قصد پنهانکاری نداریم، و هر مترجمی هم بیتردید اختیار انتخاب و گزینش خود را دارد، منتهی ما هم نکته خود را میآوریم که براستی در گزینش تنها صد غزل از مولانا، از این ابیات و قطعات بهتر نبود که تحت عنوان «دشنام» و «آن خر» و نظایر آن ترجمه شده است؟ شما تصوّر کنید برداشت و حیرت آن خواننده فرانسوی زبان را که ترجمهٔ صد غزل برگزیدهٔ بزرگترین شاعر عارف ایرانی را به دست میگیرد و در دو قطعه با فهرستی از دشنامهای این چنینی روبرو میشود.
گزینش استاد شفیعی از دیوان، هزار غزل دارد و هنوز میتوان جای خالی برخی از اشعار عالی را دید امّا قطعاتی از این نوع گویا لازم بوده است که در گزینش و ترجمه ژان کلود کریر و مهین و نهال تجدد -که پیشتر از مشکلات و اشکالات بسیار آن گفتیم- بیاید. شاید غرض آن بوده که نمونهای از انواع خطاب و بیان مولانا در این مختصر آورده شود و اگرنه چه جای انتخاب همچو قطعاتی از بین هزاران غزل یگانه است؟
این قطعات سه بیتی و پنج بیتی، دور از قالبهای معمول، به فرض اصالت، مخاطبان خاصّ داشتهاند و محصول آتش خشم و ناراحتی مولانا بودهاند در موقعیتی که نمیدانیم. این خشم البته گاه به غزلهای فوق العادهای هم ختم شده است چون «ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان» که در آن سخن مولانا خطاب به ریشخندی رخنهجه در چند بیت بسیار تیز و تند میشود امّا بعد آرام میگیرد که «در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من...» و «در من کسی دیگر بود کاین خشمها از وی جهد..». آن فراز و فرود میتوانست نمونه خوبی بر این تغیّر احوال یا تندی زبان باشد امّا رفتن و جُستن و یافتن این دو قطعه، در بین چهار هزار غزل، و ترجمه این دشنامها براستی چه حُسنی داشته است؟ یک توجیه هم البته خواست «بازار» است و جذابیت موضوعات غریب که در باب مولانا و ترجمههای خاصّ اشعار او و بلکه برخی کتابها در اطراف او حدیث مفصّل دیگریست.
خوانندگان اشعار مولانا به فرانسه، زبان بیپروای او را میشناسند چرا که نمونههایی از رکاکت زبان در مثنوی هم هست. منتهی ترجمه آنها در آنجا البته توجیهی دارد چرا که آن عبارات و قطعات بخشی پیوسته از یک متن یا روایت هستند و البته به شکلی نمادین هم برای تبیین معنایی مرتبط استفاده شدهاند. اینجا هیچکدام این مناسبات در کار نیست و علّت این نوع گزینش، مثل بسیاری از مشکلات این ترجمه، بر ما روشن نیست. در ترجمه همین قطعه هم تخمیش به معنی لفظی چنگزدن آمده و در اصل به معنی دیگریست چنان که مولانا خود در فیه مافیه آورده «قال یهربُ وقت الانزالِ یعنی عند التخمیش...»
پ.ن.
از ترجمه این نورم آرزوست (۱)، (۲)، (۳)
.
Post #266
1.02K
- 👍 13
- ❤ 5