نظامیان چگونه به قدرت میرسند؟
نظامیان چگونه از قدرت جدا میشوند؟
سید محمد هادی موسوی
تاریخچه ورود نظامیان به سیاست به زمان یونان باستان و «دولت-شهر» آن زمان باز میگردد. در آن زمان مجمعی به نام استراتِگُی(استراتژی)، که متشکل از فرماندهان نظامی بودند اختیار امور سیاسی و اداری برخی شهرها(مانند اسپارت) را بر عهده داشتند.
وجود امرای نظامی در راس هرم قدرت، متناسب با فرهنگ جامعه بود که مرتبا در معرض حمله نظامی، تصرف یا دفاع، بودند. در دولتهای مدرن نیز، حضور نظامیان در قدرت گرچه بسیار نادر اما محدود به حضور یک شخص با سابقه نظامی و نه با تفکر نظامی بوده است.
روش حکمرانی نظامیان گرچه در طول تاریخ تغییرات زیادی داشته، اما کلیات آن همچنان ثابت مانده است؛
📌 اطاعت مطلق
در ساختار نظامی، تمام افراد، ملزم به تبعیت از فرمان مافوق هستند. حتی درصورت اشتباه بودن دستور، کسی حق اعتراض یا سرپیچی از فرمان را ندارد. این فرهنگ، در کشورداری باعث میشود تا حق اعتراض و آزادی فردی و اجتماعی افراد و گروهها تحدید گردد. از این رو تنها روش پیشرفت، سرسپردگی محض به حاکمان است و هرگونه اعتراض به شدت سرکوب میگردد.
📌همسان سازی
در یک ساختار نظامی، هیچگونه تفاوت و تنافر ذاتی(رنگ پوست، جنسیت) یا اجتماعی (دین، نژاد) به رسمیت شناخته نمیشود و افراد در تفکر، عمل و حتی در شکل پوشش نیز باید همسان باشند. تنها تباین افراد، رتبه نظامی آنها است. از این رو در جامعه تحت حکومت نظامیان، اقلیت و اکثریت، معنایی ندارد.
📌ساختار تک بعدی
ساختار هرمی یک مجموعه نظامی، تک بعدی است، بدین معنا که شارِ اطلاعات، تصمیمات و اقدامات از بالا به پایین بوده و ردههای پایین هرم امکان ارایه نظر، انتقاد و یا پیشنهادی به طبقه بالایی خود را ندارند. بنابراین، در جامعه نظامی، دموکراسی به معنای کلاسیک آن هم وجود ندارد.
📌 وظیفه گرایی
در هنگامهی جنگ، یک گروه نظامی، موظف به دفاع/حمله با امکانات محدود خود تا آخرین نفر است. حتی اگر استراتژی جنگی/دفاعی ابلاغی به آن گروه اشتباه باشد نیز، افراد موظف به اجرای آن هستند. مهم نیست که تلفات انسانی و اقتصادی تصمیمات، چقدر است یا دستاورد و نتیجه اقدامات چیست، مهم اتکا به داشتههای موجود و اجرای سیاستهای ابلاغی از مافوق است.
📌چسبندگی به قدرت
در خدمت نظامی، انفصال از خدمت وجود ندارد. افراد فقط توسط ملک الموت، از قدرت جدا میشوند. در این قشر، انفصال از قدرت، تعریف نشده چراکه همواره شرایط ذهنی آنها در شرایط جنگی است که یا باید پیروز شوند یا کشته.
به همین دلیل است که با بررسی سابقه دولتها و حکومتهای نظامی طی نیم قرن اخیر میتوان دریافت، هیچ دستاورد مثبتی از حضور نظامیان در قدرت اجرایی به چشم نمیخورد. کشورهای مختلف نیز با درک همین مشکلات، نهادهای نظامی را از نهادهای دولتی مستقل و مجزا نمودهاند.
@neveshttar
Post #141
676