یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Post #238
2.17K
ایراندوستی انحصارگرایانه
امیر هاشمی مقدم
امسال نیز همچون سالیان گذشته، در نقد خرید ماهی قرمز یادداشتی کوتاه نوشتم. از سوی دیگر، بسیاری از کسانی که موافق خرید ماهی قرمز هستند نیز، به تبلیغ این کار و بیان دیدگاههایشان پرداختند. بخش قابل توجهی از این افراد، ایراندوستان و ملیگرایانی هستند که گمان میکنند تبلیغ برای نخریدن ماهی قرمز، یکی دیگر از حرکات و رفتارهایی است که برای حذف نمادهای ملی و فرهنگ ایرانی انجام میشود. از همین رو با ادبیاتی بسیار تند به حمله به همه کسانی پرداختند که مخالف خرید ماهی قرمز بوده و آنان را دشمنان ایران نامیده و البته عموما به این هم بسنده نکرده، توهینهای بسیار نمودند.
شوربختانه یکی از آسیبهای ایرانگرایی و میهندوستی، بیرون راندن هر کسی از دایره ایران و ایراندوستی است که دیدگاهش با دیدگاه گروهی از ملیگرایان نمیخواند. مخالفت با ماهی قرمز تنها یکی از آنها بود. نمونههای بیشمار دیگری را میتوان در زیر نام برد:
⭕️ قاجار-پهلوی: یک جدل بیهوده میان دوستداران حکومت پهلوی با وابستگان به خاندان قاجار به شدت در جریان است. قاجارها اگرچه اشتباهات زیادی داشته و آسیبهای زیادی را خواسته و ناخواسته به ایران زدند، اما در حد خودشان هم برای ایران تلاشهای بسیاری نمودند. آنها بخشی از تاریخ این کشورند که شوربختانه جنبههای سیاه دوران آنها در دورههای بعدی، بیشتر برجسته و از خدمات آنان چشمپوشی شد. بنابراین اگر کسی اکنون از خدمات قاجارها یادی کند، برخی از ملیگرایان که عموما احساس نزدیکی به دوره پهلوی میکنند، آنان را بازماندگان قاجارهای خائن مینامند. از سوی دیگر وابستگان به قاجار (که در اینجا بیشتر منظورم نوادگان این خاندان است) عموما ایراندوستانی بسیار فعالند که برای نمونه، بسیاریشان در صف نخست مقابله با جریانهای قومگرا و پانترک قرار گرفتهاند. با این همه نمیتوان این را هم نادیده گرفت که برخی از همین قجرزادهها هم همان راه پهلویدوستان را رفته و بیشتر تلاش دارند به بزرگنمایی جنبههای سیاه دوران پهلوی پرداخته و کمتر به خدمات آنان اشاره کنند. این اصطکاک بیهوده میان این دو گروه ایرانگرا، تنها اتلاف انرژی و توانی است که میتوانست خیلی بهتر فعالیت کند.
⭕️ اصلاحطلب-استمرارطلب: اصلاحطلبان به شدت مورد نفرت بخش زیادی از ملیگراها هستند. چرا که به باور آنها، اصلاحطلبان با تداوم گغتمان اصلاحات، از دگرگونیهای بنیادی که ایران را از وضعیت کنونی نجات دهد، پیشگیری میکنند. همچنین در مبحث شهروندی برآمده از جریان اصلاحات، اگرچه کسی به حقوق شهروندیاش دست نیافت، اما عدهای با سوءاستفاده از این مفهوم، به تقویت جریانهای قومگرا و تجزیهطلب پرداختند. البته شخصا مدتهاست که دیگر امیدی به جریان اصلاحطلبی ندارم، اما دیدن همه اصلاحطلبها در یک قاب هم به باورم درست نیست. دستکم اکنون گروهی از اصلاحطلبان دارند به آسیبهایی که در پی بیتوجهیشان به موجودیت و مفهوم ایران و یکپارچگیاش رخ داده، اعتراف کرده و به ترویج شیوهای ملیگرایی شهروند مدار و مقابله با نیروهای جداییخواه میپردازند. از سوی دیگر، ملیگرایان عموما از نقش پررنگتر اصولگرایان در نفی تاریخ و تمدن ایران، به دلایلی (همچون قدرت قهریه اصولگرایان) چشمپوشی کرده یا در اینگونه موارد، به شخص میپردازند نه به وابستگی حزبی و جناحی او؛ برخلاف مواقعی که به کلیت اصلاحطلبان میتازند.
⭕️ روایت ما- روایت آنها از تاریخ: تاریخ، عرصه روایتها و تفسیرهای بسیار است. اما بخشی از بدنه ملیگرا، تنها یک روایت تاریخی را درست دانسته و روایت و تفسیرهای دیگر را بر نمیتابد. البته که منظورم روایتهای تاریخستیزانهای که شوربختانه برخی مسئولان فرهنگی در حال ترویجش بوده و به کتمان کلیت تمدنی ایران باستان میپردازند نیست؛ اما روایتی که هرگونه نقطه سیاه در تاریخ و تمدن ایران را هم کتمان کند، بیگمان دچار اشکال و تعصب است و دیگر نامش تاریخ نیست، بلکه تاریخسازی ایدئولوژیک است. تاریخ و تمدن ایران بسیار درخشان و شکوهمند بوده، اما نقاط سیاهی هم دارد که باید دید و خواند و تحلیلشان کرد. اگر کسی در کنار دهها جنبه مثبتی که در تمدنمان میبیند، به یک جنبه منفی هم اشاره کرد، لزوما ایرانستیز نیست.
✅ به باورم جریان(های) ملیگرا، ایرانگرا، میهندوست و... باید کمی با رواداری (تسامح و تساهل) بیشتر، آغوششان را بازتر کرده و به دفع کمتر و جذب بیشتر بیندیشد؛ وگرنه این حلقه ملیگرایی آنچنان کوچک میشود که دیگر نمیتواند ادعای نمایندگی اندیشههای مردم میهندوست را داشته باشد.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران هم بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Telegram مقدمه یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com امیر هاشمی مقدم
امسال نیز همچون سالیان گذشته، در نقد خرید ماهی قرمز یادداشتی کوتاه نوشتم. از سوی دیگر، بسیاری از کسانی که موافق خرید ماهی قرمز هستند نیز، به تبلیغ این کار و بیان دیدگاههایشان پرداختند. بخش قابل توجهی از این افراد، ایراندوستان و ملیگرایانی هستند که گمان میکنند تبلیغ برای نخریدن ماهی قرمز، یکی دیگر از حرکات و رفتارهایی است که برای حذف نمادهای ملی و فرهنگ ایرانی انجام میشود. از همین رو با ادبیاتی بسیار تند به حمله به همه کسانی پرداختند که مخالف خرید ماهی قرمز بوده و آنان را دشمنان ایران نامیده و البته عموما به این هم بسنده نکرده، توهینهای بسیار نمودند.
شوربختانه یکی از آسیبهای ایرانگرایی و میهندوستی، بیرون راندن هر کسی از دایره ایران و ایراندوستی است که دیدگاهش با دیدگاه گروهی از ملیگرایان نمیخواند. مخالفت با ماهی قرمز تنها یکی از آنها بود. نمونههای بیشمار دیگری را میتوان در زیر نام برد:
⭕️ قاجار-پهلوی: یک جدل بیهوده میان دوستداران حکومت پهلوی با وابستگان به خاندان قاجار به شدت در جریان است. قاجارها اگرچه اشتباهات زیادی داشته و آسیبهای زیادی را خواسته و ناخواسته به ایران زدند، اما در حد خودشان هم برای ایران تلاشهای بسیاری نمودند. آنها بخشی از تاریخ این کشورند که شوربختانه جنبههای سیاه دوران آنها در دورههای بعدی، بیشتر برجسته و از خدمات آنان چشمپوشی شد. بنابراین اگر کسی اکنون از خدمات قاجارها یادی کند، برخی از ملیگرایان که عموما احساس نزدیکی به دوره پهلوی میکنند، آنان را بازماندگان قاجارهای خائن مینامند. از سوی دیگر وابستگان به قاجار (که در اینجا بیشتر منظورم نوادگان این خاندان است) عموما ایراندوستانی بسیار فعالند که برای نمونه، بسیاریشان در صف نخست مقابله با جریانهای قومگرا و پانترک قرار گرفتهاند. با این همه نمیتوان این را هم نادیده گرفت که برخی از همین قجرزادهها هم همان راه پهلویدوستان را رفته و بیشتر تلاش دارند به بزرگنمایی جنبههای سیاه دوران پهلوی پرداخته و کمتر به خدمات آنان اشاره کنند. این اصطکاک بیهوده میان این دو گروه ایرانگرا، تنها اتلاف انرژی و توانی است که میتوانست خیلی بهتر فعالیت کند.
⭕️ اصلاحطلب-استمرارطلب: اصلاحطلبان به شدت مورد نفرت بخش زیادی از ملیگراها هستند. چرا که به باور آنها، اصلاحطلبان با تداوم گغتمان اصلاحات، از دگرگونیهای بنیادی که ایران را از وضعیت کنونی نجات دهد، پیشگیری میکنند. همچنین در مبحث شهروندی برآمده از جریان اصلاحات، اگرچه کسی به حقوق شهروندیاش دست نیافت، اما عدهای با سوءاستفاده از این مفهوم، به تقویت جریانهای قومگرا و تجزیهطلب پرداختند. البته شخصا مدتهاست که دیگر امیدی به جریان اصلاحطلبی ندارم، اما دیدن همه اصلاحطلبها در یک قاب هم به باورم درست نیست. دستکم اکنون گروهی از اصلاحطلبان دارند به آسیبهایی که در پی بیتوجهیشان به موجودیت و مفهوم ایران و یکپارچگیاش رخ داده، اعتراف کرده و به ترویج شیوهای ملیگرایی شهروند مدار و مقابله با نیروهای جداییخواه میپردازند. از سوی دیگر، ملیگرایان عموما از نقش پررنگتر اصولگرایان در نفی تاریخ و تمدن ایران، به دلایلی (همچون قدرت قهریه اصولگرایان) چشمپوشی کرده یا در اینگونه موارد، به شخص میپردازند نه به وابستگی حزبی و جناحی او؛ برخلاف مواقعی که به کلیت اصلاحطلبان میتازند.
⭕️ روایت ما- روایت آنها از تاریخ: تاریخ، عرصه روایتها و تفسیرهای بسیار است. اما بخشی از بدنه ملیگرا، تنها یک روایت تاریخی را درست دانسته و روایت و تفسیرهای دیگر را بر نمیتابد. البته که منظورم روایتهای تاریخستیزانهای که شوربختانه برخی مسئولان فرهنگی در حال ترویجش بوده و به کتمان کلیت تمدنی ایران باستان میپردازند نیست؛ اما روایتی که هرگونه نقطه سیاه در تاریخ و تمدن ایران را هم کتمان کند، بیگمان دچار اشکال و تعصب است و دیگر نامش تاریخ نیست، بلکه تاریخسازی ایدئولوژیک است. تاریخ و تمدن ایران بسیار درخشان و شکوهمند بوده، اما نقاط سیاهی هم دارد که باید دید و خواند و تحلیلشان کرد. اگر کسی در کنار دهها جنبه مثبتی که در تمدنمان میبیند، به یک جنبه منفی هم اشاره کرد، لزوما ایرانستیز نیست.
✅ به باورم جریان(های) ملیگرا، ایرانگرا، میهندوست و... باید کمی با رواداری (تسامح و تساهل) بیشتر، آغوششان را بازتر کرده و به دفع کمتر و جذب بیشتر بیندیشد؛ وگرنه این حلقه ملیگرایی آنچنان کوچک میشود که دیگر نمیتواند ادعای نمایندگی اندیشههای مردم میهندوست را داشته باشد.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران هم بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
