قرآنِ قدیمِ غیرمخلوق
بدیهی مینماید امّا گاه فراموش میشود که اگر الفاظ قرآن در این چهار ده قرن تغییر نکرده است، معانی آن امّا با زمان سفر کردهاند. ظروف این کلمات آشنا، بارها از معانی متفاوت پر و خالی شدهاند. هنوز بسیارند کسانی که تصوّر میکنند آنچه ما امروزه میخوانیم و فرض میکنیم، عیناً همان است که مخاطبان آن در قرن اول هجری درک میکردهاند. از الله و الرحمن و الرحیم تا ایمان و دین و اسلام و کفر و شرک و کتاب و غیر آن. بسیاری از این معانی یا مصادیق آنها حتی در فاصله یک قرن بعد گشته بودند تا چه رسد به چند سده بعد که مکاتب فکری و کلامی و عقیدتی شکل گرفته و روایت و تفسیر و تاویل خود را ساخته و نهادینه کردهاند. این همه بخشی از تاریخ متن است امّا آنجا که دغدغه جستجو و نزدیک شدن به معانی اولیه و محیط شکلگیری آن در کار است، تلاش زیادی لازم است تا اندک اندک آن معانی آشنای مرسوم کنار رود و نشانیها و مدلولات و پیام متن به مخاطبان ابتدایی آن بیشتر نمایان شود.
مقصود آن که گرچه هر تلاشی ابتدا از خواندن و تامل و پژوهش در خود متن، و نه تفاسیر آن، آغاز میشود، منتهی از یاد نباید برد که ای بسا در این الفاظ و عبارات آشنا، در آن زمینه و زمانه اولیه، معانی دیگری جای گرفته بوده. متن قرآن البته بسیار ویژه است و خصوصیاتی چون بیان عموما اشارتآمیز، زبان کهن و بعد البته شیوه جمع و ساختار و ترتیب و تنظیم و تکرارها به بازیابی آن روایت اولیه کمک نکرده است امّا به هر شکل میباید سراغ متن رفت. بازگشت به بحث آشناییزادیی، اینجا هم ترجمههای اندیشیده شده، که متن را از هندسه رایج آن بیرون میآورند، کمک میکنند تا برخورد ما با متن اندکی متفاوت شود. این اتفاق در زبان فارسی کمتر رخ میدهد به دلیل اختلاط و آمیزش زبانی و بعد سابقه بلند این اصطلاحات قرآنی در زبان و آثار مهم ادبی و عرفانی و انس و عادات ذهنی ما. همان اصطلاحات که آوردیم را دوباره ببینیم، ایمان و دین و اسلام و کفر و شرک و کتاب. یا به مثال ليلة القدر در فارسی هم شب قدر است منتهی مترجم فرنگی به ناچار باید دوباره به آن بیندیشد و معادلی بیاید و از اینجا آغاز کنیم تا اسامی سور و اصطلاحات و اشارات و عبارات.
در زبان فرانسه، بالای شصت ترجمه از قرآن نشان دادهاند. از برخی نوشتهام. از برخی دیگر، خصوصا ترجمه رژی بلاشر و ژاک برک هم باید بیشتر نوشت. امّا آنچه به وفور در عموم کتابفروشیها و در قطعها و صورتهای مختلف دیده میشود، قرآن چاپ عربستان است که با متن عربی هم همراه است و اینک به نظرم نزد عموم نوعی ترجمه مرجع شده است. ترجمه اولیه آن توسط یک مسلمان، محمّد حمید الله، صورت گرفته و ترجمه خوبی است و توضیحات جالبی هم دارد. گاه به مثال مینویسد که «این آیه مفهوم نیست» که از کمتر مترجم مسلمانی میخوانید یا در حاشیه ارجاعات به کتاب مقدّس آورده. امّا «مجمّع الملک الفهد» آن را برگرفته و با برخی تغییرات منتشر کرده است. قرآنپژوهان غربی هم، آنجا که صرف نقل قول است و نه بحثهای متنپژوهانه، به همین ترجمه «اسلامی» ارجاع میدهند تا کمتر محل بحث باشد. ناشر توضیحات حمیدالله را هم زدوده و پانویسهای دیگری بر متن افزوده است، گاه برخی توضیحات مرسوم چون اسباب النزول و گاه برخی نکات قابل بحث که علّت افزودن آن هم هیچ معلوم نیست.
امّا این جا نظرم به مقدّمه مختصریست که هیئت ناظر به عربی و فرانسه آورده و در آن ابتدا تاکید میکند که قرآن کلام خداست، شامل و کامل بر همه معانی (که مضمون بسیار رایج است) و البته غیرمخلوق. آنها که سابقه این بحث کلامی کهن را میدانند تعجب میکنند که براستی ذکر همچو عقیدهای که قرآن قدیم و غیرمخلوق است، در مقدمه همچو ترجمهای ضرورتی دارد؟ و شاید داشته است.
حاصل آن که اگر شما میبینید که به مثال مجتهد شبستری از سر احتیاط علمی برخی دیدگاههای پژوهشی را در باب کیفیت تاریخی شکلگیری قرآن قابل تامل و بلکه پذیرش دانسته تا آنجا که در برخی نظریات پیشین بازنگری میکند، هنوز، در عالم اسلام، چه راه بلندیست برای کسانی که تاکید و اصرار دارند قرآن نه احتمالا یک متن برآمده از یک جنبش سیاسی و مذهبی، یا نهضتی اصلاحگرایانه، یا تجربه دینی و اجتماعی پیامبر، یا کلام وحی شده توسط فرشتهای از غیب، یا صورت و انعکاس یک معنی قدیم مندرج در لوحی آسمانی، نه حتی فعل و کلام حادث خداوندی... بلکه به حرف و کلمه و جمله، همچون صفات قدرت و علم الهی، ازلی و قدیم و غیرمخلوق است و آن را چون باوری اصولی در ابتدای چاپ قرآنی میآورند که در ترجمههای مختلف آن امروزه احتمالا پرشمارترین چاپ قرآن در تمامی عالم است.
پ.ن.
بخاری و قرآن غیرمخلوق
.
گفتار کوتاهی در باب ترجمههای قرآن به زبان فرانسه
.
از آیین ترکان، کهنترین ترجمه قرآن به زبان فرانسه
.
از ترجمه کازیمیرسکی
.
Post #521
1.01K