بزرگ شدن با دروغ، زندگی کردن با ریا
✍️مصطفی داننده
از بچگی به ما یاد ندادند راستگو باشیم، یادمان دادند بلد باشیم چه دروغی بگوییم که کارمان راه بیفتد. این شاید یکی از تلخترین آموزشهای غیررسمی توسط حاکمان در جامعه ما باشد. از همان سالهای مدرسه، کمکم میفهمی که برای بعضی موقعیتها، آنچه واقعاً هستی مهم نیست، مهم این است که چه تصویری از خودت ارائه میکنی.
نماز نمیخوانی؟ اگر قرار است دیده شوی، باید بگویی میخوانم، حتی بهتر است بگویی نماز اول وقت میخوانم، جماعت میروم و صدای اذان که بلند میشود، کار و زندگی را رها میکنم!
برای استخدام میروی؟ ممکن است به جای اینکه از تو بپرسند چقدر توانایی داری، چه چیزی بلدی و چه کاری میتوانی برای سازمان انجام بدهی، از تو بخواهند درباره نماز، روزه، تقلید، احکام و مناسک مذهبی پاسخ بدهی. آنوقت آدمی که شاید سالهاست نماز نخوانده، مینشیند کتاب میخواند و حفظ میکند که برای یک آزمون شغلی چه جوابی باید بدهد.
در جامعه ایران، دروغ برای خیلیها یک خطای اخلاقی نیست بلکه تبدیل میشود به مهارت بقا، وسیلهای برای رسیدن به هدف.
جامعهای که برای صداقت هزینه تعیین میکند و برای تظاهر پاداش، طبیعی است که آدمهایش بهتدریج یاد بگیرند دو زندگی داشته باشند: یکی زندگی واقعیشان و دیگری زندگیای که باید به حکومت، مدیر، گزینشگر، مدرسه، اداره و دیگران نشان بدهند.
در چنین سیستمی، ریا فقط یک رفتار فردی نیست، تبدیل به یک رفتار عقلانی برای عبور از فیلترها میشود. آدم یاد میگیرد اعتقاد واقعیاش را پنهان کند، جواب مطلوب را حفظ کند و نقشی را بازی کند که برایش منفعت دارد.
بعد همان جامعه مینشیند و از «دروغگویی مردم» شکایت میکند! اما سؤال مهمتر این است:وقتی برای رسیدن به شغل، موقعیت، امنیت و پیشرفت، صداقت میتواند مانع باشد و تظاهر میتواند امتیاز محسوب شود، چرا باید انتظار داشته باشیم مردم دروغ گفتن را یاد نگیرند؟
نمیشود به یک نفر گفت «راستگو باش»، وقتی ساختار به او آموزش داده که برای عبور از یک در، باید چیزی بگوید که واقعاً به آن باور ندارد.نمیشود از مردم انتظار صداقت داشت، اما برای سنجیدن صلاحیتشان دنبال نشانههای ظاهری دینداری بود. نمیشود ریا را محکوم کرد، اما برای ریاکار بودن امتیاز گذاشت.
وقتی همه میدانند ممکن است طرف مقابل برای گرفتن شغل، ارتقای شغلی یا عبور از یک گزینش نقش بازی کند، دیگر هیچکس مطمئن نیست آنچه میشنود، باور واقعی آدمهاست یا پاسخ درست برای عبور از یک فیلتر.و شاید یکی از بزرگترین آسیبهای این وضعیت همین باشد، آدمها را مجبور میکنی دروغ بگویند، بعد از اینکه همه دروغ گفتند، از «بیاخلاقی مردم» تعجب میکنی. این چرخه باید شکسته شود.
این چرخه چگونه شکسته میشود؟ با ساختن جامعهای که در آن برای استخدام، ارتقا و زندگی عادی، انسان مجبور نباشد درباره اعتقادات شخصیاش نقش بازی کند.جامعه سالم جایی نیست که همه وانمود کنند آدمهای مؤمنی هستند، جامعه سالم جایی است که آدم بتواند همان چیزی باشد که هست، بدون اینکه برای زنده ماندن، استخدام شدن یا پیشرفت کردن مجبور باشد دروغ بگوید.
@mostafadanandeh
Post #3209
1.14K
- ❤ 25
- 👍 12
- 💯 5


