آنچه نمیخواستند.
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
(چکیده:) در فرهنگ گذشته ما بختیاریها، خانوادهای که چشم به راه پسر بود، اما دختر گیرش میآمد، نامهایی همچون «خدابس»، «دختر بس»، «گلبس» و... میگذاشت که شیوهای درخواست از خدا بود برای اینکه دیگر به آنها فرزند دختر نداده و به جایش پسر بدهد. اما اگر فرزند بعدی باز هم دختر میشد، نام «نخواسته» برایش میگذاشتند. یعنی دختری که نمیخواستندش، اما آمد.
جمهوری اسلامی برای بسیاری، حکم همان «نخواسته» را دارد؛ فرزندی که مدتها چشم به راهش بودند، اما وقتی به دنیا آمد، دیدند آن چیزی نیست که میخواستند. یعنی همچنان عزیز است و از آن مراقبت میکنند، اما همیشه آرزو میکنند ایکاش به جای این (دختر)، یکی دیگر (پسر) میبود.
چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب به پایان رسید و جمهوری اسلامی، وارد چهل و یکمین سال زندگیاش شد. اما چه موافقان، چه مخالفان و چه منتقدانش (که هم ممکن است موافقش باشند، هم مخالفش) در یک چیز با یکدیگر همباورند و آن، تحریف انقلاب اسلامی است.
1⃣ موافقان (بهویژه اصولگرایان تندرو) عموما با استناد به این سخن بنیانگذار جمهوری اسلامی که «من چه در میان شما باشم و چه نباشم، نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد»، حضور برخی افراد (عموما اصلاحطلب) در جایگاههای حساس کشور را مصداق زیر پا گذاشتن این سخن دانسته و آنرا مایه اصلی تجملگرایی، گسترش فقر، سازش با استکبار، تضعیف دین و... میدانند؛ مواردی که قرار نبود پس از انقلاب رخ بدهد.
2⃣ مخالفان انقلاب از همان آغاز تلاش داشتند نشان بدهند که مردم دارند فریب میخورند و با هر رویدادی، صدای «دیدید گفتیم»شان دوباره بلند میشود.
منتقدان جمهوری اسلامی هم تلاش دارند نشان دهند انقلاب اسلامی آن چیزی نبود که معترضان میخواستند. به جز دو دسته موافق و مخالف بالا که انتقادهایی به جمهوری اسلامی دارند، منتقدان جمهوری اسلامی دو گروه زیر را هم در بر میگیرد:
3⃣ منتقدانی که خودشان در آغاز بخشی از نیروهای انقلابی بودند که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، کمکم با آن فاصله گرفته و دست آخر به مخالفت با آن برخاستند. راهپیمایی زنانی که مخالف حجاب اجباری بودند؛ احزاب و گروههایی که در پیروزی انقلاب سهم بزرگی داشتند، اما پس از مدت کوتاهی از قطار انقلاب پیاده شده یا بیرون رانده شدند؛ مسئولان نزدیک به حزب جمهوری اسلامی که کمکم برکنار یا بعضا اعدام شدند؛ و همه آن کسانی که به قول بازنشستگان اصفهانی، باور داشته یا دارند که: «ما اشتباه کردیم، که انقلاب کردیم».
4⃣ منتقدانی که گمان میکنند همچنان میتوان جمهوری اسلامی را اصلاح کرده و از پیامدهای منفی و آسیبهایش کاست (همچون نیروهای اصلاحطلب).
5⃣ در کنار اینها میتوان به دسته دیگری از منتقدان اشاره کرد که اگرچه از ابتدا نه بخشی از بدنه فعال انقلاب بودند و نه مخالف سرسخت آن، اما گاهی در جایگاه اهالی رسانه، استاد دانشگاه، نویسنده و... به انتقاد از برخی رویکردهای جمهوری اسلامی میپردازند.
✳️ نقطه اشتراک همه این گروهها(ی مختلف و گاه مخالف یکدیگر) باور به اینست که انقلاب اسلامی در رسیدن به دستاوردهایش چندان کامیاب نبود. هرچند مصداقهای هر گروه برای این ناکامیها، متفاوت است. اگر مسئولین بخواهند رو راست باشند، باید ببینند چرا آن انقلاب آرمانی به جایی رسید که دوست و دشمنش میگویند آن چیزی نبوده که میخواسته یا ادعا داشته. چه شد که میگویند: «چه میخواستیم، چه شد!». همین «خواستهها»، یکی از دلایل نگاه انتقادی به جمهوری اسلامی است.
پیش از انقلاب، انقلابیون هدف مشترک داشتند (سرنگونی شاه)؛ اما مانند بسیاری از انقلابهای دیگر، آینده آرمانی پیش رویشان تعریف نشده بود. پس از انقلاب اما تفاوت «خواستهها» خود را نشان داد.
شخصا بهعنوان کسی که بیشتر فعالیتهایم در زمینه فرهنگی است، مطمئنم اگر پیش از انقلاب میبودم، هرگز انتظار اینکه با کنسرت موسیقی, اجازه اجرای بانوان، نمایش ساز در تلویزیون، توجه به تاریخ و تمدن ایران باستان، اجازه ساخت فیلم و سریال درباره ایران باستان، حضور بانوان در ورزشگاهها، دوچرخهسواری بانوان و... مخالفت شود را نداشتم. بسیاری افراد دیگر هم موارد دیگری بود که انتظارش را در دوره آرمانی پس از انقلاب نداشتند. اما جمهوری اسلامی این انتظارات را تاکنون نادیده گرفته است.
چهل سالگی را سن پختگی میدانند. جمهوری اسلامی تاکنون جوان بوده و جوانان، بسیاری از اختلافاتشان با دیگران را از راههایی به جز گفتگو حل و فصل میکنند. اما پا به سن گذاشتهها و پختهها به سراغ گفتگو میروند. یکی اژ نشانههای پختگی این انقلاب میتواند همین گفتگویش با صداهای ناشنیده و خواستهها/نخواستههای نادیده از انقلاب باشد.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهایام در کانال مقدمه (اینجا):
@moghaddames
Post #220
2.9K