چگونه میتوان برای آمریکا در تقابل با ایران زمان خرید؟
هرچه نفت بیشتری از خلیج فارس صادر شود و تقاضای جهانی کمتر باشد، موقعیت آمریکا در برابر ایران تقویت خواهد شد
دیوید اچ. پترائوس | والاستریت ژورنال | ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
لینک مقاله
درباره نویسنده: دیوید پترائوس ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و رئیس پیشین سازمان سیا در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ است. او فرمانده نیروهای ائتلاف در عراق و سپس فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان بود و اکنون پژوهشگر کیسینجر در دانشگاه ییل است.
ترجمه و تلخیص: @irananalyses
پترائوس وضعیت کنونی جنگ ایران را با تجربه خود در عراق مقایسه میکند. در عراق، او از دو ساعت سخن میگفت: «ساعت بغداد» که پیشرفت میدانی را میسنجید و «ساعت واشنگتن» که نشان میداد رهبران سیاسی و افکار عمومی آمریکا تا چه زمانی حاضر به ادامه جنگ هستند. به باور او، تقابل کنونی با ایران سه ساعت دارد: ساعت عملیاتی، ساعت بازار نفت و ساعت سیاسی واشنگتن. راهبرد آمریکا زمانی موفق خواهد شد که افزایش صادرات غیرایرانی و کاهش تقاضای جهانی، فشار اقتصادی و سیاسی جنگ بر واشنگتن را سریعتر از توان ایران برای اخلال در بازار انرژی کاهش دهد.
پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد. پس از اختلال اولیه، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و شرکتهای کشتیرانی با حفاظت نظامی، پاکسازی مینها، حرکت پنهانی کشتیها، انتقال نفت میان کشتیها در خارج از خلیج فارس و استفاده از مسیرهای جایگزین سازگار شدند. اکنون متوسط عبور نفت از هرمز به حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. فرمانده سنتکام نیز اعلام کرده که طی دو هفته گذشته، رفتوآمد تجاری و انتقال نفت، گاز طبیعی مایع و کالا از هرمز به بالاترین سطح شش ماه اخیر رسیده است.
مسیرهای جایگزین نیز اهمیت دارند. فجیره در امارات طی ژوئیه روزانه حدود ۲.۲۸ میلیون بشکه نفت صادر کرد. خط لوله شرقـغرب عربستان به بندر ینبع پیش از حملات ۱۰ سپتامبر روزانه حدود ۵.۵ میلیون بشکه انتقال میداد، اما همچنان از مدار خارج است. ریاض در واکنش، صادرات از مسیر هرمز را افزایش داد و طی شش روز منتهی به ۱۸ سپتامبر روزانه حدود ۲.۸ میلیون بشکه از این مسیر منتقل کرد؛ چهار برابر میانگین ماه اوت. عربستان همچنین حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت برای تحویل در سپتامبر و اکتبر از طریق مسیر رأستنوره، هرمز و صحار و انتقال کشتیبهکشتی فروخته است.
اگر هرمز بتواند روزانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون بشکه، فجیره بیش از دو میلیون بشکه و خط لوله ینبع پس از بازگشت به مدار ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه منتقل کنند، مجموع مؤثر صادرات خلیج فارس میتواند به ۱۵ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز برسد. این رقم همچنان کمتر از سطح پیش از جنگ است، اما با توجه به کاهش تقاضای جهانی، به نیاز واقعی بازار بسیار نزدیکتر خواهد بود.
«ساعت بازار» نیز برای آمریکا زمان خریده است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یابد. متوسط تقاضای شش ماه گذشته نیز ۵.۸ میلیون بشکه کمتر از فوریه بوده است. چین نقش مهمی در این تعدیل داشته؛ تقاضای ظاهری نفت این کشور حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و واردات دریایی نفت خام آن از ۱۱.۵ میلیون بشکه در فوریه به حدود شش میلیون بشکه در ژوئن رسیده است. ذخایر بزرگ به پکن اجازه دادهاند واردات را موقتاً کاهش دهد، اما این روند نمیتواند نامحدود ادامه یابد.
در سطح جهانی نیز از آغاز بحران حدود ۵۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفت، از جمله ذخایر راهبردی، مصرف شده است. اگر جریان نفت خلیج فارس بیشتر شود، خط لوله عربستان دوباره فعالیت کند، تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس عرضه اضافی را حفظ کنند و تقاضا پایین بماند، کمبود نفت میتواند به روزانه یک تا دو میلیون بشکه یا حتی کمتر کاهش یابد.
سومین ساعت، «ساعت واشنگتن» است. آشکارترین هزینه سیاسی جنگ برای مردم آمریکا قیمت سوخت است: تا ۲۲ سپتامبر، متوسط بهای بنزین معمولی حدود ۴.۴۸ دلار و گازوئیل ۶.۵۲ دلار در هر گالن بود. کاهش قیمت نفت و سوخت میتواند فشار سیاسی بر دولت را کم کند و به واشنگتن زمان، آزادی عمل و اهرم بیشتری در برابر تهران بدهد.
ایران از طریق قطر برای پایان جنگ شروطی مطرح کرده است: توقف جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان محاصره دریایی آمریکا. تهران همچنین خواهان نقش رسمی در مدیریت رفتوآمد و دریافت عوارض در هرمز، دسترسی به منابع مالی بزرگ و حتی دریافت غرامت جنگی شده است. اما همزمان فشار اقتصادی بر ایران افزایش یافته است. محاصره عملاً صادرات نفت ایران از هرمز را متوقف کرده و صادرات نفت خام از حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در ماه مارس به نزدیک ۲۵۵ هزار بشکه در اوت کاهش یافته است. پیش از جنگ، بیش از ۸۰ درصد تجارت سالانه ایران، معادل حدود ۱۸۰ میلیون تن، از راه دریا انجام میشد؛ اکنون بخشی از آن با هزینه بیشتر و ظرفیت کمتر به مسیرهای زمینی منتقل شده است. صندوق بینالمللی پول نیز تورم ایران را در سال جاری نزدیک به ۶۹ درصد پیشبینی میکند.
پترائوس میگوید یک عدمتقارن مهم میان دو طرف شکل گرفته است. اهرم ایران، تحمیل هزینه به دیگران از طریق اخلال در هرمز، تهدید مسیرهای جایگزین و استفاده از نیروهای همسو مانند حوثیهاست. اهرم آمریکا درست در جهت مخالف عمل میکند: تسهیل صادرات نفت دیگر کشورها و همزمان جلوگیری از صادرات نفت و تجارت دریایی ایران. هر نفتکش غیرایرانی که با امنیت از هرمز عبور کند، هر بشکهای که از فجیره یا ینبع صادر شود و هر میزان کاهش تقاضای جهانی، توان ایران برای تحمیل هزینه را کاهش میدهد. در مقابل، هر محموله ایرانی که متوقف یا ناچار به استفاده از مسیرهای زمینی گرانتر شود، فشار بر تهران را افزایش میدهد.
این روند تضمینکننده توافق نیست؛ حکومتی که خود را در محاصره ببیند ممکن است بهجای مصالحه، جنگ را تشدید کند. بااینحال، نتیجهگیری پترائوس این است که توازن اهرمها بیش از سخنان سیاسی به سه ساعت عملیاتی، بازار و واشنگتن وابسته است. معیار واقعی موفقیت نیز ادعای باز یا بستهبودن هرمز نیست، بلکه میزان صادرات روزانه، حجم ذخایر، قیمت نفت برنت، مقدار تجارت باقیمانده ایران و زمانی است که دولت آمریکا میتواند فشار داخلی ناشی از جنگ را تحمل کند.
Post #1553
222