاسگزاریم. گزارش و عکس‌های این مراسم به زودی منتشر خواهد شد.

با همدلی و همبستگی،
همه ما در موسسه نیکوکاری مجتبی معین

🌱🌀
www.moin.ngo

#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویت‌کننده تلاش‌های اجتماعی

@moinngo
  • ❤ 2
Post #852 663
توسعه در قامت کودکی
سخنرانان:
دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده
دکتر ثریا عزیزپناه
دکتر حسن عشایری
چهارشنبه ۱۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۰
Post #851 525

Forwarded from اشتباه میمون | عارف عبادی

باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه

«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالی‌ترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»

محمود صناعی


کم‌کم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک می‌شویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرت‌انگیز و عذاب‌آور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سال‌ها، دائماً این‌طور القا می‌شد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیین‌شده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی می‌خوانم، این پرسش برایم جدی‌تر می‌شود که آیا آنچه ما «آموزش» می‌نامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟

از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روان‌شناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخه‌ای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری می‌خوانم، این‌بار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایده‌ها و استدلال‌های او با صحبت‌هایی که آقای عبدالحسین وهاب‌زاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کرده‌اند، توجهم را جلب کرد.

در اینجا می‌خواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهاب‌زاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچه‌ای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار می‌کند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاه‌های جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری هم‌گرا به یکدیگر می‌پیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارت‌بار مدارس جدید و ضرورت بازپس‌گیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.

یکی از بنیادی‌ترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورت‌بندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلب‌کنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روان‌شناسی حیات‌وحش (wildlife psychology)، استدلال می‌کند که مدارس اجباری تمام مؤلفه‌های یک محیط اسارت‌بار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود می‌شود، نیازهای اولیه بقا مدیریت می‌گردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رام‌سازی مستهلک می‌شود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموخته‌شده» را به کودکان دیکته می‌کنند. وهاب‌زاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغ‌وحش» تشبیه می‌کند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کرده‌اند.

این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیب‌شناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصت‌های بازی آزاد و بحران‌های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم می‌کند. او با استناد به شواهد آماری نشان می‌دهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش می‌یابد و «مدرسه‌گریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه می‌داند. او حتی برچسب‌هایی چون بیش‌فعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیک‌سازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار می‌داند. وهاب‌زاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تست‌زدن، المپیادها و رقابت‌های نفس‌گیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید می‌داند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریل‌سازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژی‌ها و بیماری‌های خودایمنی هموار ساخته است.

تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار می‌شود. گری، بر پایۀ روان‌شناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازی‌گوشی و جامعه‌خواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجه‌محور» تقلیل می‌دهد. وهاب‌زاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» می‌داند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بی‌آنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلب‌ترین پاسخ‌ها را به او تحمیل می‌کند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه می‌گذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربی‌اند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب می‌کند.

این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریه‌پرداز و در بستر بازی آزاد تحقق می‌یابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور می‌داند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد می‌کند. او به ویژه از بازی‌های پرخطر دفاع می‌کند و آن‌ها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات می‌داند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه می‌شود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترس‌های خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهاب‌زاده بازی را «شغل اصلی کودک» می‌داند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطن‌دوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتاب‌های درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمی‌شوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل می‌گیرد که کودک در خرابه‌های باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگ‌های درختان بشنود. این تجربه‌های حسی و لمسی، مبنای آگاهی‌های بعدی خواهند بود.

یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیده‌ای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح می‌دهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروه‌هایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربست‌بندی» را فراهم می‌سازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگ‌تر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچک‌تر را بالا می‌کشند و خود نیز مهارت‌های رهبری و مراقبت را تمرین می‌کنند. در مقابل، کلاس‌های هم‌سن به تشدید رقابت سمی و قلدری می‌انجامند. وهاب‌زاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در رده‌های سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا می‌کند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش می‌یابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار می‌کند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل می‌شوند.

در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان می‌انجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بی‌مداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجات‌غریق» تشبیه می‌کند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمی‌کند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهاب‌زاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیل‌گر» جایگزین می‌کند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیل‌گر درس نمی‌دهد، سخنرانی نمی‌کند و بازی را مدیریت نمی‌کند؛ بلکه بستر امن را فراهم می‌سازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیل‌گر باید واجد ویژگی «کودک‌بودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.

تبیین هم‌زمان این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالوده‌ای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامی‌خوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سال‌ها «آموزش» و «تربیت» نامیده‌ایم، لحظه‌ای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی می‌پنداریم، تنها یکی از شیوه‌های ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟

✍️ عارف عبادی

📱 اشتباهِ میمون
  • ❤ 11
Post #850 538
نوبانگ اندیشه در این قسمت از مجموعه گفت‌وگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده، بوم‌شناس، مترجم و بنیان‌گذار «مدرسه طبیعت» است. به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی». در این گفتگو خواهید شنید: • امپراتوری کودکی یعنی چه؟ • چرا کودک باید…
اگر بعد از دیدن این گفتگو👆 علاقمند بودید کتاب  «امپراتوری کودکی» را تهیه کنید، به آیدی زیر پیام دهید:

@Monirkamyab




▪️باما همراه باشید !
[طبیعت؛ نخستین مدرسه]
کتابخانه‌مدرسه‌طبیعت

▫️‌@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعات‌کودک‌وطبیعت
@cnbooks |کتابخانه‌مدرسه‌طبیعت
Telegram cnbooks |کتابخانه مدرسه طبیعت ▪️امپراتوری کودکی ▫️جلوه‌هایی از زندگی و اندیشه‌های عبدالحسین وهاب‌زاده انتشارات: اندیشه‌ورزان قطع:رقعی تعداد صفحه:۳۶۸ سال انتشار: ۱۴۰۴ سری چاپ:اول ▫️قیمت: ۴۰۰هزارتومان ▪️سفارش: @Monirkamyab ــــــــــــــــــــــــــــــــ @cnbooks |کتابخانه‌مدرسه‌طبیعت…
Post #849 4.94K
در این قسمت از مجموعه گفت‌وگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده، بوم‌شناس، مترجم و بنیان‌گذار «مدرسه طبیعت» است.
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».

در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهم‌ترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناک‌تر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم می‌توانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشه‌های دکتر وهاب‌زاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه می‌کند.

تماشای نسخه باکیفیت‌تر:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX
  • ❤ 6
  • 🙏 1
Post #848 1.32K
دست از سر کودکان برداریم، آرزوهای خودمان را در کودکان متجلی نبینیم.

#بازی_آزاد
#یادگیری_آزاد

@NobangAndisheh
  • ❤ 13
Post #847 821
▪️امپراتوری کودکی

▫️جلوه‌هایی از زندگی و اندیشه‌های عبدالحسین وهاب‌زاده

انتشارات: اندیشه‌ورزان
قطع:رقعی
تعداد صفحه:۳۶۸
سال انتشار: ۱۴۰۴
سری چاپ:اول
▫️قیمت: ۴۰۰هزارتومان


▪️سفارش:
@Monirkamyab
ــــــــــــــــــــــــــــــــ

@cnbooks |کتابخانه‌مدرسه‌طبیعت
https://www.instagram.com/cn.books
  • ❤ 6
  • 👍 2
Post #844 740

Forwarded from نوبانگ اندیشه

نوبانگ اندیشه برگزار می‌کند:
کارگاه آنلاین تسهیلگری ارتباط کودک با طبیعت
لطفا جهت ثبت نام به شماره ۰۹۹۰۴۷۷۶۱۵۰ پیامک، یا به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید.

https://t.me/NobangAndishe

📌📌📌📌توجه درصورت ثبت‌نام تا ۱۰ شهریور ماه شامل ۱۰ درصد تخفیف می‌شوید.

@NobangAndisheh
Post #839 776

Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh

‍ ‍‍ ‍ معادله فداکاری اثر آلن دوگاتکین آخرین اثر ترجمه‌یی کآوه فیض اللهی عزیز مترجم پرکار متون زیست شناسی تکاملی‌ است که تقریبا یک تنه باری را بر دوش میکشد که دوستان دانشگاهی ما دیریست  آنرا از شانه وانهاده‌اند.
این کتاب که یکی از مجموعه‌ی پرو پیمان کارهای فیض‌اللهی با نام " کتابخانه طبیعت انسان" به انتشار فرهنگ نشر نو است، شرح گسترده یکی از داغ‌ترین مباحث تکاملی،یعنی مسیر تکامل رفتار جانوران و به تبع آن انسان است.اینکه آیا جهان عرصه‌ی چنگ و دندان خون‌الود در رقابت است یا همکاری و فداکاری وجه غالب تعامل را تشکیل می‌دهد؟چه شرایطی به این و کدام بدان می‌انجامد؟
آیا بزرگان و صاحب نظران عرصه تکامل هرکدام در این مورد چه گفته و کرده‌اند و سیر تاریخی این بحث تا کنون به کجا انجامیده است؟
تفاوت همکاری و فداکاری در چیست؟آیا فرد در قبال خانواده و بستگان فداکار است یا فداکاری به دیگران نیزتسری می‌یابد و واحد انتخاب آیا فرد است  یا گروه یا ژن و فهم امروزی ما از این پدیده کدام است و آنرا مرهون چه کسانی هستیم.
کتاب حاوی بحثهای جذاب و پرمحتوا در مورد یکی از بنیادترین مباحث تکاملی‌ است و خواندن آنرا به همه‌ی علاقمندان مباحث تکامل توصیه می‌کنم.
  • ❤ 7
Post #838 782
▪️به مناسبت انتشار کتابِ «امپراتوری کودکی»
جلوه هایی از زندگی و اندیشه‌های عبدالحسین وهاب‌زاده


▫️در عصر سه شنبه‌های بخارا
▫️تهران | شهر کتاب نیاوران | سه‌شنبه ۲۰ مرداد | ساعت ۵ بعدازظهر

@cnstudy | مطالعات‌کودک‌وطبیعت
  • ❤ 6
Post #837 1.06K
نوبانگ اندیشه ▪️مجموعه چهار جلدی«یادگیری آزاد» پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان می‌دهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و ارتباط با دیگران، از مهم‌ترین پایه‌های یادگیری طبیعی کودکان‌اند. در کنار چاپ چهارم این کتاب، مجموعۀ چهارجلدی تازه‌ای از آثار پیتر گری نیز منتشر شده است: …
این مجموعه ۴ جلدی که اخیرا به همت بنیاد کودک و طبیعت منتشر شده است می‌تواند راهنمای عمل مربیان، معلمان، تسهیلگران و همه افرادی باشد که با کودک سروکار  دارند اعم از والدین تا سیاست‌گذاران دوران کودکی.
این‌ مجموعه الهام‌بخش فعالیت‌ها و کنش‌های  مرتبط با رشد، پرورش و یادگیری کودک است.
پیتر گری[نویسنده کتاب] با استفاده از تحقیقات علمی و زیست‌شناسی تکاملی نشان می‌دهد بازی آزادانه و بدون نظارت، به یادگیری خودانگیخته و و اعتماد به نفس کودکان  کمک می‌کند.
او بر اساس همین شواهد می‌کوشد تا مسیری را ترسیم کند که کودکان در آن مجال خود‌آموزی می‌یابند.
پیتر گری در این کتاب‌ها همچنین درباره ارزش اجتماعی  و جسمی و اخلاقی «بازی» سخن می‌گوید و ریشه‌ها و پیامدهای کم بازی کردن را در دهه‌های اخیر ( از ۱۹۵۰ تا اکنون) نقد می کند.
کودکان همه عاشق یادگیری‌اند با اینحال از مدرسه رفتن بیزارند و تا حد امکان فراری!
این مجموعه روی همین موضوع انگشت می‌گذارد و از دلایل  شکاف بزرگی که میان کودک کنجکاو و تشنه یادگیری با نظام آموزش رسمی وجود دارد ما را مطلع می‌کند و البته راهکارهایی هم برای عبور از این وضعیت پیش پای ما می‌گذارد.
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @nobangandisheh without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نوبانگ اندیشه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نوبانگ اندیشه have?
نوبانگ اندیشه (@nobangandisheh) has 1.33K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نوبانگ اندیشه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →