تقدم و تاخر قدرت و اصلاح
سید محمد هادی موسوی
#دموکراسی یا مردم سالاری را ترکیبی از دو مفهوم «دموس» و «کراتوس» میدانند. دموس، را شهروند و امور مربوط به مشارکت مدنی و کراتوس، را به معنای قانون و آنچه مربوط به قدرت است، ترجمه کردهاند. انتخابات و مشارکت مردم در سرنوشت خود یکی از مصادیق #دموس و مشارکت در دولت (نه به معنای قوه مجریه به تنهایی)، از مصادیق اصلی کراتوس است.
از زمان تشکیل دولتهای مدرن، این بحث مطرح بوده که فعالیتهای سیاسی و اقتصادی اصلاحی بر داشتن قدرت اجرایی به منظور نیل به دموکراسی تقدم دارد یا تاخر. این تقابل فکری بین مشهورترین اندیشمندان آمریکایی، "مارتین لیپست" و "ساموئل هانتینگتون" وجود داشته است. لیپست، بر تقدم فعالیتهای اصلاحی علی الخصوص در زمینه اقتصادی تاکید داشت و هانتینگتون، قدرت دولتی را عامل مهمی در نیل به دموکراسی میدانست. "فرید زکریا" نیز معتقد است در صورت عدم تحقق حقوق مالکیت و حقوق بشر، آزادیهای مطبوعاتی و غیره، دولت و قدرت در مقابل دموکراسی، خواهند ایستاد. در حالیکه "لاری دیاموند"، وجود دولت مقتدر را پیش نیاز تحقق به آزادی و دموکراسی میداند. انگلیس، شیلی و کره جنوبی، از کشورهایی که در آنها مشارکت در قدرت، باعث گذار به دموکراسی شده و آفریقای جنوبی و ویتنام کشورهایی هستند که در آنها اصلاحات و روند دموکراتیک، باعث استقرار یک دولت مقتدر شده است.
امروزه در بخشی از بنده روشنفکری ایران، علی الخصوص #اصلاح_طلبان، نیز این تقدم و تاخر، مطرح است. سلسه حوادث سیاسی، اجتماعی پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مانند اعتراضات دیماه ۹۶، آبان ۹۸، دو سوال را پیش روی آنها قرار داده است؛
۱- جهت دستیابی به دموکراسی بهتر، لازم است حتما در لایههای بالای قدرت حضور داشت و «اصلاحات نهادی» را طرح ریزی کرد یا
۲- خارج از دایره حاکمیت، به صورت مدنی در جهت تقویت نهادهای دموکراسی و «اصلاحات بنیادی» فعالیت نمود.
کسانیکه بر حضور در قدرت جهت توسعه دموکراسی، اعتقاد دارند را «سلسله گرایان» مینامند. در این تفکر، حضور در دایره قدرت و سهیم بودن در اداره جامعه حتی در کمترین سطح ممکن، شرط لازم فعالیتهای دموکراتیک است. شعار این گروه این است؛ "اول دولت، بعد دموکراسی". این تفکر که بیشتر در گروههای تکنوکرات داخلی مشاهده میشود، معتقدند حتی با داشتن "کاندیدا" پوششی، سهم خود در حاکمیت را باید حفظ نمود.
در سمت مقابل " تدریجگرایان" حضور دارند که با اصالت دادن به فعالیتهای مدنی، معتقدند اصلاحات بنیادین اجتماعی و اقتصادی منجر به بهبود فضای سیاسی و در نهایت نیل به یک دولت دموکراتیک خواهد شد. این عده، دستیابی به حداقل آزادی های سیاسی و اجتماعی را پیش نیاز شرکت در هر کنش دموکراتیک مانند #انتخابات می دانند. شعار اصلی تدریج گرایان این است که؛ "اول دموکراسی، بعد دولت".
تدریج گرایان، حضور در انتخابات بدون وجود شرایط لازم را نه تنها باعث بهتر شدن اوضاع ندانسته بلکه تحکیم کننده شرایط غیردموکراتیک تلقی میکنند. حتی عدهای پا را فراتر گذاشته و عدم مشارکت سیاسی و مدنی را راهکاری جهت اعتراض مدنی و پیشرفت دموکراتیک میدانند. در مقابل، تعدادی اعتقاد دارند عدم مشارکت در انتخابات و حتی عدم مشارکت در حکمرانی، فرصت اصلاحات را کاهش داده و ممکن است اقتدارگرایان به حدی نهادها را تخریب کنند که امکان تحقق دموکراسی غیرممکن گردد.
تجربه نشان داده که گرچه حضور در قدرت، به دلیل پیچیدگی دینفعان قدرت، فرصت مناسبی جهت اصلاحات نهادی به وجود نمیآورد لکن واگذاری قدرت به #اقتدارگرایان نیز این وضعیت را بغرنج تر میکند. از آنطرف حاکمیت به حدی با فعالیتهای اجتماعی و دموکراتیک غیر دولتی مقابله نموده که امکان اصلاح برون قدرت نیز، چندان میسر نیست.
در چنین پارادوکسی، می توان ترکیبی از هر دو استراتژی را مد نظر قرار داد گرچه باید توجه داشت که فرصت اصلاحات بنیادی همواره وجود دارد اما اگر نهادها، تخریب شوند به راحتی قابل ترمیم نیستند. از این رو در شرایط فعلی باید برای کراتوس بر دموس تقدم قائل شد. انتخابات اخیر شاید آخرین فرصت جهت حضور در بدنه قدرت جهت جلوگیری از تخریب نهادها باشد. از این رو-گرچه به اجبار اما-باید حداقل با یک کاندیدا پوششی هم که شده، #کراتوس و حضور در قدرت را حفظ کرد.
@neveshttar
Post #151
352