نبرد بزرگ با ایران یک تله خطرناک دارد
در تقاطع انقلاب از درون و مهندسی سیاسی از بیرون، مبارزه با برنامه هستهای ایران هیچ راهحل جادویی ندارد
ایتای ایلنای | اسرائیل هیوم | ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، بهروزرسانی ۲۲ سپتامبر
لینک مقاله
درباره نویسنده: ایتای ایلنای، روزنامهنگار اسرائیلی و نویسنده حوزههای امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی در اسرائیل هیوم است.
ترجمه و تلخیص: @irananalyses
تلخیص
این گزارش مفصل اسرائیل هیوم استدلال میکند که اسرائیل برای مقابله با تهدید هستهای ایران میان چند گزینه دشوار گرفتار شده است: حملات نظامی و عملیات مخفی، فشار اقتصادی، توافقی سختگیرانه، کمک به انقلاب داخلی یا تلاش برای سرنگونی حکومت از بیرون. بااینحال، مقامهای پیشین موساد، اطلاعات نظامی و نهادهای هستهای اسرائیل معتقدند هیچیک از این گزینهها بهتنهایی قادر نیست برای همیشه برنامه هستهای یا جاهطلبی راهبردی ایران را از میان ببرد.
مقاله با سناریویی تخیلی درباره «آرش»، شهروند ناراضی اما محتاط ایرانی، آغاز میشود که پس از کشتهشدن یکی از بستگانش، بحران برق و گاز و مشاهده حملهای خارجی به یک ایست بازرسی سپاه، برای نخستینبار به معترضان میپیوندد. هدف این روایت طرح پرسش اصلی مقاله است: آیا اسرائیل و آمریکا میتوانند با تشدید بحران اقتصادی، شکستن انحصار ارتباطی حکومت و ازکارانداختن دستگاه سرکوب، شرایط انقلاب از درون را فراهم کنند؟
طرح محرمانه موساد برای حرکت مسلحانه بهسوی تهران
بر اساس این گزارش، ایده «بیثباتکردن حکومت» دستکم از سال ۲۰۰۲ و دوره ریاست مئیر داگان بر موساد دنبال میشد. هدف اولیه سرنگونی نبود، بلکه افزایش هزینههای حکومت و مختلکردن برنامه هستهای بود. اما پس از آنکه عملیات متعدد تنها توانستند برنامه ایران را به تأخیر بیندازند، این دیدگاه در موساد تقویت شد که تا جمهوری اسلامی باقی بماند، تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای نیز ادامه خواهد یافت.
یکی از افشاگریهای اصلی مقاله، جزئیات طرحی است که اندکی پس از آغاز ریاست دیوید بارنیا بر موساد تدوین شد. این طرح شامل مسلحکردن و آموزش شبهنظامیان کرد و نیروهایی از دیگر اقلیتهای قومی بود. بر اساس آن، دهها هزار نیروی مسلح با حمایت گسترده نیروی هوایی اسرائیل از مناطق کردنشین حرکت میکردند، جوانان مخالف حکومت را با خود همراه میساختند و موجی را بهسوی تهران به راه میانداختند.
یک مقام مطلع از طرح ادعا کرده است که مقدمات آن همچنان آماده است و فقط به «چراغ سبز ترامپ» نیاز دارد. بااینحال، شماری از مقامهای پیشین موساد این طرح را خیالپردازانه میدانند. به گفته آنان، جداییطلبان در میان کردها، آذریها و بلوچها اقلیتی کوچکاند و ورود نیروهای مسلح قومی به شهرهای ایران احتمالاً با مقاومت شدید مردم روبهرو خواهد شد.
یک مقام امنیتی پیشین نیز گفته است تغییر حکومت ممکن است راهحل مناسبی برای مسئله هستهای باشد، اما اسرائیل توانایی اجرای حرفهای چنین طرحی را ندارد. او به تجربه ناموفق همکاری با فالانژهای لبنان و گروههای مسلح در غزه اشاره کرده و گفته است اسرائیل بارها در مهندسی سیاسی و ساختن نظم جایگزین شکست خورده است.
کمک به مردم بهجای مسلحکردن جداییطلبان
یک ایرانیتبار ساکن اسرائیل میگوید انقلاب تنها میتواند از درون جامعه و با مشارکت بخش وسیعی از مردم شکل گیرد. از نگاه او، اسرائیل و آمریکا باید بهجای تکیه بر گروههای جداییطلب، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را از کار بیندازند. در اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ هزاران غیرنظامی کشته شدند؛ بنابراین، در دور بعدی اعتراضات، آمریکا و اسرائیل باید ایستهای بازرسی بسیج و مراکز فرماندهی سپاه را هدف قرار دهند و به شهروندان کمک کنند در برابر سرکوب دوام بیاورند.
این دیدگاه با سخنان یک فعال سازمان «دانشجویان پیشرو ایران» همراه شده است. او میگوید شبکه مخالفان نسبت به سال ۲۰۱۷ بسیار گستردهتر شده و اکنون میان احزاب، سازمانها و گروههای آزادی زنان ارتباطهایی شکل گرفته است. به باور او، معترضان هم دلایل کافی برای انقلاب دارند و هم در حال ایجاد یک بدیل سیاسی شبکهای هستند.
مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها، نیز برنامهای مرحلهای پیشنهاد کرده است: واردکردن گسترده پایانههای استارلینک و ایجاد شبکههای ماهوارهای برای عبور از قطع اینترنت؛ حمله به مراکز فرماندهی سپاه و بسیج؛ و برقراری تماس محرمانه با مقامها، فرماندهان و سفیران برای تشویق آنها به جداشدن از حکومت. او پیشنهاد میکند ابتدا اعضای ارتش و سپس افسران میانی سپاه و بسیج با وعده عفو و خروج امن هدف این کارزار قرار گیرند.
افشاگری درباره مخالفت نتانیاهو و کاخ سفید با حمله به انرژی ایران
یکی دیگر از اطلاعاتی که مقاله برای نخستینبار منتشر میکند، اختلاف بر سر حمله به زیرساختهای انرژی ایران است. به گزارش اسرائیل هیوم، دیوید بارنیا در جریان عملیات ژوئن ۲۰۲۵ از بنیامین نتانیاهو خواست علاوه بر تأسیسات هستهای و نظامی، مراکز نفت و گاز ایران نیز هدف قرار گیرند.
نتانیاهو این درخواست را رد کرد، زیرا نگران بود ایران نیز زیرساختهای برق و انرژی اسرائیل را هدف قرار دهد. یک مقام ارشد پیشین موساد گفته است جامعه اسرائیل تحمل قطع طولانی برق را ندارد و نتانیاهو از پیامدهای داخلی چنین حملات متقابلی بیم داشت.
حدود شش ماه بعد، در عملیات مشترک بعدی، نتانیاهو با حمله به زیرساختهای انرژی موافقت کرد، اما اینبار کاخ سفید آن را قاطعانه وتو کرد. آن مقام موساد این وضعیت را چنین خلاصه کرده است: در عملیات نخست، اسرائیل میتوانست حمله کند اما نمیخواست؛ در عملیات دوم میخواست حمله کند، اما بهدلیل مخالفت آمریکا نمیتوانست. به گفته او، مهمترین اقدامی که ترامپ در جریان عملیات مشترک مانع آن شد، حمله گسترده به تأسیسات انرژی ایران بود.
بااینحال، آمریکا بعداً در چارچوب تبادل حملات، شماری از تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار داد. بنا بر ادعای گزارش، تخریب تأسیسات گازی استان فارس حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از تولید روزانه گاز ایران کاست و ناترازی مزمن انرژی را به بحرانی ملی تبدیل کرد. آثار آن بهسرعت در تولید، حملونقل، قیمتها و زندگی خانوارها نمایان شد.
کارشناسان اسرائیلی معتقدند افزایش قیمت سوخت بهتنهایی الزاماً اعتراض ایجاد نمیکند، اما بحران شدید انرژی میتواند پایه اقتصادی یک خیزش تازه را فراهم سازد. بااینحال، حتی سرنگونی جمهوری اسلامی نیز تضمین نمیکند که حکومت آینده ایران برنامه هستهای را کنار بگذارد.
زوهر پالتی، مقام پیشین وزارت دفاع و موساد، میگوید هر حکومت ایرانی برای تبدیل کشور به یک قدرت بزرگ، به توان اقتصادی، نظامی و هستهای نیاز خواهد داشت. حکومت شاه نیز در پی ایجاد ظرفیت هستهای بود. یک حکومت جدید ممکن است از هدف نابودی اسرائیل صرفنظر کند، اما احتمالاً گزینه هستهای را حفظ خواهد کرد.
افشاگری درباره تماس اسرائیل با تیم انتخاباتی بایدن
مقاله همچنین برای نخستینبار گزارش میدهد که در جریان رقابتهای مقدماتی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ آمریکا، اسرائیل ران درمر را مأمور کرد با مقامهای ارشد اطراف جو بایدن، از جمله آنتونی بلینکن، گفتوگو کند. هدف این بود که بایدن بهطور علنی وعده بازگشت به توافق هستهای را مطرح نکند.
به گفته یک مقام شورای امنیت ملی اسرائیل، اطرافیان بایدن میدانستند چنین موضعی با مخالفت شدید اسرائیل روبهرو میشود و میتواند به کارزار انتخاباتی او آسیب بزند. این اقدام نشان میدهد اسرائیل حتی پیش از ورود بایدن به کاخ سفید برای تأثیرگذاری بر موضع عمومی او درباره توافق هستهای تلاش کرده بود.
توافق هستهای و سرنوشت ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم
ایال تسیر کوهن، رئیس پیشین اداره روابط بینالملل موساد، میگوید راهحل مطلوب باید توافقی قابل اجرا و راستیآزمایی باشد. یکی از ضعفهای توافق سال ۲۰۱۵ این بود که تحقیق و توسعه هستهای ایران را بهاندازه کافی محدود نکرد. تهران حتی در دوره محدودیت غنیسازی توانست سانتریفیوژها و روشهایی توسعه دهد که زمان گریز هستهای را کوتاهتر میکنند.
امروز ایران میتواند با سانتریفیوژهای کمتر و در فضایی کوچکتر اورانیوم غنی کند. این ظرفیت شاید برای تولید صنعتی سلاح کافی نباشد، اما میتواند مواد لازم برای یک یا دو بمب را فراهم سازد.
مقاله میگوید ایران در «کوه کلنگ»، نزدیک نطنز، تأسیسات زیرزمینی تازهای آماده کرده است. بر اساس ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل که در رسانههای آمریکایی منتشر شده، هزاران سانتریفیوژ به تونلهایی عمیقتر از فردو منتقل شدهاند. ایران ممکن است در این مرکز اورانیوم ۶۰ درصدی موجود را تا سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد غنی کند.
دیوید ماکوفسکی میگوید موضوع اصلی مذاکرات فعلی، سرنوشت حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران است. یکی از گزینههای مطرح در واشنگتن «رقیقسازی» یا Downblending است؛ یعنی کاهش سطح غنا از ۶۰ درصد به ۳.۶۷ درصد.
اسرائیل احتمالاً به رقیقسازی در داخل ایران رضایت نخواهد داد و خواهان انتقال مواد به کشوری ثالث خواهد شد. دلیل آن نگرانی از غنیسازی مجدد مخفیانه است. ماکوفسکی پیشبینی میکند ایران ممکن است برای دادن یک پیروزی محدود به ترامپ با رقیقسازی موافقت کند، اما اصرار داشته باشد مواد در داخل کشور باقی بمانند تا امکان غنیسازی مجدد را حفظ کند.
ترور دانشمندان دانش هستهای را نابود نمیکند
اسرائیل طی سالهای گذشته دانشمندان ارشد را بهعنوان گلوگاه برنامه هستهای هدف قرار داده است. اما یک ژنرال بازنشسته نیروی هوایی آمریکا میگوید ترور دانشمندان فقط در چرخدندههای برنامه «شن میریزد» و آن را کند میکند؛ دانش هستهای را نمیتوان نابود کرد.
Post #1548
296
- 👍 1
- 👎 1