▫️
🖋 به نامِ خداوندِ ...
دربارهی یک سازهی پرکاربرد (۱)
. . . . . . .
به نام خداوندِ جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
(سرآغازِ شاهنامه)
کارِ نامگذاری
«به نام خداوندِ ...» در آغاز زباننوشتههای کهن فارسی به چه معنا است؟ این سازهی زبانی از کجا آمده و چگونه به کار افتاده است؟ انسانها از دیرباز چیزها و خدایان را نامگذاری میکردند. نامگذاری، روش برگزیدهی بازشناسی و ستایش بود. انسانها با نامگذاری، یک چیز را از میان چیزهای دیگر برمیکشیدند و میان آنها مرزبندی میکردند. آنان با مرزبندی بر یکتایی چیزها دست میگذاشتند.
سرودههای زرتشت با ستایش مزدا و «خشنودی» آفرینگان اهورامزدا آغاز میشود: «ای مزدا! ... تو را نماز میگزارم ... [بادا] با کردارهای اشه ... گوشوروَن (روانِ آفرینش) را خشنود کنم.» (یسنه، هات ۲۸، دوستخواه). سرآغازها در گاهان نیز، همهجا با یادآوری «خشنودیِ ...» آفرینگان همراه است. «به نامِ ...» در اوستای کنونی، دیده نمیشود.
روشهای نامگذاری
بازنمایی کردوکارِ چیزها یکی از کهنترین روشهای نامگذاری است، از این دیدگاه، کارآمدی آفرینهها توانایی خداوند را بازنمایی میکند: «خشنودی یَشْتَر، ستارۀ رایومَندِ فرّهمَند و سَتَویسِ آبرسانِ توانای مزداآفریده را» (تیریشت، دوستخواه). در اینجا، نوشته با آرزوی خشنودیِ دو آفریدهی مزدا بر پایهی کارکردهای «رایومندی» و «آبرسانی»، آغاز شده است. خشنودی دو آفرینهی ایزدی، یادآوریِ سزاواری کنش آفرینش مزدا و گونهای ستایش او است. بر پایهی آیینهای دیرینه، انسانها برای آن که خشم خدایان را فروبنشانند، یا نیروهای سرکش را به آرامش درآورند، در پی خشنودی آنان برمیآمدند.
شماری از نوشتارهای کهن فارسی نیز با سپاس و ستایش یزدان آغاز شده است. در الابنیه میخوانیم: «سپاس باد یزدان دانا و توانا را که آفریدگار جهان است.» این روش در ردهای از نوشتههای دیگر دنبال شده است، غزالی در کیمیای سعادت: «شکر و سپاس فراوان ...»، گلستان سعدی: «منت خدای را ...»، و ...
گذشته از کارکرد، دو شیوهی دیگر نامگذاری بر تبارشناسی و یادآوری جایگاه استوار بوده است. در تبارشناسی، رشتهی پیوستگی چیزها با گذشته، ارزش شناسایی آن را بازنمایی میکند. در یادآوری جایگاه، یکتایی چیزها به پیوند آنها با جا/ جای برمیگردد.
در زبان عربی، پیوند تبارشناختی، روشی دیرپا در شناسایی بود. کاربرد «ابن»، و «بنت»، هماین پیوند را بازنمایی میکند. اما خداوند، گذشته ندارد، بیتبار است؛ پس، پیوند تبارشناسی در نامگذاری خداوند، به کار نمیآید. در قرآن، یادآوری خداوند با «اسمِ» او همراه است. اسم چیست؟ و آمدن اسم در آغاز سخن، چه کارکردی دارد؟ در بازخوانیهای کهن از قرآن، اسم را به چند گونه بازخوانی کردهاند. سورآبادی از دو گونهی بنیادی یاد کرده است: «از وَسم و سِمَت گرفتهاند و آن نشان بود، ... زیرا که آن نشانی بود مسمی را»، او بیدرنگ میافزاید: «بهتر از این قول، آن است که اشتقاق اسم از سَما یسموا گرفتهاند، و آن ارتفاع بود، ... لانه یسموا الی العباده.» (تفسیر۱، صـ۱۲). بلندی جایگاه خداوند در قرآن، «عرش» نامگذاری شده است. واژههای «نشانی» و «ارتفاع» (بلندی، دور از دسترس) هر دو با جا/ جایگاه همبستگی دارند.
بسمالله در تفسیرهای عربی
برداشتهای بازخوانیکنندگان کهن از بسمالله در قرآن چندان گسترده و گوناگون است، که یادآوری کوتاه و گزیدهی آنها نیز از فراخی این نوشته بیرون میزند. گفتار زمخشری در تفسیر کشاف دشواریهای دریافت این سازهی زبانی را آشکار میکند. زمخشری نوشته است: از دید قاریان و فقیهان مدینه و بصره، بسمالله... آیهای از هیچ سورهی قرآن نیست، تنها برای مرزبندی میانِ سورهها به کار رفته است. آن را در آغاز سوره مینویسند و هر کاری را با آن آغاز میکنند، «هر کاری با آن امری مبارک است.» اما قاریان مکه و کوفه، آن را بخشی از هر سورهی قرآن میدانند (برگردان فارسی۱، صـ۲۳).
👉🏼پارهی دیگر هماین یادداشت
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1551
95