شیر و خورشیدمان را چه شد؟
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
(این چکیده یادداشتم در انصافنیوز است. لینک یادداشت کامل در پایان آمده).
مسابقات فوتبالی که تیم ملی ایران در آن حضور داشته باشد، از آن جهت که وحدت و انسجام ملیمان با کاربرد همگانی پرچم را (در دستان تماشاجیان، روی لیاسشان، روی چهرهشان، روی کلاهگیسشان) بهتر به نمایش میگذارد؛ در خور توجه است. چرا که در زمانهای دیگر، کمتر میتوان پرچم ایران را اینچنین گسترده دید.
پرچم در کشورهای دیگر حضور پررنگتری نسبت به ایران در زندگی مردم کشورشان دارد. دستکم در کشورهایی که نگارنده از نزدیک دیده و همه آسیاییاند. و بهویژه در ترکیه که چندین سال تجربه زندگی در آنجا را دارد.
دلایل بسیاری برای کاربرد اندک پرچم ایران میتوان برشمرد که یکی از آنها، گرفتن نماد اصلی و تاریخی شیر و خورشید از آن و تهی کردن تاریخ و فرهنگ نهفته پشت آن، پس از انقلاب اسلامی است. در این راه کسی هم یارای اعتراض نداشت، چرا که به مخالفت با «لاالهالاالله» تعبیر، یا سلطنتطلب معرفی میشد.
در واقع، حذف نشان تاریخی پرچم ایران، یکی از دهها موردی بود که میتوان آنرا جایگزینی نمادهای امی (امتگرایی) به جای نمادهای ملی، و عناد بیهوده با هر آنچه نشان دوره پهلوی بود دانست (هرچند شیر و خورشید نه در دوره پهلوی، بلکه کاربردش از دوره سلجوقی و بعدها صفوی و بهطور رسمی و ثبتشده، از نیمههای قاجار در پرچم بوده). آن هم در حالیکه نماد شیر و خورشید را یک عامل همبستگی و نمادی موفق در بیان هویت ایرانیان میدانستند؛ چرا که در این نماد، عناصری از فرهنگهای پیش و پس از اسلام، زردشتی، یهودی، شیعی، ایرانی، عربی، مغولی و ترکی دیده میشود.
برای نمونه، بسیاری خورشید را نشانه نبوت که در پشت و در واقع پشتیبان «علی شیر خدا» جای گرفته تفسیر کردهاند. همین است که شیر و خورشید را برخی نماد شیعه و در تقابل با ماه و ستاره بهعنوان نماد حکومت ستی عثمانی میدیدند (اگرچه به نظر میآید ریشههای ماه و ستاره از کاربرد ماه و ستاره در سکهها و تاج پادشاهی ساسانیان به سلجوقیان که خود را جانشینان ساسانیان دانسته راه یافته و سپس از سلجوقیان روم به عثمانیان رسیده باشد). بههرحال، همچنان این نماد در بسیاری از اماکن و شعائر مذهبی شیعی (همچون کاشیکاری سردر امامزاده امیر احمد کاشان و یا پرچم عزاداران حسینی اردبیل) کاربرد دارد. همچنین شیر و خورشید را در بسیاری از بناها و آثار تاریخی و فرهنگی کشورهایی که فرهنگ مشترک داریم هم میتوان یافت. برای نمونه، دیدن نقش شیر و خورشید بر روی اسکناسهای ازبکستان و یا سردر مدرسه شیردار مجموعه ریگستان سمرقند، برای نگارنده جالب توجه بود.
از سوی دیگر، شیر و خورشید یکی از سه نماد ثبتشده در سازمان جهانی صلیب سرخ است. نشان صلیب سرخ نخستین نشان، نماد شیر و خورشید دومین، و ماه سرخ یا هلال احمر، سومین نشان این سازمان است.
اما مسئولین ایران در سال 59 کاربرد نشان شیر و خورشید برای سازمان صلیب سرخ جهانی را، به سود کاربرد ماه سرخ کنار نهادند. مسئولین نه تنها به خذف نماد ملی ایرانی و جایگزینی نماد ماه و ستاره که در کشورهای اسلامی و ترکیه کاربرد دارد پرداختند، بلکه به این هم بسنده نکرده و حتی نام آنرا هم عربی نمودند (هلال احمر). یعنی برخلاف ترکیه که برای این نشان نام ترکی «قیزیل آی» برگزیده، ایران نامش را هم به جای مثلا ماه سرخ، عربی برگزید. طنز روزگار آنجاست که در کنفرانس سال 1285 در ژنو که برای تعیین نشان جهانی این سازمان برگزار شده بود، برای ثبت نشان این ماه سرخ، دیپلمات وقت ایرانی دوره قاجار، ممتازالسلطنه، بین سازمان صلیب سرخ و دولت عثمانی (که حتی اجازه حضور در این کنفرانس را هم پیدا نکرده بود) میانجیگری کرد تا به تصویب برسد. بیگمان در آن روز، ممتازالسلطنه هرگز فکرش را هم نمیکرد که روزی در ایران کسانی پیدا شوند که همین نماد ماه سرخ را با نام عربیاش، جایگزین نماد چندصدساله شیر و خورشید ایرانی کنند.
در همه این سالها که ایران نشان شیر و خورشید را به کناری نهاده، اسرائیل با پشتیبانی امریکا تلاش کرده نشان ستاره داود را به جای آن بهعنوان یکی از سه نماد شیر و خورشید جایگزین کند. درخواستی که تاکنون با مخالفت این سازمان روبرو شده است. خوشبختانه در سال 59، ایران بر حفظ نشان ویژه خود (شیر و خورشید) تاکید کرد؛ یعنی همچنان ایران امکان بازگشت به نشان خود را دارد و امیدواریم این رویداد، هرچه زودتر رخ دهد.
اگر این یادداشت را پسندیدید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر نوشتههای مرا میتوانید در کانال مقدمه (کلیک کنید) بخوانید.
یادداشت کامل را میتوانید در اینجا (کلیک کنید) بخوانید.
Post #120
4.53K