ورای روایت (قسمت سیزدهم)
وقتی انتخاب بین دو قطب، خودش مسئله است
آزاده مدنی
گاهی مسئله این نیست که «طرف کدام طرف باشیم»؛ مسئله این است که چرا اصلاً باید فقط یکی از دو طرف را انتخاب کنیم.
گفتوگوی پادکست «تصویر بامداد» با محمدمهدی اردبیلی از همین نقطه اهمیت پیدا میکند. فارغ از آنکه با همه صورتبندیهای نظری او موافق باشیم یا نه، اردبیلی تلاش میکند از منطقی فاصله بگیرد که بخش بزرگی از گفتوگوی سیاسی ما را بلعیده است: اگر با این طرف مخالفی، پس حتماً طرف آن طرفی. اگر استبداد داخلی را نقد میکنی، لابد مداخله خارجی را میپذیری؛ و اگر با سلطه خارجی مخالفی، لابد سرکوب داخلی را توجیه میکنی.
این منطق، پیچیدگی واقعیت را حذف میکند و انتخاب سیاسی را به یک آزمون وفاداری تبدیل میکند.
نکته مهم در بحث اردبیلی، تمایز میان آزادی و رهایی است. آزادیهای مدنی و فردی ــ از آزادی بیان و سبک زندگی تا حق انتخاب ــ ضروریاند، اما از نگاه او بهتنهایی کافی نیستند. انسان ممکن است از یک سلسله اجبارهای بیرونی رها باشد، اما همچنان اسیر امیال برساخته، عواطف، تبلیغات، نفرت و روایتهایی باشد که بدون بررسی پذیرفته است. بنابراین رهایی فقط شکستن یک زنجیر بیرونی نیست؛ بخشی از آن، توانایی تشخیص زنجیرهایی است که خودمان درونی کردهایم.
از همینجا مفهوم مسئولیت اهمیت پیدا میکند. آزادی فقط حق انتخاب نیست؛ پذیرش مسئولیت انتخاب نیز هست. آسانتر است همهچیز را به حکومت، آمریکا، رسانه، جامعه یا «مردم» نسبت دهیم تا اینکه بپرسیم خود من چگونه فکر کردهام، چه چیزی را بدون بررسی پذیرفتهام و کدام انتخاب من در بازتولید وضعیت موجود سهم داشته است. آزادی، در این معنا، امتیاز راحتی نیست؛ بار تصمیمگیری است.
اما شاید مهمترین بخش بحث، نقد دوقطبیسازی باشد. در منطق دوقطبی، شکست یا خطای یک طرف، خودبهخود به معنای حقانیت طرف مقابل تلقی میشود. در نتیجه، هر دو سوی منازعه میتوانند خطاهای خود را با اشاره به خطاهای دیگری توجیه کنند. حاصل، جامعهای است که مدام میان دو قطب حرکت میکند، بیآنکه امکان ساختن موضع مستقل خود را پیدا کند.
راه سوم، در این چارچوب، الزاماً یک «جریان سیاسی سوم» نیست. بیشتر یک شیوه اندیشیدن و کنش کردن است: اینکه بتوان همزمان با استبداد داخلی مخالف بود و سلطه خارجی را نیز نقد کرد؛ آزادی را خواست و استقلال را هم مسئله دانست؛ در برابر تجاوز خارجی ایستاد و در همان حال مطالبهگری داخلی را کنار نگذاشت. این مواضع الزاماً متناقض نیستند، مگر اینکه سیاست را فقط با منطق صفر و یک بفهمیم.
اینجاست که مفهوم «همدستی استراتژیک و شناور» معنا پیدا میکند: ممکن است در یک مسئله با گروهی همراه باشیم، بدون آنکه در همه مسائل با آنها همپیمان شویم. همراهی در یک موضوع، به معنای تسلیم شدن در همه موضوعات نیست.
به همین دلیل، ارزش این مصاحبه فقط در پاسخهایی که اردبیلی میدهد نیست؛ در تمرینی است که برای ذهن ایجاد میکند: تمرینِ دیدن همزمان چند واقعیت، تحمل تناقضهای واقعی، مقاومت در برابر برچسبزنی و جایگزین کردن هیجان با داوری.
شاید مهمترین پرسشی که پس از دیدن این گفتگو باقی میماند این باشد: آیا واقعاً مجبوریم یکی از دو قطب را انتخاب کنیم، یا هنوز میتوانیم خودمان فکر کنیم؟
این مصاحبه ارزش دیدن یا شنیدن دارد، نه لزوماً برای پذیرفتن تمام پاسخهای اردبیلی، بلکه برای اینکه بعضی از پرسشهایی را که فضای دوقطبی از ما گرفته است، دوباره به ما برگرداند.
لینک مصاحبه:
https://www.youtube.com/watch?v=u1ENlOEweVU
🌀| @MarpichChannel
Post #7729
347