«مجمع تشخیص مصلحت وطن»
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
(چکیده:) سخنان چند روز پیش علیرضا کمالی در نشست خبری فیلم «سمفونی نهم» درباره تضعیف هویت ملی و نیاز به تشکیل «مجمع تشخیص مصلحت وطن»، واکنشهای زیادی در پی داشت. پایه سخن ایشان شوربختانه درست بود؛ چه در زمینه تضعیف هویت ملی و علاقه به میهن در این چند دهه و چه درباره نیاز به ایجاد نهادهایی قدرتمند که اولویتشان کشور باشد؛ دقیقا همانگونه که نهادهای بسیاری داریم که اولویتشان نظام است. درباره تضعیف هویت ملی که به رشد هویتطلبیهای قومی و گاه جداییطلبانه انجامیده، پیش از این بارها نوشتهام. بنابراین در اینجا تنها به کمتوجی به میهن در برابر توجه زیاد به نظام میپردازم.
اصولا نمیتوان مدعی شد که در جمهوری اسلامی، خدمات شایان توجهی به کشور نشده و به جز نیروهای مغرض، کسی چنین ادعایی ندارد. اما از سوی دیگر نمیتوان این را هم انکار کرد که حفظ نظام، اولویت همه نهادهای رسمی بوده و در این راه، نظام جمهوری اسلامی بر موجودیت ایران ترجیح داده میشود. در زیر تنها چند نمونه برای اثبات این گزاره نشان میدهم.
✳️ سرود ملی: در همه کشورها، سرود ملی نشاندهنده تاریخ، فرهنگ و تمدن آنهاست. اما در ایران پس از انقلاب، هر دو سرود ملی، تنها به جمهوری اسلامی پرداخته و هر آنچه پیش از آن داشتهایم را نادیده گرفته. چه سرود پیشین (شد جمهوری اسلامی به پا) و چه در سرود کنونی (سر زد از افق). در هیچ یک از این دو، هیچ نشانی از تاریخ گذشته، فرهنگ درخشان و تمدن گسترده ایران، حتی در دوره اسلامی دیده نمیشود. رگههایی هم اگر از ایران در سرود ملی پیشین دیده میشد، در سرود کنونی پاک شده است. البته در زمان پهلوی و قاجار هم در سرودهای ملی به خاندان پادشاهی اشاره میشود، اما بخش بیشتر سرود ملی، همانگونه که انتظار میرفت و میرود، مربوط به کشور ایران است.
✳️ نشان پرچم: نشان شیر و خورشید دستکم چندین سده پیشینه داشته و حتی پیش از درج شدن بر روی پرچم، در دورههایی همچون سلجوقیان و صفویان، کاربرد بسیاری داشته است. همانگونه که در یادداشتی دیگر در اینجا نشان دادم شیر و خورشید نمادی است که در آن عناصری از فرهنگهای پیش و پس از اسلام، زردشتی، یهودی، شیعی، ایرانی، عربی، مغولی و ترکی دیده میشود و بنابراین به تمام معنا، نمادی است کاملا ایرانی و متعلق به همه ایرانیان. البته که انتقاد به پاک کردن نماد ملی شیر و خورشید از پرچم کشور، «به معنای مخالفت با کاربرد نمادهای اسلامی و دینی نیست؛ بلکه تاکید بر این است که هر عنصری باید در ساختار فرهنگی کشور، سر جای خودش باشد» و به بهانه دین، نباید تاریخ و فرهنگ و تمدن یک کشور را نادیده گرفت و پاک کرد.
✳️ تمبرهای پستی: شاید توجه به تمبرهای پستی در اینجا، کمی عجیب باشد. دو روز پیش در موزه تمبر و اسکناس آستان امام رضا، نگاهی تطبیقی داشتم به تمبرهای پستی در دوره جمهوری اسلامی با دورههای پیشین. به سادگی میشد فهمید که نمادهای غالب تمبرهای کنونی، نمادهای نظام جمهوری اسلامی است؛ در حالیکه مثلا در تمبرهای دورههای پیشین، در کنار تمبرهای یادبود شاهان یا جشنهای حکومتی، تمبرهای بسیاری هم به ایران، فرهنگ، تمدن و بزرگان آن اختصاص یافته بود. تمبرهای موضوعی «هفت هزار سال تمدن ایران»، «بیست و پنجمین سده بنیانگذاری ایران»، «ورزشهای باستانی»، «هنر موسیقی»، «یادبود هزار و صدمین زادروز رودکی»، «یادبود هزاره فارابی»، «جشن هزار ساله ابنسینا»، «بزرگداشت فردوسی»، «هفتصد و هفتادمین زادروز سعدی»، «هفتصدمین سالروز درگذشت خواجه نصیرالدین توسی» و دهها مجموعه و سری تمبر دیگر که هر کدام معمولا چندین سال (و همزمان با انتشار دیگر تمبرها) منتشر میگردید و مقایسه آنها با این چند دهه، به خوبی نشان میدهد که توجه به نمادها و عناصر هویتی و ملی و تاریخی دیگر چندان در مرکز توجه نیست و به جای آن، بیشتر موضوعات تمبرها، مناسبتهای مرتبط با جمهوری اسلامی است (که اگرچه نیاز است، اما دلیلی نمیشود برای کمتوجهی به موضوعات ملی). به باورم میتوان با نشانهشناسی همین تمبرها، یک تحلیل جالب از ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی و مقایسه آن با دورههای پیشین نوشت.
✳️ همین توجه یکسویه به نظام و نادیده گرفتن موجودیت مستقلی به نام کشور ایران که هزاران سال پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی وجود داشته، باعث برداشتهای گاه نادرست میان مسئولان شده است. برای نمونه، در یادداشتی دیگر در اینجا نشان دادم که حتی حسن روحانی هم به نادرست، نظام را در جایگاهی بالاتر از ایران میبیند.
یادمان باشد اگر مصلحت کشور بالاتر از مصلحت حکومتها نشانده نشود، هیچ نظامی باقی نخواهد ماند که به فکر مصلحتش باشیم.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
@moghaddames
Post #219
4.92K