TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.6K subscribers
Post #285 918
کازیمیرسکی، ترجمه قرآن، و دیوان منوچهری

یک،
پنج سال پیش بود که ترجمهٔ قرآن کازیمیرسکی به فرانسه، بعد از صد و پنجاه سال، دوباره منتشر شد، یعنی آن نسخهٔ ویراسته نهایی همراه با دیباچه و توضیحات خود او.

آلبرت بیبرستاین کازیمیرسکی از خانواده‌ای آلمانی‌تبار امّا ساکن لهستان بود که پس از شرکت در شورشی علیه سلطه تزارها به سال ۱۸۳۰ میلادی به فرانسه گریخت. در آنجا مطالعات شرق‌شناسی خود را ادامه داد و چند سال بعد، دُرُگمان (ترجمان) یا به واقع مترجم سفارت دولت فرانسه در عثمانی شد و از آنجا به سفارت فرانسه در ایران آمد. بعد هم که به اروپا بازگشت همچنان روابط خود را با ایرانیان حفظ کرد. فرهنگ لغت فرانسه-عربی کامل و کارایی دارد و چنان که آمد صاحب ترجمهٔ جدیدی از قرآن هم هست.

کازیمیرسکی ترجمه قرآن را قبل از سفر به ایران برای مجموعه‌ای به نام «کتاب‌های مقدّس شرق» تهیه کرد منتهی سفر به او فرصت بازبینی نداد. ناشر ترجمه را به سال ۱۸۴۰ با مقدمهٔ خود منتشر کرد. در این فاصله کازیمیرسکی برگردان قرآن خود را بازنگری کلّی کرد و علاوه بر آن پانویس‌های مختلفی بر ترجمه آیات آورد که با توجه به نگاه دقیق و باریک‌بینانه او هنوز خواندنی هستند. همچنین مقدّمه‌ای در باب قرآن و حوادث حیات پیامبر اسلام بر آن افزود که اینک، مثل هر متن پژوهشی دیگری، باید آن را در بستر زمانی خویش دید. آن کتاب در مجموعه‌ای به سال ۱۸۶۵ منتشر شد منتهی به طرز غریبی به چشم نیامد و همان چاپ ۱۸۴۰ رواج کلّی یافت و تا همین اواخر هم به عنوان ترجمهٔ اصلی شناخته می‌شد و حتی محمّد ارکون و دیگر اسلام‌شناسان هم اگر از ترجمه او استفاده کرده‌اند یا به آن ارجاع داده‌اند، هنوز همان نسخه آغازین بوده است.

گویی سرنوشت این ترجمه هم، در تنگنای سفر، مثل حکایت همان منوچهری است در گفتگو با نگار خود، که کازیمیرسکی به فرانسه بازگردانده بود:
نگار من، چو حال من چنین دید / ببارید از مژه باران وابل...
مرا گفت: ای ستمکاره به جایم / به کام حاسدم کردی و عاذل
چه دانم من که بازآیی تو یا نه / بدانگاهی که باز آید قوافل...

آن ترجمه در سفر، و در میان فرو هلیدن خیمه‌ها و طبل و تبیره قوافل و محامل و رواحل گم شد تا بعد صد و پنجاه سال، ژاکلین شَبی، که از او هم نوشته‌ایم، در نهایت نسخه منقّح ترجمه نهایی کازیمیرسکی را همراه با مقدّمات و پانویس‌ها دوباره بازیافت و منتشر کرد و به منزل رساند.

دو،
شاید همه ابیات این قصیده «الا یا خیمگی خیمه فرو هل...» را از نوجوانی در خاطر داشته‌ام. این ابیات هزارساله که شکوه شاهانه قصیده را به نمایش می‌گذارند مثل نمایشنامه‌ای است در چند پرده، آنجا که شاعر عاشق با معشوق ممشوق وداع می‌کند٬ آنجا که بر نجیب خویش می‌نشیند و پا در بیابانی سرد و سخت می‌گذارد٬ آنجا که راه می‌یابد و به کاروان می‌رسد٬ آن سپاس و مدح و دعایی که دارد...

در همین قصیده بیتی آمده که با همهٔ لطافت، خالی از ابهامی نیست یا دست کم واجد معانی مختلف است:
تو را کامل همی دیدم به هر کار / ولیکن نیستی در عشقْ کامل
حکیمان زمانه راست گفتند/ که جاهل گردد اندر عشق، عاقل

و پرسش اینجاست که حکمت راست حکیمان زمانه چه بوده است؟ این که عشق، جاهل را عاقل می‌کند؟ یا عاقل را جاهل؟ و ملامت آن نگار از چه روست؟ که این عاشق ناکامل، چنان که باید عاقل نیست تا سفر بگذارد و نگار خود را تنها، به کام حاسد و عاذل، نگذارد؟ یا هنوز آن قدر دست از این عقل سودجوی نکشیده است تا بداند که معشوق ممشوق همین جاست؟

وقتی ترجمه کازیمیرسکی را دیدم، اول از همه سراغ این بیت رفتم! برگردان او ساده و سرراست و بی‌مشکل است. می‌گوید «حکیمان زمانه راست گفتند که عاقل، از عشق بی‌خبر است» و به واقع «گردیدن» را به معنی «بودن» دانسته است. نظر به خصلت عاقلان دارد تا صفت تبدیل‌گری عشق. آن نگار به عاشق عاقل خود می‌گوید که تو عاقل بودی و خواهی ماند. به عبارت دیگر، نقصان تو در عشق، از سر کمال عقل توست!

به این معنی رضایت دهیم یا نه، نمونه‌ای دیگر از یاری ترجمه‌های اندیشیده است که وقتی کلامی را از هندسه زبان مبدا بیرون می‌برند، راه‌گشا می‌شوند، با آشنایی‌زدایی‌ و مجال دادن به معانی دیگری که گاه انس با زبان اصلی، یا ابهام ذاتی زبان، یا غلبه معانی مرتبط امّا متاخر همچون معانی عرفانی ادب فارسی، مانع ظهور آن‌هاست.

نگار خویش را گفتم: نگارا! نی‌ام من در فنون عشق جاهل
ولیکن اوستادان مجرَّب / چنین گفتند در کُتْبِ اوایل
که عاشق قدر وصل آنگاه داند / که عاجز گردد از هجران عاجل
بدین زودی ندانستم که ما را / سفر باشد به عاجل یا به آجل
ولیکن اتّفاق آسمانی / کند تدبیرهای مرد باطل...
.
Telegram K-A-Images
  • ❤ 18
More from @kariznotes
  1. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  2. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  3. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  4. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
  5. Sep 20, 2026بسامد واژگان مثنوی، در قیاس با ترجمه مثنوی در یادداشتی پیشین از این بسامد واژگان مثنوی گفت…
  6. Sep 18, 2026والس با بشیر... حال که از مستند (هنوز ندیده) نزا با دو کارگردان اسرائیلی آن گفتیم، از «وال…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →