▫️
📓پورداود و سرآغازهای واژهشناسی نوین در ایران (۱)
. . . . . . .
هادی راشد
سه گونه برخورد با واژهشناسی
ابراهیم پورداود با نگاهی روشمند به ساختن واژهها یکی از پایهگذاران واژهسازی و سنجش واژههای نوساخته است. او در سه زیرشاخه از پژوهشهای خود با واژهشناسی سروکار پیدا کرد. نخست، در برگردان بخشهای اوستا ناگزیر بود که شماری از واژههای اوستایی را با واژههای زبانهای باستانی بسنجد، و با کنار زدن لایههای افزودهی پسینی، معنای تاریخی واژهها را بازیابد. در دومین شاخه، پورداود کوشید شماری از واژههای ناشناختهی زبان فارسی را به پژوهشگران آینده بشناساند. در سومین شاخه او در برخورد با واژهسازی همروزگاران خود، کوشید کاستیهای روش کار آنان را بازگو کند و همگان را به بازنگری در روشهای واژهسازی فراخواند.
در این زیرشاخهها به ویژه واژههای پیشنهادی و بازنگری در واژههای نوساخته، روش پورداود فراخواندن ردهای از آگاهیهای تاریخیـفرهنگی، دادههای زبانی و سنجههای کاربردی بود. با یادآوری دیدگاههای او، به ارزش کار پورداود در واژهشناسی و تکاپوهای او در پایهگذاری این شاخه از بررسیهای زبانی پی میبریم.
واژهشناسی در ایران
روزگاری که پورداود به این کار روی آورد، واژهشناسی در ایران در بررسیهای ادبی و زبانی، شاخه یا زیرشاخهی شناختهای نبود. روش کار نخستین واژهسازان در سازمان ارتش شناخته نبود. دانشوران فرهنگستان چیزی از شالودههای کار خود به جای نگذاشته بودند. فروزانفر، آموزگار کاریزماتیک دانشسرای عالی، در بازخوانی زباننوشتههای فارسی از بررسی تاریخ کاربرد و معنای تاریخی واژگان رویگردان بود. حسن انوری، شاگرد نامدار او، چندبار (یکبار هم به تازگی در نشستهای گهگاهی فرهنگستان زبان) یادآوری کرد که نمیشد از وی دربارهی معنا و ساخت واژه پرسش کرد. در کار عبدالعظیمخان قریب نیز این رویکرد شناخته نبود.
بیشتر دانشوران آن روزگار، بر پایهی دانش ناخودآگاه زبانی (شم یا ذوق زبانی) واژه میساختند، یا دربارهی واژگان پیشنهادی داوری میکردند. پورداود سربسته گفته است، «پیرامون معنی شگفتآمیزی گشتن و از برای هر لغت ریشه و بُنی خندهآور جستن در این چند سال اخیر میان ما رواج گرفته ... خرداد را از ریشهی خوردن میپندارند و مرداد را به گیاه مُورد میپیوندند، اگر ... از این قبیل نیافتند، به حدس نادرست خود متوسل میشوند» (فرهنگ ایران باستان، صـ۵۳). این روش نه در میان سخنگویان کوچه و خیابان، که میان دانشوران نیز خواهانی یافته بود.
گاه سخنوران بیهیچ سنجهای از یک واژه رویگردان بودند. برای نمونه چنین زبانزد است که فروغی، واژهی «دانشکده» را نمیپسندید، اما روشن نیست که سنجههای او در پسندـناپسندیدن واژه چه بود؟ بر زمینهی چنین نگرشهایی کار پورداود در خور یادآوری است.
ایران باستانی و پسا اسلامی
کار پورداود در واژگان پیشنهادی از دید روششناسی بر پیوستگی فرهنگی ایران باستان و ایران پسا اسلامی استوار بود. دربارهی مزدیسنا در ادبیات فارسی ـ نخستین پایاننامهای که زیر دست او در دانشگاه نوشته شدـ یادآوری کرد، این نامه ادبیات فارسی را به ادبیات مزدیسنا میپیوندد (اناهیتا، صـ۱۸۷). چنان که میتوان درونمایهی واژهها و سازههای زبانی را در پیوند با مایههای اوستایی سنجید و شناسایی کرد.
واژگان گویشی
ویژگی دیگر کار پورداود، نگاه به گنجینهی واژگان گویشی (گفتاری، یا چنانچه خود مینامید: گوشی) بود. در یادداشتی که بر نوشتهای با نام «نامهای پرندگان در زبان کردی» به چاپ رساند، گوش کردی را «یکی از بزرگترین و سودمندترین گوشهای میهن ما» نامید. او این آموزه را برجسته کرد که اگر در گویشهای کاربردی ایران بگردیم، و آنها را با واژههای گویشی دیگر بسنجیم، میتوانیم دربارهی درستی نادرستیِ ریشه و بن واژههای چندین هزار ساله به آگاهی روشنی برسیم. از این دیدگاه، پورداود نخستین کسی بود که یادآوری کرد «هر چه زودتر باید گوشهای گوناگون ایران را گردآوری و تدوین کرد تا از دستبرد پیشآمد زمانه رهایی یابد.» (خرداد ۱۳۲۶).
خاستگاه و روند جابهجایی
ردهی دیگر واژگان در گسترهی واژهشناسی پورداود از زبانهای دیگری به فارسی درآمده بودند، اما زمینههای این جابهجایی در مِه تاریخ گم شده بود. کار پورداود در شناخت این واژگان، مانند نمونهی «نیشکر» از گونهی بررسیهای تاریخی، میانفرهنگی و چندزبانی است. در این گونه از بررسیها دادههای تاریخی نه تنها راه شناخت واژه را هموار میکند، گاه بر تیرگیهای آگاهی تاریخ پرتو میاندازد و گره تاریخی را باز میکند.
👉🏼پارهی دوم هماین یادداشت
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1530
205