▫️
📚 چالشهای روششناسی
بازخوانی دو قرن سکوت پس از هفتادوهفت سال (۴)
. . . . . . .
(دنبالهی) روش نوشتار، روش تاریخنگری
مرزبندیها: در بررسی تاریخی، برشها و مرزبندی میان لایههای اجتماعی، مردم و نهادها گاه از درون شناخت موشکافانه برمیآید، و گاه از پیشپذیرفته به کار میرود. اگر مرزبندی از درونِ بررسی و کندوکاوها بیرون آید، پژوهش را گسترش میدهد و پیش میبرد، اما اگر از پیش پذیرفته باشد، دامنهی پژوهش را در روندی بسته از گسترش بازمیدارد. در دو قرن سکوت (ویر. ۱۳۳۰)، برخی از مرزبندیها برآیند پژوهش نبودند، از این رو، جایی که پذیرش پیشینی مرزبندی بر نگرش تاریخی سایه میاندازد، یکپارچگی پژوهش آسیب میبیند. برای نمونه، زرینکوب در «آغاز یک فاجعه»، نوشته است، در روند برافتادن ساسانیان، «جز بانیان آن کسی از انهدامش آسیب ندید» (چ: ۱۳۳۰، صـ۲ـ۳، این گزاره در ویراست دوم برداشته شد)، این سخن بر مرزبندی پیشینی میان مردم و دستگاه شاهنشاهی استوار بوده است. در همآن ویرایش، نویسنده بیدرنگ به ایستادگیهای مردمی برمیگردد، و از واکنشهای خشمگینانه سخن میگوید. چرا مردم در فرآیندی که آسیبی به آنان نرسیده بود، سر به شورش برداشتند؟ چنین شکافهایی در گفتار نویسنده برآیند پذیرش پیشینی مرزبندیهایی است که پیش از سنجش و بررسی به کار برده شده بودند.
زبان و ادبیات: اشارههای کوتاه زرینکوب به ناپدید شدنِ زبان نوشتاری در چاپ ۱۳۳۰ و گسترش آن در چاپ ۱۳۳۶ به گونهی دیگری با چالش مرزبندی ساختاری و درونمایهها برخورد میکند. در گزارش زرینکوب، زبان و ادبیات از یک سو، بی هرگونه پیوندی با دربار یا جامعه بررسی شده و دربارهی آن برداشتهای سراسربینانهای آمده است، و از سوی دیگر، چنین برداشتهایی در برخورد با زبان فارسی و عربی، پیآمدهای ناهمگونی به بار آورده است. این ناهمگونی در بررسی پیآمدهای «پیام تازه» (چ ۱۳۴۴، صـ۱۱۲) بر زبان فارسی و عربی آشکار میشود. بهآذین پرسیده بود: چگونه رخنهی یک پیام، بی هرگونه دگرگونی، توانسته بود، زبان ایرانیان را «بند آورد»، اما زبان عربها را باز کند و گسترش دهد؟ زرینکوب، هرگز دربارهی این ناهمگونی سخن نگفت. برخی نشانهها میرسانند که او در چاپ سوم (۱۳۴۴)، هنوز در کار بازنگری نوشتهی خود بود، اما این بخش را به جای خود نهاد.
تاریخ و سوگیری پژوهشی
پیشتر از رخنهی ارزشهای روانی و عاطفی در نگارش کتاب سخن به میان آمد. رخنهی ارزشهای روانی دو سویه دارد، روششناسی و ادبی. زرینکوب جایی که از رخنهی ارزشهای روانی در نوشته سخن میگوید، گاه میان این سویهها مرزگذاری میکند و گاه آنها را با هم درمیآمیزد. بهآذین، سویههای سختگیرانهی گروهی و نژادی، آیینی و رژیم اجتماعی را ناگزیر دانست. این ناگزیری با دریافت امروزی از سویهی روششناسی همآهنگ است. از دید او در برخورد با حملهی عربها این سوگیری بخشی از تاریخنگری است؛ [زرینکوب بر آن بود که «نویسندۀ تاریخ، هم از وقتی که موضوع کار خویش را انتخاب میکند از بیطرفی که لازمۀ حقیقتجویی است خارج شده است.» (چ ۱۳۳۶، صـ۵).] برگشت دادن چنین رخدادی به بخت و آشوب آسمانی، تنشهای سرزمینی (ریگ بیابان)، یا سامان روزگار (قضا و قدر)، گونههای سوگیری فراتاریخی اند. این سوگیریها نمیتواند جایگزین بازگویی روشمند و گستردهی چرایی رخداد باشد. اگر شکست را به پوسیدگی پایههای شاهنشاهی، یا بیسامانی سپاهیان، یا کاهش پشتیبانی مردم، و ... برگردانیم، آنگاه به گسترهی دادههای تاریخی بازگشتهایم. ارزشهای روانی و عاطفی، از یکسو، نویسنده را از نگرش به دادههای تاریخی بازمیدارد و او را به سوگیری فراتاریخی میراند؛ و از سوی دیگر در روند بررسی دادههای تاریخی او را به کنار گذاشتن سنجههای علمی از داوری برمیانگیزاند.
همآن گونه که بهآذین یادآوری کرده بود، تنها آن نگرشی که استخوانبندیاش از دادههای تاریخی ساخته شده باشد، میتواند با خردِ سنجشگر به همآهنگی برسد.
👉🏼پارهی ۳ | پارهی ۵
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1538
294