درباره سقوط سوریه و تأثیرش بر تضعیف محور مقاومت بخصوص حزب الله و همچنین ایجاد فرصت برای آزادی عمل اسرائیل برای حمله به ایران، بسیار گفته شده است، اما درباره چرایی و ماهیت روندی که به سقوط سوریه منجر شد یا حرفی زده نشد یا اینکه اگر هم زده شد از جنس ترهات علیزاده و شرکا بود که سقوط را در راستای آتش ناکافی عملیات های وعده های صادق یک و دو تحلیل می کردند، تحلیل هایی که بیشتر از آنکه راهگشا باشند تاکیدی دوباره بودن بر صحت درک معیوب از محیط و اصرار به انجام پاسخهای ناهمطراز با ماهیت تهدید، علت هم بر می گردد به فهم نادرست ما از ماهیت استراتژی علمیاتی اسرائیل در سوریه، استراتژی به اسم جنگی میان جنگ ها و بر بستر جنگ هیبریدی با هدفگذاری های تاکتیکی که در آن تغییر تدریجی توازن قوا و فلج سازی سیستم کنترل و فرماندهی به صورت گام به گام و زیر آستانه جنگ کلاسیک انجام می گرفت، امری که در ایران به دلایل مختلف به اسم اینکه دستاوردهای اسرائیل فاقد ارزشگذاری های راهبردی است، نادیده گرفته شد اما غافل از اینکه انباشت دستاوردهای تاکتیکی بتدریج چیدمانی استراتژیک به خود خواهند گرفت و در بزنگاه دیگر نه تنها نمی توان کاری کرد بلکه هر پاسخی درگیری را به سطح بالاتری تصعید خواهد داد آن هم در هنگامه ای که اسرائیل نه تنها محیط امنیتی را بیش از پیش در راستای اهداف ژئوپلیتیکی خود سازمان داده بود بلکه حتی مشتاق بود هر چه سریعتر درگیری را به سطح جنگی تمام عیار ارتقاء دهد.
@katechon6
Post #273
3.46K
- 👍 42
- ❤ 3
- 🤔 2
- 👌 1