از یوحنای دمشقی...
امروز در فرانسه و چند کشور دیگر در اروپا روز تعطیل مذهبی است، روز عید پنجاهه، پانتکوت، یا پانطیکاس، که پنجاه روز پس از عید پاک است. روز نزول روح القدس که در همه شاخههای مسیحیت، به اشکال مختلف، مهم است.
منتهی نه در باب پنجاهه، امّا به این بهانه، یادی کنیم از «القدیس الفاضل الحبر العالم العامل» یوحنّای دمشقی که سرودهای دینی هم، به یونانی، نوشته بود که گویا هنوز در کلیساهای یونان اجرا میشود.
این یوحنای دمشقی (۶۷۶ تا ۷۴۹ میلادی)(۵۶ تا ۱۳۱ هجری) از آبای کلیسای شرق، از نوابغ روزگار بود. در سوریهٔ تحت حکومت امویان زندگی میکرد و مرگ او درست یک سال پیش از به قدرت رسیدن عبّاسیان بود. عربی میدانست و از اوّلین کسانی بود که بر اسلام نقدی دارد، خصوصا در آخرین مقاله از کتاب «بدعتها».
از منظر تاریخ ادیان و مناظرات و منازعات بین آنها، و مقصود ما مباحث کلامی و مذهبی نیست، همه محورهای آن یادداشت مهم است و همچنین تصویری که از اسلام ابتدایی عهد اموی و تفاسیر رایج آن به ما نشان میدهد. یوحنا با قرآن آشنایی داشت که در بحثهای خود با مسلمانان هم آن را بکار میگرفت. در مباحث خویش، ابتدا میگوید که قرآن چه تصویری از مسیح ارایه میدهد و آن را نقد میکند. بعد سراغ خود قرآن و محتوای آن میرود. برخی از بحثها به وضوح شکلی جدلی دارد. مثلا جایی به حکایت ناقهٔ صالح اشاره میکند که چگونه آب رودخانه را به تمامی مینوشیده به گونهای که آب را قسمت کردهاند؟ یک روز برای ناقه و کرّهاش و روز دیگر برای مردم؟ بعد مشهور است که ناقه را پی کردند ولی کرّه او فرار کرد و گم شد. سرانجام او چه میشود؟ اگر آن کرّه به بهشت برود که از آن نهرهای بهشت چیزی نمیماند و مومنان در تشنگی میمانند و آن مثلِ جهنم میشود! اگر به جهنم برود هم که این عدل نیست! و از این دست...
گاه نقد بر نقدِ عادات است. از جمله میگوید که مسلمانان به ما خرده میگیرند که صلیب را میبوسیم. خب حجر الاسود چه ارزشی دارد که شما آن را میبوسید؟ همچنین تصویری هم که از پیامبر در نزد مسیحیان بوده که مهم است و یکی از کهنترین اشارات و نقدها به حکایت زینب بنت جحش و زید. امّا شاید نکته مهم، همان بحث مشروعیت و اعتبار سخن نبیست. میگوید که این وحی چیست؟ گویند که در خواب بوده و بهرحال در تنهایی پیامبر صورت میگرفته است. چه شاهدی دارد؟ اعتبار آن چیست؟ شما یکی از معاملات خود را بدون شاهد معتبر انجام میدهید؟ این را که هر کسی میتواند ادعا کند (و نزدیک به همین نقد را بر مقالات رویای نبوی عبدالکریم سروش آورده بودند و این است که گاه در عالم اندیشه، فاصله هزار سال و یک ساعت یکیست!). (همچنین مق با نقدی نظیر از یهودا لاوی در کتاب کوزاری یا خزران).
بعد مینویسد که ما به اسماعیلیان (یعنی مسلمانان) میگوییم که پسرِ خدا بودن عیسی را ما از خود مسیح داریم که راستگویی او مورد تایید شما هم هست. پاسخ میدهند که اخبار شما تحریف شده. ما دوباره میگوییم که در قرآن آمده که مسیح کلمه و روح خداوند است و کلمه و روح که از او جدا نیست، و اگر هست، پس خدا بی روح و کلمه میماند. این شمایید که به اسم توحید خدا را پاره پاره کردهاید..
یوحنّا به یونانی مینوشت گرچه ترجمه آثارش به عربی هم خیلی زود صورت گرفته و با گسترش اسلام ضرورت هم بوده است. آن پاره عربی که در اسلاید آوردهام از نسخه کتاب بسیار مهم صد مقاله در ایمان ارتودکسی است: «بسم الاب و الابن و الروح القدس الاله الواحد. نبتدی بعون الله تعالی...».
در باب یهودا لاوی و کتاب خزران
+
از پاک تا فصح و فسح
+
زید و بحث خاتمیت
.
Post #463
1.25K
- ❤ 12
- 🤔 1