▫️
🖋 به نامِ خداوندِ ...
دربارهی یک سازهی پرکاربرد (۲)
. . . . . . .
دنبالهی ... بسمالله در تفسیرهای عربی
بازخوانیکنندگان قرآن در رویارویی با دشواری معنای «بسمالله» از ابنعباس برخواندهاند که: بسمالله معناه ابدأ بسمالله و اتبرَّک باسمالله و افتتح باسمالله، الذی یتأله فیالحوائج (سورآبادی۱، صـ۱۲). میبدی نوشته است: «معناهُ بدأتُ بسمالله فابدؤا. میگوید درگرفتم به نام خویش، در پیوستم به نام خویش و آغاز کردم به نام خویش، درگیرید به نام من، در پیوندید به نام من، آغاز کنید به نام من.»
زمخشری پیشینهی کاربرد «بسم ...» را در میان بتپرستان مییابد، «مشرکان، تسمیه را با نام خدایان خویش آغاز میکردند و میگفتند باسم اللات، باسم العزّی.» او فعل نیامدهی (مقدر) این آیه را «أقرأ» میخواند: بسمالله أقرأ، یا أتلو. در خواندن بسمالله، همواره «کاری که بسمالله برای انجام آن بر زبان آمده، مقدر است» (صـ۲۴). از سخنان زمخشری درمییابیم که او «بـِ...» بسمالله را از گونهی نحویِ «استعانت» میداند: از خدا یاری میجویم برای خواندن (أقرا) ... اگر بپرسند: «تعلق اسم خدا به قرائت به چه معنی است؟» باید گفت، انجام هر کاری، هنگامی ارزش مییابد که «در آغاز آن کار نام خدا را به یاد آورد»، و نیز، «با تبرک جستن به نام خدا میخوانم.» (صـ۲۵). او در روند بازخوانی خود از رویایی با یک دشواری بزرگ هم بیمی ندارد: اگر بپرسند، «خدای متعال چگونه میفرماید: با تبرک جستن به نام خدا میخوانم؟» پاسخ میدهد: خداوند در اینجا از زبان بندگان سخن میگوید، «چنان که کسی از زبان دیگری شعری را میخواند.»
از دید زمخشری، یادآوری نام خدا، نشانهی ستایش، بزرگ و گرامی داشتن او است. او چیزی نمیگوید، اما روشن است که ستایش در اینجا از راه فعل «میستایم» یا «آغاز میکنم» برگزار نمیشود؛ خودِ ساخت، با قرار دادن نام خداوند در ردهای برتر از انسان، پیوند بالا و پایینِ خداوند و انسان را بازنمایی میکند.
سخنان زمخشری، پیچیدگیِ روندِ واکاوی دستوری و معنایی این کاربرد را از دید بازخوانیکنندگان قرآن آشکار میکند. جستوجوی سازهی نیامده (أقرأ، أتلو، آغاز میکنم)، اما ناگزیر برای خواندن بسمالله ... از دید بازخوانیکنندگان، و دوسویگی آن (آغاز به نوشتن، آغاز به خواندن)، نشانهی پیچیدگی دریافت این کاربرد در آغاز سورههای قرآن است.
سکههای عربساسانی
بر پایهی گزارش شمس اشراق، عربها از سال ۳۱ هجری زدن سکهها را در ایران آغاز کردند. به این سکهها عربساسانی میگویند. یکی از نخستین سکهها، درهم یزدگرد سوم است که روی آن به خط کوفی، «بسمالله» دیده میشود (نخستین سکهها در امپراتوری اسلامی، صـ۶۶).
پس از روی کار آمدن عربها در ایران، سکهها را تا سالها به همآن روش گذشته میزدند. بر سکههای ساسانی، چهرهی شاه دیده میشد. در کنار آن، گزارهی «چهر از ایزدان» پیوند شاه را با ایزدان یادآوری میکرد. این گزاره بر سکهای از شاهپور نخست آمده است، «مزدیسن بغی شهپوری ملکان منوچتری من یزدان: مزداپرست خدایگان شاپور، شاه شاهان ایران که نژاد مینوی از یزدان دارد». (ملکزاده بیانی، پژوهشی در سکه ساسانی، صـ۱۸). توماس آن را در سنگنوشتهی نرسه در شاپور نیز خوانده است (Sasanian Inscriptions, 104).
پس از شاپور دوم، این گزاره را نیز از سکهها کنار گذاشتند. به دستور عبدالملک، پیکربندی ساخت سکهها دگرگون شد. چهرهی شاه ساسانی را برداشتند، خط پهلوی کنار رفت، و گزارهی «بسمالله» بر زمینهی نمادهای تازهای پدیدار شد. از شیوههای زدن سکههای ساسانی، نمیتوان به این آگاهی رسید که «بسمالله» را به جای گزارهی «به نام یزدان» بازنویسی کرده بودند.
سازهی زبانی به نام خدا
در برگردانهای قرآن به پارسی، سازهی «به نام خداوندِ ...» آرام آرام، پدیدار شد. در برگردان بلعمی آمده است: «به نام خدایِ مهربان بخشاینده.» اما سورآبادی، در برابر بسمالله نوشت: «به نام خدایِ سزاوار پرستش.» در اینجا سزاوارِ پرستش، سازهای است که در نوشتار عربی سوره دیده نمیشود.
در ساخته شدن «به نام خداوندِ ...» سه فرآیند زبانی به کار افتادهاند. نخست، همگرایی Pat فارسی میانه (مکنزی Pad، اوستایی paiti) با «به»ی فارسی (فرهوشی: «به، برای، بوسیله، در»)؛ دوم، همگرایی «بـِ ...» آرامی ـ عربی با «به»ی فارسی؛ سوم، جابهجایی «اسم» عربی با «نامِ» فارسی است.
هستهی معنایی «pat/ pad» در فارسی میانه، «سو/ سوی» (کشیدگی یا جهت) است، از آن، معنای «در برابرِ» (پیشِ، مقابلِ) را نیز دریافتهاند (نک.: حسندوست، «به»). بـِ.. در معنای «در برابرِ»، یادآورِ سنجش جا/ جایگاه است.
👉🏼پارهی دیگر هماین یادداشت
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1552
38