TGViewer
Channel Public Channel
نوشت تار

نوشت تار

@neveshttar

نقد تمام‌ مطالب این کانال، لازم است.

ارسال نقد و نظر
@smhadimousavi
Subscribers
221
Photos
27
Videos
0
Links
67

Showing posts older than #163 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #157 386
چرا رای به همتی؟
سید محمد هادی موسوی

📌آقای عبدالناصر همتی، حتما اصلح ترین گزینه ریاست جمهوری در ایران نیست و با یک کاندید مطلوب، فاصله دارد اما در بین گزینه های فعلی، خیرالموجودین است.
📌آقای #همتی، آخرین امید برای حفظ جمهوریت نظام و نهاد اجرایی کشور است. رای آوردن کاندیدای دیگر به معنای خاموش شدن شمع نیم سوز جمهوریت است. بعید نیست این انتخابات، آخرین انتخابات ریاست جمهوری باشد.
📌همتی، برعکس بسیاری از کاندیداهای سابق ریاست جمهوری، ابرقهرمان نیست، مصلح و ناجی نیست، بلکه یک فرد معمولی است که تلاش می کند تا رییس جمهور شود. همین نقطه قوت همتی است چون وقتیکه یک فرد به عنوان قهرمان جمعی وارد عرصه ریاست جمهوری شود، حاکمیت نیز به روش دیگری با او برخورد خواهد کرد اما ریاست جمهوری یک انسان معمولی، احتمال رفتار معمولی حاکمیت را بیشتر می کند.
📌دکتر همتی، شاید در صفحه شطرنج سیاست ایران وزیر نباشد و فقط در نقش یک سرباز حاضر شود اما گاهی حتی با یک سرباز میتوان، بازی را عوض و شاه را کیش و مات کرد. البته اگر فکر کند که در این شطرنج، برنده بازی از پیش مشخص است و دست از تلاش بردارد، حتما شکست خواهد خورد.
📌آقای همتی، یک تکنوکرات است نه سیاستمدار. تاکنون یک اقتصاددان، کاندید ریاست جمهوری نبوده، وجود چنین کاندیدی، باعث میشود که وعده های کذایی و غیرقابل اجرایی که سیاستمداران می دهند را شاهد نباشیم. او براساس شرایط موجود و نتایج میدانی، برنامه خود را مشخص نموده نه ایدئولوژی ها و تفکرات ماورایی.
📌آقای همتی می تواند میراث دار خوبی برای #برجام باشد. طی این سالها افراد زیادی برجام را لاشه متعفن نامیدند اما اکنون که برجام در شرف احیا قرار گرفته، میخواهند سر سفره آماده رفع تحریم بشینند اما مشکل این است که توانایی استفاده از رفع تحریم را نخواهند داشت. جهت گیری سیاست خارجی همتی، میتواند تسهیلات پسابرجامی را بهتر از دیگران، بکار گیرد. از طرف دیگر، کشورهای طرف برجام هم، با وجود مخالفان برجام در راس قدرت، جور دیگری با احیای برجام برخورد خواهند کرد و مردم از منافع رفع تحریم، منتفع نشوند.
📌شاید رای دادن به همتی، نتواند نتیجه انتخابات را عوض کند اما برد قاطع طرف مقابل را هم به چالش می کشد و فضای بدون منتقد مورد نیاز جناح مقابل را عوض میکند. حتی با وجود رای آوری رقیب آقای همتی، لازم است رای مقابل فرد منتخب، قابل توجه باشد تا رییس جمهور منتخب احساس مبسوط الیدی نکند.
📌حضور دکتر همتی در راس قوه مجریه میتواند حداقل آزادیهای سیاسی، مجازی و اجتماعی فعلی را حفظ کند. حتی اگر دولت همتی نتواند وضعیت آزادیهای فردی را بهتر کند، برعکس رقبای ایشان، فضا را تحدید نخواهد کرد.

@neveshttar
Post #156 191
نوشت تار امشب در اینستاگرام توضیح خواهم داد که: 1-چرا براساس تجربیات فراوان جهانی، سیاست #تحریم_انتخابات شکست خورده است؟ 2-آیا رای ندادن، مشروعیت زدایی از نظام است؟ 3-چرا کاهش مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری باعث آسیب دیدن معیشت مردم می شود؟ 4-چرا رای آوردی #رئیسی…
لینک جلسه دیشب
https://instagram.com/stories/smhadimousavi/2597092819240000733?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet
Post #155 238
امشب در اینستاگرام توضیح خواهم داد که:

1-چرا براساس تجربیات فراوان جهانی، سیاست #تحریم_انتخابات شکست خورده است؟

2-آیا رای ندادن، مشروعیت زدایی از نظام است؟

3-چرا کاهش مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری باعث آسیب دیدن معیشت مردم می شود؟

4-چرا رای آوردی #رئیسی برای کشور، خسارت بار است؟

5-چرا بهترین انتخاب در حال حاضر، #همتی است؟

حتی اگر معتقد به براندازی هستید هم شما را به شنیدن دعوت میکنم!
آدرس اینستاگرام: @smhadimousavi

@neveshttar
Post #154 299
سرنوشت دیپلماسی چه خواهد بود؟
سیدمحمدهادی موسوی (روزنامه شرق، 22 خرداد 1400)
انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌رو، ممکن است منجر به تغییر ریل حکمرانی در ایران شود. مطمئنا یکی از موضوعاتی که تحت تأثیر گفتمان پیروز در انتخابات قرار خواهد گرفت، دیپلماسی است. هنوز اظهار‌نظر دقیقی درخصوص دکترین سیاست خارجی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری در دسترس نیست اما با توجه به گفتمان غالب در میان آنها به نظر می‌رسد سوگیری سیاست خارجی در دولت آتی مشابه دولت‌های نهم و دهم خواهد بود. چند موضوع ویژه در حوزه دیپلماسی پیش‌روی دولت آینده است که لاجرم باید درخصوص آنها تصمیم‌گیری کند. «احیای برجام»، «تعیین تکلیف FATF»، «تفاهم‌نامه با چین»، «فعال‌سازی پیمان اوراسیا»، «بهبود رابطه با کشورهای حوزه خلیج فارس به‌ویژه عربستان»، «بحران فلسطین»، «قدرت‌گیری مجدد داعش در سوریه و عراق» و «قدرت‌نمایی طالبان در افغانستان»، چالش‌های سیاست خارجی پیش‌روی دولت آتی هستند.

اما آنچه هدف ما در این یادداشت است، نه بررسی سیاست خارجی دولت آتی، بلکه سیاست خارجی کشورهای دیگر در قبال ایران است.
چنانچه از اکنون، اصولگرایان را پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری بدانیم، آن‌گاه کشورهای منطقه، اروپا و آمریکا برخوردهای متفاوتی با ایران خواهند داشت.
در سطح منطقه‌ای به نظر می‌رسد فعالیت‌های سیاسی و نظامی ایران با افزایش همراه باشد که همین امر، افزایش کمی و کیفی سطح تضاد منافع ایران با کشورهای عربی و اسرائیل را در پی دارد. عکس‌العمل کشورهای همسایه و منطقه به انتخاب یک دولت اصولگرا اما چندان قابل پیش‌بینی نیست. در چند ماه اخیر کشورهای عربی به سرکردگی عربستان سعودی تلاش‌های جدیدی را در جهت تنش‌زدایی با ایران شروع کرده‌اند؛ از‌این‌رو، احتمالا اولین اقدام این کشورها توقف موقت فرایند تنش‌زدایی باشد تا پس از بررسی دقیق مواضع دولت جدید، درخصوص اقدامات بعدی تصمیم‌گیری کنند.
از طرف دیگر، به نظر می‌رسد تحکیم رابطه با کشورهایی مانند ترکیه، قطر و جمهوری آذربایجان از اهداف دولت آتی اصولگرا باشد؛ اقدامی که احتمالا با استقبال این کشورها مواجه می‌شود. نوع رابطه دولت بعد با کشور عراق، وابسته به دولت مستقر در این کشور است. چنانچه دولت فعلی در عراق مستقر بماند، پیش‌بینی می‌شود سطح رابطه و تنازع در همین سطح فعلی باقی بماند. اما چنانچه ایران بخواهد نفوذ سیاسی و اقتصادی بیشتری در عراق به ‌دست آورد، ممکن است به تقابل بیشتر دولت عراق با برخي گروه‌ها و تحت تأثیر قرارگرفتن روابط دیپلماتیک طرفین منجر شود.
دولت آتی، در پی تحکیم روابط خود با چین و روسیه بر خواهد آمد. اما روابط سیاسی و اقتصادی ایران با این دو ابرقدرت جهانی، در درجه اول تابعی از مذاکرات احیای برجام است و همین امر باعث می‌شود دولت آتی، تکلیف خود با برجام را شفاف کند. اما از آنجا که عقبه اصولگرایی در این سال‌ها برجام را خسارت محض دانسته و آن را منکوب کرده‌، دولت مجبور است سیاست دوپهلویی در این زمینه در پیش گیرد که همین امر، عدم تمایل چین و روسیه به افزایش سطح روابط اقتصادی را به همراه دارد. البته، سطح رابطه ایران و چین و ایران و روسیه متفاوت خواهد بود. ایران به پشتیبانی اقتصادی چین و پشتیبانی سیاسی روسیه نیاز دارد. چه در تحریم و چه در شرایط پساتحریم، رابطه ایران و چین فراز و فرودهایی خواهد داشت. اما بدون رفع تحریم به نظر نمی‌رسد سطح رابطه با روسیه تفاوتی کند.
چنانچه دولتی اصولگرا بر سر کار بیاید، رابطه اروپا با ایران دچار یک تغییر پارادایم خواهد شد. اروپایی‌ها پیش‌تر نشان داده‌اند علاقه چندانی به دولت‌های اصولگرا ندارند. مواضع دولت ایران در برخورد با اسرائیل مهم‌ترین مسئله‌ای است که می‌تواند رابطه فعلی را تحت تأثير قرار دهد. به نظر می‌رسد در صورت احیای برجام و پیروزی یک دولت اصولگرا، اتحادیه اروپا مسائل حقوق بشر در ایران را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد. تعیین تکلیف زندانیان دوتابعیتی یکی از مسائلی است که در دولت آتی می‌تواند مشکل‌ساز شود.
ادامه 👇👇👇

https://telegra.ph/%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF-06-12

@neveshttar
Telegraph سرنوشت دیپلماسی چه خواهد بود؟ انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌رو، ممکن است منجر به تغییر ریل حکمرانی در ایران شود. مطمئنا یکی از موضوعاتی که تحت تأثیر گفتمان پیروز در انتخابات قرار خواهد گرفت، دیپلماسی است. هنوز اظهار‌نظر دقیقی درخصوص دکترین سیاست خارجی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری در دسترس…
Post #153 332
Post #152 334
چه تحریم‌هایی در وین مورد مذاکره است؟
سیدمحمدهادی موسوی
(روزنامه شرق ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰)
مذاکرات وین، وارد مراحل نهایی شده و براساس آنچه دیپلمات‌ها اعلام کرده‌اند، بخش نهایی مذاکرات، درباره نحوه رفع تحریم‌ها و برگشت ایران به تعهدات برجامی است. خبرهای مختلفی از اختلاف طرفین، به‌ویژه ایران و آمریکا، در این زمینه به گوش می‌رسد. ایران همواره تأکید کرده که تمام تحریم‌هایی که در دوران ترامپ و پس از خروج آمریکا از برجام اعمال شده، باید برداشته شوند و پس از راستی‌آزمایی، ایران به تعهدات خود باز‌می‌گردد.
اما تحریم‌هایی که در دوران ترامپ اعمال شد، چه تحریم‌هایی هستند؟
دونالد ترامپ، با خروج از آمریکا و امضای یک فرمان اجرائی (Execution Order) همه تحریم‌هایی را که در برجام از سوی آمریکا لغو و متوقف شده بود، مجددا اعمال کرد. تحریم‌های هسته‌ای آمریکا علیه ایران، هم شامل تحریم‌هایی هستند که براساس دستور رؤسای جمهور آمریکا اعمال شده بود و هم تحریم‌هایی که کنگره آمریکا با بهانه توسعه فناوری هسته‌ای بر افراد حقیقی و حقوقی اعمال کرده بود. براساس برجام و قطع‌نامه 2231، تحریم‌های رئیس‌جمهور آمریکا، «لغو» و تحریم‌های کنکره آمریکا «متوقف» شده، اگرچه آمریکا موظف است هشت سال پس از روز اجرای برجام تحریم‌های کنگره آمریکا را نیز «لغو» کند؛ اما پس از ترامپ از برجام، همه این تحریم‌ها مجددا اعمال شده است. پس‌از‌آن نیز دولت ترامپ تلاش کرد افراد حقیقی و حقوقی را که پیش‌تر ذیل تحریم‌های هسته‌ای بودند، ذیل تحریم‌های دیگر آمریکا مانند تحریم‌های حقوق بشر، تروریسم و پول‌شویی قرار دهد. علت این اقدام ترامپ، در‌هم‌تنیدگی نظام تحریم و سخت‌ترکردن فرایند رفع آنهاست. علاوه‌ بر‌ این دو نوع تحریم، افراد و نهادهای حقوقی جدید هستند که در دولت ترامپ، فقط ذیل تحریم‌های حقوق بشر و تروریسم قرار گرفته‌اند.
آنچه امروز در وین روی میز مذاکرات قرار دارد، این سه نوع تحریم است. براساس صحبت‌های مقامات آمریکایی و نکاتی که در رسانه‌ها درز پیدا کرده است، دولت بایدن با لغو و توقف تحریم‌های برجامی موافقت دارد؛ اما کیفیت و تناسب رفع تحریم‌ها با بازگشت تعهدات هسته‌ای ایران، محل بحث است. از نظر فنی، ایران باید اقدامات عملی در اجرای تعهدات هسته‌ای خود اجرا کند؛ درحالی‌که آمریکا باید اقدامات حقوقی در لغو تحریم‌ها انجام دهد. اینکه هر تعهد هسته‌ای ایران متناظر با رفع چه تحریمی باشد، اصلی‌ترین بخش فنی مذاکرات وین است.
اما چالش اصلی ایران و آمریکا در تحریم افراد حقیقی و حقوقی است که پیش‌تر ذیل برجام رفع تحریم شده‌اند؛ اما در دولت ترامپ با برچسب جدید، مورد تحریم قرار گرفته‌اند. اکثر این تحریم‌ها ذیل تحریم‌های «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها» موسوم به قانون کاتسا (CAATSA) و قانون میهن‌دوستی (PATRIOT)، قانون اختیارات دفاعی (NDAA)، قانون حمایت از آزادی ایران (IFCPA) و قانون تحریم جامع ایران موسوم به قانون سیسادا (CISADA) قرار دارند. در اکثر این تحریم‌ها، دولت مجاز است افراد و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی را وارد لیست تحریم کند؛ اما خروج آنها از لیست تحریم نیازمند مجوز کنگره است. بنابراین خروج افرادی که هم‌زمان با تحریم‌های هسته‌ای، ذیل این تحریم‌ها قرار گرفته‌اند، کار آسانی نیست. تنها مجوزی که رئیس‌جمهور در این زمینه دارد، تعلیق تحریم‌ها به مدت محدود (سه ماه) است. هیچ آینده روشنی نیز درباره موافقت کنگره آمریکا با لغو تحریم‌‌ها مشاهده نمی‌شود؛ چرا‌که جو عمومی و سیاسی در بین دولتمردان آمریکا علیه ایران، پس از افزایش تنش‌ها در زمان ترامپ، به‌شدت مخدوش است. حتی در دولت اوباما نیز منتقدان جدی به برجام در هر دو حزب اصلی آمریکا وجود داشتند.
با‌این‌حال، دولت بایدن می‌تواند با یک دستورالعمل اجرائی، تحریم‌های هسته‌ای افراد و نهادها را به شرایط برجام برگرداند؛ اما تحریم‌های نوع دوم به‌سرعت قابل‌رفع/ توقف نیست. درباره تحریم‌های نوع سوم نیز اساسا نه دولت آمریکا می‌تواند و نه علاقه‌مند است، درباره رفع آنها با ایران وارد مذاکره شود. اما از طرف دیگر، ایران اصرار دارد که همه تحریم‌های نوع اول و نوع دوم چون پس از خروج آمریکا از برجام اعمال شده، ماهیت هسته‌ای دارد و باید رفع/ توقف شود. این بخش از مذاکرات پیچیده‌ترین بخش پیش‌روی دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی است. آنچه امروز به گوش می‌رسد این است که آمریکا پذیرفته تحریم نهادهای عمومی حاضر در نوع دوم را رفع کند؛ اگرچه مشخص نیست این رفع، لغو است یا تعلیق که با توجه به قوانین داخلی آمریکا به نظر می‌رسد بحث تعلیق باشد؛ مگر آنکه تیم حقوقی دولت بایدن بتواند روندی قانونی برای توقف آن پیدا کند.
https://tinyurl.com/yk5yfge5

@neveshttar
روزنامه شرق چه تحریم‌هایی در وین مورد مذاکره است؟
Post #151 352
تقدم و تاخر قدرت و اصلاح
سید محمد هادی موسوی
#دموکراسی یا مردم سالاری را ترکیبی از دو مفهوم «دموس» و «کراتوس» میدانند. دموس، را شهروند و امور مربوط به مشارکت مدنی و کراتوس، را به معنای قانون و آنچه مربوط به قدرت است، ترجمه کرده‌اند. انتخابات و مشارکت مردم در سرنوشت خود یکی از مصادیق #دموس و مشارکت در دولت (نه به معنای قوه مجریه به تنهایی)، از مصادیق اصلی کراتوس است.
از زمان تشکیل دولتهای مدرن، این بحث مطرح بوده که فعالیتهای سیاسی و اقتصادی اصلاحی بر داشتن قدرت اجرایی به منظور نیل به دموکراسی تقدم دارد یا تاخر. این تقابل فکری بین مشهورترین اندیشمندان آمریکایی، "مارتین لیپست" و "ساموئل هانتینگتون" وجود داشته است. لیپست، بر تقدم فعالیتهای اصلاحی علی الخصوص در زمینه اقتصادی تاکید داشت و هانتینگتون، قدرت دولتی را عامل مهمی در نیل به دموکراسی میدانست. "فرید زکریا" نیز معتقد است در صورت عدم تحقق حقوق مالکیت و حقوق بشر، آزادی‌های مطبوعاتی و غیره، دولت و قدرت در مقابل دموکراسی، خواهند ایستاد. در حالیکه "لاری دیاموند"، وجود دولت مقتدر را پیش نیاز تحقق به آزادی و دموکراسی میداند. انگلیس، شیلی و کره جنوبی، از کشورهایی که در آنها مشارکت در قدرت، باعث گذار به دموکراسی شده و آفریقای جنوبی و ویتنام کشورهایی هستند که در آنها اصلاحات و روند دموکراتیک، باعث استقرار یک دولت مقتدر شده است.
امروزه در بخشی از بنده روشنفکری ایران، علی الخصوص #اصلاح_طلبان، نیز این تقدم و تاخر، مطرح است. سلسه حوادث سیاسی، اجتماعی پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مانند اعتراضات دیماه ۹۶، آبان ۹۸، دو سوال را پیش روی آنها قرار داده است؛
۱- جهت دستیابی به دموکراسی بهتر، لازم است حتما در لایه‌های بالای قدرت حضور داشت و «اصلاحات نهادی» را طرح ریزی کرد یا
۲- خارج از دایره حاکمیت، به صورت مدنی در جهت تقویت نهادهای دموکراسی و «اصلاحات بنیادی» فعالیت نمود.
کسانیکه بر حضور در قدرت جهت توسعه دموکراسی، اعتقاد دارند را «سلسله گرایان» می‌نامند. در این تفکر، حضور در دایره قدرت و سهیم بودن در اداره جامعه حتی در کمترین سطح ممکن، شرط لازم فعالیتهای دموکراتیک است. شعار این گروه این است؛ "اول دولت، بعد دموکراسی". این تفکر که بیشتر در گروه‌های تکنوکرات داخلی مشاهده می‌شود، معتقدند حتی با داشتن "کاندیدا" پوششی، سهم خود در حاکمیت را باید حفظ نمود.
در سمت مقابل " تدریج‌گرایان" حضور دارند که با اصالت دادن به فعالیتهای مدنی، معتقدند اصلاحات بنیادین اجتماعی و اقتصادی منجر به بهبود فضای سیاسی و در نهایت نیل به یک دولت دموکراتیک خواهد شد. این عده، دستیابی به حداقل آزادی های سیاسی و اجتماعی را پیش نیاز شرکت در هر کنش دموکراتیک مانند #انتخابات می دانند. شعار اصلی تدریج گرایان این است که؛ "اول دموکراسی، بعد دولت".
تدریج گرایان، حضور در انتخابات بدون وجود شرایط لازم را نه تنها باعث بهتر شدن اوضاع ندانسته بلکه تحکیم کننده شرایط غیردموکراتیک تلقی می‌کنند. حتی عده‌ای پا را فراتر گذاشته و عدم مشارکت سیاسی و مدنی را راهکاری جهت اعتراض مدنی و پیشرفت دموکراتیک می‌دانند. در مقابل، تعدادی اعتقاد دارند عدم مشارکت در انتخابات و حتی عدم مشارکت در حکمرانی، فرصت اصلاحات را کاهش داده و ممکن است اقتدارگرایان به حدی نهادها را تخریب کنند که امکان تحقق دموکراسی غیرممکن گردد.
تجربه نشان داده که گرچه حضور در قدرت، به دلیل پیچیدگی دینفعان قدرت، فرصت مناسبی جهت اصلاحات نهادی به وجود نمی‌آورد لکن واگذاری قدرت به #اقتدارگرایان نیز این وضعیت را بغرنج تر میکند. از آنطرف حاکمیت به حدی با فعالیتهای اجتماعی و دموکراتیک غیر دولتی مقابله نموده که امکان اصلاح برون قدرت نیز، چندان میسر نیست.
در چنین پارادوکسی، می توان ترکیبی از هر دو استراتژی را مد نظر قرار داد گرچه باید توجه داشت که فرصت اصلاحات بنیادی همواره وجود دارد اما اگر نهادها، تخریب شوند به راحتی قابل ترمیم نیستند. از این رو در شرایط فعلی باید برای کراتوس بر دموس تقدم قائل شد. انتخابات اخیر شاید آخرین فرصت جهت حضور در بدنه قدرت جهت جلوگیری از تخریب نهادها باشد. از این رو-گرچه به اجبار اما-باید حداقل با یک کاندیدا پوششی هم که شده، #کراتوس و حضور در قدرت را حفظ کرد.
@neveshttar
Post #150 501
تا مشکل تحریم‌ها و FATF حل نشود، توافق با چین، قابل اجرا نیست.
سید محمد هادی موسوی
(مصاحبه با سایت انصاف نیوز)
📌 بعد از جنگ جهانی دوم، خاورمیانه به دلیل تامین نفت دنیا و حضور اسرائیل، تبدیل به مرکز ثقل معادلات بین‌المللی شد. اما طی چند دهه‌ی اخیر غرب و آمریکا به شرق آسیا توجه‌ ویژه‌ای پیدا کرده‌اند و به نوعی مرکز ثقل جهانی از خاورمیانه به شرق آسیا انتقال پیدا کرد و این مسئله دغدغه‌ی امنیتی چین را گسترش داد.
📌 از طرف دیگر چین علاقه دارد با برجسته کردن نقش ایران در خاورمیانه، مجددا توجه‌ها را به سمت خاورمیانه جلب کند. دولت چین می‌خواهد به دور از نظارت غرب و در منطقه‌ای آرام کار خود را انجام دهد و به دنبال ثبات در منطقه خود است. در مقابل آمریکا تلاش می‌کند شرق آسیا را دچار مشکل کند. به همین دلیل چین، تمایل دارد که خاورمیانه مرکز ثقل جهانی باشد.
📌فارغ از اینکه با چین و آمریکا، تفاهم نامه امضا کنیم، تجربه نشان داده اگر نتوانیم «توافق ملی» برای آن ایجاد کنیم، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. مثلا اگر این توافقنامه در دولت قبل امضا شده بود، اصلاح‌طلبان به آن انتقاد می کردند و برعکس. مادامی‌که در داخل ایران اجماع وجود نداشته باشد، قدرت چانی‌زنی ایران نیز کاهش می یابد.
📌اصل محرمانگی یک امر پذیرفته شده در دنیا است. برای ایران و چین یک سری منافع در این تفاهم‌نامه متصور شده است. هردو طرف رقبا و دشمنانی دارند که اگر جزییات آن منتشر شود، می‌توانند از آن استفاده کنند. مثال می‌زنم، اگر عربستان متوجه شد که به ازای هر بشکه نفت، یک دلار تخفیف به چین، دادیم، می تواند تخفیف بهتری را به چین پیشنهاد دهد.
📌این تفاهنامه باعث دور زدن تحریم نیست و در زمان تحریم نمی‌تواند اجرایی شود، چون تا زمانی که تحریم هستیم، کشور چین باید ریسک کند و هزینه‌ی این پذیرش ریسک را بدهد که اینکار را نمی‌کند. موضوع در واقع تحریم‌های دلاری و بانکی ما است.

@neveshttar
متن کامل مصاحبه

http://www.ensafnews.com/289648/%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-fatf-%d8%ad%d9%84-%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%af%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%a7/
انصاف نیوز تا تحریم‌ها و fATF حل نشود، توافق با چین قابل اجرا نیست زهرا منصوری، انصاف نیوز: اخیراً تفاهنامه‌ای میان ایران و چین به مدت 25 سال امضا شد که واکنش‌های داخلی و بین‌المللی مثبت و منفی زیادی را در در پی داشت؛ در شبکه‌های اجتماعی هم که از این تفاهمنامه با عنوان «قرارداد» یاد می‌کردند و انتقاداتی را طرح می‌کردند.…
Post #149 404
از دیکتاتوری تا دموکراسی با جین شارپ
سید محمد هادی موسوی

«جین شارپ» استاد فقید دانشگاه ماساچوست است. او تالیفات متعددی در خصوص مبارزات بدون خشونت علیه نظامهای توتالیتر دارد و به عنوان یک نظریه پردازی جهانی در این حوزه شناخته می‌شود. او با تاسیس موسسه "آلبرت انیشتین" تلاش کرد مبانی نظری و عملی مقابله با خشونت در جهان را بسط دهد. او همچنین راهکارهای متعدد و بدون خشونتی را جهت مقابله با نظامهای دیکتاتوری، نسل کشی و جنگ، ارائه نموده است.
نام جین شارپ در ایران پس از اتفاقات سال ۸۸ بر سر زبانها افتاد. برخی رسانه‌ها با استناد به تالیفات او، اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ را پیروی از ایده‌های او دانستند.
شارپ، در بررسی آماری نظامهای دیکتاتوری به این نتیجه رسید که پذیرش نظامهای تمامیت خواه در بسیاری از جوامع نهادینه شده چراکه طی سالیان، اطاعت بی چون و چرا از طبقه حاکم درونی شده است. او دریافت که در برخی جوامع، نهادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی مذهبی خارج از چارچوب حاکمیت، عامدانه تضعیف می‌شود تا حاکمان بتوانند کنترل اجتماعی را در دست گرفته و جامعه را اتمیزه کنند. در جامعه‌ی اتمیزه نیز، منفعت فردی بر منفعت جمعی، برتری دارد و هیچ کسی به دیگری اعتماد نخواهد کرد.
جین شارپ، مهمترین عامل تثبیت دیکتاتوری را بی مسئولیتی و کرختی شهروندان می‌داند. بر اساس نظر شارپ؛ "دیکتاتورها به همراهی مردمی که بر آن ها حکمرانی می‌کنند، محتاج هستند"
وی، شش(6) عامل را در تثبیت دیکتاتوری حاکمان موثر می‌داند:
📌مشروعیت، باور عمومی در میان مردم نسبت به اینکه حکومت قانونی است و آنها نسبت به فرمانبرداری از آن، تعهدی اخلاقی دارند.
📌منابع انسانی، تعداد و اهمیت افراد و گروه هایی که از حکام اطاعت کرده، با آن ها همیاری و یا به حکام کمک می‌نمایند.
📌مهارت و دانش، برای حکومت به منظور انجام اعمال بخصوص مورد نیاز است و توسط افراد و گروه های همیاری دهنده تامین می‌شوند.
📌فاکتورهای غیر عینی، فاکتورهای روانی و ایدئولوژیکی که ممکن است مردم را وادار به فرمانبرداری از حکام، و مساعدت به آن ها بنماید.
📌منابع مادی، میزانی از دسترسی و اعمال نظر که حکام بر روی دارایی ها منابع طبیعی، منابع مالی، سیستم اقتصادی و وسایل ارتباطی و حمل و نقل دارد.
📌کیفرها، بکارگیری و یا تهدید به بکارگیری مجازات ها بر ضد متمردین یا کسانی که از همیاری دریغ می‌کنند.

با جمع بندی این موارد جین شارپ معتقد است در مواجه با نظامهای دیکتاتوری، اعمال خشونت نه تنها به هیچ وجه راهگشا نیست بلکه باعث تقویت بیشتر این نظامها خواهد شد. او مبارزه مدنی و دموکراتیک را تنها راه کنار گذاشتن نظام دیکتاتوری می‌داند. شارپ اذعان دارد که؛ "دیکتاتورها، همیشه خود را برای بکارگیری خشونت در مقیاسی خارق العاده، مجهز کرده‌اند. اقدامات خشونت آمیز تنها ماشه سرکوبی بیشتر مردم توسط دیکتاتور را می‌چکانند و توده ها را در وضعیتی بی دفاع‌تر از گذشته، باقی می‌گذارد"
از نظر جین شارپ، هر تغییر دموکراتیکی در ساختار سیاسی، شامل دو بخش "تغییر نظام دیکتاتوری" و " یجاد یک ساختار دموکراتیک" است. هر کدام از این دو بخش به دیگری وابسته است لذا روشهایی که صرفا به تغییر نظام دیکتاتوری منجر شود، ممکن است در ادامه باعث ایجاد یک ساختار دیکتاتوری جدید و حتی ظالم‌تر و جاه‌طلب‌تر از ساختار قبل گردد. او در ادامه یافتن راهکارهای دموکراتیک کودتا و حتی دخالت کشورهای خارجی را نیز نفی می‌کند.
در مدل مبارزه شارپ، نهادهای مدنی نقش بسزایی دارند. او در هر دو بخش تغییر نظام دیکتاتور و ایجاد یک نظام دموکراتیک، نقش مهمی را برای این نهادها در نظر می‌گیرد چراکه این مراکز، شالوده موسساتی را تشکیل می‌دهند که مردم از طریق آن ها خواهند توانست به دیکتاتور فشار وارد کرده، با وی مقابله کنند. در آینده نیز این تشکیلات بخشی از نظام یک جامعه آزاد خواهند بود. به همین دلیل استقلال و رشد مستمر آنها پیش نیاز موفقیت مبارزات آزادی‌خواهانه است.
از نظر این اندیشمند، "این نهادها زمینه‌هایی را ایجاد می‌کنند که از طریق آن مردم بتوانند در جهت دهی اجتماع خود تاثیر داشته باشند و دربرابر دیگر گروه‌ها و دولت مقاومت نمایند" به همین دلیل، سلب آزادی و ابتکار عمل نهادهای مدنی یکی از مهمترین برنامه‌های نظام دیکتاتوری قلمداد می‌شود.
جین شارپ گرچه بررسی عمیق و موثری در خصوص منابع قدرت نظامهای دیکتاتوری انجام داده، لکن روشها و راهکارهایی را که جهت مبارزه با دیکتاتوری ارائه کرده، امروزه کارآیی چندانی ندارند. گرچه برخی از صاحبان اندیشه، انقلابهای رنگی کشورهای "پساشوروی" را بر اساس نظرات او قلمداد می‌کنند لکن بررسی دقیق روشهای مبارزاتی در این انقلابها و نتایج آن نشان می‌دهد، این ادعا چندان دقیق نیست.

@neveshttar
Post #148 419
مصدق، مسلمان نبود؟
سید محمد هادی موسوی

محمد مصدق، یکی از عجیب‌ترین شخصیتهای سیاسی تاریخ معاصر ایران است. مصدق، موافقان و مخالفان سرسختی دارد. نظرات متفاوت و متناقضی در خصوص این سیاستمدار ایرانی گفته شده، اما شاید مهمترین آنها جمله #امام‌خمینی، است. ایشان در سال ۶۰ و پس از مخالفت جبهه ملی با تصویب لایحه قصاص در شورای انقلاب در سخنرانی در جماران گفتند: «یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می‌کنند و صحبت کرد، اینها [این‌] کار کردند [که‌] یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را «آیت الله» گذاشتند! این در زمان آن بود که اینها فخر می‌کنند به وجود او [مصدق]. او هم مُسلِم نبود»
گرچه امام به صراحت نامی از دکتر مصدق نیاوردند اما در خاطرات افرادی مانند جلال الدین فارسی، علی شریعتمداری و عبدالکریم سروش، گفته شده که پس از این سخنرانی در یکی از جلسات شورای انقلاب فرهنگی در حضور امام‌خمینی، توضیحات مبسوطی به امام در خصوص تشرع مصدق ارائه شده است. این افراد شواهدی را ارائه کرده‌اند مبنی بر اینکه مصدق به وظایف مسلمانی عمل میکرده و بزرگانی مانند آیت الله #کاشانی و #طالقانی ایشان را تایید و با او همکاری کرده اند. امام نیز در جواب می‌گویند: «یکی از علمای اصفهان مطالبی را راجع به دکتر مصدق گفت که من بسیار برآشفته شدم و درصدد بودم که آن را بازگو کنم و آن روز گفتم. ولی حالا آن‌طور که شما می‌گوئید از آن مطلب می‌گذرم.»
مصدق، خود با نامی اسلامی (محمد) نامگذاری شد، نام فرزندان او (احمد، غلامحسین، خدیجه و...) همگی از اسامی اهل بیت بوده است. رساله دکتری مرحوم محمد مصدق در دانشکده حقوق دانشگاه نوشاتل سوئیس "وصیت در حقوق اسلام" بود و علاوه بر آن کتابی با نام "مدارک حقوق اسلامی و وصیت در مذهب شیعه به ضمیمه حقوق مدنیه" نیز تالیف کرده است. او حتی در وصیت نامه خود، تاکید کرده از منافع یکی از املاکش، جهت قضای نماز و روزه و حج او استفاده شود. پس از مرگ نیز، او به روش اسلامی، کفن و دفن شد. لذا نمیتوان به راحتی او را نامسلمان دانست.
اما آیا جمله امام‌خمینی به معنای مسلمان نبودن مصدق است؟
مشابه حرف امام‌خمینی در احادیث نیز مشاهده می‌شود. به عنوان مثال در حدیثی از پیامبر است که؛ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِی يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم (كسی كه صدای مردی بشنود كه فریاد كمك خواهی از مسلمانان را سر دهد و پاسخش را ندهد مسلمان نیست)
خود امام در شرح این حدیث گفته‌اند؛ «هی هم بگو لا اله الا الله، مُسْلم نیست اینطور. اسلام آن است که به درد مسلمین بخورد؛ مسْلم آن است که به درد مسلمین بخورد، برسد به درد مسْلم». لذا میتوان دریافت که منظور از حدیث و بیان امام‌خمینی، غیر مسلمان بودن #مصدق نیست بلکه عمل نکردن به بخشی از وظایف مسلمانی بوده و اینکه او وظیفه اسلامی خود را در دوره نخست‌وزیری به درستی انجام نداده که این امر باعث خروج از اسلام او نمی‌شود.
از طرف دیگر، در کنار حدیث پیامبر و نظر امام خمینی، فقه اسلامی وجود دارد که هر کسی شهادتین را بر زبان جاری سازد حتی اگر به اصول مذهب، مانند نماز و روزه و غیره، هم عمل نکند، باز مسلمان است و اصول اسلامی در مورد او جاری است.

لذا بجای در عرض هم قراردادن فرمایش امام خمینی با اصول اساسی اسلام بهتر است که آنها را در طول هم بدانیم به نحوی‌ که حرف، سخن و عمل هیچ غیر معصومی، حتی ولی فقیه، را معادل اسلام ندانیم.
از آن مهمتر اینکه، امام خمینی پس از توضیحات دیگران، بر عقیده خود اصرار نورزید اما امروزه عده‌ای، صرفا دیدگاه اول امام را بسط و گسترش می‌دهند.

@neveshttar
Post #147 569
استبداد دینی در اندیشه علامه نائینی
سید محمد هادی موسوی

شیخ الاسلام محمدحسین نائینی (متوفی به 1315 شمسی) ملقب به «علامه نائینی» یکی از بزرگترین علما و مراجع قرن اخیر است. او که در اصفهان تحصیلات خود را شروع کرده بود، به حوزه نجف رفت و نزد «میرزای شیرازی» و «آخوند خراسانی»، دو تن از بزرگترین فقهای شیعه، تلمذ کرد تا جاییکه به درجه اجتهاد رسید. وی استاد بزرگانی چون آیت الله خویی، حکیم و میلانی بود. او پس از فوت میرزای شیرازی، صاحب فتوای تنباکو، به همراه «سید ابوالحسن اصفهانی»، به درجه مرجعیت عام شیعه رسید.
نام علامه میلانی با #جنبش_مشروطیت، گره خورده است. این عالم بزرگ، پس از به توپ بستن مجلس توسط «محمد علی شاه قاجار» و در دوران "استبداد صغیر"، کتابی با نام "تنیه‌الامة و تنزیه ‌الملة فی لزوم المشروطیة الدولة المنتخبة لتقلیل الظلم علی أفراد الأمة و ترقیة المجتمع"( هوشیارسازی امت و ارتقا ملت در اهمیت دولت مشروطیت جهت کاهش ظلم بر افراد و رستگاری جامعه) تالیف نمود. نام کتاب خود گویای دغدغه نویسنده آن است. کتاب بر محور لزوم آگاه سازی مردم به منظور مبارزه با ظلم و استبداد و تلاش جهت آزادی، استوار است. کتاب "تنبیه الامه و تنزیه المله" مورد تایید و تمجید دو مرجع عالی رتبه زمان خود، «آخوند خراسانی» و «ملاعبدالله مازندرانی» قرار گرفت. از این رو این کتاب، اعتبار بسیار بالایی از نظر فقه سیاسی شیعه دارد.
این کتاب به تشریح فقه سیاسی دوران غیب می پردازد و مهمترین سند فقهی در تایید نظام مبتنی بر رای مردم و تفکیک قوا است. این مرجع روشنفکر، به بسیاری از شبهات مشروطیت علی الخصوص ایرادات
#شیخ_فضل_الله_نوری، پاسخ فقهی، تاریخی و روایی داده است. هدف اصلی کتاب، نفی استبداد و اقامه دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع است. وی با مهم دانستن "قانون اساسی"معتقد است؛ منکران و مخالفان آزادی، مساوات، شورا و قانون از قوای استبدادند، از این میان به ویژه روحانیت ممکن است نقش مخرب تری داشته باشند چراکه از جهل مردم به سود خویش سوء استفاده می‌کنند.
نائینی معتقد است؛ استبداد دارای دو نوع "سیاسی" و "دینی" است که این دو نوع استبداد به هم وابسته، مرتبط و حافظ یکدیگر هستند. نجات از چنگ استبداد نیز فقط با آگاه سازی مردم میسر است. گرچه خلاصی از استبداد سیاسی بسیار راحت تر از آزادی از استبداد دینی است. به عقیده مؤلف این کتاب،
#استبداد_دینی، از تمام جنبه‌های استبداد، برای جامعه خطرناکتر و مقابله با آن نیز مشکلتر و تقریبا محال است. وی به حدیثی از امام حسن عسکری استناد می کند: «آنان (حاملان استبداد ديني) بر ضعفاي شيعه ما، مضرتر از سپاهيان يزيد بر امام حسين(ع) و اصحاب او هستند.». از همین رو، علامه نائینی، استبداد دینی را مسلک #اموی میداند.
وی هفت دلیل با نام "قوای ملعونه استبداد" را برای استبداد دینی برشمرده که به شرح زیر است:
📌جهل مردم
عدم آشنایی مردم با حقوق خود و وظایف حکومت، باعث میشود حاکمان، با تحمیق مردم، زمینه استبداد را فراهم کند. به واسطه همین جهل مردم حکومتهای استبدادی، خون ریزی، هتک حرمت چپاول اموال مردم را نه تنها شنیع نمی داند بلکه آن را شجاعت و شرافت القا می کنند.
📌استبداد دینی
پس از تحمیق توده ها و عدم آشنایی آنها با حقوق خود، مردم مجبور به پيروي غيرمستند از حكم الهي انشا شده توسط روحانیون خواهند شد. به دلیل عدم آشنایی توده مردم با مقتضیات کیش و آیین، اطلاعت بی چون و چرا از حاکم، به عنوان وظیفه شرعی تلقی می شود.
📌شاه [حاکم] پرستی
با پذیرش تبعیت بی چون و چرا از حاکم، وی صاحب درجات مختلف فکری و عملی شناخته شده و شاه پرستی باب می شود چراکه به منظور انتفاع از مواهب حکومت نیاز به نزدیکی به شاه وجود دارد. در این شرایط چاپلوسی، اضمحلال نیروها، مخالفت با علم و سستی در جامعه گسترش و فضا جهت استبداد بیشتر فراهم میگردد.
📌اختلاف ملت
با گسترش جهل و شاه پرستی، بین ملت، اختلاف رخ خواهد داد. تفرق کلمه بین مردم یک جامعه نیز باعث ذلت، اسارت و اضمحلال آنها گردیده و شرایط را جهت حکمرانی مستبدانه مهیا می کند.
📌سرکوب آزادیخواهان
به وجود آوردن جو وحشت، تهدید و شکنجه آزادیخواهان به منظور ممانعت از گسترش آزادی خواهی در میان توده مردم، یکی از ابزارهای اصلی تولید و تحکیم استبداد است.
📌تثبیت بردگی
کوچک شمردن مردم و نقش آنها در اداره جامعه باعث طبیعی شدن زورگویی و اعمال سلیقه های شخصی حاکم مستبد خواهد شد.
📌غصب قوای کشور
تصرف قدرت مالی، نظامی و سیاسی کشور به حاکمان مستبد کمک می کند به راحتی اقدام به سرکوب توده مردم و تثبیت حکومت خود کنند.

@neveshttar
Post #146 474
قدر ساسی مانکن را بدانیم!
سید محمد هادی موسوی

ساسان حیدری معروف به #ساسی_مانکن دوباره جنجال به پا کرد. این خواننده، طی سه سال اخیر، هر سال با پخش یک کلیپ، توانسته هیاهوی بزرگی در داخل و خارج از کشور ایجاد کند. این بار اما سورپرایز ساسی مانکن از جنس دیگری بود. او با "آلکسیس تگزاس"، یکی از بازیگران معروف فلیمهای مستهجن، کلیپ تصویری جدیدترین آهنگ خود را منتشر کرد. عمده بازخوردهایی که به این کلیپ شده در نقد و تقبیح محتوی اشعار و استفاده از این پورن استار در ساخت کلیپ است. این اما انتقادِ جدیدی نیست. پس از پخش کلیپ "جنتلمن" ساسی مانکن، استقبال شدیدی از این آهنگ حتی در بین کودکان شد و در جشنهای مهدکودک، مدارس و غیره بارها و بارها این کلیپ پخش شد. محتوی نامناسب این کلیپ برای کودکان، اصلی ترین نقدی بود که آن زمان به این کلیپ وارد شد. همین نقد بر کلیپ بعدی ساسی مانکن، "دکتر" نیز با شدت بیشتری مطرح گردید اما ترانه #تهران_توکیو، بخاطر هنجار شکنی عجیب او، حکایت دیگری دارد.
گرچه تحلیلهایی در محق دانستن اقدامات ساسی مانکن منتشر شده لیکن انتقاد از این کار ساسی مانکن، بیشترین حجم بازخورد را به خود اختصاص داد. برخی ساسی مانکن را خواننده‌ای درصدد جلب توجه معرفی کردند که محتوا و شکل کار و تبعات آن برایش اهمیتی ندارد و صرفا دنبال جلب مخاطب بیشتر است. عده‌ی دیگری، او را عاشق حاشیه و جنجال دانسته و این اقدامات را در همین راستا ارزیابی نمودند. تعدادی نیز مسئله را فراتر از یک شخص و تفکر قلمداد کرده و موضوع را در فقر فرهنگی جامعه جستجو می‌کنند.
در قباحت و نامناسب بودن اقدام اخیر این خواننده، بحثی نیست لکن، ساسی مانکن، #تتلو، پویان مختاری، دنیا جهانبخت، صدف بیوتی و غیره یک پتانسیل خوب در فضای غبار آلود فرهنگی جامعه ما هستند. همه گیر شدن کلیپ جنتلمن حتی در بین کودکان زیر 5 سال، دست به دست شدن کلیپ دکتر در بین دانش آموزان و افزایش فالوئرهای آلکسیس تگزاس در شبکه‌های اجتماعی پس از انتشار کلیپ با ساسی مانکن، نشان می دهد ساسی مانکن در نبود آمار و تحلیلهای دقیق فرهنگی، اجتماعی می تواند شاقول خوبی در ارزیابی اتمسفر فعلی جامعه علی الخصوص جوانان باشد.
نه فقط ساسی مانکن که شکستن رکورد کامنت توسط تتلیتی‌ها(پیروان تتلو)، ، وایرال شدن کلیپهای دنیا جهانبخت، پویان مختاری، صدف بیوتی، لایو یک پسر 14 ساله با مینا نامداری و حرفهای شگفت انگیز آن پسر، سنسورهایی هستند که اطلاعات ناب و جالبی را به ما ارائه می‌دهند لکن، متاسفانه بجای تحلیل و بررسی آنها، نه تنها چشم خود را بر آنها بسته‌ایم بلکه سعی در پاک کردن صورت مسئله داریم.
مسئولان و متولیان فرهنگی و سیاسی کشورمان بجای ارزیابی و آسیب شناسی این اتفاقات، درصدد بستن فضای مجازی، بهره‌برداری سیاسی و تخطئه دیگران هستند در حالیکه ساختن فضایی که در آن چنین اینفلوئنسرهای رشد و مورد استقبال قرار بگیرند نتیجه فعالیت‌های تمام رده‌های اجتماعی، از خانواده تا حاکمیت، از مدرسه تا #صداوسیما و از پدر و مادر تا دوست و همکلاسی، است.
در دورانی که به دلیل سانسور و سرکوب، هیچ آمار و شناخت کاملی از تمایلات فرهنگی در جامعه وجود ندارد، بازخوردهای مردم به فعالیت شاخهای اینستاگرامی باید مورد توجه قرار گیرد. شاید تعداد علاقمندان و پیروان این شبه سلبریتی‌ها نسبت به کل جمعیت ایران، مهم نباشد اما بافت جمعیتی آنها که عموما در رده نوجوانان و جوانان قرار میگیرند قابل توجه است. مضافا اینکه این قشر از جامعه، هیچ تریبون و نشانه و شاخصه‌ای ندارند که بتوان آنها را شناسایی کرد و در همین بازخوردهای مجازی است که می توان کمیت و کیفیت تمایلات فرهنگی مردم را مطالعه نمود.
مزیت امثال ساسی مانکن این است که لایه های زیرین جامعه، تمایلات خاموش و فروخته و جهت گیری غیررسمی توده مردم را به ما نشان می دهد. او یک تنه دارد جور لَختی و بی حاصلی دهها نهاد و سازمان فرهنگی و مذهبی را می کشد و آنچه را می نمایاند که این نهادها با آن همه هزینه، نمی توانند آن را کشف کنند. این شبه سلبریتی‌ها، شاید راهنمای مناسبی جهت جامعه نباشند اما راهنمای خوبی در دشت سوت و کور بی‌فرهنگی ما هستند.
باید درک کرد که نمیتوان علایق جامعه را سرکوب کرد، نمیتوان به بهانه
#ابتذال، همه چیز را مخفی وکتمان نمود. پس بهتر است این اتفاقات را به رسمیت بشناسیم و آسیب شناسی کنیم. اگر فرزند ما به سیگار تمایل دارد، علت آن را در محیط پیرامونش جستو کنیم نه اینکه به سیگار فروشی محل ایراد بگیریم!
خورشید گرفتگی، شاید پدیده مفیدی برای ساکنان زمین نباشد اما بهترین موقعیت جهت مطالعه مضرات اشعه‌ی خورشید است.

@neveshttar
Post #145 388
ریل گذاری استباه در مسیرFATF
سیدمحمدهادی موسوی
(روزنامه شرق 13 اسفند 99)
پرونده لوایح دوقلو مربوط به FATF پس از درخواست روحانی از رهبری برای بررسی مجدد آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد فاز جدیدی شد. براساس اعلام معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، دولت پیشنهادهای جدیدی برای رفع دغدغه‌های اعضای مجمع ارائه داده است. پیشنهادی که براساس اعلام دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شامل حق تحفظ ایران در زمینه عدم ارائه اطلاعات دورزدن تحریم‌ها به #FATF است. اگرچه آقای محسن رضایی اعلام کرده که اعضای مجمع تشخیص معتقدند این حق تحفظ از نظر کارگروه FATF قابل‌قبول نخواهد بود و احتمالا این لوایح در صحن مجمع نیز، تصویب نشوند. با این توضیحات به نظر می‌رسد هم در منطق دولت و هم در استدلال اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، توجیهات دقیقی وجود ندارد. از قراین بر می‌آید دولت به‌منظور پاسخ‌گویی به دغدغه‌های رسانه‌ای و شانتاژهای صورت‌گرفته علیه این لوایح اقدام به ارائه این پیشنهاد کرده و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز براساس استدلال‌های رسانه‌ای معتقدند که حق تحفظ‌های ایران بر کنوانسیون‌های پالرمو و CFT از نظر کارگروه FATF پذیرفتنی نیست.
اول به بررسی حق تحفظ بر کنوانسیون‌های #پالرمو و CFT می‌پردازیم. باید توجه داشت که بین توصیه‌نامه‌های FATF و کنوانسیون‌های مربوطه تفاوت وجود دارد. از نظر کارگروه FATF، جهت شروع تعامل با این کارگروه، کشورها ابتدا باید چند کنوانسیون را به تصویب برسانند. در حقیقت این کنوانسیون‌ها، شرط لازم همکاری با این نهاد است. این کنوانسیون‌ها، ارتباط ارگانیکی با کارگروه FATF ندارند و ذیل کنوانسیون‌های بین‌المللی سازمان ملل متحد قرار دارند. گذاشتن حق تحفظ بر کنوانسیون‌ها، دغدغه این کارگروه نبوده و نیست و هر کشوری حق دارد بر اساس مفاد «معاهده وین-حقوق معاهدات»، بر کنوانسیون‌هایی که به تصویب می‌رساند، حق تحفظ یا بیانیه تفسیری بگذارد. بنابراین کارگروه FATF بر حق تحفظ کنوانسیون‌های سازمان ملل، دخالتی ندارد. آنچه باعث شده اعضای مجمع تشخیص تصور کنند که این کارگروه، با گذاشتن حق تحفظ مشکل دارد، #اکشن‌پلن (برنامه اقدام) این گروه برای ایران است که در آن به استثناهای قوانین داخلی ایران ایراد گرفته است. در این قوانین، ایران به نوعی حق تحفظ جهت خود قائل شده است. در حقیقت این کارگروه بر قوانینی که به درخواست این گروه در کشورها تصویب می‌شود، نظر خواهد داد و حق تحفظ را نمی‌پذیرد اما درخصوص کنوانسیون‌های بین‌المللی هر کشوری حق دارد حق تحفظ خود را در دبیرخانه مربوطه در سازمان ملل به ثبت برساند و آن حق تحفظ به‌عنوان سند الحاقی به کنوانسیون به رسمیت شناخته می‌شود. استدلال دولت در حق تحفظ جهت عدم ارائه اطلاعات دورزدن تحریم نیز دقیق نیست. اصولا کارگروه FATF هیچ اطلاع مصداقی از هیچ کشوری درخواست نکرده و نمی‌کند.
این نهاد، صرفا توصیه‌هایی را ارائه کرده تا «گروه مبارزه با پول‌شویی (FIU)» کشورها با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم مقابله کنند. منظور از فرایندهای گزارش‌دهی در توصیه‌های این کارگروه، گزارش نهادهای مالی به گروه مبارزه با پول‌شویی داخلی است و نه کارگروه FATF! این نهاد، اساسا نه سازوکاری جهت دریافت اطلاعات از کشورها دارد و نه کارشناس و واحدی تخصصی جهت بررسی اطلاعات کشورها. کل تعداد کارشناسان این نهاد به 50 نفر هم نمی‌رسد؛ بنابراین هیچ زیرساختی برای دریافت و پرداخت اطلاعات کشورها ندارد. این نهاد، صرفا به بررسی رویه‌ها و دستورالعمل‌های کشورها می‌پردازد و هیچ ورودی به مصادیق و اطلاعات شرکت‌ها، افراد و صرافی‌ها نداشته و ندارد. کنوانسیون‌های مربوطه نیز به طریق اولی، در مصادیق و دریافت اطلاعات، دغدغه‌ای ندارند.

ادامه در 👇Instant View

https://telegra.ph/%D8%B1%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1FATF-03-03

@neveshttar
Telegraph ریل گذاری استباه در مسیرFATF پرونده لوایح دوقلو مربوط به FATF پس از درخواست روحانی از رهبری برای بررسی مجدد آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد فاز جدیدی شد. براساس اعلام معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، دولت پیشنهادهای جدیدی برای رفع دغدغه‌های اعضای مجمع ارائه داده است. پیشنهادی که براساس اعلام…
Post #144 432
سلاح هسته‌ای ضروری یا زیانبار؟
سید محمد هادی موسوی

پس از اظهارات وزیر اطلاعات درخصوص امکان تولید #سلاح_هسته‌ای مجددا بحث ضرورت یا عدم ضرورت ساخت سلاح هسته‌ای در جامعه مطرح گردید. ساخت سلاح هسته‌ای شاید مطلوب برخی جریانهای تمامیت خواه بوده اما در این میان برخی نواندیشان و روشنفکران داخل و خارج نیز بر ضرورت دستیابی به سلاح هسته‌ای تاکید کردند.
استدلال موافقان دستیابی به سلاح هسته ای این است که با داشتن بمب اتمی، ابزار چانه زنی در برابر غرب بیشتر شده و قادر به کسب امتیاز بیشتری هستیم. از منظر آنها، پس از خروج آمریکا از برجام، غنی سازی متعارف ایران دیگر قدرت امتیاز گیری خود را از دست داده و بهتر است یک خط مقدم جدید در مذاکره با غرب، تعریف کنیم. هند، #پاکستان و حتی کره شمالی کشورهایی هستند که در این استدلال مورد استناد قرار می‌گیرند.
اما آیا دستیابی به سلاح هسته‌ای، قدرت چانه زنی ایران را افزایش می‌دهد؟
📌نخست آنکه دستیابی به سلاح هسته‌ای مستلزم اقدامات سخت افزاری و نرم افزاری فراوان و تبعاً، صرف هزینه های زیادی است. پرداخت هزینه در این حجم، برای ایران که طی دو دهه اخیر مرتبا در تحریم بوده و اقتصاد با ثباتی نداشته، تقریبا محال است چراکه جامعه و اقتصاد تاب تحمل فشار بیش از این را ندارد و تلاش جهت ساخت سلاح هسته ای، با افزایش فقر و نارضایتی اجتماعی، نقض غرض شده و امنیت ملی را به خطر می‌اندازد.
📌دوم، دخایر معدنی #اورانیوم و تکنولوژی‌های جدید مورد نیاز جهت ساخت تعداد قابل قبول کلاهک هسته‌ای، جهت چانه زنی، در ایران وجود ندارد و نیازمند واردات رسمی یا غیر رسمی از کشورهای دیگر است که در شرایط فعلی غیر ممکن می‌نماید.
📌سوم اینکه با فرض دستیابی به سلاح هسته ای، قدرت چانه زنی ایران چه تغییری خواهد کرد؟ واقعیت این است که اگر ایران به بمب اتمی، مجهز شود، شدیدترین تحریمهای بین المللی بر کشور، اعمال می‌گردد. این بدان معناست که ما در یک چرخه باطل و بسیار پر هزینه ، تمام پلهای پشت سر خود را خراب کرده و به سلاح هسته ای دست یابیم و بعد سلاح هسته ای را کنار گذاشته و دوباره به شرایط فعلی برگردیم! آنچه از گفتار و کردار کشورهای غربی استنباط می شود این است که حداکثر امتیازات ممکن، در #برجام به ایران داده شده و بیش از آن، چیزی قابل دستیابی نیست.
📌چهارم، شرایط امروز جهان و اقدامات پیشگیرانه کشورهای ابرقدرت در جلوگیری از گسترش سلاح هسته ای، با چند دهه قبل کاملا متفاوت است. کشورهایی مانند #هند و پاکستان بیش از نیم قرن پیش برنامه سلاح هسته‌ای خود را پیش بردند. در آن زمان حساسیت‌ها و پروتکل‌های بین المللی به پیچیدگی امروز نبود و این کشورها توانستند در سکوت و خفا به سلاح هسته ای دست یابند اما امروزه، کوچکترین حرکت کشورها در مسیر هسته‌ای، رصد شده و امکان مخفی کاری وجود ندارد.
📌پنجم اینکه موقعیت جغرافیایی ایران، این چالش را برای کشورهای غربی ایجاد نموده که در صورت دستیابی ما به سلاح هسته ای، بقیه کشورهای همسایه و علی الخصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در جهت به دست آوردن این سلاح تلاش کرده و مسابقه تسلیحاتی بسیار خطرناکی در پرچالش ترین منطقه دنیا به وجود می آید.
📌ششم اینکه رفتار منطقه‌ای و تهدیدهای گاه و بیگاه ایران علیه #اسرائیل-پاشنه آشیل غرب- و کشورهای عربی منطقه، این ترس را در جامعه جهانی ایجاد کرده که دستیابی ایران به این سلاح مخرب، ابزار فشار و حتی حمله به این کشورها را در اختیار ایران قرار دهد. کشورهای غربی علاقه ندارند تقابل ایران با اسرائیل و کشورهای عربی از یک سطح فراتر رود. آنها تقابل و توازن فعلی را مطلوب می‌دانند چراکه منافع سیاسی و اقتصادی آنها در وجود تنازع در خاورمیانه است اما دستیابی ایران یا دیگر کشورها به بمب اتمی، این تنازع را وارد فاز خطرناکی خواهد کرد.
📌هفتم، خود اسرائیل به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. ترورهای دانشمندان هسته ای مانند شهیدان علیمحمدی و شهریاری و دانشمندان دفاعی مانند شهیدان فخری زاده و رضایی نژاد، سرقت اسناد هسته‌ای محرمانه ایران، شاهدی بر این ادعا است. سابقه این کشور در حمله به «رآکتور اوسیراک» عراق طی "عملیات بابل" نشان می‌دهد که این کشور حتی به قیمت حمله نظامی، اجازه دستیابی کشورهای منطقه به سلاح هسته‌ای را نخواهد داد. جالب است بدانیم حتی ایران نیز در بحبوحه جنگ تحمیلی به منظور ممانعت از دستیابی عراق به بمب اتمی، طی عملیات " شمشیر سوزان" به #رآکتور_سیراک عراق حمله کرده است. نکته مهم اینکه، عراق در اوج اقتدار نظامی مورد حمله قرار گرفت و نه پس از تحریمهای فلج کننده.
جهان با بمب اتمی ایران نه مانند هند و پاکستان و حتی #کره_شمالی بلکه مانند عراق و لیبی برخورد خواهد کرد. سلاح هسته‌ای تضمین کننده قدرت هیچ کشوری نیست چه اینکه اگر بود، تمام کشورها در این مسیر قدم برمی‌داشتند.

@neveshttar
Post #143 1.65K
چرا بایدن عجله‌ای برای احیای برجام ندارد؟
سیدمحمدهادی موسوی (روزنامه شرق 29 بهمن 99)
بر‌اساس آنچه سخنگویان وزارت خارجه آمریکا و کاخ سفید اعلام کرده‌اند، به #نظر می‌رسد دولت جو #بایدن عجله‌ای برای احیای برجام ندارد. در چند هفته اخیر، دولت آمریکا مرتب بر این اصل اصرار ورزیده که ابتدا ایران باید به تعهدات برجامی خود بازگردد. در طرف مقابل نیز ایران، چون آمریکا را ناقض اولیه برجام می‌داند، توقع دارد این کشور اولین قدم را بردارد.
اما علت امتناع آمریکا در بازگشت به تعهدات برجامی چیست؟
📌اولا #برجام کارکرد امنیتی خود را از دست داده است. در مقدمه برجام، این توافق‌نامه پیش‌نیازی جهت بهبود صلح در منطقه قلمداد شده است. در سه سال اخیر، اقداماتی مانند ترور سردار سلیمانی، حملات اسرائیل به منافع ایران در سوریه، حملات آمریکا به منافع ایران در عراق، ساقط‌کردن پهپاد آمریکایی از سوی ایران و حملات متعدد به منافع عربستان و امارات ازسوی حوثی‌ها، باعث شده خاورمیانه آبستن حوادث زیادی شود. برجام در دولت اوباما، یک پرونده امنیتی برای آرام‌‌کردن فضای منطقه، جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی و هسته‌ای در خلیج‌فارس و خروج تدریجی آمریکا از خاورمیانه بود، اما این سناریو در شرایط امروز خاورمیانه و دولت جو بایدن، کارکردی ندارد. مضافا اینکه برنامه‌های علنی و مخفیانه موشکی و هسته‌ای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز تشدید شده است. همچنین مشکلات داخلی آمریکا، به‌ویژه مواجهه با بیماری کرونا و تبعات اجتماعی و اقتصادی آن، چالش و اولویت اصلی دولت جو بایدن است. باید توجه داشت، این ایران است که نیاز به احیای برجام و رفع تحریم‌های خود دارد و نه دولت آمریکا.
📌ثانیا، خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های یک‌جانبه علیه کشورمان، ایران را به‌شدت تحت فشار قرار داده است. اقتصاد ایران به‌شدت ضعیف، درآمد ارزی کشور کاسته شده و به‌زعم کشورهای غربی، فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و تهدید کشورهای همسایه، با کاهش محسوسی مواجه شده است. این اتفاق‌ها، مطلوب هر دولتی در #آمریکا است؛ بنابراین دولت بایدن به‌راحتی حاضر نیست دست از فشار بر ایران بردارد، مگر آنکه احیای برجام همراه با حفظ وضعیت موجود باشد. از‌این‌رو، پیشنهاد افزودن پیوست‌های موشکی، منطقه‌ای و امنیتی به برجام که از‌سوی کشورهای عربی و اتحادیه اروپا ارائه شده بود، مورد تأیید دولت جدید آمریکا نیز قرار گرفت.
📌ثالثا، جو بایدن علاقه ندارد در شرایطی که به‌تازگی و پس از چالش سنگین سیاسی با #جمهوری‌خواهان به پیروزی رسیده و تمایل به یکپارچه‌سازی در داخل آمریکا دارد، در برابر ایران، ضعیف به نظر برسد. بازگشت به برجام و رفع تحریم‌های آمریکا بدون گرفتن هیچ امتیازی، حتما با انتقادهای داخلی مواجه خواهد شد. برخی از بانفوذ‌ترین سناتورهای جمهوری‌خواه، تعامل با ایران را به‌عنوان خط قرمز خود می‌دانند؛ بنابراین در شرایط فعلی و شکننده‌ دموکرات‌ها در سنا، بایدن ترجیح می‌دهد کمترین چالش ممکن در قضیه ایران را با سنای آمریکا داشته باشد؛ چه اینکه دستیابی به حقوق ایران در برجام، نیازمند برخی تأییدات سنای آمریکاست. ماجرا وقتی پیچیده‌تر می‌شود که بدانیم تعدادی از سناتورهای دموکرات نیز موافق برجام نبوده و نیستند. از‌این‌رو، بایدن تلاش دارد با صرف زمان و گرفتن امتیاز از ایران، سنای آمریکا را با خود همراه کند.
📌رابعا، دولت فعلی ایران در ماه‌های پایانی خود به سر می‌برد و مانند اکثر دولت‌ها در ماه‌های پایانی خود، از حداقل محبوبیت و اعتبار برخوردار است. مضاف بر اینکه به احتمال زیاد دولت بعدی ایران، نگاه متفاوتی به برجام خواهد داشت. از‌این‌رو، احتمال دارد در صورت هرگونه تغییر در شرایط برجام از سوی آمریکا، مانند دولت #ترامپ، دولت بعدی ایران آن اقدامات را بلااثر کند. این امر باعث خدشه‌دارشدن اعتبار آمریکا می‌شود. نگرانی از این موضوع به‌صورت تلویحی در سخنان نماینده ویژه ایران در وزارت خارجه آمریکا ذکر شده است.
📌خامسا، تصویب طرح #مجلس_شورای_اسلامی در کاهش تعهدات برجامی و پادمانی ایران، این پیام را به طرف غربی ارسال کرده که بخش درخور توجهی از حاکمیت ایران، درصدد توقف برجام است. به‌همین‌دلیل، دولت بایدن منتظر است تا موعد قانون مجلس سر رسیده و دولت ایران اقدامات خلاف برجام مصوب مجلس را اجرائی کند. این اقدامات، دست دولت بایدن برای اجماع مجدد و فشار مضاعف بر ایران را مهیا خواهد کرد؛ چراکه نقض پروتکل الحاقی می‌تواند راه بازگشت پرونده ایران به #شورای_امنیت را هموار و ابزار چانه‌زنی کافی برای آمریکا با ایران و دیگر ذی‌نفعان برجام را مهیا کند.
📍در مجموع، با توجه به عوامل فوق به نظر می‌رسد بایدن تعجیلی برای رفع تحریم ایران ندارد و این ایران است که به‌جای اصرار بر مواضع قبلی، باید ابتکار عمل را در دست بگیرد.

@neveshttar
Post #142 1.58K
ترامپ شکست خورد اما ما هم پیروز نشدیم!
سید محمد هادی موسوی

دونالد ترامپ در حسرت یک تماس از تهران ماند. ترامپ تلاش داشت با خروج از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها، هم میراث اوباما را نابود و هم فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را کنترل کند.
طی سه سال گذشته، شدیدترین تحریم‌های تاریخ، توسط دولت #آمریکا بر مردم و دولت ایران اعمال شد تا بلکه با افزایش نارضایتی مردم، حاکمیت مجبور به مذاکره مجدد با ترامپ گردد.
در حقیقت تلاش ترامپ در خروج از برجام هم ناشی از عقده شخصی و عطش مذاکره او بود و هم کنترل فعالیتهای برون مرزی ایران به منظور حفاظت از منافع اعراب و اسرائیل.
در سمت دیگر اما استدلال مسئولان ما، این است که با وجود همه تلاشهای ترامپ جهت نابودی کامل #برجام و رفت و آمد متعدد واسطه‌ها جهت مذاکره با دولت او، نه تنها برجام حفظ شد بلکه ایران نیز حسرت حتی یک تماس را بر دل ترامپ گذاشت.
شاید ترامپ در هر دو هدف خود موفق نبود، اما شکست او به معنای پیروزی ما هم نیست.
ترامپ، عالیترین سردار ایرانی را ترور و ارشدترین دیپلمات ایرانی را در لیست تحریم قرار داد، بارها، ایران، فرهنگ ایران و مقامات ایرانی را تحقیر و تحریم کرد. دولت ترامپ، درآمد ارزی ایران را به طرز بی سابقه‌ای کاهش داد، فعالیتهای برون مرزی ایران را به شکل قابل توجهی محدود کرد، به اسرائیل، آزادی عمل کامل در مقابله با ایران داد و این کشور، بارها تاسیسات و نفرات ایران در سوریه را مورد هدف قرار داد بدون آنکه نگران عواقب اقدامات خود باشد.
ترامپ، کانالهای مالی گروه‌های مقاومت منطقه، بالهای امنیتی ایران، را تقریبا مسدود و مشکلات زیادی برای آنها ایجاد نمود.
او، #اسرائیل را از دشمن اول اعراب به شریک اصلی آنها در منطقه تبدیل و با افزایش سطح تنش در خلیج فارس، ایران را به عنوان تهدید اصلی کشورهای عربی جا زد. در زمانی که ایران تحت تحریم شدید بود، قراردادهای میلیارد دلاری را با کشورهای عربی امضا و فرصتهای سرمایه‌گذاری زیادی برای این کشورها به وجود آورد(حجم سرمایه گذاری خارجی در #عربستان طی 6 سال اخیر، 20 برابر شده است)
این اقدامات، شاید نشانی از شکست ترامپ نباشد و اما قطعا گواهی بر پیروزی ما هم نیست!
مسئله اصلی اما این است که تعریف شکست از نظر ما چیست؟
آیا طی این مدت ما به اهداف خود دست یافته‌ایم؟
اصلا ما هدف مشخصی طی این مدت داشته‌ایم که با آن، پیروزی یا شکست خود را ارزیابی کنیم؟
در این مدت دستاورد مادی و معنوی کشور ما چه بوده که به اتکای آن، ادعای پیروزی کنیم؟
مسئولان سیاسی و نظامی کشور ما به اشتباه، شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری را نتیجه #مقاومت ملت ایران می‌دانند درحالیکه بخاطر فشار کمرشکن تحریم، مردم، حاکمیت و جامعه ما دچار زخمهای عمیقی شدند. یادمان باشد که طی این سه سال، در هر سال یک خیزش اجتماعی رخ داده و علاوه بر تلفات اجتماعی و اقتصادی، تلفات انسانی زیادی را نیز تحمل کردیم.
تحریم، تلفات پیدا و پنهان و خرد و‌ کلانی دارد که غیرقابل بازگشت است، به همین دلیل است که کشورها همواره تلاش میکنند تحت تحریم‌ قرار نگیرند نه آنکه در برابر تحریم، مقاومت کنند. مضافاً اینکه فشار اصلی تحریم‌، بر گرده‌ی قشرهای مختلف جامعه بوده هست و نه مسئولان. در شرایط تحریم، هیچ مسئولی، بیکار نمی‌شود و حقوق هیچ مدیری، کاهش پیدا نمی‌کند اما تک تک آحاد جامعه، روزانه با تحریم، دست و پنجه نرم می‌کنند. از این رو ادعای شکست یا پیروزی ترامپ را باید مردم باید اعلام کنند نه مسئولان.
تحریم، حتی برای نیروهای تمامیت خواه، برکت هم محسوب می‌شود چرا که هر چقدر سفره مردم کوچکتر گردد، محدوده فعالیتها سیاسی و اقتصادی آنها وسیع‌تر خواهد شد از این رو شعار مقابله با تحریم و عبور از تبعات تحریم از طرف ایشان، چندان عجیب نیست.
اما آنچه سفره‌ی مردم به ما نشان می‌دهد، آنچه خشم اجتماعی مردم در جامعه، عیان میکند، آنچه در نظرات مردم در شبکه‌های اجتماعی منعکس می‌شود، نشانی از پیروزی مردم ایران وجود ندارد.
@neveshttar
Post #141 676
نظامیان چگونه به قدرت میرسند؟
نظامیان چگونه از قدرت جدا می‌شوند؟
سید محمد هادی موسوی

تاریخچه ورود نظامیان به سیاست به زمان یونان باستان و «دولت-شهر» آن زمان باز میگردد. در آن زمان مجمعی به نام استراتِگُی(استراتژی)، که متشکل از فرماندهان نظامی بودند اختیار امور سیاسی و اداری برخی شهرها(مانند اسپارت) را بر عهده داشتند.
وجود امرای نظامی در راس هرم قدرت، متناسب با فرهنگ جامعه بود که مرتبا در معرض حمله نظامی، تصرف یا دفاع، بودند. در دولتهای مدرن نیز، حضور نظامیان در قدرت گرچه بسیار نادر اما محدود به حضور یک شخص با سابقه نظامی و نه با تفکر نظامی بوده است.
روش حکمرانی نظامیان گرچه در طول تاریخ تغییرات زیادی داشته، اما کلیات آن همچنان ثابت مانده است؛
📌 اطاعت مطلق
در ساختار نظامی، تمام افراد، ملزم به تبعیت از فرمان مافوق هستند. حتی درصورت اشتباه بودن دستور، کسی حق اعتراض یا سرپیچی از فرمان را ندارد. این فرهنگ، در کشورداری باعث میشود تا حق اعتراض و آزادی فردی و اجتماعی افراد و گروه‌ها تحدید گردد. از این رو تنها روش پیشرفت، سرسپردگی محض به حاکمان است و هرگونه اعتراض به شدت سرکوب میگردد.
📌همسان سازی
در یک ساختار نظامی، هیچگونه تفاوت و تنافر ذاتی(رنگ پوست، جنسیت) یا اجتماعی (دین، نژاد) به رسمیت شناخته نمی‌شود و افراد در تفکر، عمل و حتی در شکل پوشش نیز باید همسان باشند. تنها تباین افراد، رتبه نظامی آنها است. از این رو در جامعه تحت حکومت نظامیان، اقلیت و اکثریت، معنایی ندارد.
📌ساختار تک بعدی
ساختار هرمی یک مجموعه نظامی، تک بعدی است، بدین معنا که شارِ اطلاعات، تصمیمات و اقدامات از بالا به پایین بوده و رده‌های پایین هرم امکان ارایه نظر، انتقاد و یا پیشنهادی به طبقه بالایی خود را ندارند. بنابراین، در جامعه نظامی، دموکراسی به معنای کلاسیک آن هم وجود ندارد.
📌 وظیفه گرایی
در هنگامه‌ی جنگ، یک گروه نظامی، موظف به دفاع/حمله با امکانات محدود خود تا آخرین نفر است. حتی اگر استراتژی جنگی/دفاعی ابلاغی به آن گروه اشتباه باشد نیز، افراد موظف به اجرای آن هستند. مهم نیست که تلفات انسانی و اقتصادی تصمیمات، چقدر است یا دستاورد و نتیجه اقدامات چیست، مهم اتکا به داشته‌های موجود و اجرای سیاست‌های ابلاغی از مافوق است.
📌چسبندگی به قدرت
در خدمت نظامی، انفصال از خدمت وجود ندارد. افراد فقط توسط ملک الموت، از قدرت جدا میشوند. در این قشر، انفصال از قدرت، تعریف نشده چراکه همواره شرایط ذهنی آنها در شرایط جنگی است که یا باید پیروز شوند یا کشته.

به همین دلیل است که با بررسی سابقه دولتها و حکومتهای نظامی طی نیم قرن اخیر میتوان دریافت، هیچ دستاورد مثبتی از حضور نظامیان در قدرت اجرایی به چشم نمی‌خورد. کشورهای مختلف نیز با درک همین مشکلات، نهادهای نظامی را از نهادهای دولتی مستقل و مجزا نموده‌اند.

@neveshttar
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →