🔘 نمیدانم شما هم این احساس را دارید یا فقط منم که خَرِ خیال بَرَم داشته و فکر میکنم روی همه ما صدا خفه کن نصب شده است. هر کدام مثل هفتتیری هستیم که مدام شلیک میکنیم اما صدایمان درنمیآید، گفتِمان در گلو خفه میشود. مینالیم اما ناله نداریم. خشمگین و خروشان چنگ به چهره خود و چشم دیگران میکشیم ولی بیصدا. جای گلوله را میبینیم. خون جاری از زخمها را میبینیم اما هیچ نالهای در شهر نپیچیده! خانهها خاموش سراها ساکت. صدای شلیک را نمیشنویم اما در چشم و چهره خود و دیگران شَتَک خون را میبینیم.
🔘 مانند مسلسل در حال شلیکهای متوالی و متعدد هستیم اما صدایمان درنمیآید. دود از کلهمان بلند است بی جیغ و جار و جنجال. سراسیمهایم اما بیصدا. آشوبیم اما آسوده. در سیمای هر کداممان خشماگینِ خاموشی دندان بر دندان میفشارد و گفتگو در گلو پنهان میکند. هر آدمی انبوهی از آه و آخِهای کتمان شده است. خرمنهایی از خشم و خروشهای انکار شده. سرهای ساکت اما ناراضی. خشمگینهای خاموش. سکوت همیشه علامت رضایت نیست و بیصدایی نه دلیل خاموشی. وقتی طپانچه فریاد میزند اما نعره و نالهاش به گوش نمیرسد، وقتی خون و خراش بر چشم و چهره نشسته است اما نالهای نیست، وقتی جای گلوله از دور پیداست اما صدای گلوله به گوش نیامده یعنی روی طپانچه صدا خفهکن کار گذاشتهاند.
🔘 مدتهاست ماشه کشیده شده و سرب از سینه گذشته است. خون از شقیقه فوران کرده. چهرهها دگرگون و چشمها پر از خون شده. گلوله از گلوی تفنگ رفته اما همه چیز آرام است. هر که و هر چه سر جای خود قرار دارد. بازار باز است. خیابان شلوغ است. چراغها روشن. فوجی میآیند و فوجی میروند. هنوز رانت هست و راه برای رانت هست و رفاه برای رانتخوار مهیا. ماشهها کشیده و گلولههای بیصدا از گلو گریختهاند. نه سری هست، نه صدایی. خواننده برمیگردد، نوازنده مینوازد. هتاکِ به مُلک و مِلت و مسئول قدر میبیند و بر صدر مینشیند. همه جا آرام است و ما چقدر خوشبختیم!
🔘 جماعتی سرشار از غم و غوغاییم. پرهیبهای پر از هوار و هیاهو. انبانهای آه و افسوس. سرمان خانه خشم است و دهانمان دالان فریاد. مسلسلهای روی رگباریم. گرسنههای پُر از گلایه. تلخپارههای پُر از گلوله. فریادمان را کسی نمیشنود. هوارمان به گوش کسی نمیرسد. گویی که صدا خفهکن بلعیدهایم. صدایمان، صدا ندارد!
@Khapuorah
#ماشااکبری
Post #328
1.98K
- 👏 13
- ❤ 4
- 💔 4
- 💯 3
- 😭 2
- 🔥 1