▫️
📓دربارهی واژهی پیشنهادی افسر
. . . . . . .
واژهگزینی و دگرگونی معنای واژه در کاربرد
در یاداشت «پورداود و سرآغازهای واژهشناسی نوین در ایران» نارساییهای کاربرد واژهگزینی افسر از دید پورداود بازگو شد. از دید پورداود این واژه را با نگاه به کاربرد دیرینهی آن در زبان فارسی، نمیبایست به جای «صاحبمنصب» به کار برند. او این آگاهی را هم کنار نمیگذاشت که شاید افسر «از لغت اروپایی افیسیه (officier) ساخته شده باشد.» (هرمزدنامه، ص۳۰۸).
واژهی افسر، پیشنهاد انجمن واژهگزینی ارتش بود. در سالنامهی پارس (۱۳۱۵) از راهاندازی فرهنگستان در فروردین ۱۳۱۴ یاد شده، و دهها واژهی برگزیدهی ارتش نیز آمده است، اما روشن نیست که این واژگان را چه نهادی گزینش کرده است. در سیاههی واژگان ارتش، «دانشکده افسری» به جای «مدرسه صاحبمنصبی» دیده میشود (ص۱۲۳). میدانیم فرهنگستان نمیتوانست در همآن سال نخست، همهی این واژهها را «گزینش» کرده باشد. در سخن پورداود نیز که خود یکی از هموندان فرهنگستان بود، تیزی خردهسنجی به سوی همکاران آن نهاد برنمیگردد. در سیاههی واژگان برگزیدهی فرهنگستان زبان تا سال ۱۳۱۹ «افسر» و «دانشکدهی افسری» دیده نمیشود.
پورداود با پیشِ کشیدن این نگره که در همهی زبانها شماری از واژههای بیگانه را «با اندک تغییری در تلفظ» کاربردی میکنند و واژهی افسر هم میتواند از این گونه باشد، این گزینش را با دو پرسش روبهرو کرد: ۱. آوردن یک واژهی بیگانه برای کنار گذاشتن واژهی عربی «صاحبمنصب» از پایه نادرست است، «نقض غرض» است؛ ۲. مگر افسر، مانند تلگراف و تلفن و رادیو واژهای جهانیشده است که آن را با اندک دگرسانی در زبان فارسی کاربردی کنند.
او با کنار گذاشتن همهی واژگان عربی از فارسی همداستان نبود: «زبان بومی ما از زبان اقوام غالب شکست یافته و این الفاظ بیگانه بیشترش یادگار آن روزهای شکست است» (هرمزدنامه، ص۳۰۹).
پیشنهاد پورداود، کاربرد «پایهور» به جای «افسر» بود.
آیا اگر واژهی افسر در فارسی برآمده از افیسر باشد، آنگاه میتوان همریختی آن را با افسرِ (تاج) فارسی نادیده گرفت؟ علیاشرف صادقی، استاد ارجمند زبان فارسی با یادآوری کاربرد «افیسر» در گزارش سفر میرزا صالح شیرازی (ویرایش همایون شهیدی، ۱۳۶۲) مینویسد: «کلمۀ افسر که فرهنگستان اول به جای افیسر و صاحبمنصب به کار برده همین کلمه است نه افسر فارسی به معنی تاج.» (کلمات روسی در زبان فارسی و تاریخچه آنها، زبانشناسی، س۲۰، ش۲، ۱۳۸۴، صـ۱۴). از دید او صالح شیرازی در گزارش سفر خود جابهجا «افیسر» و «افسر» را به کار برده است. صادقی این کاربرد را برگرفته از زبان انگلیسی یا روسی میداند.
گزارش صادقی از کاربرد افسر نیازمند بازنگری است. نخست، افسر واژهگزینی فرهنگستان نخست نیست، برگزیدهی انجمن واژهگزینی ارتش بود. دوم، صادقی نوشته است: «در ص۴۶ و ۷۴ این کلمه به همین شکل همراه کلمۀ سالدات به کار رفته اما در ص۴۷ به صورت افسر و باز همراه سالدات به کار رفته است.» نوشتهی دو صفحهی ۴۶ و ۴۷ به گزارش ویراستار برمیگردد، نه میرزا صالح؛ اما در صفحهی ۷۳ از خود سفرنامه به جای افیسر میخوانیم: «قلعه افسران روس و فرانسه با ششصد نفر سالدات...»؛ درستی این کاربرد نیازمند بررسی دستنویس است، زیرا در ویرایش اسماعیل رائین میخوانیم: «قلعه افیسران روس و فرانسه با ششصد نفر سالدات» (صـ۶۷).
اگر نویسهی افسر در گزارش میرزا صالح را بپذیریم، میتوان گفت که همگونی «افسر/افیسر» در زبان فارسیِ آن روزگار پدید آمده بود؛ و پس از آن، انجمن واژهگزینی این کاربرد جایگزین را پذیرفت. وانگهی با این پرسش روبهرو میشویم که چرا در نوشتههای روزگار ناصری بهویژه وقایع اتفاقیه پایهوران لشگری، «صاحبمنصب» نامیده میشدند، نه افسر؟ «ضعیفه طهرانی زردوزی دورۀ ملبوس صاحب منصب نظامی را بقاعده روم دوخته ...» (ش۲، س۱۳۶۷). در اسپانیا «یک فوج هم بنا داشتند کل صاحبمنصبان خودشان را بکشند» (ش۱۹۵، سال ۱۲۷۱).
بازنمایی پیوند میان «افسر» و «افیسر» روش فرهنگستان نبود؛ از این رو، در هیچیک از دفترهای آن (۱ـ۷)، این واژه را نمییابیم.
با این همه، کاربرد «افسر» در گسترهی ارتش به آرامی جا افتاد: واژهای که پیشتر معنای «تاج» را میرسانید، نامِ دارندهی پایهی ارتشی شد. در فرآیند واژهگزینی یا واژهسازی، افزون بر ریشهشناسی، معنای تاریخی و راه برآمدن واژه؛ چنانچه ساز و کار واژهگزینی با شالودههای زبان سازگار باشد، و واژه بر زمینهی کاربردی تازهای در زنجیرهای از پیوندهای زبانی و کاربردی به کار افتد، به آرامی از کاربردهای پیشین کنده شده، معنای تازه را بازنمایی میکند.
👉برکشیدگی میهن
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1534
231