- جناب غلامی عزیز. یک بحثی قبلاً داشتید به نام نقد «اتیمولوژیسم» در درسگفتارهای ساکالوفسکی توضیح مفصلی دادید. تاجاییکه فهمیدم حاصل از مقاومت شما در مقابل نوعی تاریخانگاری نسبیانگارانه بود که بار ریشهای مفاهیم را برای نسبیسازی به کار میبردند مثل کارهایی که فردیدیها در خصوص "عقل" انجام میدهند. اخیراً متوجه شدهام خود شما به شدت در درسهایتان به اتیمولوژی اهمیت میدهید چیزی که در منش سابق شما غایب بود. آیا از آن دیدگاه برگشتهاید یا به هر نحو جرح و تعدیلی صورت گرفته است.
- مرسی از دقت نظرشما. ببینید در یک معنای کلی همچنان معتقد به نقد اتیمولوژیسم هستم. آنگونه که خاصه در میان فردیدیها جاری است. اما نکتهای که اصلاح شد در کار خودم این بود که خطایم این بود که مرز باریک خود اتیمولوژی و دلالت پدیدارشناختیاش با تقلیلی به نام اتیمولوژیسم برایم روشن نبود. خود اتیمولوژی اهمیت وافری دارد و تازه به خوبی فهمیدم که پدیدارشناسانی مثل هایدگر چگونه با اتیمولوژی کار پدیدارشناختی میکنند. ببینید نکتهی طلائی این است: «در کالبدشکافیِ تبارشناسانهی واژگان، کشفِ ریشههای هندواروپایی همواره پرده از قصدیتِ پنهانِ مفاهیم برمیدارد» مثلا فرض کنید واژهی یونانی ἐλευθερία (Eleutheria) از ریشهی هندواروپاییِ leudh-* مشتق شده است که برخلافِ تصورِ مدرن، به معنای «رهایی از...» نیست، بلکه به معنای «رشد کردن، برآمدن، و تعلق داشتن به قبیله یا مردمِ اصیل» است. بنابراین میتوان فهمید که هانا آرنت و آزایا برلین چگونه فلسفه خود را بر تمایزی در یونان با پسایونان در حاق فلسفهی آزادی بنا مینهند.
حالا این یک "فهم" به ما میدهد نه اطلاعات لغتشناسانه، که این ما را از قرائت زمانپریشانه مصون میکند. پس اینجا صحبت بر سریک پدیدارشناسی ژنتیک از تکوین واژه در پیوستها و گسستهای تاریخ آشکارگی معنایی آن در زیستجهان است. این خیلی فرق دارد با بازی کودکانهی تاریخیانگارانه که یک استنباط فضائی کنیم که "عقل" در ریشهی لغت عربی به معنای حلقهی پای شتر است پس عقل قرآنی یا عقل غربی در سنت اسلامی با سنت یونانی فرق دارد! پس بین آرنت و فردید دو شیوهی کاملا متفاوت از برخورد با اتیمولوژی وجود دارد. دومی رسماً پریشانگویی و اولی یک برخورد کاملا علمی در چارچوب هرمنوتیک-پدیدارشناختی است.
بر این اساس متوجه شدم حالا که امکانات خیلی خوبی در تکنولوژی مانند سایتهای خوب و خاصه هوشمند اتیمولوژی و هوش مصنوعی وجود دارند روی هر واژهای توقفی کنم که اتیمولوژی آن را خاصه در زبانهای هندواروپایی رصد کنم تا آن "قصدیت پنهان" را پیدا کنم. این خیلی کمک کرد که از مشکل بزرگی که گریبان همهی ما را گرفته بود یعنی آناکورنیسم یا زمانپریشی خلاص شوم.
Post #6630
529