این روزها بسیاری از تحلیلگران با توجه به تبعات جنگ دوازده روزه از ضرورت بازنگری در ساختار بازدارندگی ایران می نویسند.
زیرا این ساختار بزعم آنها نه توان مدیریت تهدیدات و هراس افکنی لازم در دشمنان را داشته و نه توانسته تاب آوری را در هنگامه بروز تهدیدات برآورده کند، همین امر هم لزوم تغییر را برای مقابله با تهدیدات آینده بیش از گذشته برجسته کرده است.
اما با این حال، این نوع تحلیل ها هر چند داعیه راهکار را دارند ولی همچنان, آن هم در خوشبینانهترین حالت و فارغ از بازی با کلمات و جمله سازی های مألوف در «ادبیات راهبردی ایران»، در مرحله توصیف محیط امنیتی متوقف هستند.
علت هم بر می گردد به عدم توجه آنها به چرایی برجسته شدن محور مقاومت و برنامه موشکی در ساختار بازدارندگی ایران، ترجیحاتی که نه برآمده از یک « برنامه » یا یک محیط خنثی با انتخاب های متنوع، بلکه بیشتر برآیندی بودند از فرصت های ژئوپلیتیکی پیش آمده در منطقه و محدودیت ها و مقدورات به واسطه تحریم های تسلیحاتی.
اولی شانسی بود که قرار بود همچون سرعت گیر، از توسعه و تشدید درگیری ها جلوگیری کند و دومی تنها گزینه در دسترس و بمثابه سقف داشته ها و توانایی ها بود برای به تعویق انداختن« روز واقعه».
محور به دلایل مختلف چون انحراف از منطق اولیه و انتخاب استراتژی نامتناسب با روندهای ژئوپلیتیکی , تضعیف و بعضاً تاریخ انقضایش در بخشی از منطقه به سر رسید، اما موشکی با وجود همه سرکوب ها، تا حد امکان جواب داد.
جوابی که از نظر ماهیت و ظرفیت قرار نبود پاسخی به همه پرسشها و امکانی برای پر کردن همه خلأها باشد اما با این حال بار همه را بر دوش کشید و در آینده هم با توجه به استمرار وضعیت فعلی، پر کردن آن خلأها بخصوص در حوزه نظامی وجود ندارد.
همین امر هم باعث شده برنامه موشکی، مبدل شود به تنها گزینه راهبردی و تاثیرگذار ایران، گزینه ای که شاید بتوان در آینده دور مکملی برای آن پیدا کرد اما با این حال نه تنها در میان مدت جایگزینی ندارد بلکه حتی تا اطلاع ثانوی در متن ساختار بازدارندگی ایران قرار خواهد داشت ( نه همچون گذشته معطوف به ارعاب کمی)
ایران, تنها است و این تنهایی همراه است با محدودیت های عدیده، واقعیتی که با بازی با کلمات و جمله سازی پنهان نمی شود.
@katechon6