▫️
📚 در آستانهی هشتاد سالگی یک کتاب
بازخوانی دو قرن سکوت پس از هفتادوهفت سال (۱)
. . . . . . .
هادی راشد
درآمد، از ادبیات به تاریخ
دو قرن سکوت، کتابی پرآوازه، بسیار خوانده شده و با نگاه به کارکرد پایدار آن در میان نوشتههای عبدالحسین زرینکوب و کتابهای ادبی و تاریخی، کمتر شناخته است. در دیباچهی چاپ ۱۳۳۰ میخوانیم: دو قرن سکوت «جز مقدمهای بر گذشتۀ ادبی ایران» نیست. اما در چاپهای دیگر، این کتاب را با پینام گستردهی «سرگذشت حوادث و اوضاع تاریخی ایران ...» بازمییابیم. زرینکوب یادآوری کرده است که مِهرِ شاهنامه، کمندی بود که او را به گسترهی تاریخ کشاند (حکایت ...، صـ۴۹۴). او در هیچ زمینهای به اندازهی تاریخ از جان، مایه نگذاشت. زرینکوب چنان که خود یادآوری کرده است، نگارش این گفتارها را پس از دریافت پیشنهادِ بازسازی «دورنمایی از گذشته ادبی ایران» (چند اعتراف ...، ۱۳۳۰) آغاز کرد.
پرسشهای راهنما
دو قرن سکوت از دید گسترهی نشانهگذاری ادبی، نوشتهای نمونه و به یادآوردنی است. به سزاواری دربارهی این کتاب، چیزی نمیتوان گفت، مگر در بازخوانیهای پیوستهی آن. یک بازخوانی درخور، باید بتواند نشان دهد که هستههای گسترشیابندهی کتاب کدام اند؟ این هستهها چگونه به هم پیوستهاند؟ کارویژهی کتاب چیست یا چه بود؟ در ویراستهای دوگانه، کدام پرسشها برجسته شدند؟ کتاب با چه خردهسنجیهایی روبهرو گردید؟ و چرا و چگونه دو قرن سکوت به چنین جایگاهی رسید؟ نویسنده در ردهی یادداشتهای کنونی، خود را با این پرسشها روبهرو یافته است.
ساخت آغازین کتاب
عبدالحسین زرینکوب، بخشهای کتاب دو قرن سکوت را نخستینبار در سالهای ۱۳۲۸ــ۱۳۲۹ تکه تکه در روزنامهی مهرگان، ارگان جامعهی لیسانسیههای دانشسرای عالی و نامههای دیگر (نامه تمدن: سنباد؛ پشوتن: استادسیس؛ و شاید ...؛ نک: فهرست مقالات فارسی۱) به چاپ رساند. پس از آن، تکههای چاپ شده را در پیکرهی یک کتاب سازمان داد (۱۳۳۰). با این همه، در این سال، هنوز نوشتههای او در این باره به پایان نرسیده بود. تا جایی که جستوجوها نشان میدهد در سال ۱۳۳۱ بخش «یمن» را در نامهی «مهر» به چاپ رساند (سال ۸، صـ۶۵۴ و ...؛ زیربخشها: هاماوران، پادشاه حمیر، رقابتهای بازرگانی، اصحاب اخدود؛ افزوده به چاپ ۱۳۳۶). سرانجام بخشهای چاپ شده و هنوز چاپ نشده را در ویراست دیگری به نام «چاپ دوم» (۱۳۳۶) گنجاند. [نویسندهی این یادداشت با همهی جستوجوها تاکنون از دیدن چاپ ۱۳۳۶ کتاب بازمانده است.] پس از این سال، همهی چاپهای دیگر کتاب با «مقدمه چاپ دوم» (۱۳۳۶) درآمده است.
ویراست دوم، کاری دیگر
در نبود دسترسی به تکههای چاپ شده در روزنامهی مهرگان و نامههای دیگر به آسانی نمیتوان دربارهی همآهنگی چاپ ۱۳۳۰ با نوشتار آغازین چیزی گفت. چاپ ۱۳۳۰ در ویرایش دیگر، دستخوش گسترش و بازنویسی شد. این چاپ در سه بخش بسته شده بود: طوفان، نبرد در تاریکی، و پایان یک شب. نویسنده در دیباچهی ۱۳۳۶ نوشت، «من ترتیب و شیوۀ کتاب اول را برهم زدم و کاری دیگر پیش گرفتم.» دگرسانی با نگاه به خردهسنجیهای دیگران رخ داد.
در ویراست دوم، سه گونه دگرسانی به کتاب راه یافته است: ۱. باز ساختاربندی، ۲. گسترش دادهها، ۳. بازنگری در سوگیری گزارهها. از دید ساختاربندی، بخشهای «فرمانروایان صحرا» (صـ۱ــ۳۹)، «طوفان و ریگ» (صـ۴۰ــ۶۷)، «زبان گمشده» (صـ۱۰۸ــ۱۲۷)، «در آنسوی جیحون» (صـ۱۶۷ــ۱۸۶)، «جنگ عقاید» (صـ۳۰۱ــ۳۴۳) در چاپ ۱۳۳۶ افزوده شدند، و بخشهای «آتش خاموش» (صـ۶۹ــ۱۰۷)، «درفش سیاه» (صـ۱۲۸ــ۱۶۶)، «شهر هزار و یک شب» (صـ۱۸۷ــ۲۲۵)، «بانگ رستاخیز» (صـ۲۲۶ــ۳۰۰)، «پایان یک شب» (صـ۳۴۴ــ۳۶۹؛ شمارهها بر پایهی چاپ ۱۳۴۴) از چاپ پیشین به ساختار تازهی کتاب راه یافتند. همچنین برخی بخشها و گزارههای کتاب در ویراست دوم گسترش یافتند. از دید بازنگری در سوگیری، دگرسانیهای راه یافته به ویرایش دوم در شکاف میان مردم و یکپارچگی دستگاه ساسانی از یکسو، و مرزبندی میان عربها و مسلمانان از سوی دیگر پررنگتر است. این دگرسانیها در پارههای دیگر هماین رده از یادداشتها بررسی خواهد شد.
به دشواری میتوان ویراست دوم را نوشتار بازنگریشدهی کتاب نخست خواند. زرینکوب در ویراست دوم بیشتر بخشهای کتاب را بازنویسی کرد. از این رو، در مقدمه یادآوری نمود «شاید مناسب بود که نام تازهیی» برمیگزید. از دید او کتابِ نخست نوزادی بود که در ویراست دوم به «رشد و نمایی» رسید، هماین ویژگی، یکسانی نامگذاری را از دید او پذیرفتنی کرده بود. در خوشبینانهترین بازگویی، شاید بتوان گفت ویراست دوم از گسترش چند مایهی بنیادی کتاب نخست پدید آمده بود.
👉🏼پارهی دوم هماین یادداشت
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1529
318