~ مینویسم، پس هستم. ~
بدلیل وجود تراشه و گرد (گردِ گُل یا غبار؟)،
لطفا با ماسک وارد شوید.
Post #5129
98
خلاصه که،
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود...
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود...
فا @my3rdphase
Showing posts older than #5132 · Back to latest
فازِ سوّم یک. روزها رو با استرس اخبار جنگ داخلی و اقتصادی به آخر میرسونم و شبها رو با استرس اخبار جنگ خارجی. یک بار ذهنم سوزنسوزنی میشه و یک بار قلبم به آتش کشیده میشه. یک دفعه سردرد و حالت تهوع میگیرم و دفعۀ بعد با بغض توی گلو نمیدونم چه کنم. روزهایی که میگذرونم…

• عباس کیارستمی
فازِ سوّم چهار. امتحان درس تکواحدی ۴ ساعت طول کشید. ساعت سوم به بعد به گریه افتادم از شدت افت قند و گرسنگی و عجله و بیحوصلگی. قرار نبود انقدر طول بکشه. حین امتحان ۵ بار باهام تماس گرفتن و اضطرابم شدت گرفت. بعد از امتحان با تکتکشون تماس گرفتم و اعلام زنده بودن و اتمام…

فازِ سوّم سه. تبریکها تقریبا تمام شد. امسال جملهٔ مشترکی به تمام پیامها و تماسها اضافه شده بود که حس عجیبی داشت. برعکس تصورم و برعکس سالهای اخیر، متوجه «روزِ من» نبودم و به کلاس و درس و کتابخونه گذروندم امروز رو. فردا پایانترم آزمایشگاهه، انقدر گنگه برام نه که…
فازِ سوّم دو. تصویرمو در اولین قاب امسال ثبت میکنم، سبقۀ زندگیم در این جهان دوباره یکاش تغییر کرده. از این عدد میترسم، بهش عادت ندارم و بر عددهای دیگه بخشپذیر نیست، یک سال طول میکشه این عادت و دوباره ترک عادت. تغییراتی که برام قراره به ارمغان بیاره، هیجانی داره…

فازِ سوّم یک. دم در ورودی سال جدید ایستادهام و اخبار رو یکی یکی میخونم و استوریها رو رد میکنم، جنگ، اعتصاب، اعتراض، یگان ویژه، تحریم، دلار، سکه و تورم، گرانی مایحتاج زندگی و غیره. سرم گیج میره. این آسانسور بجز بالا رفتن، دکمۀ طبقات پایینتر رو نداره؟ (هشتم دی، ۲۳:۳۰)