بسیاری از والدین نیز دچار احساس گناه شدهاند؛ از جمله مادری که خود را مقصر میدانست زیرا فرزند بیمارش را آن صبح به مدرسه فرستاده بود. حتی روانشناسان محلی قادر به ارائه خدمات کامل نبودند، زیرا تقریباً هر خانوادهای در شهر یکی از بستگان، دوستان یا همسایگان خود را از دست داده بود.
ترس از مدرسه به بازماندگان محدود نمانده و خانوادهها در سراسر میناب و هرمزگان درباره بازگرداندن فرزندانشان به کلاس تردید دارند. درمانگران تلاش میکنند به کودکان اطمینان دهند که چنین اتفاقی تکرار نخواهد شد، هرچند خود نیز از این موضوع مطمئن نیستند.
نتیجهگیری
گزارش دراپسایت استدلال میکند حمله به مدرسه میناب صرفاً یک اشتباه فنی منفرد نبود، بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل ساختاری بود: استفاده از اطلاعات بیش از ده سال قدیمی، شتاب برای ایجاد بانک عظیم اهداف، اتکا به هوش مصنوعی، حذف سازوکارهای حفاظت از غیرنظامیان و کاهش نظارت حقوقی بر عملیات نظامی.
هنوز درباره عمدیبودن کشتار اختلاف وجود دارد؛ برخی کارشناسان احتمال میدهند آمریکا مدرسه را با تصور اشتباهِ نظامیبودن هدف زده باشد، درحالیکه شماری از بازماندگان و حقوقدانان ایرانی آن را بخشی از عملیات حسابشده ایجاد وحشت میدانند. بااینحال، یافته هیئت حقیقتیاب سازمان ملل این است که بیمبالاتی آمریکا از حد سهلانگاری عبور کرده و زمینه معقولی برای انتساب جنایت جنگی وجود دارد.
پیامد حمله تنها مرگ ۱۲۰ کودک نیست؛ اعتماد یک جامعه به امنیت مدرسه، بیمارستان و زندگی روزمره از بین رفته است. به گفته یکی از روانشناسان میناب، رواندرمانی و کمکهای انسانی شاید درد را کاهش دهد، اما این حادثه تاریخ شهر را برای همیشه تغییر داده است.https://www.dropsitenews.com/p/minab-school-massacre-iran-war-children-families
Post #1569
241