سخن کز بهر من گویی، چه عِبرانی چه سُریانی
و چون شنیدن چو دیدار نیست، گفتم که این دعای نصرانیان یعقوبی را بیاورم، به خط تازی و سریانی:
اعضد و خلّص و ارحم و احفظنا یا الله بنعمتک
لنکمل نهارنا جمیعه مقدساً سالماً بغیر خطیئه،
من الرّبِ نسأل
روبروی آن به سریانی آمده است امّا به واقع، مطابق شواهد، اصل دعا به سریانی بوده است چنان که نزد مسیحیان شرقی. تاثیر برگردان را در ترجمه هم میتوان دید، چنان که «من الرب نسأل» به نوعی پیروی از ساختار سریانی است، به جای «نسأل الرب» که در عربی معمولتر است. کلماتی مانند خلاص هم بسیار پررنگ است در متون مسیحی.
خداوندا، یاری کن و رهاییبخش، رحمت فرما و محفوظ دار، به نعمت خویش.
تا تمامی روز خود را در قداست و سلامت و بدون گناه به پایان رسانیم،
از خداوند مسئلت میکنیم.
گویا دعای میانه روز بوده است، شمّاس آن را میخوانده و دیگران تکرار کرده یا پاسخ میدادهاند.
خواندن و تحلیل متن سریانی که خارج حوصلههاست منتهی این قدر هست که اشتراک کلمات را میتوان دید، در رحم، خطیئه، سلام، اله، مقدّس...
با بیت سنایی آغاز کردیم، از مولانا هم بگوییم که سُریانی به نزد او، مثالِ زبان دیگر است، نه آن دیگرِ دوم و سوم، که از شمار دیگر، آن که خاص است و مفهوم عام و عوام نیست، چنان که در فیه مافیه:
«این سخن سریانیست. زنهار مگویید که فهم کردم... خود بلا و مصیبت و حرمان تو از آن فهم است. تو را از آن فهم میباید رهیدن».
و در دیوان:
ای عشق قلماشیت گو، از عیش و خوشباشیت گو
کس مینداند حرفِ تو، گویی که سُریانی است این...
.
پ.ن.
در باب ترجمه متون دیگر مسیحی از سریانی به فارسی، و اهمّیت آنها از جمله در مباحث قرآنپژوهی، رک:
یک،
از قرآن و قریان قرن هشتم به فارسی
دو
از یحیی و حنانِ یوحنان
.
Post #518
1.24K
- ❤ 8
- 👍 4