وسوسه خطرناک یکدستسازی؛ از جمهوری اسلامی تا طرفداران سلطنت
✍️مصطفی داننده
در هر دو سوی طیف سیاسی ایران، یک وسوسه مشترک دیده میشود، میل به یکدستسازی جامعه. طرفداران جمهوری اسلامی از جامعهای میگویند که در آن سبک زندگی، ارزشها و حتی نوع فکر کردن باید در چارچوبی مشخص تعریف شود. در سوی دیگر، طرفداران رضا پهلوی نیز ناخودآگاه به دنبال جامعهای هستند که همه در آن یک نوع نگرش، یک نوع هویت و یک نوع روایت از تاریخ داشته باشند، نتیجه در هر دو حالت یکی است: حذف تفاوتها.
اما جامعه، کارخانه تولید پیچ و مهره نیست. انسانها قرار نیست نسخههای کپیشده یکدیگر باشند. تنوع فکری و فرهنگی نه تنها تهدید نیست، بلکه مهمترین عامل پویایی اجتماعی است.
هرگاه قدرت سیاسی یا جریانهای فکری تلاش کردهاند جامعه را یکرنگ کنند، نخستین قربانی، خلاقیت بوده است. دومین قربانی، آزادی، و سومین قربانی، خود همان نظامی که تصور میکرد با یکدستسازی، ثبات بیشتری به دست میآورد.
تاریخ نشان میدهد که یکدستسازی معمولاً از ترس آغاز میشود؛ ترس از اختلاف نظر، ترس از نقد، و ترس از پیچیدگی جامعه. اما حذف تفاوتها، اختلاف را از بین نمیبرد، بلکه آن را به زیرزمین میبرد.
جامعهای که ظاهراً یکرنگ است، در واقع پر از شکافهای پنهان میشود؛ شکافهایی که در اولین فرصت، شدیدتر و انفجاریتر بروز میکنند.
مسئله این نیست که چه کسی درست میگوید؛ مسئله این است که هیچ گروهی حق ندارد همه را شبیه خود بخواهد. جامعه سالم، جایی است که مذهبی و غیرمذهبی، سلطنتطلب و جمهوریخواه، محافظهکار و اصلاحطلب، بتوانند کنار هم زندگی کنند، بدون آنکه دیگری را مجبور به تغییر هویت کنند.
یکرنگی شاید ظاهراً نظم ایجاد کند، اما در عمل رکود میآورد. تنوع شاید پیچیدگی ایجاد کند، اما موتور پیشرفت است. انتخاب میان این دو، انتخاب میان جامعهای ایستا و جامعهای زنده است.
@mostafadanandeh
Post #3191
1.41K
- 👍 13
- 👏 3
- ❤ 1