شماره: ۲۷
با سلام و عرض ادب
اشنایی با مجموعهی انتشارات سایه سخن در سالها پیش درست زمانی اتفاق افتاد که به شدت درگیر مثلث نجاتدهندهای بودم که مرا از خودم دور کرده بود، با کتابهای اثربخش انتشارات که آشنا شدم، بسیاری از آنها را مطالعه و زندگی و راهنمای حرفهام کردم.
به خوبی در خاطرم هست در آن روزها، ناجی خانواده بودن، جای زیستنِ خودم را گرفته بود و هر روز در نقش قربانی یا آزارگر، از خویشتن خویش دورتر میشدم.
اما نقطهٔ عطف، آشنایی با «#تئوری_انتخاب» و «#واقعیتدرمانی» بود. این کتابها به من یادآوری کردند که تنها کسی که میتوانم کنترل کنم، خودم هستم و آرامش، بیرون از من نیست؛ بلکه در کیفیت رابطهام با انتخابهای خودم است. کم کم از نقش ناجی فاصله و مسئولیت زندگیام را پس گرفتم.
«#سیلی_واقعیت» اما سختترین و صادقانهترین همراه من بود. آموختم که پذیرش واقعیتهای تلخ، نه شکست، که آغاز رابطهای بالغانه با زندگی است. این کتاب به من گفت که رنج که میآید، باید روبرویش بایستم، نه پشت آن پنهان شوم.
و «#تله_شادمانی» پرده از یک توهم بزرگ برداشت؛ اینکه شادی یک مقصد نیست، بلکه حاصل زیستن همسو با ارزشهای عمیقتر است. «#همه_جادهها_از_ما_آغاز_میشود» هم درسی محوری داشت: تغییر، از درون ما شروع میشود، نه از تقلای بیحاصل برای تغییر دیگران.
«#از_شادکامی_تا_بالندگی» اما مفهوم شادی را برایم متحول کرد. فهمیدم که بالندگی، درست در دلِ چالشها معنا پیدا میکند؛ اینکه ریشههایت را عمیقتر کنی تا بتوانی قد بکشی.
و کتاب ارزشمند «#اعتیاد_مثبت» به من آموخت که به جای جنگیدن با عادتهای کهنه، عادتهای تازه و نیروبخشی بسازم که خودشان، جای خالی را پر کنند.
«#مسیری_هنرمندانه_به_سوی_ذهنآگاهی» نگاهم را به زندگی تغییر داد؛ هر لحظه را چون بوم نقاشی دیدم که میتوانم رنگهای تازهای به آن بزنم، حتی در میان روزمرگیهای بیرحم.
و «#زندگی_در_صدف_خویش_گهر_ساختن_است» عمیقترین درس را به من داد: ارزش من، به تأیید دیگران وابسته نیست؛ من خودم، درونِ همین صدفِ وجودم، گوهری هستم که باید صیقلش دهم.
در مسیر رابطه ام، «#ازدواج_بدون_شکست» به من یادآوری کرد که هدف، یافتن فرد بینقص نیست، بلکه ساختن رابطهای است که در آن هر دو نفر جایی برای رشد داشته باشند.
و «#عمل_عاشقانه» به من فهماند که عشق، یک احساس زودگذر نیست؛ یک انتخاب آگاهانه و روزمره است؛ حتی وقتی دلت سرد است، باز هم میتوانی عاشقانه رفتار کنی.
خواندن کتاب نفیس ، «#تو_آنچه_میپنداری_نیستی» مرا از قفس برچسبها و نقشهای محدودکننده رها کرد. فهمیدم من فراتر از آن «ناجی»، «قربانی» یا «آزارگر» قدیمی هستم. من موجودی پویا، در حال رشد فکری و ذهنی دائمی و بسیار فراتر از افکارم هستم .
و «#عشق_چیست» پرسشهایم را از «چه کسی دوستم دارد» به «من چطور میتوانم عاشقانهتر با خودم و جهان رفتار کنم» تغییر داد.
این کتابها و چندین کتاب دیگر انتشارات وزین سایه سخن فقط خوانده نشدند؛ با من زندگی کردند. هرکدام پلهای بودند برای عبور از قربانیبودن به سوی زیستنِ آگاهانه. و امروز، در کار و زندگیام، واژههایی مثل «انتخاب»، «مسئولیت»، «بالندگی» و «ذهنآگاهی» برایم معانی تازهای دارند که مدیون قلمِ روان نویسندگان و مترجمان این آثار و انتخابهای هوشمندانهٔ انتشارات سایهسخن هستم.
سپاس که این مسیر تحول را برای من و بسیاری دیگر ممکن کردید.
ارادتمند شما
ژاله مریدی _ بندرعباس
روانشناس. مشاور. زوج درمانگر
#کامنت_شما
🆔
@Sayehsokhan