از پاک تا فصح و فسح
فردا «جمعه مقدّس» است، دو روز پیش از «عید پاک». اناجیل توافق دارند که مسیح شامگاه پنجشنبه، پس از «شام آخر»، دستگیر شد، جمعه به صلیب کشیده شد و به روز یک یکشنبه رستاخیز او بود. مورّخان امّا که آن وقایع را حتی شبیهسازی کردهاند نظر متفاوتی دارند که موضوع یادداشت دیگریست!
امّا عید «پاک» یا «فصح» از اعیاد مهم مسیحی است که خود ریشه در یهودیت دارد. در فارسی، اینک بیشتر کلمه فرانسوی «پاک» استفاده میشود. پیشترها صورت عربی «فصح» رایج بود. امّا فاصله «پاک» تا «فصح» آنقدر زیاد است که آدمی ابتدا تصوّر میکند با دو کلمه متفاوت روبروست و چنین نیست. حذف سین در صورت فرانسوی آن pâques خصوصا این فاصله را بیشتر کرده گرچه شکل صفت آن، «پاسکال» (فصحّی به عربی)، نزدیکتر است به ریختهای آن در دیگر زبانهای لاتین و در نهایت ریشه لاتینی آن، پَسکا pascha و آن هم برگرفته از صورت یونانی پَسخا Πάσχα تا برسیم به اصل آن از عبری که پِسَخ פֶּסַח است.
پِسَخ اولین بار در سِفر خروج (ب ۱۲، آ ۱۳) به صورت فعلی میآید. در حکایت آمدن بلایا بر فرعون و قوم او تا به خروج عبرانیان از مصر رضایت دهند. همان که پنج بلای آن در قرآن هم ذکر شده «فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ».
در بلای دهم، دهشتناکترین آنها، خداوند یهوه تصمیم میگیرد تا نخستزادگان، اولین فرزند مصریان را، بکشد. منتهی تا به سبطیان صدمهای نرسد، از آنها میخواهد تا برّهای را قربانی کنند و خون آن را بر تیر افقی و عمودی خانه خود زنند تا آن بلا به منازل آنان نرسد: «آن خون بهر شما نشانه باشد بر خانههایی که در آنها به سر میبرید. چون آن نشانه را ببینم، "از شما خواهم گذشت». (וּפָסַחְתִּי עֲלֵכֶם وُپَسَختی عَلِخِم)
پیشترها پسخ را عموما به معنی «گذر یا عبور کردن» میدانستند و اینک «چشمپوشی» در تفاسیر و ترجمهها بیشتر رایج است. نکته جالب آن که در نسخه بسیار جالب و کهن ترجمه ۷۴۷ هجری عهد عتیق از سلیمان بن قس یعقوبی میافارقینی همین معنی گذشتن، معادل آسان گرفتن و عفو کردن، در این موضع اختیار شده است: «عفو کنم بر شما». تصویری از آن آوردهام.
همین برای مقصود ما کافیست که گرچه از ایّام قدیم این کلمه را به ریشه «فصح» عربی برگرداندهاند امّا احتمالا صورت مناسبتر «فسح» بوده است چنان که عموما סַ به سین و צ به ص تبدیل میشود چنان که باز در برگ دیگری از دستنویس همان ترجمه در تطبیق حروف عبری و عربی میبینیم.
جستن شواهد کهن عربی در خصوص ریشه کلمات عبری همیشه درست نیست امّا گاه یاریگر است. در این خصوص هم میبینیم که به مثال در قرآن:
فصح به آن معنی نزدیک نیست: هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا (قصص، ۳۴)
امّا فسح بسیار بیشتر: إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ (مجادله، ۱۱) که در آن سابقه هر دو معنی را میتوان سراغ گرفت، مادّی و معنوی، یعنی فضا گشودن چنان که در ترکیب «فسح المجال» (باز کردن راه) و از آن سو هم سهل و آسان گرفتن، چشمپوشی، گذشتن تا بعد که گشایش و آزادیست، و به قول مولانا در دیوان: انّ فی العشق فسحة الارواح!
پِسَخ در مراحل بعد تبدیل به سنّت مهمی در یهودیت میشود منتهی از آن سابقه یهودی، یادگار خروج و رهایی از اسارت مصر و «قربان کردن» جهت آن، تا عید پاک مسیحی، یادگار «قربان شدن» مسیح رهاییبخش پیش از این روز و رستاخیز او پس از آن، فاصلهای هزارساله است، بسیار بیش از «فصح» تا «پاک».
Post #118
1.44K
- 👍 12
- ❤ 1