TGViewer
Channel Public Channel
کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند

کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند

@farsi_but

< کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند >

📜گر که قامت تا کمر در زیر آوار خم شود
📜نیاسودیم هرگز تا که آوار ز خلق برداریم

🟩 دبیر کانون: @AssAssin_0100
🟧 روابط عمومی: @Dayeripour

🔗 لینک گروه کانون: @Farsibut
Subscribers
119
Photos
32
Videos
15
Links
26
Recent Posts 20 shown
Post #193 560
📣 به مناسبت بزرگداشت مولانا و شمس، کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند برگزار می‌کند:

🎬 نمایش فیلم «مست عشق»

«مست عشق» روایتی سینمایی از بخشی از زندگی مولانا و شمس و پیوند تأثیرگذار میان این دو شخصیت است. قصه‌ی مولانا و شمس، قصه‌ی یک دیدار است؛ دیداری که از دل آن، آتشی برخاست که هنوز پس از قرن‌ها در واژه‌ها و غزل‌های
مولانا زنده است.


📅 ۸ مهر ۱۴۰۵
⏰ ۱۹:۴۵ الی ۲۱:۴۵
📍 سالن آمفی‌تئاتر دانشگاه صنعتی بیرجند

🚌 سرویس رفت و برگشت برای خواهران فراهم است.

@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب
  • ❤ 3
Post #192 36
عشق آمدنی بود، نه آموختنی. 🌹
-شمس تبریزی


بزرگداشت شمس تبریزی، عارف شوریده و یار دیرین مولانا، گرامی باد. 🕊️

یاد و نام آن مردِ عشق و حقیقت، که شعله‌ی وجودش در جان مولانا افروخته شد و چراغی ماندگار در فرهنگ و عرفان ایرانی برافروخت، گرامی باد. ✨

-زندگی‌نامه کوتاه شمس تبریزی☀️:
شمس‌الدین محمد بن علی بن ملک‌داد تبریزی، عارف و صوفی نامدار ایرانی، حدود سال ۵۸۲ هجری قمری در تبریز زاده شد. او از جوانی به سفر پرداخت و در جست‌وجوی انسان‌های اهل معنا و حقیقت، شهرهای مختلف را پشت سر گذاشت. شمس برخلاف بسیاری از عالمان و صوفیان زمان خود، نگاهی بسیار آزاد، صریح و تجربه‌محور به عرفان داشت.
مهم‌ترین اتفاق زندگی او، دیدارش با مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در قونیه در سال ۶۴۲ هجری قمری (۱۲۴۴ میلادی) بود. این دیدار رابطه‌ای عمیق و سرنوشت‌ساز میان آن دو ایجاد کرد و اندیشه و شعر مولانا را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.
پس از مدتی، شمس قونیه را ترک کرد و دوباره بازگشت، اما سرانجام در حدود سال‌های ۶۴۵ هجری قمری ناپدید شد. درباره سرنوشت نهایی او روایت‌های گوناگونی وجود دارد و جزئیات آن قطعی نیست. آرامگاهی منسوب به شمس در خوی وجود دارد.
گفته‌ها و گفتگوهای او بعدها در مجموعه‌ای به نام «مقالات شمس تبریزی» گردآوری شد؛ این اثر بیشتر مجموعه‌ای از سخنان، گفتگوها و مواعظ اوست، نه کتابی که شمس به شکل امروزی از ابتدا تا انتها نوشته باشد.
  • ❤ 1
Post #190 122
به رسم ادب و بزرگداشت استاد شهریار 🖋️✨

@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • 🔥 2
  • ❤ 1
Post #189 767
زندگی شد من و یک سلسله ناکامی ها
مستم از ساغر خون‌جگر آشامی ها

بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت
شادکامیم دگر از الفت ناکامی‌ها

بخت برگشته ی ما خیره سری آغازید
تا چه بازد دگرم تیره سرانجامی‌ها

دیر جوشی تو در بوته‌ی هجرانم سوخت
ساختم اینهمه تا وارهم از خامی‌ها

تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
گر نمردم من و این گوشه‌ی گمنامی‌ها

۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد 📚


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 5
Post #188 783
بیا تا باده بنویسیم و شعری را بسان نوشیم
بیا تا جام لبریزی ز صبرم را زهی پوشیم

ز تربت لعل هرمزگان به چشمان سرمه افشانیم
خزر را هلهله گویان به صد بیگانه نفروشیم

صبا گر شهرمان چون سوخت لیکن ریشه‌مان باقی
اصالت را غنی از عهد دقیانوس و از شوشیم

خزانم را مَبین حالا، گلستانی چه بود ایران
بدان ققنوس این خاکیم مپندار شعله خاموشیم

کجا دیدی بسان تختی که جمشیدش روا دارد
بُود کان شاه را خوش یُمن کین بر خویش می‌جوشیم

ز حافظ غرق ابیاتیم ز سعدی کوه اندرزیم
به شهنامه شدیم وارث خردمندانه می‌کوشیم

چو کاوه گرز بر دستیم و تیری در کمان داریم
وز آرش خون سرخی را به تن جانانه اَخروشیم

جدالی بین آن دستان و آن اسفندیاران شد
پر افکندیم به اختر، رستمی را نوشداروشیم

عدالت‌نامه‌ای از گِل، عطا شد عالمیان را
بخواب آسوده ای کوروش ما بیدارو برگوشیم

سکان داران ساحل را به دریا حکم طوفان نی
شنو فرزند ایرانیم چو جاویدانِ داریوشیم


-هزاردستان🪶


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 6
Post #186 154
شیوه نامه جشنواره رویش (1).pdf1.6 MB
📣 اطلاعیه جشنواره رویش

درود و مهر دوستان عزیز 🌸
امیدوارم هرکجا که هستید، در سایه مهر و محبت ایزد منان باشید.

شیوه‌نامه جشنواره «رویش» رو براتون قرار دادیم. 📄

در صورت تمایل می‌تونید شیوه‌نامه رو مطالعه کنید و بخش مربوط به حوزه ادبیات رو بررسی کنید.

اگر اثری دارید که مطابق با بخش‌ها و شرایط اعلام‌شده در شیوه‌نامه هست، می‌تونید اثرتون رو برای ما ارسال کنید تا در جشنواره شرکت داده بشه. 🌱

-مهلت ارسال آثار تا ۱۹ شهریور ماه میباشد.

📖 منتظر آثار ارزشمند و قلم‌های زیبای شما هستیم. ✨
  • ❤ 2
Post #185 837
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند


-حضرت حافظ


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 4
  • 😭 1
Post #184 150
شهره‌ی عام شود عشقی که داستان دارد
خرمنی گل قصه گوید، که گلستان دارد

سوره‌ی یأس نخوانم ز پس معرکه‌‌ که
با غم خویش مصیبت چو مستان دارد

عشق اگر حق باشد کَس ز خود وا می‌رهد
نِه به عمری که سراسیمه چیستان دارد

همچو دُردانه به کف، در پسِ بحرِ سَهَف
شده دربند محبت که چو دوست‌آن دارد

کوی لیلی چو نهادینه شده در سر وی
تن به بند هم باشد فکر کوهستان دارد

واپسین مرهم هر عاشق دل زارِ خراب
کوهِ دوست دارد و نی، کوهِ دوستان دارد

به تن و عطر تنش یار، آراست جامه
و ز بوی، خرقه مقام رخت بستان دارد

عاشقْ جان به کف اما در خیال معشوق
هر محبت حکمی چو داد و ستان دارد

مَرقدِ مُرشدِ مِیخانه مَنارِ مِی‌ خوران
گو کدامین شیخ کین زائر و آستان دارد

گر رخ و سیما رَوَد وز منظرم جانا فِتد
سر سودایی سلامت که دستان دارد


-هزاردستان🪶


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • 🔥 2
  • ❤ 1
Post #183 150
شعری که از آن خون نچکد ننگ دفتر است..🪶


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 2
Post #182 164
خوشا کنکور و وضع بی مثالش😅
و آن دلهره ی آخر سالش

خوشا رتبه و اعلام نتایج،
ک سهم ما نبوده شور و حالش

در آن ساعت نحس، لحظه ی اعلام
بمیرم؛ مادرم شوریده حالش

ولی این رنج تنها آنِ ما بود؛
سوال و تست خوراک و نان ما بود

کدام قانون و اجرای دقیقش؟!
عدالت، خفته در زمان ما بود

یکی با بار سنگین کتابش،
دویده تا نفس در التهابش

ز رنجِ خستگی و زحمت پوچ
نماند دیگر توانی در رکابش

یکی بار کتاب بر دوش کشیده
ولی آخر ب کامش نرسیده

یکی با پول و موقعیت بابا،
میانبر زده و کنکور خریده

مپرس از وضع کنکوری و حالش
مگویید پس کو آن توشه ی سالش؟

مپرسید پس کو آن وعده ی پرواز؟
ز پرواز مانده او، زخمیست بالش..❤️‍🩹


خوشه🌾


حال و هوای کنکوری این روزها من رو برد به زمان کنکور خودم...💔
  • ❤ 7
Post #181 155
در شبِ تیره‌، آن ساغرِ جانانه چه سود
سخنِ عقل به مزاجِ دلِ دیوانه چه سود

گر نثارِ یارِ دیگر شعله‌ی عشق اَفروخت
عنبرِ تیره‌دلی به بالِ پروانه چه سود

صنما، سِرِّ درونم که رَوا نیست نهان
قلمِ مُنفَرِدَم ز طبعِ شعرانه چه سود

در پیِ گردشِ اَیّام دَرین هیچِ فلک
دوریِ باده و بادآورِ مِی‌خانه چه سود

گر نهادی کاخِ سعدی به قلبی، شاهی
وَرنه هر تاج و تَختِ، شاهانه چه سود

روزگاری که وفا وصله‌ی یک سیم و زرِ
باغبانی ز پَرِ نرگسِ دُردانه چه سود

جامِ صبرم چو آغشته به مِی کُن ساقی
که سَماعِ غمِ من بی‌ مِیِ مستانه چه سود

رویِ رُخسار به طراوت، سرازیر گردد
چو نباشد بلبل چهچهه خوانانه چه سود

به مُرادم هَوَسی نوش ز پیمانه مکن
شبِ هجران، خُم و لعلِ شَهدانه چه سود

چه بسا شعر و غزل بر تنِ دفتر تازید
تا هزاران غمی بر تنِ دَستانه چه سود


-هزاردستان🪶


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 4
Post #180 135
خوشا آنانکه پا از سر ندونند
مثال شعله خشک و تر ندونند
کُنِشت و کعبه و بت‌خانه و دِیر
سرایی خالی از دلبر ندونند


-بابا طاهر


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 4
Post #179 139
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست


-حضرت حافظ


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 2
Post #178 157
روزی عارفی سال‌ها در خلوت به دنبال راز و نیاز با خدا بود پس از سال‌ها پیش پیر دانایی رفت و گفت: «آنچه را یافته‌ام نمی‌توانم به زبان آورم.»
پیر لبخند زد و او را به خانه می‌برد.
باده فروش جامی پیش روی عارف گذاشت و
گفت: «بنوش.»
عارف جرعه ای چشید و ناگهان به گریه افتاد.
پیر پرسید: «چه دیدی؟»
گفت: همان رازی را که سال‌ها در کتاب‌ها بوده و
خلوت ها میجستم.»
پیر گفت پس دانستی که بعضی رازها را ممکن است نشنود؛ باید چشید.»
حافظ می‌گوید: عارف راز را نگفت، اما باده فروش از آن باخبر بود؛ زیرا راز عشق در زبان نیست در دل چشیده است.


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 5
Post #177 146
این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد
دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد


-خیام


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 2
Post #176 239
ندیدم خوش‌تر از غم که پنهان پشت لبخنده
و این شوریده بازار پر از غلغه‌ی تجار قنده

ز کرمان پیشکشی تقدیم هر آنی که دل‌خونه
همین جمله که میگویم، دلم ور باد و ور بنده

به شهدِ عشقِ معشوقی نهایت آدمی خندست
غمِ شیرینِ شیرین بود چنان کوه و کمن کنده

حکایت شد ز کوهستان که اشک مرد رودیست
ولی باریکه‌ای بیش نیست از آن دریای کوبنده

صَدان کیش و هزار آیین شده تقدیس هم آدم
نگفتند، چو قدیس شد همان دردهای سوزنده

شکافِ دل غرس کردم چو از سینه نِی‌ای روید
نوازید نِی چو غم بادی، چه نیزار گشت زارنده

که ضرب‌المثلی گوید بَرَد آنچه که باد آرد
ولی این بار غمی آمد، مثل را کرده شرمنده

و غم آورده‌ای باشد ز سرمستی رندان و
گرت جامی به کف آمد بجا آور غمِ بنده

برآمد موج سیلابی به چشمانِ خُم‌آلودی
مرا در بر مِی غرق کرد همان چشم درنده

میازار غم به وقت عشرت و احوال سرخوش
کز غروبی می‌پرد از شانه‌‌ات هم این پرنده


-هزاردستان🪶


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 4
Post #175 233
در این چندخط برایت از غم ایران جان گویم
روایتهای تلخی از دیار سیستان گویم

200 شاخه گل شاداب، بُستانی به گلدان کاشت
به یک گلدان تاریخی ک بر پیکر ترکها داشت

گلی از شرق، گلی از غرب، گلی همشهری من بود
زبان من نمیچرخد، درآن گلدان 200 تن بود

گمانم آذرخشی بود ب آن گلدان زخمی خورد
گلان را عمر طولانی به خواب دسته جمعی برد

کنون من ناله ای دارم، ز مغز استخوان خیزد
وجودم سوخت ای مردم، کسی آبی خنک ریزد

به هنگامی ک حقش را یزیدی با وَلَع میخورد
جوانم آرزویش را به زیر خاک سرد میبرد

بمیرد بانی اش آخر،قرار بود مرد برگردی
نه با پیراهنی از خون و رویی زرد برگردی

دگر ن صلح میخواهم نه آن رویای آزادی
ک دیگر من نخواهم دید تورا در رخت دامادی



تسلیت ب تمام ایران و خانواده های داغدار حادثه ی ایرانشهر💔🖤



-خوشه🌾


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 4
  • 💔 4
  • 😭 1
Post #174 162
حرف دل نیست؛ ولی تقدیر است
قاصدک! خاطره ات خواهد مرد

بی نوا دل که از این پس دیگر
غم آن خاطره را خواهد خورد

میسپارم ب خدا حالت را
باد امشب تورا خواهد برد
🥀

-خوشه🌾


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 7
Post #173 234
نبینم روزگاری را که دستان ز یاد بُرده
کجا آن قعر تنهایی، کجا این قاتلِ عقده

چشیدم طعم قحطی و فقر شعله‌افروز را
ولی مِنّت نجوییدم ز هر جماعتِ لوده

به جنگل سبز بودم که رفت بیشه به یغما
منم آن بچه‌ شیری که شد شیرشاهِ زبده

و چو ایستاده نخلی به بیابانی سوزناک
که بی سر هم بگردم باز بِرویم من ز کُنده

تو با رویا همان اول نشستی، و من بودم
خزاندم سینه به رویا با نیزه‌ای در گرده

اگر مجموعِ این عالم، ستم را نیک پندارد
نباشم من ز این عالم، و موری را نیازرده

به گیتی حقی دارم، توانستم که میگیرم
اگر نَتوانَمَم نوشش هر آن‌کس حقم خورده

طنابی را بیاویزم که جنسش از امیدواری
برایِ دارِ آن واژه که شعر را کرده افسرده

و امید، ستونی به این عرشِ بلند است
که جانِ غنچه انگیزد بر نرگسِ پژمرده

خلاصه پدرم گفت از آنچه بودم و هستم
که من ققنوسی گشتم از آن خاکسترِ مرده


-هزاردستان


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 8
Post #172 177


نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد.


-هوشنگ ابتهاج


@Farsi_but | 🪶..کانون شعر و ادب فارسی
  • ❤ 1
  • 🕊 1
Older posts →

About this channel

How can I read @farsi_but without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند have?
کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند (@farsi_but) has 119 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون شعر و ادب فارسی دانشگاه صنعتی بیرجند know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →