▫️
🖋 سامان سخن گفتن نیست!
این که میبینم به بیداری است، یا رب، یا به خواب
. . . . . . .
علاءالدین عطاملک جوینی
🔻مغولان بر اصول غنای خویش آوازها برکشیده و ائمه و مشایخ و سادات و علما و مجتهدان عصر بر طویلهء آخُرِ سالاران به محافظت ستوران قیام نموده و امتثال حکم آن قوم را التزام کرده بعد از یک دو ساعت چنگیزخان بر عزیمتِ مراجعت با بارگاه برخاست و جماعتی که آنجا بودند روان میشدند و اوراق قرآن در میان قاذوراتْ لگدکوب اقدام و قوایم گشته، در این حالت امیرْ امام جلالالدین علیبنالحسن الرندی که مقدّم و مقتدای سادات ماوراءالنهر بود و در زهد و ورع مشارالیهْ روی به امامِ عالم رکنالدین امامزاده که از افاضل علمای عالم بود، آورد و گفت:
مولانا چه حالت است، این که میبینم به بیداری است یا رب یا به خواب؟َ!
مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بینیازی خداوند است که میوزد. سامانِ سخنگفتن نیست.
چون چنگیزخان از شهر بیرون آمد به مصلای عید رفت و به منبر برآمد و عامهء شهر را حاضر کرده بودند، فرمود که از این جملت توانگران کداماند؟ دویست و هشتاد کس را تعیین کردند. صد و نود شهری و باقی غریبان، نود کس از تجار که از اقطار آنجا بودند به نزدیک او آوردند خطبهء سخن بعد از تقریر خلاف و غدر سلطان چنانکْ مشبع ذکری است در آن آغاز نهاد که: ای قوم بدانید که شما گناههای بزرگ کردهاید و این گناههای بزرگ بزرگانِ شما کردهاند.
از من بپرسید که این سخن به چه دلیل میگویم. سببْ آنک من عذابِ خدا اَم ...🔺
تاریخ جهانگشا، ذکر استخلاص بخارا
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1472
220