#چهل_حدیث
🔆
حدیث ۴۵: انقطاع وحیعِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ قَالَ: أَرَدْنَا أَنْ نَخْرُجَ فَجِئْنَا نُسَلِّمُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ كَأَنَّكُمْ طَلَبْتُمْ بَرَكَةَ الْإِثْنَيْنِ فَقُلْنَا نَعَمْ فَقَالَ وَ أَيُّ يَوْمٍ أَعْظَمُ شُؤْماً مِنْ يَوْمِ الْإِثْنَيْنِ يَوْمٍ فَقَدْنَا فِيهِ نَبِيَّنَا وَ ارْتَفَعَ الْوَحْيُ عَنَّا لَا تَخْرُجُوا وَ اخْرُجُوا يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ.
📘الكافي، ج۸، ص۳۱۴
ترجمه:
از ابو ایوب خزاز روایت شده است که گفت: میخواستیم [از مدینه به سوی عراق] خارج شویم. آمدیم تا بر امام صادق (ع) سلام [و با ایشان وداع] کنیم. فرمود: گویا [برای این امروز میخواهید بروید که] برکت روز دوشنبه را میجویید. گفتیم: آری. فرمود: چه روزی شومتر از روز دوشنبه است؟ روزی که در آن پیامبر خود را از دست دادیم و وحی از ما قطع شد. بیرون نروید؛ بلکه روز سهشنبه بروید.
۱. سند این روایت طبق ارزیابی سنتی، اصطلاحاً موثق است (مرآة العقول، ج۲۶، ص۴۱۵).
۲. شبیه این حدیث از علی بن جعفر از امام کاظم (ع) نقل شده و در آن آمده است: «يَوْمٍ مَاتَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ انْقَطَعَ فِيهِ وَحْيُ السَّمَاءِ وَ ظُلِمْنَا فِيهِ حَقَّنَا» (الخصال، ج۲، ص۳۸۵؛ قرب الإسناد، ص۲۹۹). به احتمال زیاد اصل روایت علی بن جعفر، همین روایت ابوایوب بوده است (نک:
بازشناسی منابع کتاب علی بن جعفر).
۳. روایت دیگری از محمد بن ابی الکرام نقل شده که شبیه روایت ابوایوب است و ممکن است دو نقل از یک ماجرا باشد. در آن آمده است: «إِنَّهُ لَيَوْمٌ مَشُومٌ فِيهِ قُبِضَ النَّبِيُّ ص وَ انْقَطَعَ الْوَحْيُ» (المحاسن، ج۲، ص۳۴۷)
۴. انقطاع وحی و نبوت، منافاتی با امتداد انواعی از ارتباط غیبی مانندِ «تحدیث» ندارد.
۵. این روایات با عقاید اهل تفویض سازگار نیست؛ زیرا به نظر مفوضه، وحی و نبوت، امری نمایشی بود و چیزی بر پیامبر (ص) و امام نمیافزود که با انقطاع آن چیزی از دست برود! به ادعای آنان، وحی به امر و خواستِ خود پیامبر (ص) و امام است و انقطاع آن معنی حقیقی ندارد و اساساً فرقی میانِ رسول و امام متصور نیست و جبرئیل رهاوردی ندارد که کسی حسرتش را بخورد؛ بلکه طبق مبانی آنها قرآن نهایتاً در حد دیگر سخنان عادی پیامبر و امام است!
۶. در فرهنگ عمومی مسلمانان، انقطاع وحی، مصیبتی بزرگ است که اندوهِ فقدان رسول خدا (ص) را مضاعف کرده است. این تلقی در روایاتِ آنها بازتاب یافته است. در زیر ۹ نمونه ذکر میشود که البته بیشتر آنها ضعیف و حتی برخی از آنها به نظر ما جعلی است (مثلا مورد «ب»)؛ ولی نشاندهنده رواج تلقی مذکور در فضای کتب اخبار است و در عین حال برای احتجاج بر مفوضه که کاری به اعتبار روایات ندارند، به کار میآید:
به امیرالمؤمنین (ع) نسبت دادهاند:
الف) «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ ...» (نهج البلاغة، خطبه ۲۳۵؛ و نیز نک: الأمالي للمفيد، ص۱۰۳؛ التعازي للمبرد، ص۴۰؛ أمالي الزجاجي، ص۱۷۵)
ب) يَا حَبِيبِي انْقَطَعَتْ عَنْ مَنْزِلِي أَخْبَارُ السَّمَاءِ وَ فَقَدْتُ بَعْدَكَ جَبْرَئِيلَ فَلَا أُحِسُّ بِهِ (خصائص الأئمة، ص۷۲)
به حضرت فاطمه نسبت دادهاند:
ج) يَا أَبَتَاهْ، انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ (دلائل الإمامة، ص۱۳۱)
د) قَدْ كَانَ جَبْرَئِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا / فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ الْخَيْرِ مُحْتَجِبٌ / فَكُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ / عَلَيْكَ يَنْزِلُ مِنْ ذِي الْعِزَّةِ الْكُتُبُ (الأمالي للمفيد، ص۴۱)
ه) يَا أبتاه انْقَطع عَنَّا أَخْبَار السَّمَاء وَلَا ينزل الْوَحْي إِلَيْنَا من عِنْد اللَّه أبدا (الثقات لابن حبان، ۲/ ۱۶۳)
و) إنا للّه و إنا إليه راجعون، انقطع عنا و اللّه خير [صحیح: خبر] السماء (مقتل الحسین للخوارزمي، ص۱۲۴)
به خویشاوندان رسول خدا (ص) نسبت دادهاند:
ز) نَبْكِي لِفِرَاقِكَ إِيَّانَا، وَ لِانْقِطَاعِ خَبَرِ السَّمَاءِ عَنَّا (الأمالي للطوسي، ص۱۲۲)
از ام ایمن روایت کردهاند که میگفت:
ح) «إنما أبكي على الوحي إذ انْقَطَعَ عَنَّا مِنَ السَّمَاءِ.» / «إِنَّمَا أَبْكِي عَلَى خَبَرِ السَّمَاءِ» (الطبقات الكبرى ط العلمية، ۸/ ۱۸۱).
توصیه شده در زیارت رسول اکرم (ص) گفته شود:
ط) فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ (الجعفريات، ص۷۶؛ و نیز نک: جمال الأسبوع، ص۳۰)
#علم_غیب
@Alasar_1