استبداد دینی در اندیشه علامه نائینی
سید محمد هادی موسوی
شیخ الاسلام محمدحسین نائینی (متوفی به 1315 شمسی) ملقب به «علامه نائینی» یکی از بزرگترین علما و مراجع قرن اخیر است. او که در اصفهان تحصیلات خود را شروع کرده بود، به حوزه نجف رفت و نزد «میرزای شیرازی» و «آخوند خراسانی»، دو تن از بزرگترین فقهای شیعه، تلمذ کرد تا جاییکه به درجه اجتهاد رسید. وی استاد بزرگانی چون آیت الله خویی، حکیم و میلانی بود. او پس از فوت میرزای شیرازی، صاحب فتوای تنباکو، به همراه «سید ابوالحسن اصفهانی»، به درجه مرجعیت عام شیعه رسید.
نام علامه میلانی با #جنبش_مشروطیت، گره خورده است. این عالم بزرگ، پس از به توپ بستن مجلس توسط «محمد علی شاه قاجار» و در دوران "استبداد صغیر"، کتابی با نام "تنیهالامة و تنزیه الملة فی لزوم المشروطیة الدولة المنتخبة لتقلیل الظلم علی أفراد الأمة و ترقیة المجتمع"( هوشیارسازی امت و ارتقا ملت در اهمیت دولت مشروطیت جهت کاهش ظلم بر افراد و رستگاری جامعه) تالیف نمود. نام کتاب خود گویای دغدغه نویسنده آن است. کتاب بر محور لزوم آگاه سازی مردم به منظور مبارزه با ظلم و استبداد و تلاش جهت آزادی، استوار است. کتاب "تنبیه الامه و تنزیه المله" مورد تایید و تمجید دو مرجع عالی رتبه زمان خود، «آخوند خراسانی» و «ملاعبدالله مازندرانی» قرار گرفت. از این رو این کتاب، اعتبار بسیار بالایی از نظر فقه سیاسی شیعه دارد.
این کتاب به تشریح فقه سیاسی دوران غیب می پردازد و مهمترین سند فقهی در تایید نظام مبتنی بر رای مردم و تفکیک قوا است. این مرجع روشنفکر، به بسیاری از شبهات مشروطیت علی الخصوص ایرادات #شیخ_فضل_الله_نوری، پاسخ فقهی، تاریخی و روایی داده است. هدف اصلی کتاب، نفی استبداد و اقامه دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع است. وی با مهم دانستن "قانون اساسی"معتقد است؛ منکران و مخالفان آزادی، مساوات، شورا و قانون از قوای استبدادند، از این میان به ویژه روحانیت ممکن است نقش مخرب تری داشته باشند چراکه از جهل مردم به سود خویش سوء استفاده میکنند.
نائینی معتقد است؛ استبداد دارای دو نوع "سیاسی" و "دینی" است که این دو نوع استبداد به هم وابسته، مرتبط و حافظ یکدیگر هستند. نجات از چنگ استبداد نیز فقط با آگاه سازی مردم میسر است. گرچه خلاصی از استبداد سیاسی بسیار راحت تر از آزادی از استبداد دینی است. به عقیده مؤلف این کتاب، #استبداد_دینی، از تمام جنبههای استبداد، برای جامعه خطرناکتر و مقابله با آن نیز مشکلتر و تقریبا محال است. وی به حدیثی از امام حسن عسکری استناد می کند: «آنان (حاملان استبداد ديني) بر ضعفاي شيعه ما، مضرتر از سپاهيان يزيد بر امام حسين(ع) و اصحاب او هستند.». از همین رو، علامه نائینی، استبداد دینی را مسلک #اموی میداند.
وی هفت دلیل با نام "قوای ملعونه استبداد" را برای استبداد دینی برشمرده که به شرح زیر است:
📌جهل مردم
عدم آشنایی مردم با حقوق خود و وظایف حکومت، باعث میشود حاکمان، با تحمیق مردم، زمینه استبداد را فراهم کند. به واسطه همین جهل مردم حکومتهای استبدادی، خون ریزی، هتک حرمت چپاول اموال مردم را نه تنها شنیع نمی داند بلکه آن را شجاعت و شرافت القا می کنند.
📌استبداد دینی
پس از تحمیق توده ها و عدم آشنایی آنها با حقوق خود، مردم مجبور به پيروي غيرمستند از حكم الهي انشا شده توسط روحانیون خواهند شد. به دلیل عدم آشنایی توده مردم با مقتضیات کیش و آیین، اطلاعت بی چون و چرا از حاکم، به عنوان وظیفه شرعی تلقی می شود.
📌شاه [حاکم] پرستی
با پذیرش تبعیت بی چون و چرا از حاکم، وی صاحب درجات مختلف فکری و عملی شناخته شده و شاه پرستی باب می شود چراکه به منظور انتفاع از مواهب حکومت نیاز به نزدیکی به شاه وجود دارد. در این شرایط چاپلوسی، اضمحلال نیروها، مخالفت با علم و سستی در جامعه گسترش و فضا جهت استبداد بیشتر فراهم میگردد.
📌اختلاف ملت
با گسترش جهل و شاه پرستی، بین ملت، اختلاف رخ خواهد داد. تفرق کلمه بین مردم یک جامعه نیز باعث ذلت، اسارت و اضمحلال آنها گردیده و شرایط را جهت حکمرانی مستبدانه مهیا می کند.
📌سرکوب آزادیخواهان
به وجود آوردن جو وحشت، تهدید و شکنجه آزادیخواهان به منظور ممانعت از گسترش آزادی خواهی در میان توده مردم، یکی از ابزارهای اصلی تولید و تحکیم استبداد است.
📌تثبیت بردگی
کوچک شمردن مردم و نقش آنها در اداره جامعه باعث طبیعی شدن زورگویی و اعمال سلیقه های شخصی حاکم مستبد خواهد شد.
📌غصب قوای کشور
تصرف قدرت مالی، نظامی و سیاسی کشور به حاکمان مستبد کمک می کند به راحتی اقدام به سرکوب توده مردم و تثبیت حکومت خود کنند.
@neveshttar
Post #147
569